گفتاری از استاد رحیم‎پور ازغدی/۱:

واکنش امام به اسلام سکوت یک دقیقه‎ای/به کسانی که ادای مبارزه در می‎آوردند، می‎فرمود با شاه و صدام چه فرقی دارید؟

امام می‌فرمایند از این پس همان کسانی که اسلام را فحش می‌دادند با پیروزی انقلاب و مطرح شدن اسلام همه اسلام‌نما و اسلام‌گرا خواهند شد هر چند که ما می‌دانیم اینها به اسلام نه تنها اعتقاد نداشتند بلکه مخالف آن نیز بودند...


بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و الصلاه و السلام علی نبینا نبی الرحمه اباالقاسم محمد و آله آل الله

امیدوارم دوستان در مسیری که پیش گرفته‌اند و البته کار بزرگی را بر دوش دارند موفق باشند. عنوان تشکیلات شما(کانون‎های خط امام) همان چیزی است که به آن چاره‎اندیشی برای شکاف بین نسلی در انتقال ارزش‌های انقلابی می‌گویند؛ آن هم نسلی که بعد از امام و در واقع در فصل دوم انقلاب به دنیا آمده و رشد کرده و نهایتا وارد عرصه فعالیت‌های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی شده است به ویژه در دانشگاه.

به عبارتی، هم با فصل مهمی و هم با نسل مهمی روبرو هستیم که اگر به درستی و بادقت ارزش‌ها و شعارهای نهضت و انقلاب را بشناسد، آنگاه می‌تواند مشعل حفظ ارزش‌های انقلابی را در چند دهه حساس آینده بر سر دست بگیرد و اجازه ندهد که این ارزش‌ها و شعارها فراموش شود و صرفا در آرشیو تاریخ بایگانی شوند. علاوه بر این اجازه تحریف این ارزش‌ها را به واسطه تفسیر نادرست و یا تفسیر به رای، ندهد. این دو تهدید متوجه هر نهضت انقلابی، الهی و آزادی‌بخش است یعنی در ابتدا سعی دشمن بر این است که مانع از تشکیل ریشه حرکت شوند اما وقتی که دشمن شکست می‌خورد و نهضتی می‌تواند ریشه بدواند در مرحله بعد دشمنان سعی می‌کنند با تبر آن را قطع کنند لذا متوسل به ترور، تحریم، جنگ و... می‌شوند. چنانچه دشمنان در این مرحله نیز شکست بخورند، قسمت بعدی این است که دشمنان تصمیم می‌گیرند به طرف دیگر خندق بروند و خود را از دوستان نهضت نشان دهند تا بتوانند آن را تحریف کنند. تا زمانی با امام، نهضت و انقلاب مخالف بودند اما وقتی دیدند که پیروزی محقق شد، ادعای همراهی با انقلاب و نهضت را بیان می‌کنند و سپس در این سوی خندق همان کاری را می‌کنند که تا پیش از این در طرف مقابل انجام می‌دادند.

*علل پیوستن برخی نیروهای سابقا انقلابی به جبهه دشمن

همچنین عده‌ای از نیروهای سابقا انقلابی به تدریج به این گروه می‌پیوندند که می‌تواند به دلیل منافع مالی و مادی باشد یعنی علی‎رغم اینکه قبل از این اهل ایثار و گذشت انقلابی بودند، حال، عوض شده‌اند. هر انسانی حتی بنده و شما نیز اگر مراقبت نکنیم، عوض خواهیم شد. دلیل دیگری که می‌تواند باعث شود تا برخی انقلابیون به آن دسته از افراد ذکر شده بپیوندد این است که نگاه و عقائد نادرستی داشته‌اند. در واقع این افراد منافعی غیر از منافع مادی را انتخاب کرده‌اند مانند خودخواهی‌ها.

خودی و غیر خودی می‌تواند به دو شکل معنا شود یکی اسلامی و دیگری غیراسلامی. اگر این مفهوم را به معنای رفتار قبیله‌ای در نظر بگیریم و مرادمان رفیق، باند یا هم‎حزبی‌هایمان باشد، قطعا تخلف کرده‌ایم چرا که چنین رفتاری نشان از تکبر، تعصب و تبعیض است. نوع دیگر این مفهوم، تقسیم‌بندی بر اساس حق و باطل است. در واقع هرکس از هر قومیت، نژاد، طبقه، محله و... و خلاصه از هر کجای عالم باشد اگر در جبهه حق باشد و از توحید و حق و عدل دفاع کند، او را خودی می‌نامیم و در کنار او هستیم و هرکس در جبهه مقابل باشد غیرخودی است. این نوع تقسیم‌بندی کاملا انسانی، الهی، معقول و به نفع بشر است. لذا می‌بایست تقسیم‌بندی‌های مختلف را شناخت و آنها را با هم خلط نکرد.

