نوار اخبار
کد خبر : 1092
دوشنبه 02 آذر22:26

نگاه تفصیلی به کارنامه موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی

چه کسانی می‌خواهند امام را از خانه‌اش بیرون کنند؟

آقای حاج حسن آقا خمینی... یک خوابی دیده بودند... حدود دو ماه قبل، بعضی از بزرگان اطلاع دارند، ایشان گفتند که من خواب دیدم امام (ره) به من فرمودند که؛ حسن! من را دارند از این خانه بیرون می کنند. [سید حسن خمینی] گفتم: آقا چه کسی شما را از این خانه بیرون می کند؟ بازخواب دیدم دوباره که امام(ره) فرمودند: حسن! من را دارند از این خانه بیرون می کنند! تا سه مرتبه من این خواب را دیدم...

چه کسانی می‌خواهند امام را از خانه‌اش بیرون کنند؟

به گزارش «خط امام»، این چند سطر بخش‌هایی از آخرین حرف های «آیت الله توسلی» در جلسه مجمع تشخیص مصلحت نظام قبل از فوت است که به نظر نگارنده فارغ از هر گونه نگاه به موسسه نشان از عدم رضایتمندی حضرت امام از دست اندرکاران این امیر خطیر دارد.

در سال ۱۳۶۷‌،حاج سید احمد خمینی‌ طی نامه¬ای از پدر بزرگوارش درخواست کرد در مورد چگونگی تنظیم و نشر اسناد و آثار خود اعلام نظر کرده و مرجعی را جهت نظارت و تعیین صحت و سقم آنچه که به نام امام در داخل و خارج کشور منتشر می شود تعیین کند. در پاسخ، آیت الله خمینی در ۱۷ شهریور ۱۳۶۷ طی حکمی مکتوب، مسئولیت تنظیم و تدوین کلیه اظهارات و مدارک مربوط به خود را به احمد خمینی واگذار کرد و موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی فعالیت خود را آ‌‌غاز نمود. این نوشتار در پی آن است که زوایایی جدیدی از اتفاقات، رویکردها و منش مسئولین این موسسه را بازنمایی کند. برای رسیدن به آنچه که به خواننده گان این اجازه را بدهد که خود صادقانه درباره آنچه در این بیست و چهار سال بر موسسه رفته است قضاوت کنند ناچاریم از آنکه کارنامه ای از عملکرد موسسه را در پبش دیدگان شما بگشائیم تا سیه روی شود هر که در او غش باشد.

 عدم موضع گیری علیه تحریف و تخریب اندیشه امام خمینی در دو دهه اخیر

 مسئولین این موسسه طی حوادث تلخ بوجود آمده پس از انتخابات نه تنها هیچ گاه در برابر شعارهای انحرافی در تضاد با اندیشه امام خمینی همچون «نه غزه، نه لبنان»، «جمهوری ایرانی» و ... عکس العملی نشان ندادند که همواره با سکوت معنادار خود راه اهانت به آرمانهای امام را به وسیله جریان فتنه باز گذاردند.

در همین راستا بدون محاسبه سکوت تلخ این موسسه پس از اهانت های چهره های افراطی همچون اکبر گنجی، عطاءمهاجرانی، عبدالکریم سروش و محسن کدیور... به اندیشه و شخصیت امام خمینی (ره) طی سال¬های اخیر، اوج رفتار متعصبانه مسئولین این موسسه را باید در پی سکوت تلخ آنان پس از اهانت به تمثال امام (ره) در دانشگاه تهران جستجو کرد که حتی حمید انصاری قائم مقام این موسسه با ارسال نامه ای سرگشاده به رییس سازمان صدا و سیما از پخش صحنه های اهانت به بنیانگذار انقلاب (ره) گلایه کرده و حتی اصل این موضوع را نیز مورد تردید قرار داد لکن چند روز بعد، سخنان رهبر معظم انقلاب در 22 آذرماه، پاسخی روشن پیرامون نحوه عملکرد مسئولین این موسسه بود: «به مجردى که دیدید به عکس امام اهانت شد، به جاى اینکه اصل قضیه را انکار کنید، کار را محکوم کنید؛ بالاتر از محکوم کردنِ کار، حقیقت کار را بفهمید، عمق کار را بفهمید؛ بفهمید که دشمن چه جورى دارد برنامه‌ریزى میکند، چه میخواهد، دنبال چیست.»

 ادعای «فاقد سند» محشتمی پور پیرامون تطهیر نهضت آزادی

روند عملکرد جناحی و متعصبانه موسسه تنظیم و نشر آثار امام (ره) تا جایی است که قبل از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری، در 18 خرداد ماه حمید انصاری قائم مقام این موسسه در گفتگو با خبرگزاری مهر، به انتشار «پیامکی» پیرامون جمله ای از سوی حضرت امام (ره) درباره یکی از کاندیداهای اصلاح طلب موضع گیری نمود اما طی سالیان اخیر کسی به یاد ندارد موسسه مذکور و یا هیچ یک از مسئولان آن، نسبت به سخنان تحریف شده امام راحل و یا اهانت¬های جریان های خاص سیاسی به بنیانگذار انقلاب، کوچکترین عکس العملی نشان داده باشند، تا آنجا که حتی پس از ادعاهای «فاقد سند» علی اکبر محشتمی پور در بهمن ماه سال 86 پیرامون تطهیر نهضت آزادی از سوی امام (ره)، هیچ گاه عکس العملی از سوی این موسسه مشاهده نشد.

 ادعای صادق طباطبایی در بی تدبیری امام

یکی دیگر از مواردی که موسسه تنظیم و نشر آثار امام درباره ادعاهای بی اساس پیرامون اندیشه حضرت امام خمینی سکوت می کند انتساب بی تدبیری و تحت تاثیر بودن امام است که از طرف صادق طباطبایی مطرح می شود. وی در این باره چنین می گوید: «معتقدم که ذهنیت سالمی برای امام ایجاد نکردند ... وقتی ما 14 معصوم را قبول داریم یعنی بقیه انسانها جایز الخطا هستند...»

در ادامه نیز وقتی خبرنگار خبرآنلاین موضوع القاپذیری امام از برخی اطرافیان مانند هاشمی رفسنجانی را با استناد به خاطرات سراسر دروغ حسینعلی منتظری مطرح می¬کند، طباطبایی در سخنانی دو پهلو ابتدا به نفی این مساله پرداخته و سپس در تایید! آن می¬گوید: اینجور نبود که امام خدای نکرده مذبذب باشد. ولی خوب این اتفاق می افتاد که یک موقع یک تصمیمی گرفته می¬شد و بعد مطالب جدیدی به ایشان گفته می‌شد و بر اساس آن مطلب جدید نظر ایشان عوض می‌شد. حالا اینکه این مطالب چقدر درست بود یا نه بحث دیگری است اما همین را هم در همین حد بگویم که آن ذهنیتی را که برای ایشان می‌ساختند کارساز بود. ضمن این که امام برای نظرات آقای هاشمی و نیز سید احمد آقا ارزش زیادی قائل بودند.

این در حالی است که در یک میزگرد مطبوعاتی حجج اسلام روحانی رحمییان ناصری و اختری که بعضا ارتباطشان با حضرت امام اگر بیشتر از طباطبایی نبوده باشد کمتر هم نیست به صراحت بیان می¬کنند: احدی قدرت تأثیرگذاری بر امام را نداشت. با این حال هیچ گونه اعتراض و کنشی از موسسه امام درباره سخنان بی اساس طباطبایی گرفته نشد. آیا آقای طباطبایی ارزش موضع گرفتن ندارد که بعید است یا ملاحظات خانوادگی و سیاسی در این امر موثر است؟ شاید هیچ کدام و آن چیزی که انفعال موسسه را در پی دارد همراهی ایشان با این ادبیات است؟

 بازی اکبر گنجی با «میراث روح ا...» در شبکه بی بی سی فارسی و سکوت موسسه

اکبر گنجی در دی ۱۳۸۹ و در برنامه پرگار در شبکه بی بی سی فارسی که با موضوع «میراث روح ا...» برگزار شد، به اتهامات و اهانت¬های جدیدی به رفتار و گفتار امام خمینی دست زد. او با بیان اینکه امام خمینی دو تئوری ولایت فقیه داشت که در نظریه اول اختیارات ولی فقیه را مشروط به اجرای احکام اسلام می¬دانست و در نظریه دوم خود،حکومت را اصل فرض کرده است و معتقد است که دولت میتواند تمام احکام اولیه اسلام را تعطیل کند، اظهار کرد: «هیچ کافری هم جرأت گفتن چنین حکمی را ندارد. هیچ کافری این را نمی¬گوید که برای حفظ نظام می¬توان دروغ گفت،جاسوسی کرد یا حتی شرب خمر کرد.»

بیان اینگونه مطالب درباره مسائل فقهی حکومت در حالی با سکوت موسسه مواجه می شود که اکثر آقایان خود را مدرس حوزه فقه و اصول و دارای کتب معتبر در این حوزه می دانند.

انتشار کتاب کینه توزانه گنجی در آلمان توسط انتشارات گردون با عنوان «بود یا نمود خمینی» واکنش بسیاری از دوست داران امام راحل را در برداشت، که بواسطه های مختلفی از موسسه خواسته شد تا پاسخ این نویسنده معلوم الحال برای تنویر افکار عمومی داده شود که تا کنون هیچ پاسخی از موسسه تنظیم و نشر آثار امام در این مورد منتشر نشده است. این کار در حالی با سکوت مراجع قانونی و متولی در این حوزه روبروست که کتابهایی از این دست در حال گسترش روز افزون در داخل و خارج از کشور است.

 وقتی موسسه جای شاکی و متهم را در ماجرای کنفرانس برلین عوض می کند

کنفرانسی در برلین با عنوان «ایران پس از انتخابات [مجلس ششم]» برگزار شد که برخی از عناصر شاخص اصلاح طلب و طیف موسوم به روشن فکری دینی در آن حضور داشتند. اما در حاشیه آن کنفرانس اتفاق مهمی رخ داد آن اتفاق مهم مصاحبه اکبر گنجی با نشریه آلمانی «تاکس سایتونگ» بود. این نشریه، مصاحبه مزبور را با تیتر «عاقبت [امام] خمینی در موزه تاریخ است»، منتشر نموده بود.

اما همه این کارها، به دلیل آشنایی مردم با افکار این طیف (که در روزنامه های آنان در داخل کشور هم منتشر می¬شد)، نمی-توانست از فشار افکار عمومی بر طیف اصلاحات و «سفیران» آن بکاهد. لذا در اینجا بود که پرده¬ای دیگر نمایان شد و آن ورود تمام قد مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام به صحنه برای دفاع از گنجی و تطهیر او بود.

