احکام خرید و فروش

چیزهایی که در خرید و فروش مستحب است

۲۰۵۱ یاد گرفتن احکام معاملات به قدری که مورد احتیاج است لازم است، و مستحب است فروشنده بین مشتریها در قیمت جنس فرق نگذارد و در قیمت جنس سختگیری نکند و کسی که با او معامله کرده اگر پشیمان شود و از او تقاضا کند که معامله را به هم بزند بپذیرد.

۲۰۵۲ اگر انسان نداند معامله‏ای که کرده صحیح است‏یا باطل، نمی‏تواند در مالی که گرفته تصرف نماید. ولی چنانچه در موقع معامله احکام آن را می‏دانسته و بعد از معامله شک کند، تصرف او اشکال ندارد و معامله صحیح است.

۲۰۵۳ کسی که مال ندارد و مخارجی بر او واجب است مثل خرج زن و بچه، باید کسب کند، و برای کارهای مستحب مانند وسعت دادن به عیالات و دستگیری از فقرا کسب کردن مستحب است.

معاملات مکروه

۲۰۵۴ عمده معاملات مکروه از این قرار است: اول: بنده فروشی. دوم: قصابی. سوم: کفن فروشی. چهارم: معامله با مردمان پست. پنجم: معامله بین اذان صبح و اول آفتاب. ششم: آنکه کار خود را خرید و فروش گندم و جو و مانند اینها قرار دهد. هفتم: آنکه برای خریدن جنسی که دیگری می‏خواهد بخرد داخل معامله او شود.

معاملات باطل

۲۰۵۵ در چند مورد معامله باطل است: اول: خرید و فروش عین نجس، مثل بول و غائط و مسکرات، بنابر اقوی در بعضی و بنابر احتیاط واجب در بعضی. دوم: خرید و فروش مال غصبی، مگر آنکه صاحبش معامله را اجازه کند. سوم: خرید و فروش چیزهایی که مال نیست. چهارم: معامله چیزی که منافع معمولی آن حرام باشد، مثل آلات قمار و موسیقی. پنجم: معامله‏ای که در آن ربا باشد. و حرام است غش در معامله، یعنی فروختن جنسی که با چیز دیگر مخلوط است در صورتی که آن چیز معلوم نباشد و فروشنده هم به خریدار نگوید، مثل فروختن روغنی که آن را با پیه مخلوط کرده است، و این عمل را غش می‏گویند. از پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم منقول است که فرمودند: از ما نیست کسی که در معامله با مسلمانان غش کند یا به آنان ضرر بزند یا تقلب و حیله نماید، و هر که با برادر مسلمان خود غش کند، خداوند برکت روزی او را می‏برد و راه معاش او را می‏بندد و او را به خودش واگذار می‏کند.

۲۰۵۶ فروختن چیز پاکی که نجس شده و آب کشیدن آن ممکن است اشکال ندارد ولی اگر مشتری بخواهد آن چیز را بخورد باید فروشنده نجس بودن آن را به او بگوید.

۲۰۵۷ اگر چیز پاکی مانند روغن و نفت که آب کشیدن آن ممکن نیست نجس شود ، چنانچه مثلا روغن نجس را برای خوردن به خریدار بدهند معامله باطل و عمل حرام است و اگر برای کاری بخواهد که شرط آن پاک بودن نیست، مثلا بخواهند نفت نجس را بسوزانند فروش آن اشکال ندارد.

۲۰۵۸ باید دوایی را که مثل شراب عین آن نجس است معامله نکنند،ولی معامله دوایی که عینش نجس نیست، اگر به آن احتیاج داشته باشند اشکال ندارد.

۲۰۵۹ خرید و فروش روغن و دواهای روان و عطرهایی که از ممالک غیر اسلامی می‏آورند اگر نجس بودن آنها معلوم نباشد اشکال ندارد، ولی روغنی را که از حیوان بعد از جان دادن آن می‏گیرند چنانچه در شهر کفار از دست کافر بگیرند و از حیوانی باشد که اگر رگ آن را ببرند خون از آن جستن می‏کند نجس است و معامله آن باطل می‏باشد، بلکه اگر در شهر مسلمانان هم از دست کافر بگیرند معامله آن باطل است، مگر آنکه بدانند که آن کافر از مسلمان خریده است.

۲۰۶۰ اگر روباه را به غیر دستوری که در شرع معین شده کشته باشند یا خودش مرده باشد، خرید و فروش پوست آن حرام و معامله آن باطل است.

۲۰۶۱ خرید و فروش گوشت و پیه و چرمی که از ممالک غیر اسلامی می‏آورند یا از دست کافر گرفته می‏شود باطل است، ولی اگر انسان بداند که آنها از حیوانی است که به دستور شرع کشته شده خرید و فروش آنها اشکال ندارد.

۲۰۶۲ خرید و فروش گوشت و پیه و چرمی که از دست مسلمان گرفته شود اشکال ندارد، ولی اگر انسان بداند که آن مسلمان آن را از دست کافر گرفته و تحقیق نکرده که از حیوانی است که به دستور شرع کشته شده یا نه، خریدن آن حرام و معامله آن باطل است.