بر اساس تقسیم‌بندی دومی که مطرح شد عده‌ای از خودی‌ها عمدتا به دلیل منفعت‌طلبی و البته گاهی نیز به دلیل سوتفاهم یا مدیریت غلط روابط به غیرخودی‌هایی که پیش‌تر در مورد آنها توضیح دادم، ملحق می‌شوند. حال ممکن است چنین افرادی قدرت اصلی را در حکومت در دست بگیرند و کل نهضت را منحرف کنند و به سمت ضدارزش‌ها ببرند. از طرف دیگر ممکن است قدرت غالب را در اختیار نداشته باشند اما از پشت جبهه با موضع گرفتن، حرف زدن و یا هرکار دیگری حرف‌ها و مقاصد جبهه مقابل را ترویج ‌کنند و پیش ببرند.

افرادی که در دسته دوم قرار می‌گیرند قطعا علیه اصل ارزش‌ها و شعارها موضع نخواهند گرفت زیرا هم به این شعارها و ارزش‌ها شناخته شده‌اند و کسی به این شکل حرف‌ آنها را نخواهد پذیرفت و هم اینکه می‌فهمند وقتی گفتمان غالب همان ایدئولوژی انقلاب و مکتب امام است، چنین عملی مقرون به صرفه نمی‌باشد که بگویند تجدید‌نظر کرده‌ایم و اصول خود را کنار گذاشته‌ایم؛ لذا می‌گویند جمهوری اسلامی و انقلاب را قبول داریم منتهی تفسیر چنین مفاهیمی آن چیزی است که ما می‌گوییم! در واقع به دنبال سوءتفسیر، سوءتدبیر یا تحریف هستند.

*نه تنها واقعیت انقلاب که واقعیت رژیم پهلوی را هم وارونه نشان می‎دهند

پس دو جریان در مقابل ما وجود دارد؛ یعنی هم کسانی که در حکومت هستند و یا نیستند اما می‌خواهند انقلاب، ارزش‌ها و حقایق را تحریف کنند و هم کسانی که از بیرون و جبهه مقابل راجع به انقلاب مدام دروغ می‌گویند آن هم به نسل بعدی که نبوده و چیزی را ندیده است یعنی شعارها و روش امام را مدام تحریف می‌کنند. البته به این هم بسنده نمی‌کنند و واقعیت رژیم پهلوی را نیز وارونه نشان می‌دهند. نمی‌گویند که غربی‌ها، آمریکایی‌ها و اسراییلی‌ها و ده‌ها هزار مستشار آنها در اینجا همه چیز را در اختیار داشتند و به نوعی بر ما حکومت می‌کردند. به عبارت دیگر به گونه‌ای وانمود می‌کنند که انگار این کشور یک سرزمین وحشی و عقب‌افتاده بوده است و آنها می‌خواستند آن را متمدن کنند. در این راستا از هیچ دروغی هم دریغ نمی‌کنند. برای باورپذیر کردن یک دروغ، کافی است بتوان آن را قشنگ و زیبا ارائه کرد. آنگاه نسل دومی که نبوده‌اند تا انقلاب، امام و جنگ را ببینند آن را می‌پذیرند؛ به خصوص که کسی هم نباشد تا جواب آنها را بدهد. عده‌ای از آنها که بوده‌اند به همین اکتفا می‌کنند که خودشان می‌دانند دشمن دروغ می‌گوید و بقیه را مثل خود می‌دانند و عده‌ای هم هنر جواب دادن ندارند. نتیجه چنین مسیری این است که در نهایت واقعیت به شکل واژگونه و معکوس بعد از ۵۰ سال تصویر می‌شود و بسیاری در اصل حقانیت جبهه حق شک می‌کنند. برای‌شان سوال می‌شود که حق با چه کسی بوده است.

*کلمات مقدس را در ضد معنای خود به کار می‎برند

در عصری به سر می‌بریم که کلمات مقدس در ضد معنای خود به کار می رود و طبیعتا فریب افکار عمومی با دروغ‌های تزیین‌شده موثر خواهد بود آن هم بر روی کسانی که آگاهی سیاسی و تاریخی یا آگاهی نسبت به مفاهیم ارزشی ندارند. منطق دشمن در تمام زمان‌ها به این شکل بوده است که از کلمات خوب و زیبا برای توسعه مفاهیم بد و زشت استفاده می‌کند. هیچ‌گاه برای چنین مفاهیمی از کلمات و عناوین بد استفاده نمی‌کند؛ هرچند گاهی وقاحت به اوج خود می‌رسد و کلمه‌ای را درست در مقام عکس و ضدیت با خودش به کار می‌برند و این را به قدری تکرار می‌کند که در ذهن همگان به همین شکل تداعی شود.