 این مؤسسه در تاریخ 29/1/79 نامه¬ای به روزنامه کیهان نوشت و طی آن به افشاگری کیهان راجع به سخنان گنجی اعتراض نمود.

تنظیم کنندگان این نامه چنین جلوه داده بودند که گنجی مطالب آن مصاحبه خود را تکذیب کرده است و لذا چاپ آن مصاحبه در کیهان کار درستی نبوده است. این در حالی بود که گنجی فقط تیتر مصاحبه را تکذیب کرده بود.

تنظیم کنندگان این نامه در ادامه به جای محکوم کردن «اهانت به مقدسات» توسط «سفیر اصلاحات»، افشای اهانت به مقدسات را موجب «حریم شکنی» دانسته و نوشته بودند: «نخستین اثر این گونه نقل¬ها و افشاگری¬ها شکستن حریم های مورد احترام جامعه اسلامی و عادی ساختن خلاف گویی ها و اهانت به مقدسات است.»

جالب آنکه مسئولان این مؤسسه که به خود به جای عمل به وظیفه قانونی شان در محکوم کردن این سخنان و یا حتی پی-گیری قضایی این سخنان، افشا کنندگان آن را (که تنها به وظیفه خود عمل کرده بودند) محکوم کرده و در عوض، وظیفه قانونی خود را از آنها مطالبه نموده بودند: «انتظار داریم در نقل قول هایی از این دست دقت بیشتری نموده و به جای ترویج و اشاعه عین اظهارات توهین آمیز مراتب را از طریق مجاری و مراجع قانونی پی گیری نمایید.»

 تخریب چهره امام در دوران اصلاحات که هیچ گاه جواب داده نشد

این چنین موضع گیری هایی از طرف این مؤسسه در حالی صورت می پذیرفت که مسئولان آن در قبال توهین های مکرر به حضرت امام در نشریات زنجیره ای اصلاحات هیچ سخنی ابراز نمی کردند.

«انقلاب اسلامی، متأثر از الگوی حکومت شوروی سابق است و سرانجام آنها هم یکسان خواهد بود.» (عباس عبدی، هفته نامه راه نو، شهریور 77)؛ «بعد از انقلاب، شاه مستبد، رفت ولی استبداد همچنان باقی است، تازه رنگ شرعی هم به خود گرفته است.» (ابراهیم یزدی، هفته نامه آبان، فروردین 78)؛ «دشمنی تمام دنیا با ما، انبوه مشکلات اقتصادی جوانان، بی پولی و بی کاری، ثمره سال ها شعار تند و تو خالی و پیش پا افتاده دوران انقلاب است.» (الهه اقراریان، فرزانه ناطقی نژاد، زینب نوحی، هفته نامه پیام هاجر، 25/8/78، صفحه 4)؛ «پس از انقلاب نیز، آمریت کهنه دوره شاهنشاهی باقی مانده و افراد کم سواد، سر کار آمده اند و کهنه پرستی همچنان رواج دارد.» (مجید شریف، هفته نامه آبان، 13/9/78، صفحه 7)؛ حکومت روحانیان، عامل عقب ماندگی جامعه است همچنان که اروپا در قرون وسطی به خاطر حکومت روحانیان دچار خرافه پرستی و مذمت کار شده بود.» (علیرضا دست افشان، روزنامه خرداد، تیر 78)؛ «جریان کسروی و حکمی زاده قمی، اصلاح طلب بودند و امام و شهید نواب صفوی، خشونت گرا و در مقابل جریان اصلاح طلب قرار می گیرند.» (سهراب بهداد، روزنامه نشاط، اسفند 77)؛ «امام، نهضت آزادی را چون فرزندان خویش می دانست و بحث خودی و غیر خودی را مطرح نکرد و همه گروه ها را به طور نسبی تأیید می کرد.» (مجتبی لطفی، روزنامه خرداد، مهر 78)؛ «اعدام منافقین در پایان جنگ، مستند شرعی نداشت.» (فرج الله الهی، هفته نامه آوا، 4/8/78، صفحه 6)؛ «دخالت در سیاست از حقوق شهروندی است و امام خمینی هم نمی تواند کسی را از این کار منع کند. نامه 6/1 امام در صحیفه نور نیامده و نظر امام محسوب نمی شود.» (عمادالدین باقی، هفته نامه پیام هاجر، اسفند 77)؛ «عزل آقای منتظری اشتباه بود و هم اکنون صحت همه ایرادات ایشان، برای همه روشن شده است.» (رضا علیجانی؛، آزادی یا توطئه، صفحه 79 به نقل از مجله ایران فردا)

این مطالب، همه در نشریات زنجیره ای در همان وقت منتشر شده بود ولی این مؤسسه هیچ موضع گیری کوچک و حتی تلویحی هم در محکومیت توهین به امام ننموده بود.

 

تحریف نظر امام درباره مسلمان نبودن مصدق

محسن بهشتی سرشت که از اساتید پژوهشکده امام خمینی و انقلاب اسلامی(وابسته به موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی)  می¬باشد در مصاحبه با پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران وابسته به موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره)  در مورخ ۳/۸/۱۳۹۱ با تحریف نظر و موضع حضرت امام(ره) نسبت به مصدق اظهار می¬¬کند: « آسیب این است که نسل جوان ما رهبری امام و جامعیت رفتار امام را ندیده‌اند. به همین دلیل هم بود که من موضوع جبهه ملی و جمله‌ای که در مورد مصدق گفتند(مصدق مسلم نبود) را در کتاب باز کردم. زیرا اگر کسی پیشینه موضوع را بازگو نکند، مخاطبان از این بیان امام تعجب می‌کنند. درگفت و گوی من با آقای جلال الدین فارسی،  او می‌گفت حدود یک‌سال بعد از اینکه امام آن جمله را گفتند به اتفاق اعضای شورایعالی انقلاب فرهنگی به دیدن امام رفتیم تا اینکه بعد از اتمام جلسه من و آقای شریعتمداری در اتاق ماندیم و گفتم که شما با وجود آن‌که این جمله را در مورد مصدق گفتید، در مدرسه کمال که در آن تدریس می‌کردم، سندی وجود دارد که دکتر محمد مصدق اجازه گرفته است تا از محل وجوهات شرعی به مدرسه کمک کند. امام هم گفتند یکی از علمای اصفهان مطلب را این جور به من رسانده بود و اگر این‌گونه است که شما می‌گویید، من از حرفم برگشتم. در کتاب نیز این موضوع را به تفصیل نقل کرده‌ام و شرایط قبل از سخنرانی امام در مورد جبهه ملی و مصدق را گفته‌ام و با سخنان امام به  آقای فارسی هم بحث را یه پایان رساندم.»

موسسه تنظیم و نشر آثار حضرت امام(ره) که فلسفه وجودی¬اش پاسداری و صیانت از آثار و اندیشه¬های حضرت امام(ره) می¬باشد و برای این امر سالانه میلیاردها تومان بودجه از بیت المال دریافت می کند، چرا خود بانی تحریف مواضع قاطع و مستند حضرت امام(ره) شده است؟!

آقای بهشتی سرشت با ذکر این خاطره بصورت زیرکانه¬ای از قول امام(ره) می¬گوید: من از حرفم(نسبت به مصدق) برگشتم! با کدام معیار و سندی چنین چیزی را به حضرت امام(ره) نسبت می دهید؟

بجاست برای روشن شدن بیشتر این موضوع به بخشی از سخنان حضرت امام(ره) در خصوص جبهه ملی و مصدق اشاره کنیم که فرمودند: «یک گروهی که با اسلام و روحانیت اسلام سر سخت مخالف بودند. از اولش هم مخالف بودند. اولش هم وقتی که مرحوم آیت‏اللّه‏ کاشانی دید که اینها خلاف دارند می‏کنند و صحبت کرد، اینها[این]کار کردند[که]یک سگی را نزدیک مجلس عینک به آن زدند و اسمش را «آیت‏اللّه‏» گذاشتند! این در زمان آن[محمد مُصدّق، رهبر جبهۀ ملّی]بود که اینها فخر می‏کنند به وجود او. او هم مُسلِم نبود. من در آن روز در منزل یکی از علمای تهران بودم که این خبر را شنیدم که یک سگی را عینک زده‏اند و به اسم «آیت اللّه‏» توی خیابانها می‏گردانند. من به آن آقا عرض کردم که این دیگر مخالفت با شخص نیست؛ این سیلی خواهد خورد. و طولی نکشید که سیلی را خورد. و اگر مانده بود سیلی بر اسلام می‏زد.» (صحیفه نور، جلد ۱۵)

 

موضع گیری های قابل تحسین موسسه امام خمینی

البته از ذکر این نکته نیز نیابد غفلت کرد که این موسسه در چند مورد هم به دفاع از شخصیت حضرت امام پرداخته که از اقدامات خوب این موسسه تلقی و قابل تشکر است. از آن جمله می¬توان به موضع¬گیری درباره ادعای کذب عدم اجازه امام درباره درمان آیت الله شریعتمداری توسط کدیور، ادعای کذب نوری¬زاد درباره جعلی بودن نامه امام درباره نهضت آزادی، ادعای دروغ فرزند منتظری درباره جعل امضای نامه 6/1/68 امام توسط حاج احمد خمینی درباره آقای منتظری و پاسخ مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی به نوشته حسین مکی، در کتاب خاطرات¬اش اشاره کرد.

حرمی که ۲۴ سال است کارگرانش مشغول کارند

 اخیراً برای چندمین بار در دو دهه گذشته بخش هایی از حرم تکمیل نشده بنیانگذار انقلاب اسلامی تخریب و در حال بازسازی مجدد قرار رفت. گویی در طول زمانی نزدیک به ربع قرن متولیان حرم و مسئولان فرصت و مجال رسیدگی به این مضجع شریف را نداشته اند.

در روزگاری که یک مهدکودک، تعمیرگاه اتومبیل، تولید کننده عرقیات گیاهی و ... هر کدام برای خود سایت و وبلاگ اختصاصی دارند، حرم امام راحل حتی در سایت موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی رحمت الله علیه نیز یک بخش جداگانه ندارد، چه رسد به اینکه در برنامه¬ریزی¬ها و سیاستگذاری¬ها جایگاه ویژه¬ای داشته باشد.

جمع آوری سنگ های مربع برای جایگزینی با سنگ های مستطیل!