۲۰۶۳ خرید و فروش مسکرات حرام و معامله آنها باطل است.

۲۰۶۴ فروختن مال غصبی باطل است، و فروشنده باید پولی را که از خریدار گرفته به او برگرداند.

۲۰۶۵ اگر خریدار قصدش این باشد که پول جنس را ندهد معامله اشکال دارد.

۲۰۶۶ اگر خریدار بخواهد پول جنس را بعدا از حرام بدهد و از اول هم قصدش این باشد معامله اشکال دارد، و اگر از اول قصدش این نباشد معامله صحیح است، ولی باید مقداری را که بدهکار است از مال حلال بدهد.

۲۰۶۷ خرید و فروش آلات لهو مثل تار و ساز حتی سازهای کوچک حرام است.

۲۰۶۸ اگر چیزی را که می‏شود استفاده حلال از آن ببرند به قصد این بفروشد که آن را در حرام مصرف کنند، مثلا انگور را به این قصد بفروشد که از آن شراب تهیه نمایند، معامله آن حرام و باطل است.

۲۰۶۹ خرید و فروش مجسمه و صابون یا چیزهای دیگری که روی آن مجسمه دارد اشکال ندارد.

۲۰۷۰ خریدن چیزی که از قمار یا دزدی یا از معامله باطل تهیه شده باطل و تصرف در آن مال حرام است و اگر کسی آن را بخرد باید به صاحب اصلیش برگرداند.

۲۰۷۱ اگر روغنی را که با پیه مخلوط است بفروشد، چنانچه آن را معین کند، مثلا بگوید این یک من روغن را می‏فروشم، مشتری می‏تواند معامله را به هم بزند، ولی اگر آن را معین نکند بلکه یک من روغن بفروشد، بعد روغنی که پیه دارد بدهد، مشتری می‏تواند آن روغن را پس بدهد و روغن خالص مطالبه نماید.

۲۰۷۲ اگر مقداری از جنسی را که با وزن یا پیمانه می‏فروشند به زیادتر از همان جنس بفروشد، مثلا یک من گندم را به یک من و نیم گندم بفروشد ربا و حرام است، و گناه یک درهم ربا بزرگتر از آن است که انسان هفتاد مرتبه با محرم خود زنا کند، بلکه اگر یکی از دو جنس سالم و دیگری معیوب، یا جنس یکی خوب و جنس دیگری بد باشد یا با یکدیگر تفاوت قیمت داشته باشند، چنانچه بیشتر از مقداری که می‏دهد بگیرد باز هم ربا و حرام است، پس اگر مس درست را بدهد و بیشتر ازآن مس شکسته بگیرد، یا برنج صدری را بدهد و بیشتر از آن برنج گرده بگیرد، یا طلای ساخته را بدهد و بیشتر از آن طلای نساخته بگیرد ربا و حرام می‏باشد.

۲۰۷۳ اگر چیزی را که اضافه می‏گیرند غیر از جنسی باشد که می‏فروشد، مثلا یک من گندم به یک من گندم و ده تومان پول بفروشد باز هم ربا و حرام است، بلکه اگرچیزی زیادتر نگیرد ولی شرط کند که خریدار عملی برای او انجام دهد، ربا و حرام می‏باشد.

۲۰۷۴ اگر کسی که مقدار کمتر را می‏دهد چیزی علاوه کند، مثلا یک من گندم و یک دستمال را به یک من و نیم گندم بفروشد، اگر مقدار کمتر در قیمت مساوی با مقدار بیشتر همجنس آن باشد و کسی که مقدار کمتر را می‏دهد برای خلاصی از فروش آن به زیادتر از همجنس، چیزی علاوه کند، مثلا یک من گندم اعلا و یک دستمال را به‏یک من و نیم گندم متوسط بفروشد اشکال ندارد، و همچنین است اگر از هر دو طرف چیزی زیاد کنند، مثلا یک من گندم و یک دستمال را به یک من و نیم گندم و یک دستمال بفروشد، ولی اگر چیز علاوه برای فرار از ربا باشد، مثلا یک من گندم خوب را به یک من و نیم گندم خوب مثل آن بخواهد نسیه بفروشد و برای فرار از ربا چیزی بر یک من گندم علاوه کند جایز نیست.

۲۰۷۵ اگر چیزی را که مثل پارچه با متر و ذرع می‏فروشند یا چیزی را که مثل گردو و تخم مرغ با شماره معامله می‏کنند بفروشد و زیادتر بگیرد، مثلا ده تا تخم مرغ بدهد و یازده تا بگیرد اشکال ندارد.

۲۰۷۶ جنسی را که در بعضی از شهرها به وزن یا پیمانه می‏فروشند و در بعضی‏از شهرها با شماره معامله می‏کنند، اگر در شهری که آن را با وزن یا پیمانه می‏فروشند زیادتر بگیرد ربا و حرام است و در شهر دیگر ربا نیست.