امام در همان زمان می‌فرمایند در منطق جهانی غرب، کلمات در ضدیت با خودشان به کار می‌رود و نباید فریب لفاظی آنها را خورد. در مورد مذاکرات نزدیک و دور، حقوق بشر و هسته‌ای و... که الان پیش آمده و در آن زمان هم به گونه دیگری وجود داشت می‌فرمایند این رفتارها خطاست و ساده‎لوح نباشید. از اینجا به بعد هر آنچه بیان می‌کنم مربوط به بیانات امام است. می‎فرمایند:«حالا من اصل مطلبش را القا کردم، شما دنبالش بکنید. اگر پیدا کردید در دنیا یک لفظى را که مطابق معنایش الآن معنا مى‎شود و عمل مى‎شود، به من هم اطلاع بدهید تا من هم استفاده کنم! ولى مطمئن باشید که در قوطى هیچ عطارى این چیزهایى که اینها مى‎گویند نیست و هرچه اینها مى‎گویند و هرچه اینها مى‎کنند، بر خلاف آن مسائلى است که مى‎گویند. حرفش را مى‎زنند، عملشان، کارشان برخلاف اوست.»

علیه آزادی عمل می‌کنند و اسم آن را آزادی می‌گذارند، علیه رای ملت‌ها کودتا می‌کنند و اسم آن را دموکراسی می‌گذارند، علیه حقوق بشر مرتکب جنایت می‌شوند اما عمل خود را دفاع از حقوق بشر می‌نامند، تمام جنگ‌های عالم را به پا می‌کنند آنگاه صحبت از صلح‌طلبی می‌کنند، بزرگترین پشتیبان‌های تروریست هستند در حالی که ادعای مبارزه با تروریسم دارند، مانع از پیشرفت و توسعه سایر ملت‌ها می‌شوند و سپس می‌گویند همه چیز به خاطر دعوای سنت و مدرنیته است و این عقب‌افتاده‌ها هستند که مانع پیشرفت هستند. از همین جهت است که امام می‌فرمایند آنچه اینها می‌گویند در دکان هیچ عطاری پیدا نمی‌شود و دقیقا خلاف هرآنچه که می‌گویند عمل می‌کنند.

در همین قضیه هسته‌ای دعوای آنها با ما بر سر تولید بمب اتم بود در حالی که خودشان هزاران بمب اتم دارند. تنها کشوری که از بمب اتم استفاده کرده، مرتکب جنایت جنگی شده و در واقع رئیس دزدهاست و باید محاکمه شود، به رئیس پلیس‌ بمب اتم تبدیل شده است! عمل آنها درست برخلاف هرچیزی است که می‌گویند. امام می‎فرمایند حتی اخیرا بعد از انقلاب همه آنها اسلامی شده‌اند. تا دیروز همه اسلام را فحش می‌دادند اما حال که انقلاب پیروز شده است، همه اسلامی سخن می‌گویند چرا که اسلام به صحنه آمده است. می‌خواهند جنایات جدیدی مرتکب شوند، اسمش را اسلام راستین می‎گذارند.  با نام اسلام مشاهده می‌کنید در همین زمان نیز به چنین کاری مشغول هستند. تا قبل از این صحبت از حقوق بشر می‌کردند اما از این پس می‌خواهند جنایات خود را مرتکب شوند و آن را اسلام راستین بنامند.

امام می‎گویند:«مى‎گوید ما براى صلح قیام کردیم و مى‎خواهیم صلح در دنیا باشد، همه جنگ‎ها را اینها راه مى‎اندازند. خب، همین جنگى که ما الآن مبتلا به آن هستیم و کشور عراق هم مبتلا به آن هست، همین را آنها راه انداختند، لکن آقایان این جنگ‎ها را راه انداخته‎اند که صلح در دنیا پیدا بشود!»

آمریکا در عمر دویست و چند ساله‌اش بیش از ۲۰۰ جنگ به راه انداخته است. بقای آمریکا با جنگ بوده است. اگر روزی جنگ نباشد قطعا آمریکا سقوط خواهد کرد. در همین زمان نیز اقتصاد آنها تماما وابسته به جنگ و اشغال و غارت است و با این وجود می‌بینید که بدهکارترین کشور جهان نیز آمریکاست. این کشور به طور متوسط سالی یک جنگ به راه انداخته اعم از جنگ‌های کوچک و بزرگ و اگر در همین زمان آمریکا دست از جنایات خود برمی‌داشت تمام جنگ‌ها خاتمه می‌یافت چرا که تمام درگیری‌ها در عراق، یمن، لبنان، فلسطین و... همگی نشات گرفته از شرارت آمریکاست.

