جان من، شرک فزایی بس کن

خیل شیطان، نبود اهل الله‏

 ‏ای قلم، راز گشایی بس کن

بس کن که در گفتار و نوشتار تو با همه ادعاهای پوچ،

بویی از حق نیست؛ پس این قلم را که در دست ابلیس است، عفو کن

 و راه خود پیش گیر؛ ولی از رحمت خداوند - تعالی - مایوس مباش که آن، سر حلقه همه خطاها است.

والسلام‏

روح الله الموسوی الخمینی

۲۵ بهمن ۱۳۶۵‏

راز گشایی

بس کن این یاوه سرایی، بس کن‏

 ‏تا به کی خویش ستایی، بس کن

مخلصان لب به سخن وا نکنند

‏ ‏برکن این ثوب ریایی، بس کن

تو خطا کاری و حق، آگاه است‏

 ‏حیله گر، زهد نمایی بس کن

حق غنی است، برو پیش غنی‏

 ‏نزد مخلوق، گدایی بس کن

هر پرستش که تو کردی، شرک است

‏بی خدا، چند خدایی بس کن

شرک در جان تو منزل دارد

‏ ‏دعوی شرک زدایی بس کن

توی شیطان زده و عشق خدا !‏

‏نبری راه به جایی، بس کن

سیئات تو، به است از حسنات‏ ‏