نوار اخبار
کد خبر : 1616
شنبه 01 خرداد09:33

خط امام/

حب به دنیا دلیل انحراف اندیشه و افکار امام خمینی(ره) است

از آن‌چه در تبارشناسی تحریف حضرت امام خمینی(ره) می‌توان دریافت، این است که درک و تحلیل درست امام راحل، شاخص‌ها و معیارهایی دارد که تطبیق سخنان منسوبین به این شخصیت والامقام براساس مستندات موجود از رهبر کبیر انقلاب قابل تشخیص و تمییز است و در این راه باید مراقب بود که برخی از نزدیکان به امام، به دلیل حب به دنیا جامعه را به انحراف و انحطاط نکشند.

حب به دنیا دلیل انحراف اندیشه و افکار امام خمینی(ره) است

کمتر از 30 سال از عمر با برکت امام راحل نمی‌گذرد که شاهد موضع‌گیری‌های ضدونقیض برخی از نزدیکان و یاران دوران انقلاب آن یار سفر کرده هستیم. مواضعی که در تناقض آشکار با سخنان، رهنمودها و اندیشه‌های رهبر کبیر انقلاب اسلامی است.

تحریف اندیشه‌ها و شخصیت حضرت امام خمینی‌(ره) از جمله مسائل مهمی است که پس از گذشت نزدیک به سه دهه از رحلت ایشان مورد توجه مقام معظم رهبری قرار گرفته است. نگاهی به پیشینه تاریخی این مسأله نشان می‌دهد که رهبران بزرگ فکری به ویژه پیامبران الهی همواره در معرض این مسأله از سوی دشمنان و کج اندیشان بوده‌اند. تحریف در آموزه‌های پیامبران الهی و از جمله پیامبر بزرگ اسلام(ص) موجب شکل‌گیری نحله‌ها و جریان‌های گوناگونی گردیده است. از آن‌چه گفتیم می‌توان نتیجه گرفت که مسأله تحریف، یک اقدام ثابت دشمنان حقیقت در تقابل با جریان حق بوده است.

در تحریف شخصیت و اندیشه حضرت امام خمینی(ره) که اسلام را در تاریخ معاصر زنده کرد مسائل گوناگونی قابل طرح است. یک مسأله مهم که نوشتار پیش‌رو درصدد تبیین آن است، تبارشناسی انحراف در اندیشه و شخصیت امام خمینی(ره) است؛ بدان معنی که در گره تاریخی چه تحلیلی می‌توان از تحریف در اندیشه امام خمینی(ره) بیان کرد.

یکی از محورهای تبارشناسی تحریف اندیشه‌های حضرت امام خمینی(ره) را می‌توان پس از بروز انقلاب اسلامی در سال 1357 تا رحلت ایشان در سال 1368 برشمرد. در این مقطع زمانی هر چند مبارزه مستمر امام خمینی(ره) در تقابل با رژیم ستمکار پهلوی به بار نشسته است و حضرت امام خمینی(ره) در اوج اقتدار دینی در قالب رهبری یک نظام سیاسی است، اما تحریف، مهم‌ترین حربه تقابل دشمنان نظام اسلامی با حضرت امام خمینی(ره) می‌باشد. در این زمینه می‌توان به طیفی از تحریف‌ها اشاره کرد. در یکسوی این طیف گروه‌های ضد انقلاب و اسلام قرار دارند که می‌کوشند با مستمسک قرار دادن حضرت امام برای خود کسب مشروعیت کنند. در این زمینه می‌توان به طور مشخص به حزب توده و برخی احزاب ملی‌گرا اشاره کرد که به علت نفوذ حضرت امام خمینی(ره) تلاش می‌کردند با انتساب خود به حضرت امام خمینی افکار و اندیشه‌های ناصواب خویش را در قالب اندیشه امام عرضه کنند.

در سوی دیگر این طیف، افراد به ظاهر انقلابی بودند که حتی مناصب بسیار عالی در نظام سیاسی داشتند، اما اولا با اندیشه‌ها و آرمان‌های حضرت امام خمینی(ره) فاصله داشتند و ثانیا منویات خویش را برای موجه جلوه دادن از زبان حضرت امام خمینی(ره) بیان می‌کردند، این امر موجب شد حضرت امام خمینی(ره) در زمان حیات خود نسبت به این برداشت‌های سوء واکنش نشان دهند. در این راستا حضرت امام از سویی از تحلیل‌هایی که از سوی این افراد موجه ارائه می‌شد از خانواده شهدای جانبازان و امت اسلامی معذرت خواهی می‌کردند(صحیفه امام ج 21 ص 284) و از دیگر سوی برای مقابله با تحریف این قبیل افراد و گروه‌ها فرزند خویش مرحوم حاج سید احمد آقا را مأمور به جمع‌آوری اسناد، آثار و دیدگاه‌های خود کردند.(مورخ هفدهم شهریور 1367)

 

تحریف اندیشه امام خمینی توسط انقلابی‌نماها

سال 1368 تا به امروز را باید محور دیگر در تبارشناسی تحریف حضرت امام خمینی(ره) برشمرد؛ مقطعی که طی آن اقدام‌های متعددی از سوی افراد به ظاهر موجه و انقلابی و با دشمنان تابلودار در جهت تحریف حضرت امام خمینی(ره) شکل گرفت. که در این زمینه می‌توان به پاره‌ای از آن‌ها اشاره کرد.

