نوار اخبار
کد خبر : 1811
سه شنبه 30 شهريور10:20

بررسی اندیشه امام خمینی در موضوع ولایت و امامت؛

عید غدیر خم کاشتن بذر ولایت در جان همه مسلمانان بود

عید غدیر خم کاشتن بذر ولایت در جان همه مسلمانان بود

در سال دهم هجرت، به دستور الهى، آخرین سفر پیامبر اکرم(ص) به مکه براى تعلیم حج و اعلام ولایت ائمه (ع) آغاز شد. در این سفر بیش از یکصد و بیست هزار نفر آن حضرت را همراهى کردند که در شرایط آن زمان سابقه نداشت. بلافاصله پس از پایان مراسم حج، اعلام شد همه حجاج از مکه خارج شوند و براى برنامه اى مهم در غدیر خم - که کمى قبل از محل جدا شدن کاروان‌ها بود ـ حضور یابند. با رسیدن به محل موعود، فرمان توقف از سوى پیامبر(ص) صادر شد و مرکب‌ها از حرکت ایستادند و مردم پیاده شدند و هر کس جایى براى توقف سه روزه آماده کرد.

به دستور پیامبر (ص)، سلمان و ابوذر و مقداد و عمار زیر چند درخت کهنسال را آماده کردند و روى درختان، پارچه‌اى به عنوان سایبان قرار دادند. در زیر سایبان، منبرى به بلندى قامت پیامبر از سنگ‌ها و روانداز شتران ساختند به طورى که حضرت هنگام خطبه بر همه مردم مشرف باشند. هنگام ظهر، پس از اداى نماز جماعت، پیامبر بر فراز منبر ایستادند و امیرالمؤمنین(ع) را فرا خواندند تا بر فراز منبر در سمت راست حضرت بایستند.

پیامبر اکرم نگاهى به سمت راست و چپ جمعیت نمودند و منتظر شدند تا همه مردم در مقابل منبر اجتماع کنند. سپس سخنرانى تاریخى و آخرین خطابه رسمى خود را براى جهانیان آغاز کردند. پیامبر در اولین بخش سخن به حمد و ثناى الهى پرداختند و صفات قدرت و رحمت خداوند را ذکر فرمودند، و به بندگى خود در مقابل ذات الهى شهادت دادند. در بخش دوم، حضرت سخن را متوجه مطلب اصلى نمودند و تصریح کردند که باید فرمان مهمى درباره على بن ابى طالب ابلاغ کنم، و اگر این پیام را نرسانم رسالت الهى را نرسانده‌ام و ترس از عذاب او دارم. در سومین بخش، حضرت امامت دوازده امام (علیهم السلام) را تا آخرین روز دنیا اعلام نمودند تا همه طمع‌ها یکباره قطع شود. از نکات مهم در سخنرانى حضرت، اشاره به عمومیت ولایت آنان بر همه انسان‌ها در طول زمان‌ها و در همه مکان‌ها و نفوذ کلماتشان در جمیع امور بود، و نیابت تام ائمه(ع) را از خدا و رسول در حلال و حرام و جمیع اختیارات اعلام فرمودند. براى آن که هرگونه ابهامى از بین برود و دست منافقین از هر جهت بسته باشد، در بخش چهارم خطبه، پیامبر با دست‌هاى مبارک بازوان امیرالمؤمنین(ع) را گرفتند و آن حضرت را از جا بلند کردند تا حدى که پاهاى آن حضرت محاذى زانوان پیامبر قرار گرفت. در این حال فرمودند: «من کنت مولاه فهذا على مولاه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه وانصر من نصره واخذل من خذله»؛ «هر کس من نسبت به او از خودش صاحب اختیارتر بوده ام این على هم نسبت به او صاحب اختیارتر است. خدایا دوست بدار هر کس على را دوست بدارد، و دشمن بدار هر کس او را دشمن بدارد، و یارى کن هر کس او را یارى کند، و خوار کن هر کس او را خوار کند». سپس کمال دین و تمام نعمت را با ولایت ائمه (علیهم السلام) اعلام فرمودند و بعد از آن خدا و ملائکه و مردم را بر ابلاغ این رسالت شاهد گرفتند.