به تعبیر امام:«همه جا جنگ راه مى‎اندازند که صلح پیدا بشود! شما اگر ملاحظه کنید، اینکه عرض کردم که الفاظ معناى خودش را از دست داده، یکى‎اش هم قضیه نطقى است که چند روز پیش از این، مصاحبه‎اى که صدام کرده است در حضور عده زیادى از فرماندهان و اشخاصى که درجه دارند و افسرند. این صحبت‎ها را باید ببینید، نمى‎شود نقل کرد. که او چه مى‎گوید. اینها را اولا، جمع کرده است که نشانه پیروزى بدهد به صاحب منصب‎هایش؛ براى اینکه پیروز شدند، در ایران پیروز شدند، در عراق هم پیروز هستند؛ نشان پیروزى مى‎دهد. نشان پیروزى هم محتواى خودش را از دست داده‎اصلا کلمه "پیروزى" مفاد خودش را از دست داده است.»

ایشان ادامه می‎دهند:«مردکه عقبش زدند، توى دهنش زدند، بیرونش کردند، مى‎گوید: ما پیروز شدیم! محتوا از دست رفته. در نطقش، آن قدر از اسلام تعریف مى‎کند، مى‎گوید شماها در طول تاریخ- حالا من الفاظش را خیلى یادم نیست، این را باید هرکس برود ببیند- به این درجه دارها و این افسرهایى که جمع شدند آنجا، مى‎گوید شما در طول تاریخ، نه حالا، براى نسل‎هاى آینده و طول تاریخ ثابت کردید که علاقه‎مند به اسلام هستید، علاقه‎مند به مردم هستید، با مردم خوش رفتارى کردید! این اگر الفاظ از دست نرفته باشد، محتوایش از دست نرفته باشد، خب این هم مى‎شود یک آدمى راه برود توى جمعیت و این حرف‎ها را بزند!»

*آنها که به اسلام فحش می‎دادند، اسلام‎شناس شده‎اند!

امام می‎گویند می‌بینید کسی که عمری علیه اسلام مبارزه کرده و علمای بسیاری را کشته است یاد گرفته که در ابتدای سخنرانیش بگوید "بسم الله الرحمن الرحیم" و به گونه‌ای از اسلام سخن می‌گوید که مایی که به اسلام عمل کرده‌ایم نمی‌گوییم! البته مشاهده کردید که وقتی عراق در جنگ شکست خورد همان آدم بر روی پرچم عراق نوشت "الله اکبر" زیرا او و دیگران فهمیدند که تاریخ مصرف بعثی‌گری، سوسیالیسم و ناسیونالیسم عربی و قومیت تمام شده است و از طرفی انرژی اسلام به صحنه آمده است. یک مرتبه همگی مسلمان شدند یعنی حتی صدام هم مسلمان شد. علت چنین اتفاقی این بود که جلوه اسلام تا کاخ سفید آمریکا، کاخ کرملین مسکو، آمریکای لاتین و آفریقا رفت لذا همگی ناچارند که اظهار به اسلام کنند.

امام می‌فرمایند از این پس همان کسانی که اسلام را فحش می‌دادند با پیروزی انقلاب و مطرح شدن اسلام همه اسلام‌نما و اسلام‌گرا خواهند شد هر چند که ما می‌دانیم اینها به اسلام نه تنها اعتقاد نداشتند بلکه مخالف آن نیز بودند اما این تجلی انقلاب اسلامی ایران بود که باعث شد همه آنها ناگهان دم از اسلام بزنند و بگویند باید همه چیز اسلامی باشد اما کدام اسلام؟ اسلامی که اینها از آن دم می‌زنند عملا همان کفر سابق است منتهی با نیرنگ اسلامی. امام می‌فرماید همان کارتری که قبل از انقلاب به شاه دستور می‌داد و او هم ده‌ها هزار نفر از مردم ما را در جریان انقلاب می‌کشت، با پیروزی انقلاب و با سر کار آمدن اسلام بیان کرد که ما به اسلام احترام ‌می‌گذاریم و فقط با بنیاد‌گراها و اسلام سیاسی مخالفیم و الا اسلام، دین محترمی است. جالب است که کارتر در یک سخنرانی بیان کرد آیت‌الله خمینی اسلام را نمی‌شناسد و امام هم فرمودند: دیگر آقای کارتر هم اسلام‌شناس شده است، مبارک در مصر هم اسلام‌شناس شده است، مناخیم بگین اسرائیلی هم اسلام‌شناس شده است حال دیگر ما اسلام را نمی‌شناسیم و اینها اسلام را می‌شناسند و من نمی‌دانم که اینها چه زمانی می‌خواهند به عروه‌الوثقی حاشیه بزنند!