۲۰۷۷ اگر چیزی را که می‏فروشد و عوضی را که می‏گیرد از یک جنس نباشد زیادی گرفتن اشکال ندارد، پس اگر یک من برنج بفروشد و دو من گندم بگیرد معامله صحیح است.

۲۰۷۸ اگر جنسی را که می‏فروشد و عوضی را که می‏گیرد از یک چیز عمل آمده باشد باید در معامله زیادی نگیرد، پس اگر یک من روغن بفروشد و در عوض آن یک من و نیم پنیر بگیرد ربا و حرام است، و احتیاط واجب آن است که اگر میوه رسیده را با میوه نارس معامله کند زیادی نگیرد.

۲۰۷۹ جو و گندم در ربا یک جنس حساب می‏شود، پس اگر یک من گندم بدهد و یک من و پنج‏سیر جو بگیرد ربا و حرام است، و نیز اگر مثلا ده من جو بخرد که سر خرمن ده من گندم بدهد، چون جو را نقد گرفته و بعد از مدتی گندم را می‏دهد مثل آن است که زیادی گرفته و حرام می‏باشد.

۲۰۸۰ اگر مسلمان از کافری که در پناه اسلام نیست ربا بگیرد اشکال ندارد،و نیز پدر و فرزند و زن و شوهر می‏توانند از یکدیگر ربا بگیرند.

شرایط فروشنده و خریدار

۲۰۸۱ برای فروشنده و خریدار شش چیز شرط است: اول: آنکه بالغ باشند. دوم:آنکه عاقل باشند. سوم: آنکه حاکم شرع آنان را از تصرف در اموالشان جلوگیری نکرده باشد. چهارم: آنکه قصد خرید و فروش داشته باشند، پس اگر مثلا به شوخی بگوید مال خود را فروختم، معامله باطل است. پنجم: آنکه کسی آنها را مجبور نکرده باشد. ششم: آنکه جنس و عوضی را که می‏دهند مالک باشند، یا مثل پدر و جد صغیر اختیار مال در دست آنان باشد. و احکام اینها در مسایل آینده گفته خواهد شد.

۲۰۸۲ معامله با بچه نابالغ باطل است، اگر چه پدر یا جد آن بچه به او اجازه داده باشند که معامله کند، ولی اگر بچه ممیز باشد و چیز کم قیمتی را که معامله آن برای بچه‏ها متعارف است معامله کند، اشکال ندارد. و نیز اگر طفل وسیله باشد که پول را به فروشنده بدهد و جنس را به خریدار برساند یا جنس را به خریدار بدهد و پول را به فروشنده برساند، چون واقعا دو نفر بالغ با یکدیگر معامله کرده‏اند، معامله صحیح است، ولی باید فروشنده و خریدار یقین داشته باشند که طفل جنس و پول را به صاحب آن می‏رساند.

۲۰۸۳ اگر از بچه نابالغ چیزی بخرد یا چیزی به او بفروشد باید جنس یا پولی را که از او گرفته به صاحب آن بدهد یا از صاحبش رضایت بخواهد، و اگر صاحب آن را نمی‏شناسد و برای شناختن او هم وسیله‏ای ندارد باید چیزی را که از بچه گرفته از طرف صاحب آن مظالم بدهد، ولی اگر چیزی را که گرفته مال خود صغیر باشد باید به ولی‏اش برساند، و اگر او را پیدا نکرد به حاکم شرع بدهد.

۲۰۸۴ اگر کسی با بچه نابالغ معامله کند و جنس یا پولی که به بچه داد از بین برود، نمی‏تواند از بچه یا ولی او مطالبه کند.

۲۰۸۵ اگر خریدار یا فروشنده را به معامله مجبور کنند، چنانچه بعد از معامله راضی شود و بگوید راضی هستم معامله صحیح است، ولی احتیاط مستحب آن است‏که دوباره صیغه معامله را بخوانند.

۲۰۸۶ اگر انسان مال کسی را بدون اجازه او بفروشد، چنانچه صاحب مال به فروش آن راضی نشود و اجازه نکند معامله باطل است.

۲۰۸۷ پدر و جد پدری طفل در صورتی می‏توانند مال طفل را بفروشند که برای‏او مفسده نداشته باشد ، بلکه بهتر آن است که تا مصلحت نباشد نفروشند، اما وصی پدر و وصی جد پدری و حاکم شرع فقط در صورتی می‏توانند مال طفل را بفروشند که مصلحت طفل در آن باشد.

۲۰۸۸ اگر کسی مالی را غصب کند و بفروشد و بعد از فروش صاحب مال معامله را برای خودش اجازه دهد معامله صحیح است، و احتیاط واجب آن است‏که مشتری و صاحب مال در منفعتی که برای جنس و عوض آن بوده با یکدیگر مصالحه کنند.

