عبارت
از تاریخ
   
تا تاریخ
   
ساختارهای موجود توان برآورده کردن نیازهای انقلاب را ندارد

مشکل اصلی نه در افراد و سلیقه های سیاسی که اساسا در ساختارهاست. در کنار لزوم حضور عناصر متقی و متعهد، که امری ضروری است، خود ساختار ها نیز دارای هویت هستند. به نظر میرسد مانع سومی که در راه تحقق آرمان های انقلاب بر سر راه جوانان انقلابی قرار گرفته است خود ساختارهایی است که در حال حاضر در کشور حاکم هستند.

این حوزه کمر نظام را دارد می‎شکند

وقتی شما می‎گویید «حکومت اسلامی» واضح است هرجا که بروید آخرش به حوزه می‎خورید. مصیبت و غربت انقلاب ما این بود که حوزه‎ی عملا سکولار پشتوانه انقلاب ما شد. حوزه‎ای که افتخارش این بود که عبایش را روی سرش بکشد و از هیچ چیز خبر نداشته باشد

امام، فیدل کاسترو نبود

مشکلی که در جامعه ما پیدا شده این است که من احساس می‎کنم وجهه سلبی ما بر وجهه اثباتی ما غلبه پیدا کرده است. ما داریم به صورت خیلی روشن و آشکار استکبارستیزی می‎کنیم و اصلا در دنیا برجسته‎ترین وجهه انقلاب اسلامی، استکبارستیزی آن است. اما در درونمایه‎ها چطور؟ آیا ما اسلامی و توحیدی هستیم؟ آیا به فرموده حضرت آقا ما سبک زندگی اسلامی داریم؟

اینکه مسائل ما حل نمى‎شود، براى این است که در ضیافت خدا وارد نشده‎ایم

اختلاف سلیقه، اختلاف راى، مباحثه، جار و جنجال اینها باید باشد، لکن نتیجه این نباشد که ما دو دسته، بشویم دشمن هم. باید دو دسته باشیم در عین حالى که اختلاف داریم، دوست هم باشیم. اگر در این ماه مبارک، در این ضیافت وارد شدیم، باید بعد از ماه مبارک تا مدتها آثارش باقى باشد.

پناهیان کم داریم

ما پناهیان‎هایی می‎خواهیم که اولا آسیب‎پذیری‎های نهادی ما را به خوبی بشناسد و برایش نسخه راهبردی تجویز کند و ثانیا بتواند در حرکتی ایجابی و رو به جلو نقاط آسیب‎پذیری ما را به نقاط قوت تبدیل نماید.

دولتمردان مانند عصر قاجاری و پهلوی گرفتار مرض بی‎خبری شده‎اند/سیاستمداران، با زبان مردم حرف نمی‎زنند

ابراز نارضایتی از وضع موجود و یا نارضایتی از این وضع همیشه از طریق مذهب بود. این موضوع در اندیشه امام نیز بسیار بنیادین و کلیدی بوده است. اتفاقاتی که از دهه هفتاد به بعد یعنی بعد از دوران دفاع مقدس افتاد این بود که عده‎ای تلاش کردند به بهانۀ دفاع از مذهب بار دیگر آن را به احکام تقلیل دهند و به نظر من یکی از آن مواردی که در اندیشه امام مورد غفلت قرار گرفته، همین است.

ابوسفیان هم بعد از پیامبر به جاهلیتش بازگشت/در یک تقابلیم بین عهد ایمانی که عبور از سکولاریته است با عهد غربی/باید مصباح‎الدایه و رساله‎الولایه بخوانید

ما در این دولتی که یک مقداری اشرافیست باید یک مسئله‎ای را بشناسیم و آن این است که در دوران آزمایشی هستیم که در آن ثابت می‎شود از طریق غرب‎زدگی نمی‎توانیم راهمان را ادامه دهیم. پس این چیز خوبیست و نه چیز بدی. در دوره آزمایشیم. چه آزمایشی؟ آزمایشی که عقل غربی، ما را به نتایجی که می‎خواهیم نمی‎رساند.

شرط توسعه؛ داشتن علوم انسانی یا انحلال در نظام جهانی؟

شرط توسعه، نه انحلال در نظام جهانی‎سازی که بنیاد نهادن علوم انسانی متناسب با بوم ایرانی-اسلامی است اما او شعار استقلال را منافی توسعه می‎داند و در آثار و مصاحبه‎های مختلف بر ضرورت ادغام در روند جهانی‎سازی و دست برداشتن از شعار استقلال به عنوان شرط توسعه سخن می‎گوید...

نگاه فناتیک به غرب

او به صراحت می‎نویسد:«واقعیت این است که اگر جمهوری اسلامی ایران بخواهد اسلامی رفتار کند و اسلام را راهنمای تصمیم‎گیری‎ها و اقدامات خود قرار دهد، مسلم است که نمی‎تواند با جهانی که بر مبنای سرمایه‎داری، ‌قدرت نظامی صرف و ائتلافات مبتنی بر قدرت است، همکاری و مناسبات راهبردی برقرار کند» و نظام سیاسی ایده‎آل، نظامی است مبتنی بر تفکیک دین از تصمیم‎گیری‎های تخصصی در حکومت.