نوار اخبار
کد خبر : 1816
شنبه 03 مهر09:25

به مناسبت آغاز سال تحصیلی

چرا چشم امید امام به دبستانی‌ها بود؟

چرا چشم امید امام به دبستانی‌ها بود؟

از دیدگاه حضرت امام راحل، بحث فرهنگ و تعلیم و تربیت مبنای هویت یک ملت معرفی شده است که معنای بسیار عمیقی دارد و بر همین اساس بوده است که پیش از پیروزی انقلاب اسلامی و پس از آن نسبت به مقوله فرهنگ تأکید جدی داشته‌اند. امام (ره) براساس این دیدگاه، مبنای مبارزه خود با رژیم پهلوی را موضوع فرهنگ می‌دانستند و معتقد بودند که این رژیم نظام‌های ارزشی جامعه را تخریب کرده است و باید اصلاح عمیقی در آن صورت گیرد. حضرت امام در دوران پیش از انقلاب اسلامی احتجاج خاصی با رژیم پهلوی داشتند که اگر فرهنگ را به دست ما بدهید، می‌توانیم استقلال این کشور را بازگردانیم؛ بنابراین در دیدگاه امام راحل فرهنگ یک جایگاه مبنایی دارد و تمام ابعاد جامعه را اعم از عرصه تعلیم و تربیت، تبلیغ دین و هنر در برمی‌گیرد.

امام راحل اولین خواستگاه آموزش عمومی فرهنگ و فرهنگ عمومی را مدارس می‌دانستند. البته از دیدگاه امام تنها مدرسه و آموزش و پرورش مسئول تعلیم و تربیت نسل آینده نیست، امام نقطه آغاز تربیت را خانواده می‌داند و معتقد است که خانواده نخستین دانشگاه برای تربیت فرزندان است و پس از دامن خانواده، بحث مدرسه را مطرح می‌کنند که اگر قرار باشد جامعه اصلاح شود، این اصلاح باید از مدرسه و آموزش و پرورش آغاز شود و در دیدارهای گوناگون فرهنگیان با ایشان نیز، تأکید امام نسبت به ضرورت اصلاح جامعه از درون مدرسه به چشم می‌خورد.

حضرت امام خمینی(ره) پیرامون اهمیت تعلیم و تربیت بارها به این موضوع اشاره دارند که گرفتاری همه ما برای این است که تزکیه و تربیت نشده‌ایم. اشتغال به تهذیب نفس و تصفیه اخلاق را از بزرگترین مهمات و واجب واجبات عقلیه می‌دانند. در اهمیت تربیت همین بس که ایشان غایت بعثت انبیا را تعلیم و تربیت انسان‌ها گفته‌اند. در زمینه جایگاه علم و آموزش حضرت امام(ره) نقش علم را تامین سعادت دنیا و آخرت دانسته و سفارش می‌کنند آموزش را باید به خدمت تربیت گرفت.

یکی از به یاد ماندنی‌ترین پیام‌هایی که امام راحل برای دانش آموزان دارد که اهمیت مسئله علم آموزی را بیان می‌کند، در 16 مهر ماه سال 57 خطاب به دانش آموزان فرمودند: « هان، ای عزیزان من! در محیط مدارس و دانشگاه‌ها و دانشسراها آگاهانه و متعهد بپاخیزید و به هم پیوندید و برای نجات اسلام و کشور کوشش کنید، و قبل از هر چیز عملاً از احکام پر ارج اسلام که سعادت ملتها را بیمه نموده است پیروی کنید، و جناحهایی را که در اثر تبلیغات اجانب، فریب خورده و بعضی مکتب‌ها را پذیرفته‌اند و یا به آنها تمایل پیدا کرده‌اند، از حیلۀ دشمن آگاه کنید، و جنایتهای سران حیله‌باز مکتبهای منحرف را افشا کنید، و برای نجات کشور، از تفرقه و تشتت، سخت احتراز کنید، و با صراحت خواستهای ما را که خواست همۀ مستضعفین است به آنان گوشزد کنید، و شعار ما را که شعار ملت محروم و مظلوم است به آنان پیشنهاد کنید، باشد که با شناخت صحیح به شما بپیوندند. و از طرف من به آنان بگویید اسلامی که شما از زبان دیگران یا ناآشنایان به مکتب قرآن شنیده‌اید و یا منحرفان تفرقه‌طلب و عمال استعمارگران به شما معرفی کرده‌اند اسلام نیست؛ بیایید اسلام عزیز را از دانشمندان آشنا به منطق قرآن بشنوید و در آن، چیزی را که بالاتر از آمال و افکار شماست بیابید، و گول مبلغان استعمارگران را مخورید؛ یک نظر سطحی به وضع سران اینگونه کشورها کافی است که شما را بیدار کند.» ایشان همچنین در این پیام بیان داشتند: « و اما وظیفۀ ما و شما دانشجویان و دانش‌آموزان و طلاب علوم دینیه:

۱ـ اگر از استادان و دبیران و سران قوم، انحرافی از مقاصد ملی و دینی که سرنگونی رژیم پوسیده در رأس آن است دیدید، شدیداً اعتراض کنید و راه ملت را که راه خداست به آنان پیشنهاد کنید، و در صورتی که نپذیرفتند، از آنان احتراز کرده و صریحاً مقاصد منحرف آنان را برای مردم مظلوم شرح دهید؛ که اینها خائن به دین و ملت و کشورند و می‌‌خواهند شاه و اربابان او و چپاولگران بین‌المللی به غارتگری خود ادامه دهند و ملت را به حال فقر و عقب‌ماندگی نگه دارند.