توجه به حرم امام محدود می شود به نیمه دوم اردیبهشت و نیمه اول خرداد و پس از ۱۵ خرداد دوباره فراموش می شود. حرم امام سرنوشت نامعلومی دارد، تنها بخش روشن ماجرا اینجاست که ربع قرن زمان برای ساخت این دو بنا کافی نبوده است، و تولیت حرم امام برای این مساله پاسخگو نیست.

فارغ از ربع قرن نادیده گرفتن ساخت حرمی باشکوه برای امام بزرگوار که می توانست جنبه¬های معنوی و روانی مثبتی برای جامعه اسلامی داشته باشد، امروز با توجه به بیداری اسلامی و اینکه این گنبد نورانی می تواند قلب تپنده ی مشتاقان و مبارزان مسلمان را جذب خود نماید، رسیدگی به حرم ضرورت دوچندانی پیدا کرده است.

 بارها مسئولین اجرایی حرم امام از اتمام کار حرم سخن گفته اند ولی هیچ گاه به وعده خود عمل نکردند. رئیس ستاد اجرایی، طراحی و ساخت مجموعه حرم مطهر حضرت امام خمینی در آخرین اظهار نظرهای خود از اتمام این پروژه در سال 88 سخن گفته بود. این در حالی است که منابع مالی موسسه تنظیم و نشر به غیر از تولیت آستان مقدس حضرت امام خمینی سالانه 10 میلیارد تومان است. لازم به ذکر است این ارقام تنها بخشی از بودجه هایی است که این موسسه به نام حضرت امام خمینی دریافت می کند یا از طریق موسسات اقتصادی اش کسب می کند.

بذل و بخشش املاک موسسه امام به دفتر سید محمد خاتمی

خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران در تماس تلفنی با مجید انصاری نظر وی را درباره خبر برخی خبرگزاری¬ها در خصوص  برگزاری مراسم ضیافت افطاری سید محمد خاتمی در دفتر موسسه حفظ و نشر آثار امام خمینی را جویا شد. مجید انصاری نیز با بیان اینکه مراسم چهارشنبه شب در محل دفتر حجت الاسلام سید محمد خاتمی برگزار شده و برگزاری آن در محل دفتر موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س) کذب محض می¬باشد.

بله آقای انصاری درست می گویند  این جلسه در محل موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی برگزار نشده است و برخی از سایت ها در بیان چنین مطلبی دچار اشتباه شده¬اند؛ ولی جا دارد اینجا یک سوال از محضر آقای سید محمد خاتمی پرسیده شود و آن این سوال است که جناب خاتمی افطاری شما در موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی برگزار نشده است ولی آیا محل دفتر شما نیز متعلق به موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی نیست که با بذل و بخشش نصیب شما شده است؟

آقای انصاری این کوس رسوایی آنقدر بلند زده شده که روزنامه¬های اصلاح طلبی چون اعتماد نیز از آن چنین یاد می کنند: گرچه امام در زمان حیات شان با حمایت از چپ¬گرایان بزرگ¬ترین حامی این طیف محسوب می¬شدند! اما این بار در غیاب «امام خمینی» نوادگان و بیت او به دلجویی از چپ¬ها برخاستند. در جریان باز پس گیری دفتر کار سیدمحمد خاتمی پس از پایان ریاست جمهوری هشت ساله بود که اعضای بیت از خاتمی خواستند به بیت امام برود و با در اختیار نهادن دفتری که در زمان حیات امام قسمتی از بیت او به شمار می رفت، حمایت خود از رئیس جمهور اصلاحات را علنی کنند.

  اعضای موسسه امام میزبان قطب فرقه صوفیه گنابادی

در حالی¬که خیانت¬های قطب فرقه صوفیه گنابادی به اسلام و انقلاب اسلامی بر کسی پوشیده نیست سید حسن خمینی و همکارانش برای همدلی بیشتر با این فرقه ضد انقلاب آنها را به موسسه امام خمینی دعوت کردنند تا میزبان مخالفین علنی اندیشه¬های امام باشند. این دیدار بین اعضای موسسه امام و قطب فرقه صوفیه در حالی انجام گرفته است که این قطب لیبرال در دوران حیات امام راحل فعالیت¬های فراوانی علیه ایشان و انقلاب اسلامی انجام داده است. این دیدار دوستانه در حالی انجام گرفته است که نورعلی تابنده از عناصر لیبرال جبهه ملی و نهضت آزادی به حساب می¬آید که امام درباره خطرات آنها کرارا متذکر شده بودند.

 حضرت امام خمینی در کتاب چهل حدیثشان درباره صوفیه و اقطاب صوفیه اشاراتی دارند و می¬گوید: «ای طالب دنیا و ای دزد مفاهیم. این کار تو هم اینقدر کبر و افتخار ندارد. بیچاره از تنگی حوصله و کوچکی کله گاهی خودش هم بازی خورده و خود را دارای مقامی دانسته، حب نفس و دنیا به مفاهیم مسروقه، و اضافات و اعتباراتی که به آن می¬افزاید پیوند شده یک ولیده ناهنجاری پیدا شده و از انضمام اینها یک معجون عجیبی و اخلوطه غریبه¬ای فراهم شده! و خود را با این همه عیب، مرشد خلائق و هادی نجات امت و دارای سر شریعت، بلکه وقاحت را گاهی از حد گذرانده، خود را دارای مقام ولایت کلیه! دانسته این از کمی استعداد و قابلیت و تنگی سینه و ضیق قلب است.»

حضرت امام در کتاب چهل حدیث باب کبر حدیث چهارم بعد از بحثی که در مورد حکیم و عارف دارند می¬فرمایند: آن بیچاره¬ای که خود را مرشد و هادی خلائق می¬داند و در مسند دستگیری و تصوف قرار گرفته، اصطلاحات این دو دسته عارف و حکیم را به سرقت برده و سر و صورتی به متاع بازار خود داده و دل بندگان خدا را از حق منصرف و مجذوب به خود نموده اند...

 

برنامه تبلیغاتی در جماران با طعم فتنه و حذف عکس مقام معظم رهبری

برنامه تبلیغاتی و انتخاباتی‌ حسن روحانی به عنوان یکی از نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری در حالی در حسینیه جماران برگزار شد، که علاوه بر اینکه قلب دوستداران امام راحل را به درد آورد و خاطرات ظلم برخی از نهادها و سازمان‌های منتسب به ایشان در فتنه 88 به انقلاب اسلامی را زنده کرد به محل و پاتوقی برای هتاکی علیه نظام و اعلام حمایت از سران فتنه بدل شد.

 عکس‌های منتشر شده از این مراسم نشان می‌دهد که جماعت حاضر در برنامه تبلیغاتی حسن روحانی نه تنها حرمت و شان حسینیه جماران را که یکی از یادگاری‌های حضرت امام(ره) در ذهن و خاطر مردم ایران است، نگاه نداشتند بلکه با سر دادن برخی شعارهای توهین آمیز و همچنین حمل دست‌نوشته‌ها و عکس‌هایی در حمایت از سران فتنه سال 88 که مسبب اغتشاشات خیابانی در برخی مناطق تهران شدند و زمینه را برای از دست دادن جان تعدادی از هموطنان فراهم کردند، صراحتا برنامه حسینیه جماران را به یک میتینگ علیه انقلاب اسلامی تبدیل کردند؛ اقدامی که هیچگاه از سوی مسئولین برگزارکننده آن مورد اعتراض قرار نگرفته است.

نکته جالب ماجرا جایی است که تولیت آستان امام خمینی که باید در انتخابات بی¬طرف عمل کرده و فقط به بیان شاخص¬های خط نورانی امام بپردازد با حمایت آشکار از یک جریان خاص سیاسی حسینیه جماران را که روزی نقطه عطف تمام دادادگان امام خمینی بود به ورطه جولان عده¬ای معاند و مخالف انقلاب اسلامی تبدیل کرد و مسئولیت هیچ کدام از اتفاقات پیش افتاده در روز واقعه را نیز نمی¬پذیرد.

آنچه باز هم دل عاشقان امام و رهبری را بدرد آورد انتشار عکسی از این مراسم بود که در آن به جای عکس مقام معظم رهبری عکس آقای هاشمی گذاشته شده بود. حالا خادمان حرم امام با این کار چه قصد و نیتی را دنبال می¬کردند جای سوال دارد! آیا این کار چیزی جز چنگ زدن به تنها میراث ابدی امام یعنی ولایت فقیه نیست؟

 

نبود مدیریت صحیح در چاپ و نشر آثار امام

موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی تاکنون نسبت به انتشار کامل و به روز آثار بنیانگذار انقلاب اسلامی عملکرد مناسبی را نداشته است. برای مثال یکی از کتبی که سال¬هاست از عرصه چاپ و نشر مهجور مانده کتاب ارزشمند «کشف الاسرار» امام است. بسیاری از افراد و پژوهشگران این روزها در جستجوی نسخه چاپی این کتاب ناکام می¬مانند. اگر به سختی نسخه¬ای هم در میان کتاب¬های دست دوم پیدا شود، سال نشر آن متعلق به سال¬های بسیار دور می¬باشد. کتاب «کشف الاسرار» امام خمینی (ره) نقد علمی و پاسخ به شبهاتی است که در کتاب اسرار هزار ساله مطرح شده است. به نظر می¬رسد موسسه امام و مدیریت فعلی آن، باید نسبت به این کم کاری و این شیوه نشر پاسخگو باشند؛ چرا که فقدان معارف اندیشه¬های بنیادین انقلاب، در شأن بخش فرهنگی نظام و مقام والای حضرت امام(ره) نیست.

 نبود مدیریت صحیح در چاپ و نشر در بسیاری از کتابهای موسسه دیده می¬¬شود. برخی از کتاب¬ها در طول سالیان درازی منتظر بوده¬اند که موسسه فرصت پیدا کند آنها را منتشر کند. یکی از این کتاب¬ها تبسم دوست امینی است. امینی در این¬باره می¬گوید: کتاب «تبسم دوست» را وقتی به موسسه تنظیم آثار امام خمینی (ره) سپردم از آن استقبال خوبی کردند اما دلیل عدم انتشار آن بعد از 6 سال هنوز مشخص نیست.

لازم به ذکر است نحوه چاپ و نشر و موضوع یابی از اندیشه امام در این انتشارات بسیار بدوی است و هیچ سنخیتی با نیازهای دنیای امروز و نسل جوان انقلاب اسلامی ندارد. صداقت گفتار فوق در تعداد تیراژ این کتابها عیان است.

 

چشم چپ و سر بز ماسونی روی جلد کتاب متعلق به امام خمینی

این مطالب درباره انتشارات موسسه در حالی است که مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره) در اقدامی جنجالی بر روی جلد کتابی که با عنوان امام خمینی(ره) از نگاه نخبگان جهان منتشر کرده، نماد چشم ماسونی را به تصویر کشیده است.