عروه‌الوثقی یک کتاب فقهی شیعه است که معمولا بیان آن برای مجتهدین به نوعی به معنای مانور اجتهاد است. امام می‌فرماید توجه کنید که در دنیا چه اتفاقی افتاده است. ایشان می‎فرمایند:«واقعیت این است که دول استکبارى شرق و غرب و خصوصا امریکا و شوروى، عملا جهان را به دو بخش آزاد و قرنطینه سیاسى تقسیم کرده‎اند. در بخش آزاد جهان، این ابرقدرت‎ها هستند که هیچ مرز و حد و قانونى نمى‎شناسند و تجاوز به منافع دیگران و استعمار و استثمار و بردگى ملت‎ها را امرى ضرورى و کاملا توجیه شده و منطقى و منطبق با همه اصول و موازین خودساخته و بین‎المللى مى‎دانند. اما در بخش قرنطینه سیاسى که متاسفانه اکثر ملل ضعیف عالم و خصوصا مسلمانان در آن محصور و زندانى شده‎اند، هیچ حق حیات و اظهار نظرى وجود ندارد؛ همه قوانین و مقررات و فرمول‎ها همان قوانین دیکته شده و دلخواه نظام‎هاى دست‎نشاندگان و در برگیرنده منافع مستکبران خواهد بود.»

امام می‎فرمایند اینها می‌بایست طبق مدل و خواست آنها زندگی کنند و منافع و منابع زیرزمین یا روزمینی خود را دو دستی به آنها تقدیم کنند، حتی مانند آنها لباس بپوشند و خلاصه اینکه همان سبک زندگی و حکومت سیاسی مورد نظر آنها را داشته باشند. این دست از مردم باید به دلخواه نظام‌های دست‌نشانده که فقط منافع مستکبران را تامین می‌کنند نه مردم خود را زندگی کنند و متاسفانه اکثر حکومت‌ها در کشورهای مسلمان و غیرمسلمان عامل اجرایی مستکبران هستند و توسط همان‌ها تحمیل شده‌اند. اگر این‌چنین هم نباشند پیرو خطوط کلی استکبار هستند و خود را با آنها تطبیق می‌دهند.

در همین جمهوری اسلامی از ابتدا هم بودند کسانی که لزوما نوکر یا مزدور نبودند تا از سرویس‌های جاسوسی حقوق بگیرند بلکه خودشان این‌گونه تربیت شده بودند که وقتی صبح از خواب بیدار می‌شوند ابتدا به دنبال این هستند که بفهمند قبله کدام طرف است تا خود را با آن تنظیم کنند چه این قبله واشنگتن می‌بود یا لندن و پاریس! امام می‌فرماید: عده‌ای در بین ما هستند که فریاد زدن از سر درد را حتی از درون حصار و زنجیر جرم و گناهی نابخشودنی می‌دانند. مبارزه و انقلاب به این معنی است که وقتی مورد ظلم هستی و غارت شده‌ای اعتراض کنی اما به نظر این افراد حتی در بخش قرنطینه نباید اعتراضی کنی و فریاد مرگ بر آمریکا سر دهی. منافع جهان‌خواران ایجاب می‌کند که هیچ‌کس حق گفتن کلمه‌ای که بوی تضعیف قدرت‌های فاسد و آشفته کردن خواب راحت‌شان را بدهد نداشته باشد.

عده‌ای می‌گویند:"این حرف‌ها را زدید و آنها ما را تحریم کردند یا برای کشور دشمن‌تراشی کردید" در واقع منظورشان این است که ناله نکن تا دشمنی درست نشود و دهانت را ببند و تحمل کن. امام می‌فرماید: شما که مسلمین را خفه کرده‌اید و نمی‌گذارید از هر وسیله‌ای که می‌توانند برای آزادی خود استفاده کنند و آنها نیز به علت فشار، حبس و اعدام حتی قدرت ندارند که مصیبت‌هایی را که حاکمان فاسد بر آنها تحمیل کرده‌اند بیان کنند چه رسد که بخواهند فریاد بزنند، اقلا اجازه دهید همان سالی یک بار که به حج می‌آیند در حرم امن الهی شکایتی کنند و آزاد باشند تا در آنجا چاره‌ای برای مشکلات مسلمین کنند و نه تنها این کار را نکردید بلکه نزدیک به ۴۰۰ نفر از حجاجی را که حرفی به شما نزده بودند و تنها اربابانتان را خطاب قرار داده‌ بودند و مرگ بر آمریکا و اسرائیل گفته بودند در کنار حرم امن الهی کشتید.