۲۰۸۹ اگر کسی مالی را غصب کند و بفروشد به قصد این که پول آن، مال خودش باشد، چنانچه صاحب مال معامله را اجازه نکند معامله باطل است، و اگر برای کسی هم که مال را غصب کرده اجازه نماید صحیح بودن معامله اشکال دارد.

شرایط جنس و عوض آن

۲۰۹۰ جنسی که می‏فروشند و چیزی که عوض آن می‏گیرند پنج‏شرط دارد. اول : آنکه مقدار آن با وزن یا پیمانه یا شماره و مانند اینها معلوم باشد. دوم : آنکه بتوانند آن را تحویل دهند، بنابر این فروختن اسبی که فرار کرده صحیح نیست ولی اگر بنده‏ای را که فرار کرده با چیزی که می‏تواند تحویل دهد مثلا با یک فرش بفروشد اگر چه آن بنده پیدا نشود معامله صحیح است و در غیر بنده مشکل است سوم: خصوصیاتی را که در جنس و عوض هست و به واسطه آنها میل مردم به معامله فرق می‏کند، معین نماید. چهارم: کسی در جنس یا در عوض آن حقی نداشته باشد، پس مالی را که انسان پیش کسی گرو گذاشته بدون اجازه او نمی‏تواند بفروشد. پنجم: آن که بنابر احتیاط خود جنس را بفروشد، نه منفعت آن را، اگرچه جایز بودن خالی از قوت نیست، پس اگر مثلا منفعت‏یک ساله خانه را بفروشد صحیح است. و چنانچه خریدار به جای پول منفعت ملک خود را بدهد، مثلا فرشی را از کسی بخرد و عوض آن منفعت‏یک ساله خانه خود را به او واگذار کند اشکال ندارد. و احکام اینها در مسائل آینده گفته خواهد شد.

۲۰۹۱ جنسی را که در شهری با وزن یا پیمانه معامله می‏کنند، در آن شهر انسان باید با وزن یا پیمانه بخرد، ولی می‏تواند همان جنس را در شهری که با دیدن معامله می‏کنند با دیدن خریداری نماید.

۲۰۹۲ چیزی را که با وزن خرید و فروش می‏کنند با پیمانه هم می‏شود معامله کرد،به این طور که اگر مثلا می‏خواهد ده من گندم بفروشد با پیمانه‏ای که یک من گندم می‏گیرد ده پیمانه بدهد.

۲۰۹۳ اگر یکی از شرطهایی که گفته شد در معامله نباشد معامله باطل است،ولی اگر خریدار و فروشنده راضی باشند که در مال یکدیگر تصرف کنند تصرف آنها اشکال ندارد.

۲۰۹۴ معامله چیزی را که وقف شده باطل است، ولی اگر بطوری خراب شود که نتواند استفاده‏ای را که مال برای آنها وقف شده از آن ببرند ، مثلا حصیر مسجد بطوری پاره شود که نتوانند روی آن نماز بخوانند فروش آن اشکال ندارد، و در صورتی که ممکن باشد باید پول آن را در همان مسجد به مصرفی برسانند که به مقصود وقف کننده نزدیکتر باشد.

۲۰۹۵ هرگاه بین کسانی که مال را برای آنان وقف کرده‏اند به طوری اختلاف پیدا شود که اگر مال وقف را نفروشند گمان آن برود که مال یا جانی تلف شود می‏توانند آن مال را بفروشند و بین موقوف علیهم تقسیم نمایند، ولی چنانچه اختلاف با تنها فروختن و تهیه مکان دیگر برطرف می‏شود، لازم است آن موقوفه به محل دیگر تبدیل و یا با پول فروش آن محل دیگر خریده شود و به جای مکان اول و در همان جهت وقف اولی وقف گردد.

۲۰۹۶ خرید و فروش ملکی که آن را به دیگری اجاره داده‏اند اشکال ندارد، ولی استفاده آن ملک در مدت اجاره مال مستاجر است، و اگر خریدار نداند که آن ملک را اجاره داده‏اند یا به گمان این که مدت اجاره کم است ملک را خریده باشد پس از اطلاع می‏تواند معامله خودش را به هم بزند.

صیغه خرید و فروش

۲۰۹۷ در خرید و فروش لازم نیست صیغه عربی بخوانند، مثلا اگر فروشنده به فارسی بگوید این مال را در عوض این پول فروختم و مشتری بگوید قبول کردم معامله صحیح است، ولی خریدار و فروشنده باید قصد انشا داشته باشند، یعنی به گفتن این دو جمله مقصودشان خرید و فروش باشد.

۲۰۹۸ اگر در موقع معامله صیغه نخوانند ولی فروشنده در مقابل مالی که از خریدار می‏گیرد مال خود را ملک او کند و او بگیرد معامله صحیح است و هر دو مالک می‏شوند.

خرید و فروش میوه‏ها

۲۰۹۹ فروش میوه‏ای که گل آن ریخته و دانه بسته به طوری که معمولا دیگر از آفت گذشته باشد پیش از چیدن صحیح است، و نیز فروختن غوره بر درخت اشکال ندارد.

