نوار اخبار
کد خبر : 1698
شنبه 19 تير23:40

یادگار امام هیچ کدام از جریانات داخل کشور را به مخالفت با اندیشه امام راحل متهم نمی‌کند

توهین‌های تاریخی جریان اصلاح‌طلب و انحرافات گسترده اندیشه امام(ره)!

توهین‌های تاریخی جریان اصلاح‌طلب و انحرافات گسترده اندیشه امام(ره)!

خط امام/

یادگار امام راحل که هفته گذشته برای دیدارهایی به منطقه شبه قاره هند سفر کرده، در جریان سفر خود به پاکستان در گفتگویی با شبکه جیو این کشور اظهار داشت من هیچ کدام از جریانات کشور را به مخالفت با اندیشه امام راحل متهم نمی‎کنم! این سخن تعجب برانگیز نوه امام در حالی مطرح می‎شود که اندکی حافظه سیاسی دلباختگان و امام شناسان، خیانت‌های پیدا و پنهان اصلاح طلبان و منسوبین به این جریان را فراموش نمی‎‌کند. شاهدی بر این مدعا، ادله ذیل است که به تشریح و برای تکرار و یادآوری شیخ جوان خانواده خمینی عرضه می‎‌گردد.

«خیلی‌ از اصلاح‌طلبان هم بر خلاف اول انقلاب دیگر علاقه‌ای به آقای خمینی ندارند...» این‌ سطرهای پایانی مصاحبه جنجالی عیسی سحرخیز با سایت تقاطع است که در سال 93 واکنش های مختلفی را برانگیخت. به دلیل سابقه و پیشینه اصلاح طلبی سحرخیز موج انتقادها نسبت به عملکرد اصلاح طلبان در برابر چنین اقدامی از سوی چهره های مختلف سیاسی به ویژه اصولگرایان آغاز شد. این انتقادها بیشتر معطوف به سکوت اصلاح طلبان در برابر این اظهارات ساختار شکنانه سحرخیز بود؛ زیرا یکی از گزاره های اصلی اظهارات معاون سابق مطبوعات داخلی وزارت ارشاد در دولت اول خاتمی «اصلاح طلبان» بودند.

در ادامه این گزارش به بررسی ابعاد مختلف پروژه ای که از آن به عنوان «تقدس زدایی از امام و اندیشه وی» یاد می شود می پردازیم تا نسبت جریان های مختلف با این رویدادها و توهین کنندگان به اندیشه های امام خمینی (ره) مشخص شود؛ بدون شک بررسی تاریخی وقایع مشابه کمک بیشتری به دیده شدن زوایای پنهان این موضوع خواهد داشت.

گنجی: اصلاح طلبان امام را به موزه می برند!

دوم خرداد 76 آغاز یک تحول جدید در فضای سیاسی کشور بود، گروه های مختلف و به ویژه جریان موسوم به چپ (نظیر مجمع روحانیون مبارز) پس از سال ها انزوا و دوری از حاکمیت یکی از اعضای اصلی خود را در جایگاه ریاست جمهوری دیده  و به همین دلیل عرصه را برای از سرگیری فعالیت های سیاسی اش مناسب می یافت.

در این میان نیروهای موسوم به دوم خردادی شروع به بازتولید جریانی خود کردند که حاصل آن تشکیل جبهه هایی نظیر جبهه مشارکت و بازتولید سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی بود.

در این همین شرایط شعارهایی نظیر «آزادی مدنی» و «باز شدن فضای سیاسی» موجب شد تا برخی شخصیت های سیاسی با استفاده از همین فضا به بیان دیدگاه ها، نظرات و بعضا انتقادات خود نسبت به اندیشه و جایگاه امام (ره) و انقلاب بپردازند.فروردین 79 را اما شاید بتوان نقطه اوج حمله به تفکر امام (ره) در دوران دوم خرداد دانست.

19 فروردین ماه سال 79 تعدادی از اصلاح طلبان و چهره های ملی مذهبی عازم کنفرانسی به میزبانی حزب هانریش بل (موسوم به سبزها) در برلین شدند. حمید رضا جلایی پور عضو شورای مرکزی حزب مشارکت، علیرضا علوی تبار، جمیله کدیور، محمود دولت آبادی، عزت الله سحابی، شهلا شرکت، کاظم کردوانی، اکبر گنجی و حسین یوسفی اشکوری از مهم ترین چهره هایی بودند که از ایران عازم این کنفرانس شده بودند.

اما یکی از جنجالی ترین اظهارنظرها درباره اندیشه انقلاب_ نه در متن این همایش که به محلی برای زیر سوال بردن اندیشه های انقلاب تبدیل شده بود_در حاشیه این کنفرانس رخ داد. اکبر گنجی روزنامه نگار شناخته شده ایرانی و یکی از مهمانان برجسته این نشست در حاشیه آن با روزنامه تاگس اشپیگل آلمان مصاحبه کرد.