یکی از نمادهایی که در فراماسونری کاربرد فراوان دارد، علامت و نماد چشم چپ جهان بین است که به صورت یک هرم و چشم در رأس آن بکار می رود؛ این نماد مربوط به یکی از خدایان مصر باستان بوده است و روی دلار آمریکا هم وجود دارد.

  البته این اتفاق در دیگر کتابهای این موسسه هم مجددا تکرار شده است. از آن نمونه می¬توان به کتاب شرح صدر نوشته معصومه طلوع اشاره کرد. روی جلد این کتاب عکس یکی از نمادهای فراماسونری و شیطان پرستی نقش بسته که به نام سر بز مشهور است که وسط آن هم نقش کلمه الله درج شده است.

 

«فرزند صبح»؛ شاهکار سینمایی موسسه امام

شاهکار موسسه نشر آثار امام، تهیه کنندگی فیلمی عجیب و غیر واقعی از شخصیت امام با عنوان «فرزند صبح» می¬باشد. این فیلم با نشان دادن چهره¬ای غیرواقعی از امام خواسته یا ناخواسته به تخریب شخصیت معمار انقلاب اسلامی تبدیل شده است. این فیلم رندانه و وقیحانه با یک زمینه چینی مفصل نشان می¬دهد که امام(ره) در دوران کودکی‌اش روحیه خشنی داشته و به صورت مداوم برای شکار و تیراندازی اظهار تمایل می¬کند و یا به مارگیری علاقه نشان می¬دهد. با دیدن این فیلم، چند سئوال مهم و اساسی پیش روی بینندگان این فیلم قرار می¬گیرد؛ آیا فاتح قلوب 36 میلیلون ایرانی در سال 57، امام انس و مهربانی بوده یا همانی که افخمی در فیلمش تصویر کرده است. آیا باید در مورد اسطوره قرن بیستم این گونه فیلم ساخته شود؟

 این فیلم با هزینه‌ی یک میلیارد و هشتصد میلیونی چنان ضعیف است که خود کارگردان فیلم نیز این فیلم را متعلق به خود نمی¬داند و می¬افزاید: این فیلمنامه 10 سال طول کشید تا مورد تأیید تهیه‌کننده قرار بگیرد، پس این فیلم متعلق به من نیست و فیلم تهیه‌کننده است.

اما موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی نظر دیگری دارد. محمد رضا شرف الدین به عنوان مجری این پروژه در گفتگو با سایت جماران (وابسته به موسسه نشر آثار امام) این طور می¬گوید: این یک فیلم خاص است که به نظرم فراتر از سینمای موجود ایران است. فیلمی است که قد و قواره قابل قبول بین المللی دارد. شاید اگر کسی در تمام دنیا و طول تاریخ سینما بخواهد جستجو کند و به فیلم¬های برتر سینما نظری داشته باشد، باید این فیلم را ببیند!!

 

هنرنمایی موسسه با عبای امام خمینی

نشریه «حضور» متعلق به موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی در ویژه نامه خرداد ماه 1389، که با عنوان «یادگار ماندگار» منتشر شده دست به یک کار عجیب و خارق العاده در مورد عکس امام راحل زده است.

این مجله که در توضیح «گزارش ۲۱ سال فعالیت و خدمت موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی»، منتشر شده است در صفحه داخل جلد خود تصویری دستکاری شده از امام را منتشر کرده که در آن امام خمینی در پس زمینه ای سبز با عبایی سبز رنگ(!) مشاهده می¬شود.

سیدحسن خمینی در پیامی خطاب به مسئولین این ویژه نامه، که در صفحه ۳ آن منتشر شده، تصور «نبود موسسه تنظیم و نشر» را فاجعه می¬داند و درباره آن چنین می¬گوید:‌ «تصور کنیم اگر این مجموعه نبود،‌چه فاجعه¬ای می¬توانست درباره آراء و اندیشه¬های امام رخ دهد.» و البته واضح است چنین رویکرد مبالغه آمیزی تنها در کنار چنین هنرنمایی¬های آشکاری معنا می¬دهد.

 

سرقت ادبی کتاب خاطرات حجت‌الاسلام‌ درچه‌ای توسط موسسه امام

پس از انتشار کتاب «سفیر هفت هزار روزه» شامل خاطرات حجت‌الاسلام‌ و‌المسلمین سید تقی موسوی درچه‌ای و رونمایی از این کتاب در حوزه هنری، کتابی شبیه به همین کتاب از سوی موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی قم منتشر شده است.

 حجت الاسلام سعید فخرزاده مسئول واحد تاریخ شفاهی مرکز مطالعات و تحقیقات فرهنگ و ادب پایداری حوزه هنری، در واکنش به این اتفاق گفت: به نظرم باید خوانندگان تصمیم بگیرند. ما 5 سال روی این کتاب کار کردیم و وقتی این کتاب برای اصلاحیه‌های پایانی در اختیار آقای درچه‌ای قرار گرفت که ایشان ایرادات متن را ببینند و اصلاح کنند، ظاهراً یک نسخه از این متن پیش مرحوم درچه‌ای می‌ماند که او هم به خاطر دوستی که با مسئولان واحد خاطرات موسسه نشر آثار امام خمینی داشت، این نسخه را در اختیار آن‌ها قرار داده‌‌است.

 موسسه نشر آثار امام خمینی تنها کاری که انجام داده‌اند این است که عنوان کتاب را تغییر داده‌ و با اسم مستعار، همین متن را منتشر کرده‌اند. فرزند آقای درچه‌ای گفتند که مرحوم پدرشان این نسخه را تنها برای این‌که آن‌ها مشاهده کنند در اختیارشان قرار داده بوده و اصلاً قرار نبوده این خاطرات توسط آن‌ها منتشر شود.

بزرگترین شرکت اقتصادی وابسته به آستان امام(ره) در دستان خانواده انصاری ها

نفر اول از سمت چپ در عکس زیر که در کنار آقای مجید انصاری قرار دارد، آقای سعید رضازاده، خواهر زاده برادران انصاری و داماد محمدعلی انصاری می¬باشد که علی رغم سن و سال کم و عدم تجربه و سابقه اجرایی و مدیریتی، بعنوان مدیر عامل شرکت کشت و صنعت جماران که بزرگترین شرکت اقتصادی وابسته به آستان حضرت امام(ره) می¬باشد، مشغول به کار است. ناگفته نماند پدر و دیگر برادران ایشان نیز در بخش¬های مختلف مدیریتی و اجرایی حرم حضرت امام(ره) شاغل هستند. 

نفر اول از سمت چپ، آقای سعید رضازاده، خواهر زاده برادران انصاری و داماد محمدعلی انصاری می باشد

لازم بذکر است آقای محمدعلی انصاری عضو شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز و سرپرست آستان حضرت امام خمینی(ره) در نشست خبری امسال خود که بمناسبت سالگرد ارتحال حضرت امام(ره) در محل ستاد بزرگداشت امام خمینی (ره) برگزار گردید، چنین اظهار داشته بود که: «حرم امام نه متعلق به من است نه هیچ فرد دیگر و گروه خاصی. هر کس در حوزه مدیریت و کارهای جزیی و کلی حرم فعالیت می کند کمترین نسبت را با بنده دارد ...»

همچنین جا دارد از آقای محمدعلی انصاری خواهش کرد کمترین نسبت خود را با افراد ذیل نیز مشخص کنند:

1.     آقای آقامیر مدیر مالی و اداری آستان حضرت امام(ره) -باجناق

2.     آقای حسن رضا زاده مسئول تشریفات و زائرسراهای حرم حضرت امام(ره) - داماد

 

درِ بسته حرم امام بروی فرزندان پیر جماران

در آستانه بیست و چهارمین سالگرد ارتحال ملکوتی حضرت امام خمینی خرسند بودیم که  فرزندان پیر جماران  زینت بخش مراسم امسال ارتحال خواهند بود، اما متاسفانه دبیر ستاد بزرگداشت ارتحال حضرت امام(ره) در سال 91 چنین عنوان داشت: بهتر است مراسم بزرگداشت حضرت امام را برای همیشه تاریخ منحصر به امام برگزار کنیم و اولویت دیگری را وارد برنامه نکنیم  و من نیز مسئولیت این کار(مراسم تشیع پیکر شهدا در روز 14 خرداد) را نمی‌توانم بپذیرم.

پس چگونه است افرادی که تا دیروز مخل امنیت بودند با کمال امنیت در جایگاه ویژه مراسم دعوت می¬شوند اما شما در مورد شهدایی که می خواهند بر روی دستان هزاران عاشق خمینی در مراسم حضور یابند، می¬گویید: مراسم مربوط به حضرت امام است و دغدغه حضور مردم و امنیت و برگزاری منظم مراسم و آسایش شرکت کنندگان را داریم؟

 

انتشار کتاب در جهت تطهیر شایعه‌ سازان تقلب در انتخابات سال 88

در آستانه بیست و سومین سالگرد ارتحال رهبر کبیر انقلاب اسلامی موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره) اقدام به انتشار و توزیع کتابی با عنوان ¬سیر پیدایشی مجمع روحانیون مبارز از اول انقلاب تا حال نموده است.

کتاب مذکور به تعریف و تمجید مجمع روحانیون مبارز از ابتدای انقلاب تا حال پرداخته است. انتشار و توزیع این کتاب با توجه به عملکرد مجمع روحانیون مبارز در سال های گذشته و بخصوص در حوادث پس از انتخابات نهم ریاست جمهوری و حمایت¬های بی پایان این مجمع از عناصر فعال در فتنه سال 88 در آستانه سالگرد عروج ملکوتی امام خمینی(ره) خود جای تامل بسیار است.

این مجمع ضمن تأیید شایعه‌ی تقلب در انتخابات در بیانیه‌ی رسمی خود در تاریخ 28 خرداد 1388 می‌گوید: «با پوزش از این که نتوانستیم از آرای مردم صیانت به عمل آوریم، به استحضار مردم شریف می‌رساند که در این انتخابات صرف نظر از نتیجه‌ای که معلوم شد، آنچه موجب تأسف و نگرانی بیش‌تر است، اعمال نوعی مهندسی آرای گسترده در این دوره است. مجمع روحانیون مبارز در جلسه‌ای فوق العاده به این نتیجه رسید که برای دفاع از جمهوریت اسلامی نظام و بازگرداندن اعتماد عمومی و نگاهبانی از موج آشتی ملی با صندوق‌های رأی، ابطال این انتخابات و تجدید آن در فضایی عادلانه‌تر و منطقی‌تر راهکار مناسب است...» البته سوالات دیگری هم درباره این کار موسسه وجود داد که آقایان صادق و بی¬طرف آیا شما وظیفه چاپ و نشر پیدایش مجمع روحانیون مبارز را دارید یا دیگر انتشارات مرتبط با تاریخ انقلاب؟

وقتی موسسه فراموش می کند کی مجوز داده است!

موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی در مورخ ۲۱/۸/۹۰ با انتشار نامه¬ای در فضای مجازی علیه بنیاد تبیین اندیشه های امام خمینی نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه¬ها مطالبی خلاف واقع را به این بنیاد منتسب کرد که با پاسخ مسئولین آن مواجه شد. مدیر عامل بنیاد تبیین اندیشه¬های امام خمینی در پاسخ به انتشار مطالب تحریف شده توسط این بنیاد می¬گوید: «یکی از اولین محصولات تولیدی این بنیاد دانشجویی که مورد اقبال بسیاری از سوی دانشگاهیان محترم نیز قرار گرفت، کتاب «شاخص» می‌باشد که به بیان دیدگاه‌های حضرت امام خمینی‌(ره) در مسائل و موضوعات گوناگون فکری، اندیشه‌ای، اجتماعی و سیاسی می‌پردازد. جالب آنکه کتاب مذکور  پس از طی کلیه مراحل قانونی دارای مجوز چاپ و انتشار از آن مؤسسه محترم، طی نامه شماره ۱۴۹۲ مورخ ۱۰/۸/۸۹ و متعاقب آن از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی می‌باشد.

 ضمن اینکه تمام مغایرت‌های اعلامی از سوی آن مؤسسه محترم در مورد سخنان رهبر کبیر انقلاب اسلامی به تبدیل کلام محاوره‌ای و مردمی ایشان به کلام رسمی و نوشتاری باز می‌گردد و عمدتاً ارتباطی به مغایرت‌های مفهومی و انحرافی از کلام امام (ره) ندارد. این در حالی است که بدترین توهین‌ها و افتراها به ساحت مقدس امام راحل عظیم‌الشأن و افکار و اندیشه‌های ایشان عمدتاً از سوی برخی افراد معلوم‌الحال و مدعی خط امام که تنها در سابقه خویش در مقطعی سابقه قرابت به دفتر امام (ره) را دارند صورت گرفته است، ولی آن مؤسسه محترم نه تنها احساس انحراف از اندیشه‌های امام(ره) ننموده است بلکه با سکوتی معنادار مؤید این موضع‌گیری‌ها و انحرافات از خط امام بوده است. این در حالی است که بر اساس نص صریح وصیتنامه حضرت امام (ره) «میزان حال فعلی افراد می‌باشد

نکته جالب ماجرا جایی است که این نامه ابتدا در سایت های اینترنتی منشر شد بعد در اختیار بنیاد مذکور قرار گرفته است. آیا این کار جز تخریب چهره بنیادی که تحت مسئولیت نهاد رهبری اداره می¬شود را دارد؟ لازم به ذکر است نامه موسسه با ذوق زدگی فراوان در سایت های ضد انقلابی کلمه خودنویس بی بی سی و... پوشش خبری داده شد.

مدیران موسسه یا اعضای شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز

برای شناخت از مدیران موسسه تنها به نام برخی از آنان با عنایت به رویکرد سیاسی شان اشاره خواهیم کرد:

1.     آقای محمد علی انصاری سرپرست موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(س) عضو شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز

2.     حجت الاسلام محمد مقدم معاون بین الملل موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س) عضو شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز

3.     حجت الاسلام محمدعلی خسروی معاون پژوهشی موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(س) عضو شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز

4.     آقای مجید انصاری(برادر محمد علی انصاری) از اعضای تصمیم ساز موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(س) عضو شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز که مدتی نیز مسئولیت پژوهشکده امام خمینی(س) که وابسته به موسسه می-باشد را به عهده داشته است.

5.     آقای حمید انصاری(برادر محمد علی انصاری) قائم مقام موسسه که دارای گرایشات سیاسی اصلاح طلبانه می¬باشد و موضع گیری ها و نامه نگاری های جهت¬دار ایشان بعد از انتخابات گواه بر نگاه و اندیشه سیاسی وی است.

6.     حجت‌الاسلام محمدرضا حشمتی معاون فرهنگی موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(س) که دارای گرایشات سیاسی اصلاح طلبانه می باشد.

7.     ‏حجت‌الاسلام حبیب‌الله موسوی سرپرست نمایندگی مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(س) در قم که از نزدیکان آقای موسوی لاری وزیر کشور دولت اصلاحات و همچنین دارای گرایشات سیاسی اصلاح طلبانه می¬باشد.

8.     حجت‌الاسلام عباسعلی روحانی رئیس پژوهشکده امام خمینی(ره) وابسته به مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(س) که از علاقمندان و حامیان آقای منتظری می¬باشد.

9.     عبدالرسول وصال مدیر مسئول سایت جماران که مدیر مسئول اسبق روزنامه ایران در دوران آقای خاتمی و مدیر مسئول سابق روزنامه توقیف شده «آینده نو» بوده است و...

یاران منتظری در ظاهر یاری به امام

غلامعلی رجائی / از ستایش کریم‌خان زند تا منتظری!

یکی از همکاران موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره) غلامعلی رجائی است. به گزارش سایت شخصی رجایی، وی طی سالهای اخیر با پایگاهای خبری آینده نیوز (وابسته به مهدی هاشمی رفسنجانی)، تابناک (وابسته به محسن رضایی)، امروز (وابسته به تاجزاده، حجاریان و عوامل حزب مشارکت) همکاری کرده است.

پس از درگذشت منتظری، رجایی یادداشتی به سفارش روزنامه اعتماد نوشت که در 19 آذر 1389 در وبلاگ وی درج شد و در رسانه‌های حامی فتنه نیز بازتاب وسیعی یافت. وی، در این یادداشت که با عنوان «دریغا ز بزرگی که قدر ناشناخته ماند!» از فراغ منتظری افسوس می‌خورد و می‌نویسد: «خبر مهم این روزها و بنظر من روزها و ماه¬های بعد خیلی خلاصه است:  آیت الله العظمی منتظری از دنیا رفت و چه خبر دهشتناکی! ساعت شش بعد از ظهر است و من عازم منزلم که کسی از دفتر روزنامه اعتماد تلفن می‌زند و از من می‌خواهد درباره ایشان یادداشتی بنویسم. چقدر از خودم خجالت می کشم که باید درباره کسی قلم بزنم که از اولین های دخیل در شکل گیری این «جمهوری»! است...»

رجایی، سپس همه مسائل و اختلافات بین حضرت امام خمینی(ره) و منتظری را حل شده ارزیابی می‌کند و می‌نویسد: «اکنون او... از دنیای ما رفته و به حق پیوسته است، بی‌آنکه کسی بداند فرزند امام مرحوم حاج سید احمد آقا که آن رنجنامه را به او نوشت در اواخر عمر خود با او چه روابط صمیمانه‌ای برقرار کرده بود(!) یکی از دوستان(؟!) برای من تعریف می‌کرد که وقتی برای کسب نظر از ایشان در مورد مرجع تقلید خود به دفتر امام در جماران رفته بود از ایشان شنیده بود که از آیت الله منتظری تقلید کند(!) چون ایشان فقط آیت الله منتظری را اعلم می‌داند. این دوست مبارز قبل از انقلاب می‌گفت در آن دیدار شاهد بوده وقتی کسی به دفتر امام تلفن زده و همین سوال را از برادری روحانی که تلفنهای شرعی مردم را جواب می¬داده پرسیده بود و او از مرحوم حاج احمد آقا پرسید که چه جواب سوال کننده را بدهد؟ ایشان خود شخصا گوشی تلفن را به دست گرفت و گفت از آیت الله منتظری تقلید کنید

راستی چرا آقای رجایی نام آن «دوست» را ذکر نمی‌کند؟! آیا ادعایی به این درشتی با تعابیری چون یک دوست مبارز قبل از انقلاب گفت... مستند است؟! آیا دیگر فعالیت‌های علمی رجایی در موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره) و پژوهشکده وابسته به آن نیز به این استدلال‌های چوبین متکی است؟!

رجایی با این نقل‌های بی سند که بلافاصله مورد استقبال عناصر ضد انقلاب قرار گرفت، موجب شد یکبار دیگر سیل شایعات و اهانت‌های دشمنان حضرت امام(ره) نثار یادگار آن بزرگوار گردد. این در حالی بود که شخص منتظری بارها، از حاج سید احمد خمینی و رنجنامه‌اش ابراز ناراحتی می‌کرد و ادعا می‌کرد؛ «رنجنامه پراست از اکاذیب و اتّهامات ناروا!» فی الواقع، تخطئه رنجنامه، از سوی همکاران موسسه نشر اثار امام(ره)، تائید ادعاهای منتظری است.

غلامعلی رجایی، در یادداشتی دیگر که به مناسبت دیدار خصوصی‌اش با هاشمی رفسنجانی در تاریخ 5 اردیبهشت 1390برای وبلاگش نوشته است، بخشی از رویکردهای تحلیلی‌اش را نسبت به مسائل بازگو می‌کند و کانه هاشمی را نیز همانند منتظری، مظلوم می‌یابد: «چهارشنبه‌ای که گذشت دیداری خصوصی با آیت‌الله اکبر هاشمی رفسنجانی داشتم... وی فارغ از این همه فشارها -که به رغم اینکه روز به روز بر دامنه آنها افزوده می‌شود از او کمتر دفاعی می‌شود، با چهره بشاش و باخوشرویی تمام مرا پذیرفت... وقتی به ایشان گفتم به قول طلبه‌ها برای من همین دیدن شما در این شرایط موضوعیت دارد... با... فروتنی... پاسخ داد، من هم تشکر می‌کنم

عیسی ولایی / کفش و عمامه¬ای که از دست رفت!

یکی دیگر از همکاران موسسه، عیسی ولایی است. او متولد سال 1329 در آمل است. وی تحصیلات خود را در قم و تهران گذرانده و فارغ‌التحصیل مقطع دورهٔ دکتری در رشتهٔ حقوق است. ولایی در کنار تدریس در دانشگاه و مسئولیت‌های علمی که داشته است، چندین سال عضو شورای تطبیق مصوبات دولت با قوانین بوده و علاوه بر آن تاکنون نمایندهٔ مردم آمل و تهران در مجلس شورای اسلامی، نمایندهٔ طلبه‌های آمل در حوزهٔ علمیه، مشاور و معاون دانشگاه تهران، مدیر تدوین متون درسی و معاون پژوهش در پژوهشکدهٔ امام خمینی بوده است. ولایی در جریان تحصیل از طریق اطرافیان منتظری با نهضت اسلامی آشنا شد و در حلقه نزدیکان سید هادی هاشمی(داماد منتظری)، سید مهدی هاشمی معدوم، محمد باقر شریعتی اردستانی، قرار گرفت.