۲۱۰۰ بریزد بفروشند باید چیزی که دارای مالیت و قابل فروش جداگانه و ملک فروشنده باشد با آن ضمیمه نمایند.

۲۱۰۱ اگر خرمایی را که زرد یا سرخ شده بر درخت بفروشند اشکال ندارد، ولی نباید عوض آن را خرما بگیرند.

۲۱۰۲ فروختن خیار و بادمجان و سبزیها و مانند اینها که سالی چند مرتبه چیده می‏شود، در صورتی که ظاهر و نمایان شده باشد و معین کنند که مشتری در سال چند دفعه آن را بچیند اشکال ندارد.

۲۱۰۳ اگر خوشه گندم و جو را بعد از آن که دانه بسته به چیز دیگری غیر گندم و جو بفروشند اشکال ندارد.

نقد و نسیه

۲۱۰۴ اگر جنسی را نقد بفروشند، خریدار و فروشنده بعد از معامله می‏توانند جنس و پول را از یکدیگر مطالبه نموده و تحویل بگیرند، و تحویل دادن خانه و زمین و مانند اینها به این است که آن را در اختیار خریدار بگذارند که بتواند در آن تصرف کند، و تحویل دادن فرش و لباس و مانند اینها به این است که آن را طوری در اختیار خریدار بگذارند که اگر بخواهد آن را به جای دیگر ببرد فروشنده جلوگیری نکند.

۲۱۰۵ در معامله نسیه باید مدت کاملا معلوم باشد، پس اگر جنسی را بفروشد که سر خرمن پول آن را بگیرد، چون مدت کاملا معین نشده معامله باطل است.

۲۱۰۶ اگر جنسی را نسیه بفروشد، پیش از تمام شدن مدتی که قرار گذاشته‏اند نمی‏تواند عوض آن را از خریدار مطالبه نماید، ولی اگر خریدار بمیرد و از خودش مال داشته باشد، فروشنده می‏تواند پیش از تمام شدن مدت طلبی را که دارد از ورثه او مطالبه نماید.

۲۱۰۷ اگر جنسی را نسیه بفروشد، بعد از تمام شدن مدتی که قرار گذاشته‏اند می‏تواند عوض آن را از خریدار مطالبه نماید، ولی اگر خریدار نتواند بپردازد بایداو را مهلت دهد.

۲۱۰۸ اگر به کسی که قیمت جنس را نمی‏داند مقداری نسیه بدهد و قیمت آن را به او نگوید معامله باطل است، ولی اگر به کسی که قیمت نقدی جنس را می‏داند نسیه بدهد و گرانتر حساب کند، مثلا بگوید جنسی را که به تو نسیه می‏دهم تومانی یک ریال از قیمتی که نقد می‏فروشم گرانتر حساب می‏کنم و او قبول کند اشکال ندارد.

۲۱۰۹ کسی که جنسی را نسیه فروخته و برای گرفتن پول آن مدتی قرار داده، اگرمثلا بعد از گذشتن نصف مدت مقداری از طلب خود را کم کند و بقیه را نقد بگیرد اشکال ندارد.

معامله سلف

۲۱۱۰ معامله سلف آن است که مشتری پول را بدهد که بعد از مدتی جنس را تحویل بگیرد، و اگر بگوید این پول را می‏دهم که مثلا بعد از شش ماه فلان جنس را بگیرم و فروشنده بگوید قبول کردم، یا فروشنده پول را بگیرد و بگوید فلان جنس را فروختم که بعد از شش ماه تحویل بدهم معامله صحیح است.

۲۱۱۱ اگر پول طلا و نقره را سلف بفروشد و عوض آن را پول طلا و نقره بگیرد معامله باطل است، ولی اگر جنسی را سلف بفروشد و عوض آن را جنس دیگر یا پول بگیرد معامله صحیح است، و احتیاط مستحب آن است در عوض جنسی که می‏فروشد پول بگیرد و جنس دیگر نگیرد.