*واکنش امام به اسلام سکوت یک دقیقه‎ای

در همان زمان کنفرانسی در طائف برگزار شد و در آن تمام رژیم‌های فاسد منطقه که در جنگ همگی در کنار صدام بودند، حضور داشتند. البته جنگ‌‌های امروز نیز ادامه همان جنگ است. هنگامی که از ما شکست خوردند و عقب رفتند جبهه از ایران به سوریه، عراق، یمن، غزه، لبنان، افغانستان و... منتقل شد. طرف مقابل در این روزها همان‌ دیروزی‌ها هستند. تنها تفاوتی که ایجاد شده این است که در آن زمان شوروی و کمونیزم وجود داشت که بعد از انقلاب ما سقوط کرد. روسیه بعد از شوروی تغییر موضع داد آن هم بر سر تضاد منافع خودشان با غرب لذا طرف مقابل به غیر از ماجرای روسیه همگی همان بودند که امروز هستند. در قبل از آن کنفرانس، صهیونیست‌ها با اجازه غرب فلسطین و لبنان را مورد هدف قرار داده بودند و بخش مهمی از لبنان را اشغال کرده بودند. همین رژیم‌های فاسد قصد داشتند که به اصطلاح به واسطه آن کنفرانس اعتراض مدنی کنند. در واقع نمی‌توانستند بگویند که نمی‌توانیم به آمریکا اعتراض کنیم و مثلا گفتند که در اعتراض به آمریکا یک دقیقه سکوت می‌کنیم! در چنین جایی باید گفت آن قدر سکوت کنید که بمیرید و نهایتا بپوسید! بهتر است که یک عمر سکوت کنید نه یک دقیقه! در واقع به گونه‌ای اعتراض کردند که صدمه‌ای به دشمن نزنند. در همان کنفرانسی که در طائف برگزار شد، این رژیم‌های فاسد عربی اعلام کردند که امسال در اعتراض به اسرائیل عید نخواهیم گرفت و البته در آنجا چند نفر از نوکران اسرائیل سخنرانی‌های تندی هم علیه اسرائیل کردند!

امام این‌گونه واکنش نشان دادند و فرمودند: اجتماع فرمودید و حرف‌هایی هم زدید که خوب است. بدانید قبل از شما شاه ایران نیز از این حرف‌ها می‌زد یعنی از یک طرف نفت و گاز به اسرائیل می‌داد و هزاران اسرائیلی با اشراف کامل در حکوت ایران حضور داشتند و البته از طرف دیگر هر سال نطقی می‌کرد و می‌گفت بهتر است که اسرائیل حقوق اعراب را رعایت کند. حتی صدام هم که تندترین حرف‌های ضداسرائیلی را می‌زند در جهت منافع اسرائیل حرکت می‌کند. این اشخاصی که بر حکومت کشورهای مسلمان و ملت‌های مسلمان حاکم‌اند همگی سلطه بیجا و ظالمانه دارند هرچند که از این خرده فرمایشات در مقابل دوربین‌ها دارند و باید پرسید که در عمل چه می‌کنید؟ همه شما یک نقشه را تعقیب می‌کنید و آن هم اسلام‌زدایی و انقلاب‌ستیزی است اما امروز ایران دست قدرت‌ها را از منابع و مخازن کشور قطع کرده است و هزاران نفر از عوامل و مستشاران آنها را بیرون کرده لذا بعد از انقلاب ما فهمیده‌اند که دشمن حقیقی آنها اسلام است منتهی نه آن اسلامی که شما مدعی آن هستید یعنی اسلام شاه، صدام، آل‌سعود یا اسلام آمریکایی چرا که چنین اسلامی مخالف آنها نیست و حتی اگر مجبور شدند آن را تقویت نیز خواهند کرد.

چنانکه مشاهده می‌کنید امروز مجبورند این کار را بکنند. امام در ادامه می‌فرمایند: چنین اسلامی ساخته و پرداخته آخوندهای فاسد در حکومت‌های فاسد است یعنی بعضی حکومت‌ها و آخوندهای بدتر از آن هستند که با چنین اسلامی موافقند و آن را پرورش می‌دهند تا محافظ منافع آنها در جهان باشد و البته وضع موجود در جهان اسلام را نیز حفظ کند.

*اسلام تکفیری و لندنی هم ساخته دست دشمن است

البته این نوع خشن و تکفیری از اسلام که امروز شاهد آن هستیم نیز از همان نوع است. چگونه است که تا قبل از انقلاب هیچ وهابی تکفیری که حکم جهاد و شهادت بدهد و علیه آمریکا سخنرانی کند وجود نداشت؟ در واقع دیدند ادبیات جهاد، شهادت و ضدیت با استکبار در فضا حاکم شده است تا حدی که جوانان اهل سنت به این سمت گرایش پیدا می‌کنند لذا نمونه دیگری از این الگو را ساختند تا همان شعارها را بدهد و ادای آن را در بیاورد و حتی گاهی دو کلمه هم علیه آمریکا حرف بزند اما عملا در مقابله با جبهه مقاومت اسلامی اقدام ‌کند. در همین راستا با انواعی از اسلام روبرو هستیم یعنی یک روز اسلام لیبرال می‌سازند و روز دیگر اسلام شیعی لندنی یعنی اسلامی غیرسیاسی و تسلیم‌طلب و یا نمونه دیگری مانند اسلام تکفیری و وهابی. در واقع چند مدل از اسلام ساختند و آنها را تقویت کردند آن هم بدین منظور که صرفا اسلام اصیل یعنی همان انقلاب اسلامی شکست بخورد و گسترش نیابد که البته تا امروز هم نتوانستند جلوی آن را بگیرند. البته منظور ما این نیست که تمام افراد حاضر در بدنه این جریانات همگی جاسوس و مزدور هستند بلکه کافی است اتاق فکر یا پشت صحنه این جریانات به سرویس‌های جاسوسی وصل باشد آن هم بعضا از طریق رژیم‌های منطقه و یا تحت حمایت لجستیک، رسانه‌ای، تسلیحاتی و آموزشی باشند.