ولایی، در نخستین دوره مجلس شورای اسلامی به نمایندگی از سوی مردم آمل به قوه مقننه راه یافت. در جریان تجزیه جامعه روحانیت مبارز، در تشکیل «مجمع روحانیون مبارز» با کروبی، خوئینی‌ها، انصاری، محمد خاتمی، محمود دعایی، مجید انصاری و... همراه شد و با قرار گرفتن در فهرست این تشکل به نمایندگی از مردم تهران به مجلس سوم راه یافت. وی در مجلس، عضو فراکسیون مخفی باند سید مهدی هاشمی معدوم بود.

او در پژوهشکده و موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره) چه می‌کند؟! چگونه مسائل را تحلیل می‌کند؟! آیا حضور او در این نهاد می‌‌تواند به تبیین درست اندیشه‌های حضرت امام خمینی(ره) کمک کند؟!

عمادالدین باقی /جایزه‌گیری برای تخطئه نظام

عمادالدین باقی نیز از همکاران موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره) و البته از مریدان منتظری است و جوایز نون و آب داری هم از انگلیس، فرانسه و...دریافت کرده است.

فعالیت سیاسی باقی با عضویت در انجمن حجتیه آغاز شد. ولی همزمان با دوستانش مسعود و سعید حجاریان، عباس عبدی و... با افکار علی شریعتی آشنا شد. باقی همانند عطریانفر دارای شبکه ارتباطی دو نبش بود. از یک سو به حلقه شیخ پرده نشین و بیت منتظری مرتبط بود و از سوی دیگر به گروهک‌‌های شبه امنیتی نبوی-خوئینی‌ها و افرادی چون حجاریان، سید محمد ه، ‌محسن میردامادی، محسن سازگارا، خسرو تهرانی، علی. ع و... رابطه داشت.

در سالهای بعد باقی به همکاری با نشریاتی چون سلام و همشهری و فصلنامهحضور وابسته به موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره)، هفته نامه پیام هاجر (متعلق به اعظم طالقانی و وابسته به جریان فکری نهضت آزادی) و هفته نامه یاد (وابسته به بنیاد شهید) پرداخت. در دوره موسوم به اصلاحات در روزنامه¬های زنجیره¬ای جامعه، توس، عصر آزادگان (وابسته به موسسه جامعه روز به سرپرستی محسن سازگارا)، خرداد (وابسته به عبدالله نوری) و فتح (با مدیریت یدالله اسلامی و وابسته به تیم تحریریه روزنامه خرداد)، صبح امروز و جمهوریت(وابسته به سعید حجاریان و حزب منحله مشارکت) مشغول به کار بود.

وی هم با موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره) همکاری می‌کرد و هم در گردآوری و تدوین خاطرات منتظری نقش اساسی داشت! آیا با حضور همزمان در موسسه و بیت منتظری می‌توانست، جانبدار حقیقت باشد؟!

باقی به دلیل مطالبی که در مطبوعات اصلاح طلب در رد حکم الهی قصاص و نیز قتل‌های زنجیره¬ای  نوشت، در سال ۷۹ محاکمه شد. وی از ۷ خرداد ۱۳۷۹ به زندان رفت و روز ۱۷ بهمن ۱۳۸۱ از زندان آزادشد. سعی او مانند اکبر گنجی آن بود که رد پای عوامل اصلی این قتلها را پنهان سازد. وی، مجددا در سال ۱۳۸۶ به ۳ سال زندان محکوم شد. شعبه ششم دادگاه انقلاب در تاریخ ۸ خرداد ۱۳۸۶ باقی را به اتهام اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت کشور به دوسال حبس و به اتهام تبلیغ علیه نظام با فعالیت تبلیغی به نفع گروه‌های مخالف به یکسال حبس محکوم کرد. در ۲۲ مهر ۱۳۸۶ باقی بر اساس همین حکم بازداشت و به زندان  منتقل شد.

وی تشکل‌های دیگری نیز به نام «انجمن پاسداران حق حیات»، و «انجمن زیتون؛ کانون صلح جویان ایران!» نیز تاسیس کرده و به سبب تاسیس این فعالیت‌ها و تدارک مستنداتی در خصوص تضییع حقوق بشر در ایران! نشان‌ها و هدایایی چون «جایزه شجاعت مدنی بنیاد پارکینسون-سال ۱۳۸۳»، «جایزه کمیسیون ملی حقوق بشر فرانسه»، « جایزه عفو بین الملل مارتین انالز- سال ۲۰۰۹»،  «جایزه مطبوعات پادشاهی انگلیس- سال 2008»  دریافت کرده است.

سراج الدین موسوی/ از میکروفون یایی تا مدیر ارتباط گیری با فتنه گران

وی روحانی زیرک و با تحصیلات حوزوی پایینی است که در بین دوستانش مشهور به سراج است. او یکی از عناصر نزدیک و حامی طیف آقای منتظری و عضو شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز و از اعضای شورای مرکزی مجمع مدرسین و محققین قم، می باشد. در سوابق سراج الدین موسوی در زمان تصدی مسئولیت کمیته انقلاب اسلامی، نکات منفی متعددی پیرامون عدم توجه جدی به حفظ بیت المال از جمله هدیه دادن سکه و دیگر امکانات به زیردستان، فرماندهان کمیته و حتی مشمولین سربازان نزدیک به خود، بدون حساب و کتاب مشاهده می‌شود. همچنین هنگامیکه از سوی مقام معظم رهبری به وی اعلام می‌شود فقط یکی از مسئولیتهای کمیته (فرماندهی کمیته و نمایندگی ولی فقیه در این نهاد) داشته باشد، وی بدلیل ناراحتی از این مسئله تصمیمات خاصی می‌گیرد برای مثال برخی وام¬های تحویلی به مسئوولین کمیته را بلاعوض اعلام می‌کند یا واگذاری زمینهایی به افراد اعم از مسئولین کمیته و دیگران. همچنین مواردی از فعالیتهای اقتصادی با استفاده از جایگاه خویش در زمان تصدی ریاست کمیته وجود دارد.

یکی از موارد مهم در پیش زمینه فعالیت¬های سراج موضوع گرایش به جریان سیاسی منتظری و سابقه همکاری موثر با این جریان منحرف می‌باشد. سراج الدین موسوی ضمن ارتباط با طیف منتظری، در جلساتی با شیخ حسینعلی منتظری در زمان تصدی در زمان تصدی ریاست کمیته به همراه محمدحسین شریعتی اردستانی و دیگران شرکت داشته است. همچنین مواردی در خصوص بکارگیری عناصری از باند مهدی هاشمی در کمیته حتی در رده معاونین فرمانده کل کمیته موجود می‌باشد. بر اساس اذعان عناصری از باند مهدی هاشمی همانند حسنعلی مصطفائی، سراج الدین موسوی پس از دستگیری و برخورد با مهدی هاشمی و باند وی ارتباط خود را با طیف منحرف مذکور گسترش می‌دهد.

شایان ذکر است در تاریخ 19/11/83 با هدف تعمیق ارتباط سراج الدین موسوی با طیف منتظری، دختر سارج به نام فاطمه موسوی با میثم هاشمی فرزند هادی هاشمی ازدواج نموده و مراسمی با حضور منتظری و اجرای خطبه عقد توسط وی صورت می‌پذیرد.

سراج الدین موسوی به فعالیت در جریان فتنه پس از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری به صورت کاملا پنهان و با رعایت اصول حفاظتی پرداخته است. برای مثال در تاریخ31/3/88 در جلسه¬ای به پافشاری بر ادامه و گسترش دامنه اعتراضات پرداخته و این را نظر خویش و مجمع روحانیون عنوان می‌دارد.

سراج در سالهای گذشته از طریق برگزاری جلسات و گعده¬هایی، به برقراری ارتباط بین محسن کدیور و سیدحسن خمینی اقدام نموده و در این مورد گفته است: «جلسات گعده¬ای هم نتایج خوبی دارد. در جلسه گعده¬ای بین کدیور و حسن آقای خمینی صحبت خوب و موثری شد. در ضمن ما نباید بیت امام را رها کنیم. حسن آقا در اوایل شاید راضی نبود با عبدالله نوری بنشیند؛ با کدیور که به طریق اولی راضی نبود اما الان به شکلی شده که با کدیور رفیق شده¬اند و به نظر من جلسه خوبی بود... الان ارتباط حسن آقا با بیت آقا (منتظری) خیلی پخته تر و بهتر شده است

سراج الدین موسوی با پوشش موسسه تنظیم و نشر آثار امام (ره) اخیرا اقدام به وارد نمودن دستگاه میکروفن¬یاب کرده که بوسیله آن برخی اماکن مربوط به جریان فتنه چک شده است.

شیخ الشریعه/ شیخ پشت پرده محافل حساس سیاسی - امنیتی تدوینگر صحیفه امام خمینی

شیخ الشریعه از جمله مرموز¬ترین و موثر¬ترین افراد نهانی جریان¬های شبه امنیتی- سیاسی داخلی و خارجی فتنه¬گران به شمار می¬رفت که در طول مدت حیات خود با اتخاذ شیوه¬های خاص ارتباط گیری نهانی و امنیتی، توانسته بود افراد مختلفی از نزدیکان و مریدانش را به نقاط حساس سیاسی - امنیتی و اطلاعاتی بگمارد.

 محمد خاتمی، غلامحسین کرباسچی، سید حسن خمینی، محتشمی پور، شیخ قدرت علیخانی، مصطفی تاج زاده، اسد الله بیات، محسن کنگرلو، مصطفی کاظمی، سعید حجاریان، جواد قدیری، شیخ عباسعلی روحانی، عبد الله نوری، عطریان فر و باقی ماندگان باند سید مهدی هاشمی معدوم بخشی از حلقه داخلی وی به شمار می روند. چنانچه دامنه ارتباطات خارجی وی از شبکه های مختلف ضد امنیتی گرفته تا قذافی گسترده بوده است.