شرایط معامله سلف

۲۱۱۲ معامله سلف شش شرط دارد: اول: خصوصیاتی را که قیمت جنس به واسطه آنها فرق می‏کند معین نمایند ولی دقت زیاد هم لازم نیست همین قدر که مردم بگویند خصوصیات آن معلوم شده کافی است پس معامله سلف در نان و گوشت و پوست‏حیوان و مانند اینها در صورتی که نشود خصوصیاتشان را به طوری معین کنند که برای مشتری مجهول نباشد و معامله غرری باشد باطل است. دوم: پیش از آنکه خریدار و فروشنده از هم جدا شوند خریدار تمام قیمت را به فروشنده بدهد یا به مقدار پول آن از فروشنده طلبکار باشد که در این صورت بهتر آن است که فروشنده پول جنس را به ذمه مشتری قرار دهد.پس از آن مشتری طلبی را که از فروشنده دارد بابت پول جنسی که به ذمه او است‏حساب کند، و چنانچه مقداری از آن را بدهد اگر چه معامله به آن مقدار صحیح است‏ولی فروشنده می‏تواند معامله همان مقدار را به هم بزند. سوم: مدت را کاملا معین کنند، و اگر مثلا بگوید تا اول خرمن جنسی را تحویل می‏دهم چون مدت کاملا معلوم نشده معامله باطل است. چهارم: وقتی را برای تحویل جنس معین کنند که در آن وقت به قدری از آن جنس وجود داشته باشد که اطمینان داشته باشند که نایاب نخواهد بود. پنجم: بنابر احتیاط واجب جای تحویل جنس را معین نمایند ولی اگر از حرفهای آنان جای آن معلوم باشد لازم نیست اسم آن جا را ببرند. ششم: وزن یا پیمانه آن را معین کنند و جنسی را هم که معمولا با دیدن معامله می‏کنند اگر سلف بفروشند اشکال ندارد ولی باید مثل بعضی از اقسام گردو و تخم مرغ تفاوت افراد آن به قدری کم باشد که مردم به آن اهمیت ندهند.

احکام معامله سلف

۲۱۱۳ انسان نمی‏تواند جنسی را که سلف خریده پیش از تمام شدن مدت بفروشد، و بعد از تمام شدن مدت اگر چه آن را تحویل نگرفته باشد فروختن آن اشکال ندارد.

۲۱۱۴ در معامله سلف اگر فروشنده جنسی را که قرارداد کرده بدهد،مشتری باید قبول کند. و نیز اگر بهتر از آنچه قرار گذاشته، بدهد، یعنی همان اوصاف را با زیادتی کمال دارا باشد، مشتری باید قبول نماید، و اگر این طور نباشد لازم نیست قبول کند، مثل آن که بنده جاهل خریده باشد و بایع بخواهد عالم بدهد.

۲۱۱۵ اگر جنسی را که فروشنده می‏دهد پست‏تر از جنسی باشد که قرارداد کرده،مشتری می‏تواند قبول نکند.

۲۱۱۶ اگر فروشنده به جای جنسی که قرارداد کرده جنس دیگری بدهد، در صورتی که مشتری راضی شود اشکال ندارد.

۲۱۱۷ اگر جنسی را که سلف فروخته، در موقعی که باید آن را تحویل دهد نایاب شود و نتواند آن را تهیه کند، مشتری می‏تواند صبر کند تا تهیه نماید یا معامله را به هم بزند و چیزی را که داده پس بگیرد.

۲۱۱۸ اگر جنسی را بفروشد و قرار بگذارد که بعد از مدتی تحویل دهد و پول آن را هم بعد از مدتی بگیرد، معامله باطل است.

فروش طلا و نقره، به طلا و نقره

۲۱۱۹ اگر طلا را به طلا، یا نقره را به نقره بفروشد، سکه‏دار باشند یا بی‏سکه، در صورتی که وزن یکی از آنها زیادتر از دیگری باشد معامله حرام و باطل است.

۲۱۲۰ اگر طلا را به نقره، یا نقره را به طلا بفروشد، معامله صحیح است و لازم نیست وزن آنها مساوی باشد.

۲۱۲۱ اگر طلا یا نقره را به طلا یا نقره بفروشند باید فروشنده و خریدار پیش از آنکه از یکدیگر جدا شوند جنس و عوض آن را به یکدیگر تحویل دهند، و اگر هیچ مقدار از چیزی را که قرار گذاشته‏اند، تحویل ندهند معامله باطل است.

۲۱۲۲ اگر فروشنده یا خریدار تمام چیزی را که قرار گذاشته، تحویل دهد و دیگری مقداری از آن را تحویل دهد و از یکدیگر جدا شوند، اگر چه معامله به آن مقدار صحیح است. ولی کسی که تمام مال به دست او نرسیده، می‏تواند معامله را به هم بزند.

۲۱۲۳ اگر مقداری خاک نقره معدن را به همان مقدار نقره خالص، و یا مقداری خاک طلای معدن را به همان مقدار طلای خالص بفروشند معامله باطل است، ولی فروختن خاک نقره به طلا، و خاک طلا به نقره به هر صورت اشکال ندارد.