*برخی مزدورند؛ برخی فریب‎خورده

عده‌ای مزدور هستند که به صحنه می‌آیند و عده‌ای هم فریب‌خورده‌اند که شعور سیاسی و بصیرت دینی ندارند. در هر سه نوع از اسلام یاد شده این ماجرا وجود دارد. یعنی کسانی بودند که از اسلام لیبرال فریب خوردند آن هم به اسم اسلام رحمانی و اسلام منهای جهاد، شهادت، عدالت و سیاست، اسلام سکوت یک دقیقه‌ای. اسلام احترام به همه اعم از ظالم یا مظلوم همان اسلامی که می‌گوید یزید اجتهاد کرد و حسین نیز اجتهاد کرد و هر دو به وظیفه خود عمل کردند و ان‌شاالله خدا از هر دوی آنها قبول کند. در اسلام نوع لندنی که یک نوع تشیع سوری و قلابی است نیز قربانی‌هایی وجود دارد. همان‌طورکه عده‌ای فریب اسلام لیبرال را خوردند و هنوز هم فکر می‌کنند اگر فلان حرف را بزنند به نفع اسلام خدمت کرده‌اند یا در اسلام لندنی عده‌ای با حب و عشق اهل بیت فریب خورده‌اند و می‌گویند چه معنی دارد که برویم و با مخالفین اهل بیت متحد شویم؟ آیا قضیه در و دیوار را فراموش کنیم؟ آیا این خیانت به حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها نیست؟ در واقع فریب خورده‌اند و نمی‌دانند که این سوال‌ها همه جواب دارد و کیست که بگوید باید این مسائل را فراموش کرد؟ باید دید که خود امیرالمومنین چگونه رفتار کرده است؟

از طرف دیگر اسلام تکفیری و وهابی نیز یک سری فرماندهان فاسد و البته عده‌ای هم فریب خورده دارد. آن بچه‌ای که در اروپا و آمریکا به دنیا آمده و سابقا نماز هم نمی‌خوانده و حتی اهل شراب و دیسکو هم بوده است، اگر دختر باشد با پوشیه بر صورت و اگر پسر باشد با دو من ریش، بلند می‌شوند که بیایند تا خلافت اسلامی تشکیل دهند. سپس سوار ماشین با مواد منفجره می‌شوند و خود را تکه تکه می‌کنند تا مثلا چند شیعه را بکشند! واضح است که چنین افرادی فریب خورده‌اند. اما چه جاذبه‌ای آنها را به چنین کاری کشانده است؟ آن جاذبه برای عملیات شهادت‌طلبانه‌ای بود که رزمندگان ما در جنگ آن هم در عصر جدید برای اولین بار آن را به بشریت نشان دادند. جاذبه برای آن عملیات استشهادی بچه‌های حزب‌الله بود که علیه اسرائیل به کار بردند و توانستند با چنین عملیاتی ارتش اسرائیل را به هم بزنند و عقب برانند اما دشمنان از همین جاذبه، ابزار و ادبیات استفاده می‌کنند آن هم علیه همین جبهه. منتهی آن مزدور اقدام به عملیات انتحاری نمی‌کند بلکه چند بچه متدین ساده و فداکار را که فرق سنی‌گری و وهابیت را هم نمی‌دانند به صحنه می‌آورند. لذا عده‌ای در هر سه جریان به هر دلیلی بازی می‌خورند.

*بعد از انقلاب ماست که همه اسلام‎شناس شده‎اند

اما نکته مهم این است که امام می‌فرماید دقت داشته باشید که تا قبل از انقلاب ما هیچ‌کس به مسلمانی، شیعه بودن یا سنی بودن افتخار نمی‌کرد اما بعد از انقلاب ماست که همه از اسلام سخن می‌گویند و استاد اسلام‌شناسی می‌شوند و حتی جلوتر از ما نیز در مورد اسلام نظر می‌دهند. اما همین دولت‌هایی که یاد گرفته‌اند ادعای اسلام کنند چگونه دنیا از آنها چنین ادعایی را می‌پذیرد در حالی که دائما و عملا علیه اسلام عمل می‌کنند و دشمنان اسلام را تقویت می‌کنند. در واقع در پروژه آمریکا و صهیونیست‌ها نقش ایفا می‌کنند.

