آفتاب نیمه شب

ای خوب رخ که پرده نشینی و بی‏ حجاب‏

‏ای صدهزار جلوه‏ گر و باز در نقاب

ای آفتاب نیمشب، ای ماه نیمروز‏

‏ای نجم دوربین که نه ماهی، نه آفتاب

کیهان طلایه دارت و خورشید سایه ‏ات‏ ‏

گیسوی حور خیمه ناز تو را طناب

جانهای قدسیان همه در حسرتت به سوز‏ ‏

دلهای حوریان همه در فرقتت کباب

انموذج جمالی و اسطوره جلال‏ ‏

دریای بیکرانی و عالم همه سراب

آیا شود که نیم نظر سوی ما کنی ‏

تا پر گشوده کوچ نماییم از این قباب

ای جلوه ات جمال ده هرچه خوبرو‏

‏ای غمزه ات هلاک کن هر چه شیخ و شاب

چشم خراب دوست خرابم نموده است‏

‏آبادی دو کون به قربان این خراب