گلزار جان

با که گویم غم دل، جز تو که غمخوار منی؟‏ ‏

همه عالم اگرم پشت کند، یار منی

دل نبندم به کسی، روی نیارم به دری‏

‏تا تو رویای منی، تا تو مدد کار منی

راهی کوی توام، قافله سالاری نیست‏ ‏

غم نباشد که تو خود، قافله سالار منی

به چمن روی نیارم، نروم در گلزار

‏تو چمنزار من استی و تو گلزار منی

دردمندم، نه طبیبی، نه پرستاری هست‏ ‏

دلخوشم، چون تو طبیب و تو پرستار منی

عاشقم، سوخته ام، هیچ مددکاری نیست‏ ‏

تو مددکار من عاشق و دلدار منی