حوزه > صفحه کتابخانه > توضیح المسائل حضرت امام خمینی

مواردی که انسان می‏تواند معامله را به هم بزند

۲۱۲۴ حق به هم زدن معامله را خیار می‏گویند و خریدار و فروشنده در یازده صورت می‏توانند معامله را به هم بزنند: اول: آنکه از مجلس معامله متفرق نشده باشند، و این خیار را خیار مجلس می‏گویند. دوم: آنکه مغبون شده باشند خیار غبن. سوم: در معامله قرارداد کنند که تا مدت معینی هر دو یا یکی از آنان بتوانند معامله را به هم بزنند خیار شرط. چهارم: فروشنده یا خریدار مال خود را بهتر از آنچه هست نشان دهد و طوری کند که قیمت مال در نظر مردم زیاد شودخیار تدلیس. پنجم: فروشنده یا خریدار شرط کند که کاری انجام دهد یا شرط کند مالی را که می‏دهد طور مخصوصی باشد و به آن شرط عمل نکند، که در این صورت دیگری می‏تواند معامله را به هم بزند خیار تخلف شرط. ششم: در جنس یا عوض آن عیبی باشد خیار عیب. هفتم: معلوم شود مقداری از جنسی را که فروخته‏اند مال دیگری است‏که اگر صاحب آن به معامله راضی نشود خریدار می‏تواند معامله را به هم بزند یا پول آن مقدار را از فروشنده بگیرد، و نیز اگر معلوم شود مقداری از چیزی را که خریدار عوض قرار داده، مال دیگری است و صاحب آن راضی نشود، فروشنده می‏تواند معامله را به هم بزند یا عوض آن مقدار را از خردار بگیرد خیار شرکت. هشتم: فروشنده خصوصیات جنس معینی را که مشتری ندیده به او بگوید، بعد معلوم شود طوری که گفته، نبوده است، که در این صورت مشتری می‏تواند معامله را به هم بزند، و نیز اگر مشتری خصوصیات عوض معینی را که می‏دهد بگوید، بعد معلوم شود طوری که گفته، نبوده است، فروشنده می‏تواند معامله را به‏هم بزند خیار رویت. نهم: مشتری پول جنسی را که نقدا خریده تا سه روز ندهد و فروشنده هم جنس را تحویل ندهد، که اگر مشتری شرط نکرده باشد که دادن پول را تاخیر بیندازد و شرط تاخیر جنس هم نشده باشد، فروشنده می‏تواند معامله را به هم بزند. ولی اگر جنسی را که خریده مثل بعضی از میوه‏ها باشد که اگر یک روز بماند ضایع می‏شود، چنانچه تا شب پول آن را ندهد و شرط نکرده باشد که دادن پول را تاخیر بیندازد و شرط تاخیر جنس هم نشده باشد، فروشنده می‏تواند معامله را به‏هم بزند خیار تاخیر. دهم: حیوانی را خریده باشد که خریدار تا سه روز می‏تواند معامله را به‏هم بزند خیار حیوان. یازدهم: فروشند نتواند جنسی را که فروخته تحویل دهد، مثلا اسبی را که فروخته فرار نماید، که در این صورت مشتری می‏تواند معامله را به هم بزند خیار تعذر تسلم. و احکام اینها در مسایل آینده گفته خواهد شد.

۲۱۲۵ اگر خریدار قیمت جنس را نداند یا در موقع معامله غلفت کند و جنس را گرانتر از قیمت معمولی آن بخرد، چنانچه بقدری گران خریده که مردم او را مغبون می‏دانند و به کمی و زیادی آن اهمیت می‏دهند می‏تواند معامله را به هم بزند، و نیز اگر فروشنده قیمت جنس را نداند یا موقع معامله غلفت کند و جنس را ارزانتر از قیمت آن بفروشد، در صورتی که مردم به مقداری که ارزان فروخته اهمیت بدهند و او را مغبون بدانند، می‏تواند معامله را به هم بزند.

۲۱۲۶ در معامله بیع شرط، که مثلا خانه هزار تومانی را به دویست تومان می‏فروشند و قرار می‏گذارند که اگر فروشنده سر مدت پول را بدهد بتواند معامله را به هم بزند، در صورتی که خریدار و فروشنده قصد خرید و فروش داشته باشند،معامله صحیح است.

۲۱۲۷ در معامله بیع شرط، اگرچه فروشنده اطمینان داشته باشد که هرگاه سر مدت پول را ندهد خریدار ملک را به او می‏دهد معامله صحیح است، ولی اگر سر مدت پول را ندهد حق ندارد ملک را از خریدار مطالبه کند، و اگر خریدار بمیرد نمی‏تواند ملک را از ورثه او مطالبه نماید.

۲۱۲۸ اگر چای اعلا را با چای پست مخلوط کند و به اسم چای اعلا بفروشد، مشتری می‏تواند معامله را به هم بزند.

۲۱۲۹ اگر خریدار بفهمد مالی را که گرفته عیبی دارد، مثلا حیوانی را بخرد و بفهمد که یک چشم آن کور است، چنانچه آن عیب پیش از معامله در مال بوده و او نمی‏دانسته، می‏تواند معامله را به هم بزند یا فرق قیمت‏سالم و معیوب آن را معین کند و به نسبت تفاوت یمت‏سالم و معیوب از پولی که به فروشنده داده پس بگیرد، مثلا مالی را که به چهار تومان خریده اگر بفهمد معیوب است، در صورتی که قیمت‏سالم آن هشت تومان و قیمت معیوب آن شش تومان باشد چون فرق قیمت‏سالم و معیوب یک چهارم می‏باشد می‏تواند یک چهارم پولی را که داده یعنی یک تومان از فروشنده بگیرد.