ادعای انتساب شریعتی به دفتر امام راحل(ره) که در پیام تسلیت سید حسن خمینی و نیز اطلاعیه های دیگر منسوب به بیت امام به آن پرداخته شد در حالی مطرح شده که براساس مستندات امام راحل(ره) ملت ایران در زمان حیات خود، شیخ پرده نشین را با دستور شخصی از بیت و دفتر خود بیرون انداخت ولی مع الاسف پس از رحلت امام(ره) و مرحوم حاج سید احمد خمینی(ره)، وی به استاد راهنما و مشاور امین فرزند حاج سید احمد(ره) مبدل و پیکر وی در محل جلوس امام(ره) و از نزدیک ترین نقطه درب خانه امام(ره) توسط حلقه دلداده اش، تشییع شد.

سید حسن خمینی نیز در حسینیه جماران نماز وی را اقامه کرد و در بخشی از پیام سراسر تجلیل خود از شریعتی می¬نویسد: «درگذشت یار و یاور روزگار غربت امام خمینی، مرحوم حجتالاسلام والمسلمین حاج شیخ محمدحسین شریعتی (رحمه¬الله-علیه) که عمر با برکت خویش را در همراهی و دفاع از امام عظیم¬الشأن و آرمان¬های ایشان سپری نمود بی¬شک ضایعهای دردناک برای دوستان و آشنایان اوست.

اینجانب درگذشت این سرباز بیادعای امام زمان (عج) و این همراه همیشگی امام را خدمت خانواده ایشان، فرزندان و سایر بازماندگان تسلیت عرض نموده و از خداوند متعال علو درجات برای آن مرحوم مسئلت دارم

عباسعلی روحانی از دیگر شاگردان و همراهان شیخ پرده نشین نیز در همین زمینه به سایت وابسته به موسسه گفته است: «مرحوم شریعتی همچنین در نشر آثار امام خمینی طرف مشورت حاج آقاسیدحسن خمینی بودند«!

مهدی هاشمی در بخشی از اعترافات خود تصریح می¬کند: «زمانی که با آقای شریعتی (محمدحسین شریعتی) و عطریانفر ما رفیق بودیم و نزدیک بودیم با توجه به اینکه خوب عطریانفر رابطه مستمر با جواد قدیری( عامل ترور مقام معظم رهبری و شوهر خواهر عطریانفر) داشت و آقای شریعتی هم می¬دانست و بعدها که به ما منتقل کرد ما هم در مقابل او موضعی نگرفتیم و ما تقریباً تأیید ضمنی می کردیم این رابطه را،... که ما یک سلسله ارتباطی ولو ضعیف هم باشد؛ این ارتباطات را حفظ کنیم به عنوان یک کانال یدکی با آن نیروهای خارج از کشور و اینها که به تصور ما از طریق آقای شریعتی و خود عطریانفر که با آن جواد قدیری ارتباط داشتند این محفوظ ماند

در اعترافات مهدی هاشمی معدوم، نفوذ شریعتی در ارکان دولت و مجلس در دهه 60 آشکار می¬شود: «نامبرده، به دلیل امتیازاتی که کمتر کسی برخوردار است محور یک معادله مهم در کشور است که جناح‌های آن را می‌توان چنین نام برد:

1- وزارت کشور و شخص وزیر محترم کشور (محتشمی‌پور) که با پیشنهاد آقای شریعتی سرکار آمده و هم‌اکنون خط کلی ارگانهای مختلف وزارت ایشان را هدایت می‌کند. 2- کمیته‌های انقلاب و شخص آقای سراج‌الدین میردامادی 3- صنایع نظامی کشور و شخص مسئول آن که از عوامل آقای عطریان[فر] است 4- جهاد سازندگی و شخص آقای نوری(عبدالله)5- رادیو و تلویزیون و دو سه نفر عوامل قوی مانند بهزادیان، پناهنده و... 6- استانداری اصفهان و آقای کرباسچی7- آیت‌الله طاهری(امام جمعه وقت اصفهان)8- دفتر تبلیغات(اسلامی حوزه علمیه قم)9- وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی (محمد خاتمی) 10- مجلس شورای اسلامی با دوستان و عوامل خاص

محمد علی ابطحی می¬نویسد: «در آن دوران جریان چپ بر کشور حاکم بود. و حاج شیخ بی شک از تئوریسین های مهم این جریان شناخته می شد. به همین دلیل علیرغم اینکه هیچوقت رسانه¬ای نمی¬شد اما در خفا خیلی مورد خشم و غضب جریان راست بود. آنها به خوبی می¬دانستند که شیخ الشریعه طراح بسیاری از اتفاقات و انتصابات  کشور است

آیا سپردن تدوین صحیفه امام(ره) به آقای محمد حسین شریعتی - شیخ پرده نشین- (کسی که سرهنگ قذافی را رهبر جهان اسلام می‌دانست، و در اعترافات سید مهدی هاشمی، نقش وی در بحران آفرینی ها در زمان امام افشا شده و در فتنه 1388 نیز نقش فعالی داشت) جای ابهام  و نگرانی ندارد؟! آیا ابرازن گرانی در خصوص حضور وی در موسسه تنظیم و نشر اثار امام(ره) افراط است؟ به ویژه آنکه در ایام فوت وی حلقه اطراف او از نقش ویژه¬اش در تدوین صحیفه امام پرده برداشتند.

عباسعلی روحانی/ موثر اصلی بر افکار آیت الله طاهری

جستجوی اجمالی در فضای اینترنت، از مدیریت ناکارآمد عباسعلی روحانی در پژوهشکده امام و انقلاب اسلامی حکایت دارد. بخشی از این ناکارآمدی از طریق نامه‌های سرگشاده،  گلایه‌ها و انتقادهای دانشجویان، دانش‌پژوهان و شورای منتخب دانشجویان این پژوهشکده به فضای اینترنت راه یافته است.

برای شناخت پیشتر از عباسعلی روحانی به برخی از گزارش‌های کتاب خاطرات رحیم صفوی با عنوان «از جنوب لبنان تا جنوب ایران» اشاره خواهیم کرد. صفوی از پیوندهای روحانی با عوامل حلقه شیخ پرده نشین، پرده بر¬می‌دارد: «نیروهای انقلابی و سیاسی اصفهان ... به دو گروه تقسیم‌ می‌شدند: یک گروه نزدیک به مرحوم آیت‌الله خادمی بودند که بعضی از آنها سابقه انقلابی و همراهی با امام (ره) و شهید بهشتی را داشتند... تفکر مقابل... افرادی بودند که با آیت‌الله طاهری در اصفهان ارتباط داشته و هماهنگ بودند. افرادی چون؛ آقای شیخ عباسعلی روحانی، حجت‌الاسلام عبدالله نوری، آقای قمصری، آقای عطریانفر، آقای کرباسچی و آقای ساطع از آن جمله بودند

صفوی درباره مشی سیاسی این گروه می‌گوید: «طیف مزبور به عنوان یک جناح مخالف علیه حزب‌ جمهوری اسلامی و موسسین اصلی آن در تهران و اصفهان دست به تبلیغ و فعالیت می‌زدند. شهر اصفهان میدان تاخت و تاز این گروه بود و مواضع ایشان نه دوستانه بلکه خصمانه بود و در سخنرانی‌ها صریح و بی‌پرده علیه مسئولین حزب سخن می‌گفتند و بعضی از طرفداران آشکارا به شهید بهشتی اهانت می‌کردند. افرادی که نام بردم با نفوذی که بر بیت آیت‌الله طاهری امام جمعه اصفهان داشتند، در کارهای دولتی و اداری و انتصاب و تعیین مدیران اجرایی مراکز مختلف استان دخالت کرده و از نیروهای همفکر خودشان در پست‌های مدیریتی استفاده می‌کردند. البته شخص آیت‌الله طاهری فردی انقلابی و زندان ‌کشیده بود و فرزند عزیزش در جبهه‌های جنگ در منطقه چزابه شهید شد و در طول سال‌های دفاع مقدس آیت‌الله طاهری بارها در جبهه‌های جنگ حضور داشتند اما مشکل اساسی وی این بود که از خود استقلال رای نداشت و تحت تاثیر افکار آقایان حجت‌الاسلام عباسعلی روحانی و حجت‌الاسلام عبدالله نوری قرار می‌گرفت

صفوی یادآوری می‌کند که عوامل حلقه شیخ پرده نشین در آن زمان از ابراز علنی کینه خود نسبت به امام خامنه‌ای ابایی نداشتند: «حتی من مشاهده می‌کردم که بعضی از طرفداران همین آقایان مخالفت خود را به وسیله‌ای پاره‌کردن عکس آیت الله خامنه‌ای - که در آن زمان رییس‌جمهور بودند- نشان داده و همان کینه‌های ضد حزب جمهوری اسلامی را این گونه بروز می‌دادند... این افراد دقیقاً جریانات انحرافی و افکار مهدی هاشمی را اشاعه می‌دادند و با چسباندن عکس آقای منتظری در کنار عکس امام (ره) اعمال خود را توجیه کرده و در زیر عکس آقای منتظری به هر کاری که می‌خواستند دست می‌زدند...»

صفوی در ادامه خاطراتش از دامی که این باند طاهری را در آن گرفتار کرده بود، گزارش می‌دهد: «در سال 1367... آیت‌الله طاهری برای بازدید از مناطق جنگی به غرب کشور آمده بودند و من با وی ملاقاتی داشتم، در بین صحبت‌هایی که انجام شد آقای طاهری عینا این جمله را گفت: آقای آقارحیم من رفتم خدمت امام و گفتم حضرت امام،‌ من امام جمعه موقت هستم، آقای عباسعلی روحانی امام جمعه دایم است، مرا بردارید. امام فرمودند: ‌خیر شما باید باشید. آقارحیم من به شما می‌گویم شیخ عباسعلی روحانی و کرباسچی استاندار اصفهان دستشان را توی دست هم گذاشته‌اند، اصفهان را اینها اداره می‌کنند من کاره‌ای نیستم

آیا حضور عباسعلی روحانی از همراهان باند جنایت‌کار مهدی هاشمی معدوم در موسسه تنظیم و نشر آثار امام(ره) و مدیریت وی بر پژوهشکده امام خمینی و انقلاب اسلامی وابسته به این موسسه ،جای سوال ندارد؟! آیا پرسش از علت حضور چنین فرد و در چنین جایگاهی بی¬معناست؟!

عباس عبدی/همکار مشترک موسسه جاسوسی «گالوپ» و موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی

نام عباس عبدی به اشتباه با ماجرای فتح لانه جاسوسی آمریکا گره خورده است. البته وی روز 13 آبان 1358 اصلاً در تهران نبود که جزو فاتحان لانه جاسوسی باشد. اما، وی همواره به عنوان یکی از سخنگویان دانشجویان پیرو خط امام(ره) و فاتحان لانه جاسوسی یاد می¬شد. تا اینکه دیدار و مذاکرات وی با باری روزن طی اجلاسی در قبرس، یکی از گروگانهای لانه جاسوسی، به عنوان نقطه عطفی در تجدیدنظر طلبی فاتحان لانه جاسوسی قلمداد شد! وی سپس در پاریس دیداری تفصیلی با باری روزن برگزار کرد.