۲ـ طلاب علوم دینی و دانشجویان با هم روابط دوستانه و فعالانه داشته باشند، و بر اساس به دست آمدن استقلال و آزادی و خلع ید غاصبان از حقوق ملت در تمام ابعادش، به سایر طبقات ملت بپیوندند.

۳ـ شما و ما و سایر قشرها مکلفیم به ارتش بفهمانیم که باید زنجیر تسلط اجانب را با قدرت نظامی پاره کند و به ملت بپیوندند و کشور را از ننگ فرمانروایی مستشاران اجانب برهانند؛ زیرا صلاح دین و دنیای همگی در آن است و بدون سرنگونی رژیم شاه، نجات امکان ندارد.باید ارتشیان را آگاه گردانید که شاه و عمال سرسپردۀ او، شما را در راه مقاصد شوم خود و ابرقدرتها و (غارتگرانِ ضعفا) به خدمت می‌گیرد، که حفظ منافع اجانب و همدستی با اسرائیل نمونۀ آن است. و کشته دادن و ننگ از آنِ شماست، و حفظ مقام و ادامۀ ستمگری و غارتگری از آنِ او و ستمگران است. هلاکت و برادرکشی، نصیب درجه‌داران جوان و سربازان است، و استفاده و عیاشی برای دیگران. باید خود را از شرّ شاه نجات دهند و شاهد پیروزی را در آغوش کشند.

شما ای طبقۀ جوان ارتش، بپاخیزید و کشور خود را از زبونی و ذلت نجات دهید، و دست غارتگران را کوتاه کنید، و شرف و عزت را برای خود به یادگار بگذارید، و سعادت دو دنیا را بیمه کنید. و وظیفۀ دانشجویان است که در محیط دانشگاه هر چه بیشتر ارتش را برای یک قیام همگانی تشویق و ترغیب کنند، و آنان را برادر خود بنامند و با صدای بلند از آنان سؤال کنند: آیا جواب گل، گلوله است؟!

۴ـ بسیار هوشمندانه به مسائل روز نظر کنید و گول خدعه‌های دستگاه شاه را که با طرحهای مختلف می‌‌خواهد ایجاد نفاق کند نخورید؛ زیرا از قراری که شنیده می‌شود، می‌خواهند گروهی از دست‌نشاندگان و مأمورین شاه را وادار کنند و در دانشگاهها شعارهای کمونیستی بدهند تا مردم را از خطرات آن بترسانند. «حزب توده» حزب کثیف مرتبط به دستگاه شاه است و تمام شعارها و نمایشها برای سست کردن نهضت اسلامی و نجات شاه از سقوط و برقرار داشتن دستگاه چپاول و پایدار ماندن چرخهای سوء استفاده از مخازن ملت محروم است، شما دانشجویان عزیز موظفید این نقشۀ شیطانی را نقش بر آب کنید.

۵ـ شما دانشجویان موظف هستید که از قیام حق‌‌طلبانه و مردانۀ قشرهای کارگر و کارمندان محروم و مسلمان ایران که به اعتصاب کشیده شده است پشتیبانی کنید. اینان مسلمانان محرومی هستند که از حق‌کشی رژیم شاه به تنگ آمده‌اند و برای احقاق حق و همگامی و همدردی با سایر برادران خود بپاخاسته‌اند. و همه می‌دانید تا رژیم فعلی سر کار است، عدالت اجتماعی و رسیدگی به حال زحمتکشان محروم، امری است که جامۀ عمل به خود نمی‌پوشد. به آنان از من بگویید که گول دستگاه فریبکار را نخورید و دست از اعتصابات نکشید و نهضت اسلامی خود را ادامه دهید، تا با خواست خدا دست غارتگران حقوق شما و سایر ملت را قطع و به برکت حکومت اسلامی به عدالت حقیقی و برخورداری از نعمت‌های الهی نایل شوید؛ و به آنان تذکر دهید: در اعتصابات خود پشتکار به خرج دهید و شعارهای اسلامی خود را هر چه بیشتر گسترش دهید، و اتکال به خدای تعالی نموده و مطمئن باشید پیروزمندانه به حقوق حقۀ خود می‌رسید.»

در رابطه با نظریه‌‌های تعلیم و تربیت نیز اشاراتی در فرمایشات امام دیده می‌شود که بر این اساس، ایشان «تعلیم و تربیت توحیدی» را مبنا قرار می‌دهند و آن را در برابر «تعلیم و تربیت سکولاریستی» که حداکثر هدف خود را ساماندهی زندگی دنیوی می‌داند، مطرح می‌کنند. امام امت گاهی از «تربیت شیطانی» سخن می‌گوید؛ یعنی انسان‌ها به گونه‌ای تربیت می‌شوند که اهداف و اغراض نفسانی و دیدگاه‌های خودشان برایشان اصل است و گاهی‌ اوقات نیز از «تربیت حیوانی» بحث می‌کند که در این نوع از تربیت، انسان‌ها در حداکثر ممکن به منافع و حدود دیگران نیز توجه دارند و در نهایت نوع سوم تربیت که مد نظر امام (ره) است، «تربیت انسانی و اسلامی» است که با همین تعبیر در بیانات ایشان دیده می‌شود.


منبع : خط امام
کد خبرنگار : 12








chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد
منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.





تست
جمعه 01 بهمن 1395
دیدگاه