غدیر تنها یک روز نیست، غدیر کلید خوردن تاریخ است. تاریخی به وسعت جهان و به عمق بشریت و انسانیت. پس انگاریدن آن به عنوان تنها یک عید، یک روز، بدون دانستن و تفکر در فلسفه آن ظلم به معنای تبلیغى، اندیشمندانه و جهادی آن است.اگر تنها هدف، داشتن مدیر و حاکم یک اجتماع بوده، می شد یک فرد سیاسى، یک جامعه شناس، یک مدیر، یک فرد آشنا به مسائل حقوقى، جامعه را اداره کند اما از قرائن پیداست که هدف انتخاب و انتصاب یک انسان کامل بیشتر از مدیریت یک جامعه است.

حضرت امام خمینی(ره)، عید غدیرخم را که کاشتن بذر ولایت در جان همه مسلمانان است، مختص گروه خاصی نمی‌دانست و در این باره می‌فرمود: «امروز که روز عید غدیر است، از بزرگ‌ترین اعیاد مذهبی است. این عید، عیدی است که مال مستضعفان است، عید محرومان است، عید مظلومان جهان است، عیدی است که خدای تبارک و تعالی به وسیله رسول اکرم(ص) برای اجرای مقاصد الهی و ادامه تبلیغات و ادامه راه انبیا، حضرت امیر علیه السلام را منصوب فرمودند.» همه حکومتها به الگو و نمونه نیاز دارند تا بر اساس آن، رابطه بین حاکم و مردم مشخص شود و حکومت، وظایف خود را به درستی انجام دهد. حضرت امام خمینی(ره) بر این عقیده بود که غدیر، الگوی حکومت اسلامی را معیّن کرد. ایشان در این باره می‌فرمود: «روز عید غدیر، روزی است که پیغمبر اکرم(ص) تکلیف حکومت را معیّن فرمود و الگوی حکومت اسلامی را تا آخر تعیین فرمود که حکومت اسلام، نمونه اش عبارت از یک همچو شخصیتی است که در همه جهات مهذّب، در همه جهات معجزه است. و البته پیغمبر(ص) این را می‌دانستند که به تمام معنا کسی مثل حضرت امیر(ع) نمی‌تواند باشد، لکن نمونه را که باید نزدیک به یک همچو وضعی باشداز حکومت ها، تا آخر تعیین فرمودند.»

امام خمینی همچنین با اشاره به رویه سنت پیامبر و خلفای پس از وی در اجرای قوانین و احکام اسلامی، می‌نویسد: همانطور که پیغمبر اکرم مامور اجرای احکام و برقراری نظامات اسلام بود خداوند او را رئیس و حاکم مسلمین قرار داد و اطاعتش را واجب شمرده است فقهای عادل هم بایستی رئیس و حاکم باشند و [بر] اجرای احکام نظارت کنند و نظام اجتماعی را مستقر گردانند. چون حکومت اسلام، حکومت قانون است قانون شناسان و از آن بالاتر دین شناسان یعنی فقها باید متصدی آن باشند. ایشان هستند که بر تمام امور اجرایی و اداری و برنامه ریزی کشور مراقبت دارند. امام خمینی این مجموعه شروط را همان احکام و قوانین اسلام می‌داند که حاکم بر همه است و بدین لحاظ، حکومت اسلامی را «حکومت قانون الهی بر مردم» می‌داند. هم حکام و هم مردم مقید به این قوانین هستند و نمی‌توانند از آنها عدول کنند. این موضوع پایه شکل‌گیری نظریه ولایت فقیه شد. نظریه ولایت فقیه حاکمیت فقها در تداوم نظریه امامت و حکومت ائمه معصومین علیهم السلام است. البته بحث «ولایت فقیه» از قبل هم وجود داشت، ولی امام(ره) با بررسی موضوع، اصل ولایت فقیه را احیا کرد و جایگاه اصلی خودش نشاند و این خیلی مهم‌‎تر و اساسی‌تر بود. قبلا موضوع ولایت فقیه در کتاب‌های فقهی مطرح می شد، ولی امام خمینی(ره) این بحث را از حوزه فقه خارج کردند و در جایگاه دیگری تحت عنوان کلام مطرح کردند.


منبع : خط امام
کد خبرنگار : 12








chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد
منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.





تست
دوشنبه 04 بهمن 1395
دیدگاه