اکبر گنجی ابتدای این مصاحبه وقتی در برابر سوال روزنامه نگار آلمانی درباره آینده حکومت ایران قرار می گیرد می گوید: «حرکت اصلاح طلبان ما عاقبت به جدایی دین از سیاست خواهد انجامید.» لحن گنجی در ادامه این مصاحبه تند تر می شود و در پاسخ به این سوال که آیا برای منکرین خدا و ملحدین در ایران آزادی وجود خواهد داشت؟ می گوید: «روند اصلاحات در ایران مرزی نخواهد داشت». اما نقطه اوج مصاحبه اکبر گنجی با تاگس اشپیگل جایی است که وی در برابر سوال این روزنامه مبنی بر اینکه آیا [امام] خمینی نیز به موزه خواهد رفت؟، قرار می گیرد و اینگونه پاسخ می دهد: «ما تلاش میکنیم [امام] خمینی را به گونه ای تفسیر کنیم که مخالف دموکراسی نباشد. خمینی دیگر وجود ندارد آنچه وجود دارد فقط برداشت های ما از سخنان اوست. او به هر حال یک روزی به موزه خواهد رفت و هیچکس نمی تواند جلوگیری کند . این یک تکامل تاریخی است. دکتر شریعتی نیز به سرنوشت خمینی دچار شده که عقاید او در حرکت امروز اصلاح طلبی دیگر جایی ندارد و نقشی بازی نمی کند. اما ما دکتر را به خوبی در خاطرات خویش نگه می داریم.»

مصاحبه گنجی با تیتر «خمینی به موزه خواهد رفت» در روزنامه تاگس به چاپ رسید و روز بعد از آن کیهان آنرا با تیتر «اکبر گنجی: اصلاح طلبان خمینی را به موزه تاریخ می برند» پوشش داد که باعث ایجاد موج انتقادات نسبت به این اظهارات شد.

 حسین حاج فرج دباغ بیشتر با عنوان عبدالکریم سروش شناخته می شود تا نام اصلی اش. اولین بار چهره اش در روزهای پس از انقلاب فرهنگی در تلویزیون ملی ایران دیده شد؛ جایی که به عنوان یکی از اعضای ستاد انقلاب فرهنگی از شرایط و مبانی اسلامی کردن دانشگاه ها سخن می گفت. اما عبدالکریم سروش قرار نبود تا آخر عمر سیاسی خود یک انقلابی دو آتشه باقی بماند و شرایط به گونه ای دیگر برای وی رقم خورد.

عقاید و نظرات سروش به تدریج به سوی تاویلی جدید از اسلام و قرآن پیش رفت تا جایی که نظرات وی انتقادات برخی علما و مراجع نظیر آیت الله سبحانی را نیز برانگیخت.

 عبدالکریم سروش به تدریج نظرات خود درباره ولایت فقیه و اندیشه امام را نیز بیان کرد؛ نظراتی که قطعا با نگرش سال های ابتدای انقلاب وی متفاوت بود.

سروش که از دهه 70 شمسی به بعد دیگر با عنوان یک روشنفکر دینی شناخته می شد صراحتا اندیشه ولایت فقیه را نوعی دیکتاتوری خوانده و می گوید: «تئوری ولایت فقیه، عین استبداد دینی است و با این تئوری اصولاً نمی‌توان نظم دموکراتیک به وجود آورد. حتی هیچ کس نمی‌تواند در ذیل تئوری ولایت فقیه، عدالت بورزد چون همان‌گونه که فیلسوفان قدیمی گفته‌اند، قدرت مطلقه فساد مطلق می‌آورد. پارساترین فرد هم اگر در راس جامعه با قدرت غیرپاسخگو قرار گیرد بعد از چند سال بسیار از عدالت فاصله خواهد گرفت. لذا تئوری ولایت فقیه آیت‌الله خمینی از همان آغاز یک تئوری غیر اخلاقی بود». سروش  جمهوری اسلامی را تجربه‌ای تلخ دانسته و تاکید می کند که تئوری ولایت فقیه، تئوری عدالت ورزانه‌ای نبوده و نیست.

وی در مصاحبه ای با روزنامه «دی تسایت» چاپ آلمان در بهبوهه فتنه سال 88 در ایران، ادبیات تند تری را علیه اندیشه امام به کار گرفته و می گوید: «او شخصا آدم خوبی بود، اما نظریات نادرستی داشت... به علاوه او از سرکوب مخالفان خود ابایی نداشت».

سروش البته طی ماه های گذشته نیز ادعاهای دیگر درباره اندیشه امام مطرح کرده که به دلیل میزان و حجم توهین های اظهار شده، از آنها عبور می کنیم.

آیا «سروش» هم با اصلاح طلبان نسبتی ندارد؟!

وابستگی سروش به طیف ها و جریان های مختلف دانشگاهی و سیاسی قابل پنهان نیست ولی سوال اساسی این است که کدام جریان فکری طی سال های دوم خرداد به بعد سعی کرد این روشنفکر دینی را متعلق به خود بداند.

سروش چند روز پیش از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری سال 92 در مصاحبه ای درباره مشی و نگرش سیاسی خود لب به سخن می گشاید.

