نوار اخبار
کد خبر : 1810
دوشنبه 29 شهريور18:29

بررسی علل عدم اعتماد امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری به آمریکا

رابطه با آمریکا مانند رابطه گرگ با بره است که به صلاح نیست!

رابطه با آمریکا مانند رابطه گرگ با بره است که به صلاح نیست!

رهبر معظم انقلاب روز گذشته در جمع فرماندهان سپاه پاسداران در بیانات مهم و تاریخی خود، خطاب به مسئولان کشور نکته‌ای را یادآوری کردند که اگر آنرا آویزه گوش خود کنند قطعا نظام در مقابل حیله‌های دشمنان خود مصون می‌ماند و آن اینست؛ «مذاکره با آمریکا فایده که ندارد هیچ، ضرر هم دارد».

کارشناسان مسائل سیاسی و تاریخی به اهمیت دو رویداد محوری (کودتا علیه مصدق و بحران گروگان‌گیری) در شکل‌گیری برداشت عدم اعتماد در روابط ایران و آمریکا اشاره کرده‌اند. ایران، آمریکا را تحت عنوان قدرت امپریالیستی متخاصم می‌داند که هدف آن بهره‌برداری و تسلط بر ایران و جهان است؛ چیزی که باعث بی‌ثباتی منطقه می‌شود. این برداشت ذهنی در طول زمان تقویت شده است. رهبر معظم انقلاب اسلامی همچنین در سخنرانی سال گذشته خود در حرم امام خمینی در مراسم 14 خرداد، در تشریح یکی از محورهای هفت‌گانه تفکر امام خمینی تحت عنوان «اعتماد به وعده‌ی الهی و بی‌اعتمادی به قدرت‌های مستکبر و زورگوی جهانی» فرمودند: «اعتماد به قدرت پروردگار موجب می‌شد که امام بزرگوار در مواضع انقلابی خود صریح باشد، چون اتکا به خدا داشت. نه اینکه نمی‌دانست قدرت‌ها بدشان می‌آید و عصبانی می‌شوند، می‌دانست؛ اما به قدرت الهی و نصرت الهی باور داشت».

مبانی فکری شیعه به‌عنوان شالوده نظریه انقلاب اسلامی که بر پایه ظلم‌ستیزی، فرهنگ عاشورایی و امید به مهدویت شکل گرفته؛ پیام انقلاب را با عدالت‌طلبی و آرمان‌گرایی خاصی همراه کرد که کمترین پیام آن را می‌توان در سیاست اعتراضی نسبت به شرایط موجود نظام بین‌الملل و تلاش برای یافتن وضع مطلوب مشخص کرد؛ جامعه‌ی آرمانی که بدون تمسک به مشی و طریق شالوده‌شکنانه در برابر هنجارهای حاکم بر نظام بین‌الملل امکان تحقق نداشت.

امام خمینی ضمن تائید بر «ماهیت ضداستعماری» نهضت، هدف انقلاب اسلامی را خارج شدن از مدار وابستگی به کشورهای امپریالیست (شرق و غرب) و در نهایت «شکست ابرقدرت‌ها» می‌داند. در این رابطه، حضرت امام نه‌تنها بر کوتاه کردن دست جنایتکاران خارجی و به انزوا کشاندن قدرت‌های استعماری در جهان که بر مقابله با ایادی منطقه‌ای امپریالیسم به‌ویژه صهیونیسم تأکیدی ویژه دارند. امام راحل در بیانات خود در خصوص اهمیت موضوع استقلال از شرق و غرب می‌فرمایند: باید ایرانی بسازیم که بدون اتکا به آمریکا و شوروی و انگلستان – این جهان‌خواران بین‌المللی- استقلال سیاسی، نظامی، فرهنگی و اقتصادی خویش را به دست گیرد و روی پای خود بایستد. از نظر این پیر فرزانه روشنگری و برملا ساختن اهداف شوم دشمنان در صدمه زدن به استقلال کشور نیز دور نمانده و در بیانات خود در این خصوص فرمودند: نکته مهمی که همه ما باید به آن توجه کنیم و آن را اصل و اساس سیاست خود با بیگانگان قرار دهیم این است که دشمنان ما و جهان‌خواران تا کی و کجا ما را تحمل می‌کنند و تا چه مرزی استقلال و آزادی ما را قبول دارند به‌یقین آنان مرزی جز عدول از همه خوبی‌ها و ارزش‌های معنوی و الهی‌مان نمی‌شناسند و به گفته قرآن کریم, هرگز دست از مقاتله و ستیز با شما برنمی‌دارند مگر اینکه شما را از دینتان برگردانند.»

در دیدگاه حضرت امام، حفظ انقلاب اسلامی در برابر دشمنان داخلی و خارجی، جلوگیری از نفوذ بیگانگان به مراکز تصمیم‌گیری جامعه اسلامی و جلوگیری از هرج‌ومرج و اختلال نظام اسلامی از مصالح مهم به شمار می‌رود. طبق کلام ایشان از مصالح تغییرناپذیر اسلام و مسلمین در روابط خارجی نفی سبیل و عدم اعتماد به قدرت‌های بزرگ بوده است از این‌رو ضمن تأکید بر خوی تجاوزطلبی و ضرورت مبارزه با استکبار چنین سخن گفتند: خیال نکنید که روابط ما با آمریکا و روابط ما با نمی‌دانم شوروی و روابط ما با این‌ها یک چیزی است که برای ما یک صلاحی دارد. این مثل رابطه بره با گرگ است! رابطه بره با گرگ، رابطه صلاح‌مندی برای بره نیست، این‌ها می‌خواهند از ما بدوشند، این‌ها نمی‌خواهند به ما چیزی بدهند.