مهم‌ترین تحریف در اندیشه و شخصیت حضرت امام خمینی(ره) از سوی افراد، احزاب و جریان‌هایی شکل گرفت که اولا خود را در خط امام دانسته و سعی در مصادره حضرت امام خمینی(ره) در جهت جناح و جریان خویش داشتند و سایر احزاب و جریان‌های فکری را بیگانه از اندیشه و آرمان‌های حضرت امام معرفی می‌کردند. این احزاب و جریان‌های سیاسی که در زمان حیات حضرت امام به جریان چپ موسوم بودند، روند فکری پر فراز و نشیبی را از آغاز انقلاب تا به امروز طی کرده‌اند. در سال‌های پس از پیروزی انقلاب اسلامی تا سال 1368 در قالب گروهی انقلابی، رادیکال، ضد نظام سرمایه‌داری و غرب و شرق، داعیه‌دار مبارزه‌جویی واقعی با امپریالیسم غرب و شرق بودند و سعی می‌کردند از اندیشه و دیدگاه‌های حضرت امام خمینی(ره) تغذیه کنند.

اما پس از رحلت حضرت امام خمینی(ره) اولا در مقام تولید اندیشه، فاقد توانایی تولید اندیشه جهت توجیه تئوریک بودند و از سوی دیگر چون با رهبری مقام معظم رهبری از گذشته زوایه داشتند حاضر به تمکین در قبال بازتولید اندیشه از سوی رهبری در استمرار رهبری حضرت امام خمینی(ره) نیز بودند؛ از این رو دچار روزمرگی و خلأ معنی و تئوریک شدند. در نهایت برخی روشنفکران غربزده را مبنای فکر و اندیشه خود قرار دادند. نتیجه چنین اقدامی اولا فاصله گرفتن هرچه بیش‌تر از اندیشه، آرمان و دیدگاه‌های حضرت امام خمینی(ره) بود. ثانیا جریانی که خود را در خط مقدم مبارزه با لیبرالیسم و امپریالیسم می‌دانست، چنان دچار تجدید نظرطلبی در مواضع، و اندیشه شد که لیبرالیسم و راهبردهای آن از جمله اقتصاد و بازار را الگوی رهایی‌بخش جامعه در عصر حاضر قلمداد کرد. رهبران این جریان فکری، سکولاریسم با درونمایه لیبرالیسم را به عنوان خط مشی فکری و سیاسی خود قلمداد کرده و با توجه به فاصله فاحشی که با اندیشه‌ها و آرمان‌های حضرت امام خمینی(ره) یافتند، درصدد تحریف امام در جهت منویات خود برآمدند.

گروهی از این جریان فکری معتقدند می‌شود هر تفسیری از ایده‌ها و اندیشه‌های امام خمینی(ره) موجه است؛ بدان معنی که معتقد به قرائت‌های مختلف از یک معنی شده و دیدگاه ناصواب خویش را به نام امام خمینی(ره) عرضه کردند. برخی دیگر از افراد این طیف با توجه به فاصله گرفتن جریان چپ که به اصلاح‌طلبی شهرت یافته بود، مدعی به موزه سپرده شدن اندیشه‌های حضرت امام خمینی(ره) و ضرورت بازنگری آن مطابق با ویژگی‌های جدید شدند. این افراد به زعم خود بر این نکته تأکید کردند که حداکثر تأثیر اندیشه حضرت امام خمینی(ره) تنها در دهه اول انقلاب بوده و اینک با توجه به تغییر شرایط، ضروری است مناسب با زمانه فکر و اندیشه کرد و قهرا اندیشه حضرت امام خمینی(ره) دیگر قابلیت تبیین و توجیه سایر تحولات را ندارد.

گروهی دیگر از این به اصطلاح انقلابی‌های تجدیدنظرطلب افرادی بودند که برای خود عقبه انقلابی از سال 1342 قائل بودند و اگر مروری به خاطرات مکتوب آنان طی سال‌های پس از انقلاب شود، چنان دچار نخوت و غرور فکری‌اند که گویی در مسائل و معضلات مهم نظام در دهه اول حتی به حضرت امام خمینی(ره) خط و راه نشان می‌داده‌اند که چه تصمیمی اتخاذ کنند. این افراد به زعم تأکید حضرت امام خمینی(ره) که ناشی از افق وسیع ایشان است مبنی بر این‌که انتساب دیدگاه به وی دارای ملاک و معیار است، با نادیده گرفتن آن گاه در قالب خاطرات، منویات ناروای خویش را به نام امام نشر می‌دهند و گاه به تصور شخصیت به ظاهر انقلابی و کاذبی که برای خود در اوهام ساخته و پرداخته‌اند، می‌کوشند حضرت امام را در جهت اهداف نادرست خویش به دلیل حب دنیا و کسب موقعیت، تحلیل و تفسیر کنند.

از آن‌چه به اختصار در تبارشناسی تحریف حضرت امام خمینی(ره) گفتیم می‌توان دریافت که درک و تحلیل درست حضرت امام خمینی(ره) شاخص‌ها و معیارهایی دارد. نخستین شاخص تحلیل اندیشه حضرت امام خمینی(ره) عرضه آن‌ها به آموزه‌های دینی در قرآن کریم و سنت اهل‌بیت است و شاخص مهم‌تر که خود همین آیات و مبانی دینی نیز به شمار می‌رود، دیدگاه‌های ولی فقیه حاکم است. ولی فقیه با توجه به ویژگی‌های منحصر به فردش از جمله اسلام شناسی و آگاهی به پیچیدگی‌های دنیای سیاست در جهان معاصر، برترین مفسر دیدگاه اسلام و از جمله اندیشه‌های امام خمینی(ره) است.


منبع : خط امام
کد خبرنگار : 12








chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد
منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.





تست
دوشنبه 04 بهمن 1395
دیدگاه