عباس عبدی در نشریه راه نو وابسته به اکبر گنجی-عضو دیگر شورای مرکزی حزب مشارکت که امروزه نه تنها انقلاب اسلامی بلکه موعود منتظر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) را هم نفی می‌کند: «انقلاب اسلامی، متأثر از الگوی حکومت شوروی سابق است و سرانجام آنها هم یکسان خواهد بود

بد نیست یادآوری کنیم که این جمله، عیناً تئوری «حسین بشریه» پدر معنوی حزب مشارکت بود. وی مدعی بود؛ انقلاب اسلامی بعد از 20 سال، به پایان می‌رسد و اصلاح‌طلبان باید خود را برای مدیریت در رژیم بعدی آماده کنند!

عبدی، موسسه‌ای هم به نام «آینده» تاسیس کرد و با همکاری افرادی مانند علیرضا علوی تبار، حسین قاضیان و بهروز گرانپایه به فعالیت در امور جود پژوهش‌های اجتماعی و نظرسنجی برداخت. در قالب همین فعالیت بود که خبرگزاری ایرنا، گزارشی از یک نظر سنجی موسسه آینده را منتشر ساخت که مدعی بود « ۷۵ درصد مردم ایران خواهان مذاکره با آمریکا» هستند! پیگری‌های این نظرسنجی جعلی نشان داد، عبدی و دوستانش در پوشش همکاری¬های مطالعاتی با موسسات آمریکائی مانند «گالوپ» همکاری می کنند. عبدی و دوستانش-البته منهای علوی تبار؟!- دستگیر و در دادگاه بدوی محکوم شدند. البته رسیدگی به بخشی از پرونده آنان که موسوم به بند «د» و در خصوص « نگهداری اسناد سری» بود، مسکوت ماند!

با این اوصاف عبدی، از همکاران موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره) است. وی در پیشگفتار تحقیقی که به سفارش موسسه و با نام «تحلیل محتوای مطالب امام خمینی(ره)» ارائه داده است، می نویسد: «نکته مهم دیگر اینکه از این پس (به جز موارد نقل قول) از لفظ آیت‌الله خمینی که تعبیری فارغ از جهت‌گیری و متناسب برای استعمال در یک متن پژوهشی استفاده شده است.»! این تحقیق در بهار سال 1389 به انجام رسید.

آیا، فرد دیگری که لااقل به حضرت امام خمینی(ره) تعلق خاطر داشته باشد، یافت نمی‌شد که چنین تحقیقی را برای موسسه انجام دهد؟! این در حالی است که در پژوهشکده وابسته به موسسه، دانشجویان فرهیخته و علاقه مند به حضرت امام خمینی(ره) در مقاطع تحصیلی کارشناسی ارشد و دکترا، آن هم در رشته‌های مرتبط و نه مهندسی پلیمر! کم نیستند.

جبهه مشارکت ایران اسلامی/ عوامل پروژه ردیف 2 در موسسه امام

از شگفتی های موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره) و پژوهشکده امام خمینی(ره) و انقلاب اسلامی، حضور گروهی از اعضای حزب منحله موسوم به جبهه مشارکت ایران اسلامی در این مجموعه است. در حالی که این حزب، به صراحت دبیر کل وقت آن، دنبال سکولاریزاسیون نظام جمهوری اسلامی بود. محمدرضا خاتمی، در دومین مکاتبه خود با دبیر کل وقت حزب موتلفه اسلامی، حبیب الله عسگراولادی، مشی حزب خود را جدائی نهادهای دینی از نهادهای سیاسی اعلام کرده بود. با این وصف، عوامل حزبی که صریحاً در پی نفی شعار حضرت امام خمینی(ره) مبنی بر دیانت ما عین سیاست ما و سیاست ما عین دیانت ماست بود، در موسسه ای که متولی نشر اندیشه های حضرت امام خمینی (ره) است، چه می¬کنند؟

«محمد هادی سمتی»، «ناصر هادیان جزی»، «سعید حجاریان کاشانی» اعضای هیات علمی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، و همزمان عضو دفتر سیاسی حزب مشارکت بودند. زمانی که «مادلین آلبرایت» وزیر خارجه صهیونیست دولت کلینتون می‌گفت؛ «من به فرزندان فکری‌ام در ایران امیدوارم»(!) برخی محافل سیاسی و رسانه‌ای هادیان و سمتی را شاگردان و فرزندان فکری آلبرایت دانستند.

یحیی کیان تاجبخش در دادگاه فتنه 88 عطریانفر در دادگاه فتنه 88 هادی سمتی  ناصر هادیان جزی سمتی و هادیان، مستقیما با موسسات شبه مطالعاتی وابسته به سازمان سیا همکاری داشتند و شگفت آنکه با پژوهشکده امام خمینی(ره) و انقلاب اسلامی نیز همکاری می¬کردند.

کیان تاجبخش یادآور می¬شود: «عوامل مستقیم فعال در پروژه ردیف 2 آقایان «ناصر هادیان» و «هادی سمتی» بودند که به سوئد و سوئیس می‌رفتند و جریانات دیگر یعنی احزاب سیاسی اصلاح طلب مانند حزب مشارکت نیز از طریق این افراد با نهادهای آمریکایی ارتباط برقرار می‌کردند و اشخاصی چون مصطفی تاج‌زاده و سعید حجاریان از طریق عوامل پروژه مذکور در قالب پروژه‌های تحقیقاتی و عملیاتی با بنیاد سوروس و دیگر موسسات فعال در عرصه انقلاب‌های رنگین ارتباط برقرار می‌کردند

آیا سایت جماران روایتگر نظرات پیر جماران است؟

اصلی¬ترین و کلیدی‌ترین عضو و گرداننده این سایت «عبدالرسول وصال» مدیر مسئول اسبق روزنامه ایران در دوران آقای خاتمی و مدیر مسئول سابق روزنامه توقیف شده «آینده نو» بوده است. وی بر خلاف دیگر اعضای اصلی سایت چون نادعلی زاده اعتقادی به حرکتهای دست به عصا ندارد و این خود عاملی شده است تا سایت جماران به مسائلی چون انتخابات و اظهارنظرهای موسوی به صورت جدی و حمایتی وارد شود.

محمد علی ناد علی زاده نیز که مدیر عامل اسبق ایسنا و از اعضای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی است، مدیریت اجرایی و سردبیری سایت جماران را بر عهده گرفته و در عمل نقش دست راست وصال را در اجرا و پیش برد اهداف ایفاء می کند.

بربریان که از فعالین در سایت تابناک و بازتاب بوده است و دوره ای سردبیری تابناک را برعهده داشته نیز از موسسین سایت جماران بوده که بنا بر اخبار رسیده چند وقتی است که به دلیل بروز اختلاف با سیاست گذاران سایت مذکور، ارتباط خود را با این پایگاه خبری قطع نموده است.

خدابخش مالمیر که یکی از مهره های اصلی این سایت است، پیش از این مدیر اجرایی حسینیه جماران و عکاس بیت امام (ره) و از دوستان نزدیک حسن خمینی بوده است. نام فامیلی وی به عنوان رمز عبور و رمز شب موسسه تنظیم و نشر آثار امام و حسینیه جماران بوده است .مسئول فنی سایت جماران سجاد قربان اوغلی است که پدرش در زمان خاتمی سفیر ایران در آفریقای جنوبی بوده و خود نیز از نزدیکان حسن خمینی است.

پاتوق گردانندگان اصلی فتنه 88

سایت جماران که در روزهای  بعد از فتنه 88 به عنوان بال رسانه ای موسسه تنظیم و نشر آثار حضرت امام(ره)، فعالیت می کند¬،بی شک به پاتوق و محل تجمعی برای کسانی تبدیل شده است که از طراحین و گردانندگان اصلی فتنه 88 هستند ، افرادی که با بهره گیری از مطالب و تفکرات آنان در این سایت، روز به روز در جهت انحراف در بیانات و منویات امام راحل گام برداشته و هدف تخطئه راه امام خمینی (ره) را به نفع خود دارند .

شناختن گرداننده اصلی این سایت که در پوشش موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره) قصد ترویج تفکرات مصموم خود در فضای رسانه با سوء استفاده از نام امام راحل را دارند می تواند در شناسایی خط نفاق در این رسانه کمک شایانی نماید.

 سردبیر این سایت که زیر نظر مستقیم آقای حسن خمینی فعالیت می کند، فردی به نام (محمد علی.ن) می باشد که از اعضای اصلی دفتر تحکیم وحدت در سال های بین 70 تا 78 بوده است که با نظر مستقیم حسن خمینی و موسوی بجنوردی مشغول به فعالیت در این رسانه نزدیک به بیت امام (ره) شده است .

 بنا به اطلاعات موجود اعضای هیئت تحریریه این رسانه را برخی از افراطیون جریان دوم خرداد تشکیل می دهند که پس از خارج شدن از خبرگزاری ایسنا، برای کار در این رسانه انتخاب شده اند.

اقدامات جمارانی¬ها بعضا آنقدر تند و غیر اخلاقی می¬شود که سید حسن خمینی را هم به واکنش وادار می¬کند. در پی سخنان یکی از امامان جمعه، پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران، اقدام به انتشار مطلبی با عنوان «نامه وارده» کرده است، که در پی آن حجت الاسلام و المسلمین سید حسن خمینی در تذکری اخلاقی اعضای سایت جماران را به پاسداری از اخلاق اسلامی و خارج نشدن از مسیر ادب و اخلاق دعوت کرده است: «در روزهای اخیر به مناسبت سخنان یکی از امامان جمعه، در سایت شما مطلبی تحت عنوان نامه وارده منتشر شده است که برخی از قسمت های آن شاید با فرهنگ امام هم خوانی نداشته باشد. ممکن است در لحظاتی من هم عصبانی شوم، ولی هرگز نباید از مسیر ادب و اخلاق خارج شد. لذا ابتدا به خود و سپس به شما عزیزان تنبه می‌دهم که حتی اگر کسی نسبت به ما از حدود ادب خارج شد، ما باید پاسدار اخلاق اسلامی باشیم


منبع : خط امام
کد خبرنگار : 12








chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد
منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.





تست
دوشنبه 04 بهمن 1395
دیدگاه