عنوان: الغای اسلام از ترکیه
تاریخ: ۱۸ شهریور ۱۳۴۳/ ۲ جمادی الاول ۱۳۸۴
مربوط به: سخنرانی در جمع مردم قم (خطر توطئههای استعمار در ممالک اسلامی)

شاید بسیارى، بعضى از شما یادشان بیاید جنگ بین المللى را، جنگ اول بین المللى را، که با مسلمین و با دولت بزرگ عثمانى چه کردند. دولت عثمانى یکى از دولى بود که اگر با شوروى طرف مى‏شد، گاهى او را زمین مى‏زد؛ سایر دول حریف میدان او نبودند. دولت عثمانى یک دولت اسلامى بود که سیطره‏اش گرفته بود تقریبا از شرق تا غرب را. آنها دیدند که با این دولت اسلامى به این قوى‏اى نمى‏شود چاره‏اى کرد؛ نمى‏شود ذخایر را برد. بعد از اینکه در آن جنگ- با آن بساط- غلبه پیدا کردند، تجزیه کردند دولت عثمانى را به دول بسیار کوچک کوچک. براى هر یک از آنها هم یا امیرى قرار دادند یا سلطانى قرار دادند یا رئیس جمهورى قرار دادند؛ آنها در قبضه مستعمره‏چیها و ملت بیچاره در قبضه آنها. با این وضع یک دولت عثمانى با آن مجد را زمین زدند و دولت، دولتهاى اسلامى از خواب بیدار نشدند، یا خودشان را به خواب زدند. این دولت عثمانى در تحت ظل خلافت اسلامى، در تحت ظل اتکاى به قرآن مجید، آن مجد را داشت. بعد از آنکه تجزیه شد، در زمان ما، در زمان آتاتورک خبیث، اسلام را در آنجا الغا کردند؛ و الآن دولت ترکیه دولت مسلم نیست؛ دولت حسابش از اسلام جداست؛ مراسم دینى ندارد دولت؛ احکام دینى دولت ندارد. لکن ملت شریف ترکیه مسلم هستند؛ و اینها هستند که در سالهایى که به مکه مى‏روند طایفه اینها به نسبت بیشتر از دیگران است؛ دولت یک همچو دولتى است. آن مجد را به اتکاى به اسلام به دست آورد؛ و آنها دیدند که اتکاى به اسلام نقطه بسیار بزرگى است که با این اتکا نمى‏شود دولتهاى اسلامى را از بین برد؛ در ترکیه اسلام را از حساب دولت جدا کردند، و حالا مى‏بینید که در قبرس، که از ترکها کشته مى‏شود، یک مسلم نیست که متاسف باشد. این تاسف دارد که یک دولتى جورى بکند، طورى رفتار بکند، بعد از آنکه در مقابله نصارا زمین بخورد یا از آن کشته داده بشود، دول اسلامى دیگر بى‏تفاوت باشند نسبت به او. اگر یک نفر هم اظهار تاسف بکند یک آخوند پوسیده‏اى مثل من. دول اسلامى که اظهار تاسف نمى‏کنند، براى اینکه مجد اسلامى را از دست داد [ند].