۲۱۳۰ اگر فروشنده بفهمد در عوضی که گرفته عیبی هست، چنانچه آن عیب پیش از معامله در عوض بوده و او نمی‏دانسته، می‏تواند معامله را به هم بزند یا تفاوت قیمت‏سالم و معیوب را به دستوری که در مساله پیش گفته شد بگیرد.

۲۱۳۱ اگر بعد از معامله و پیش از تحویل گرفتن مال عیبی در آن پیدا شود خریدار می‏تواند معامله را به هم بزند، و نیز اگر در عوض مال، بعد از معامله و پیش از تحویل گرفتن عیبی پیدا شود فروشنده می‏تواند معامله را به هم بزند، ولی اگر بخواهند تفاوت قیمت بگیرند اشکال دارد.

۲۱۳۲ اگر بعد از معامله عیب مال را بفهمد و فورا معامله را به هم نزند دیگر حق به هم زدن معامله را ندارد.

۲۱۳۳ هرگاه بعد از خریدن جنس عیب آن را بفهمد، اگرچه فروشنده حاضر نباشد،می‏تواند معامله را به هم بزند.

۲۱۳۴ در چهار صورت اگر خریدار بفهمد مال عیبی دارد نمی‏تواند معامله را به هم بزند یا تفاوت قیمت بگیرد: اول: آنکه موقع خریدن عیب مال را بداند. دوم: به عیب مال راضی شود. سوم: در وقت معامله بگوید اگر مال عیبی داشته باشد پس نمی‏دهم و تفاوت قیمت هم نمی‏گیرم. چهارم: فروشنده در وقت معامله بگوید این مال را با هر عیبی که دارد می‏فروشم، ولی اگر عیبی را معین کند و بگوید مال را با این عیب می‏فروشم و معلوم شود عیب دیگری هم دارد، خریدار می‏تواند برای عیبی که فروشنده معین نکرده مال را پس دهد یا تفاوت بگیرد.

۲۱۳۵ در سه صورت اگر خریدار بفهمد مال عیبی دارد نمی‏تواند معامله را به‏هم بزند، ولی می‏تواند تفاوت قیمت بگیرد: اول: آنکه بعد از معامله تغییری در مال بدهد که مردم بگویند بطوری که خریداری و تحویل داده شده باقی نمانده است. دوم: بعد از معامله بفهمد مال عیب دارد و فقط حق برگرداندن آن را ساقط کند. سوم: بعد از تحویل گرفتن مال عیب دیگری در آن پیدا کند، ولی اگر حیوان معیوبی را بخرد و پیش از گذشتن سه روز عیب دیگری پیدا کند، اگر چه آن را تحویل گرفته باشد باز هم می‏تواند آن را پس دهد، و نیز اگر فقط خریدار تا مدتی حق به هم زدن معامله را داشته باشد و در آن مدت مال عیب دیگری پیدا کند، اگرچه آن را تحویل گرفته باشد می‏تواند معامله را به هم بزند.

۲۱۳۶ اگر انسان مالی داشته باشد که خودش آن را ندیده و دیگری خصوصیات آن را برای او گفته باشد، چنانچه او همان خصوصیات را به مشتری بگوید و آن را بفروشد و بعد از فروش بفهمد که بهتر از آن بوده، می‏تواند معامله را به هم بزند.

مسائل متفرقه

۲۱۳۷ اگر فروشنده قیمت‏خرید جنس را به مشتری بگوید باید تمام چیزهایی را که به واسطه آنها قیمت مال کم یا زیاد می‏شود بگوید، اگرچه به همان قیمت‏یا به کمتر از آن بفروشد، مثلا باید بگوید که نقد خریده است‏یا نسیه.

۲۱۳۸ اگر انسان جنسی را به کسی بدهد و قیمت آن را معین کند و بگوید این جنس را به این قیمت بفروش و هر چه زیادتر فروختی مال خودت باشد، هر چه زیادتر از آن قیمت بفروشد مال دلال است. و نیز اگر بگوید این جنس را به‏این قیمت به تو فروختم، و او بگوید قبول کردم، یا به قصد فروختن جنس را به او بدهد و او هم به قصد خریدن بگیرد، هر چه زیادتر از آن قیمت بفروشد مال خود اوست.

۲۱۳۹ اگر قصاب گوشت نر بفروشد و به جای آن گوشت ماده بدهد معصیت کرده است. پس اگر آن گوشت را معین کرده و گفته این گوشت نر را می‏فروشم،مشتری می‏تواند معامله را به هم بزند. و اگر آن را معین نکرده، در صورتی که مشتری به گوشتی که گرفته راضی نشود، قصاب باید گوشت نر به او بدهد.

۲۱۴۰ اگر مشتری به بزاز بگوید پارچه‏ای می‏خواهم که رنگ آن نرود، و بزاز پارچه‏ای به او بفروشد که رنگ آن برود، مشتری می‏تواند معامله را به هم بزند.

۲۱۴۱ قسم خوردن در معامله اگر راست باشد مکروه است، و اگر دروغ باشد حرام است.