عبدالکریم سروش خاتمی را عیار و نماد اصلاح طلبی و دموکراسی خواهی در فضای سیاست داخلی کشور نامیده و تصریح می کند: «به رغم همه انتقاداتی که به سیاست ورزی آقای خاتمی وارد است ایشان عیار و نماد اصلاح طلبی و دموکراسی خواهی در فضای سیاست داخلی کشور است و باید به ایشان در این حوزه ها تاسی کرد. وقتی که ایشان از آقای روحانی حمایت می کنند تصور می کنم که با لبیک گفتن دعوت ایشان و رای دادن به آقای روحانی وضعیت ما از آنچه که هست قدری بهتر شود.

سروش با تاکید بر اینکه ما اصلاح طلبیم و به اصلاحات تدریجی و گام به گام و خرد دلبسته ایم، یادآور شد: ممکن است آقای روحانی کاندیدای مطلوب ما نباشد، اما مشی اصلاح طلبی اتخاذ می کند که به هرحال در میدانِ رقابت به کاندیدایی رای بدهیم که نزدیکی بیشتری با خواست های ما دارد.

سروش در این مصاحبه از واژه «ما» به عنوان جایگاه اصلاح طلبان یاد کرده و بدون هیچ گونه تبصره ای خود را اصلاح طلب می خواند.

آغاجری؛ از اهانت به مراجع تا تمسخر امام در حضور اصلاح طلبان!

چهره جنجالی عضو سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی با سخنرانی توهین آمیزش در سال 1381 و توهین به مراجع و موضوع تقلید در اذهان جامعه ماندگار است.

هاشم آغاجری که 29 خرداد سال 1381 به دعوت شورای هماهنگی نیروهای دوم خرداد همدان به مناسبت سالگرد درگذشت دکتر شریعتی در مراسمی با عنوان پروتستانیزم اسلامی و دکتر شریعتی حاضر شد و به بیان نظراتی درباره دین اسلام و تقلید پرداخت.

آغاجری در سخنان خود گفته بود: «دین‌شناسان با مردم رابطه معلم و متعلم است، نه رابطه مراد و مرید، رابطه مقلد و مقلد، که مردم از او تقلید بکنند، مگر مردم میمون هستند که از او تقلید بکنند، متعلم می‌فهمد و بعد عمل می‌کند و بعد سعی می‌کند این فهم خود را رشد بدهد تا روزی خودش بی‌نیاز شود از این معلم، خودش بتواند مستقیم مراجعه کند و استنباط بکند و درک نماید»

این اظهارات وی موجب اعتراض گسترده علما و روحانیون در شهرهای مختلف شد و در نهایت آغاجری روانه زندان گردید.

البته هاشم آغاجری چند سال بعد از زندان آزاد شد و در همان مراسمی که از اکبر گنجی به عنوان پیشکسوت روزنامه نگاری تقدیر شد شرکت کرد و به نیابت از مسعود بهنود جایزه وی را دریافت کرد. آغاجری در نشست تجلیل از گنجی به نیابت از مسعود بهنود جایزه وی را دریافت کرد.

اما این پایان اظهارات جنجالی وی نبودو هاشم آغاجری عضو ارشد سازمان مجاهدین انقلاب چندی بعد در بهمن ماه سال 1387 اینبار در حضور اصلاح طلبان به اندیشه های امام توهین کرد.

وی که در منزل عبدالله نوری و با موضوع «اخلاق سلطه و اخلاقی رهایی» سخن می گفت، ضمن تمسخر و هتاکی به ساحت مراجع عظام تقلید، علما و فقها تصریح کرد: «در حکومت ما از هیچ فقیهی، حکمی پیرامون مسایل اخلاقی و کرامت انسانی ندیدیم و تمامی موارد در جهت خرد کردن انسانیت و سلطه‌پذیری بوده است.»

آغاجری در ادامه با اشاره به بخشی از سخنان امام خمینی(ره)خاطرنشان کرد: «مشهور است که بنیانگذار انقلاب گفته ما مامور به انجام وظیفه هستیم نه نتیجه که این یعنی ما به نتیجه کاری نداریم و فقط وظیفه خود را انجام می‌دهیم. خواه این وظیفه درست و خواه نادرست باشد.»

آغاجری سپس با تمسخر، ضمن اشاره به جمله‌ای دیگر از بیانات امام راحل (ره) ادعا کرد این جمله با بیان پیشین امام(ره) در تناقض است: «بنیانگذار انقلاب در جای دیگری گفته است که حفظ نظام از اوجب واجبات است که این دو جمله در تضاد آشکار با همدیگر هستند».

این توهین‌های آشکار چرا از حافظه یادگار امام راحل که شاید از لحاظ منش سیاسی قرابتی هم با این جریان داشته باشد و همواره در حمایت از این جریان سخن گفته، پاک شده و به راحتی از این مهم عبور کرده جای تعجب دارد ولی مردم بیدار و هوشیار نمی‌توانند از این توهین‌ها به راحتی بگذرند و با به زبان آوردن این جملات بر ضد امامن، این افراد هتاک برای همیشه از ذهن مردم دور انداخته شده‌اند.


منبع : خط امام
کد خبرنگار : 12








chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد
منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.





تست
دوشنبه 04 بهمن 1395
دیدگاه