 به‌منظور درک چگونگی شکل‌گیری عدم اعتماد امام به غرب و در رأس آن آمریکا به چند نمونه ساختارشکنی و تهدید آمریکا و بررسی چگونگی قرار گرفتن آن در گفتمان سیاسی و امنیتی حضرت امام تحت عنوان شیطان بزرگ اشاره می‌کنیم:

سیاست‌های مداخله‌گرایانه آمریکا علیه ایران از دهه 1950، به‌عنوان نتیجه اختلافات جاری میان ایران و بریتانیا و تلاش برای ملی کردن صنعت نفت آغاز شد. بریتانیا تلاش داشت حمایت متحد آمریکایی خود را از طریق به تصویر کشیدن رهبر جنبش ملی ایران با عناوینی چون، مکار شرقی، وحشی، بدون تمایل به چپ و راست (بی‌هدف) و احساسی تحریک کند. در ابتدا در مقابل بریتانیا، ترومن رئیس‌جمهور آمریکا مصدق را منتخب مردم و آگاه توصیف کرد، اما با روی کار آمدن آیزنهاور جمهوری‌خواه همدردی و حمایت آمریکا از ایران فروریخت و تفاوت مشخصی در هویت آمریکا مشهود شد. در این زمان تصویر مصدق در آمریکا و بریتانیا در هم آمیخت و در نهایت دولت ملی مصدق با کودتای انگلیسی-آمریکایی سقوط کرد. به سبب این حذف خشونت‌آمیز طیف گسترده‌ای از احساسات منفی نسبت به دولت آمریکا در ایران شکل گرفت.

بعد از کودتا رژیم شاه به بازسازی روابط خود با آمریکا مبادرت کرد. این روابط تا بیست‌وپنج سال بعد از کودتا ادامه یافت و تمامی دولت‌هایی که در ایران در این مدت بر سر کار می‌آمدند، سعی می‌کردند روابطشان را با آمریکا بهبود بخشند. روند فوق را می‌توان زمینه‌ساز وابستگی سیاسی و امنیتی ایران به آمریکا و جهان غرب دانست. از این مقطع زمانی دخالت‌های اطلاعاتی و امنیتی آمریکا در ایران تا حد بسیار زیادی افزایش یافت، به‌عبارتی ساختار سیاسی ایران در شرایطی شکل گرفت و سازمان‌دهی گردید که نفوذ امنیتی آمریکا نیز در ایران افزایش می‌یافت و این امر، تضادهای سیاسی و اجتماعی جدیدی را در جامعه ایران به وجود آورد. به‌موازات ظهور این شرایط بود که کشورهای سرمایه‌داری و به‌ویژه آمریکا، با قرار گرفتن در جایگاه «دیگری» در نگرش گروه‌های اجتماعی ایران، به‌ویژه روحانیت مبارز، محور اصلی تعارض با کشورهای جهان سوم تلقی شدند.

تصرف سفارت آمریکا و مسئله گروگان‌گیری اتباع آمریکایی در تهران که با هدف جلوگیری از اعمال سیاست‌های مداخله‌جویانه ایالات‌متحده در ایران صورت گرفته بود، از این پس با اصل رابطه ایران و آمریکا گره خورد و حساسیت شدیدی را در میان افکار عمومی ایرانیان ایجاد کرد.

هرچند شروع جنگ نتیجه ماجراجویی‌ها، فرصت‌طلبی‌ها صدام بود، اما جنگ ایران و عراق، در واقع، میدان تقابل ایران و نظام بین‌الملل و ابرقدرت‌ها بود. حمایت آمریکا از صدام و تشدید فشارهای اقتصادی، سیاسی و تهدیدات نظامی همچون حضور و درگیری مستقیم با نیروهای ایران و هواپیمای مسافربری ایران، به‌خصوص در سال‌های پایانی جنگ، بی‌تردید یکی از زمینه‌های اصلی تداوم تنازع و تعمیق برداشت تهدید آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران به نظر می‌رسد.

این رزها نیز عده‌ای باز چشمشان به غرب است. باز معتقدند گره مشکلات کشور به دستان آمریکا و غرب باز می شود. این تفکرات اشتباه است چون تمامی گره ها از سوی غرب بر سر راه ایران عزیز گذارده شده و اگر غرب جنایتکار از تحریم های ظالمانه دست بردارد بسیاری از مشکلات حل است. بدعهدی های پی در پی آمریکایی‌ها در برجام و تکیه بر وعده های پوچ آنها، باعث شد تا رهبر معظم انقلاب روز گذشته در جمع فرماندهان سپاه طی هشداری، مجددا بر فریبکاری آمریکا تأکید کنند و رابطه داشتن با این کشور را ضرر بدانند. رابطه‌ای که اگر سیر تاریخی عملکرد یانکی‌ها را بررسی کنیم به این نتیجه هم می‌رسیم ولی انگار عده‌ای به خواب غفلت رفته‌اند.


منبع : خط امام
کد خبرنگار : 12








chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد
منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.





تست
دوشنبه 04 بهمن 1395
دیدگاه