*آمریکا دشمن همه ادیان است حتی مسیحیت

امام می‌فرماید آمریکا دشمن همه ادیان است حتی مسیحیت. مگر آمریکا مسیحی است؟ در واقع حکومت آمریکا دینی ندارد و اگر مسیحی هستند همان اندازه‌ای مسیحی‌اند که شاه ایران شیعه بود و شاه ایران نیز همان اندازه شیعه بود که آل‌سعود سنی است. در واقع تمام این ادعاها بازی است و همه اینها یک مذهب دارند؛ آن هم مذهب نفسانیت، استکبار و دنیا‌پرستی. هرچند که اسم‌های متفاوتی دارند. امام می‌فرماید که اینها فقط منافع خودشان را می‌خواهند و البته به قدری احمق‌اند که گاهی منافع و حتی خودشان را فدای آمریکا و اسرائیل می‌کنند. آمریکا را بشناسید. اوست که همه جهان را آتش زده و دارد به آتش می‌کشد. چرا با آغوش باز از آمریکا استقبال می‌کنید؟ چرا ارتش‌ آمریکا را در سرزمین‌های اسلامی می‌پذیرید؟ برای اینکه ایران را ارعاب کنید؟ مگر ما می‌ترسیم؟ مسلمین با کسانی که این‌گونه بر آنها حکومت می‌کنند باید چه کنند؟ مسلمین گرفتار چنین حکومت‌هایی هستند، چنین حاکمان و سردمدارانی. آیا مسلمین و ملت‌ها حق دارند سکوت کنند و اجازه دهند چنین کسانی بر آنها حکومت کنند؟ آنها را پایین بکشید و کفر و استکبار را از سرزمین‌های خود بیرون کنید و تماشاگر نباشید.

ایشان می‌فرمایند اگر مردم ایران هم مانند شما می‌گفتند به ما چه ربطی دارد و به کار خود مشغول هستیم و خدا خودش می‌داند که چه کند، قطعا رژیم شاه رفتنی نبود. رژیم شاه از تمام رژیم‌های شما قوی‌تر و مسلح‌تر بود و بیش از همه مورد حمایت آمریکا قرار داشت. امام به آنها می‌گوید از ملت ایران یاد بگیرید و رژیم‌های حاکم را سرنگون و انقلاب کنید. اگر مردم ما شاه را پایین نکشیده بودند، قطعا تاکنون اسلام را از محتوا خالی کرده بود. مشروب‌فروشی‌ها از کتاب‌فروشی‌ها شلوغ‌تر بود، فاحشه‌خانه‌ها در تمام شهرها حتی شهرهای مذهبی مانند مشهد نیز وجود داشت و فاصله زیادی هم با حرم نداشت. در شیراز به اسم جشن هنر یک مرد و زن در خیابان و به صورت علنی در مقابل مردم آمیزش جنسی انجام دادند آن هم به اسم هنر مدرن. زمانی عکس دو جوان را که از فرزندان مقامات رژیم بودند در روزنامه چاپ کردند که این دو می‌خواهند با هم ازدواج کنند. کل منابع کشور و نفت به غارت می‌رفت، رئیس دانشگاه‌ها با اجازه سفارت‌خانه‌ها تعیین می‌شد و... لذا امام فرمود اگر ملت ما انقلاب نکرده بود دیگر خبری از اسلام نبود.

*امام به مسئولان می‎فرمود ادای مبارزه در نیاورید؛ واقعی مبارزه کنید

نکته مهم دیگر خطابی است که امام به مسئولین و جریانات داخلی کشور داشتند و می‌فرمودند ادای مبارزه در نیاورید بلکه واقعی مبارزه کنید. این رژیم‌های خائن عرب و غیر عرب در کشورهای مسلمان فقط قشنگ حرف می‌زنند لذا می‌فرمایند تا کی باید مستشاران آمریکا و شوروی بر ممالک اسلامی حکومت کنند؟ تا کی باید یک گروهبان انگلیسی بیاید و بر کل ارتش شما حکومت کند و به شما توهین کند؟ در مقابل آمریکا بایستید آن هم با مشتی گره کرده نه با لبخند. به آنها اخم کنید و بر سر آمریکا فریاد بکشید، در مقابل صهیونیسم و جنایتکاران بایستید و با تمام امکانات خود با آنها مبارزه کنید و تمام ظرفیت‌ خود را به صحنه این مبارزه ضدآمریکایی بیاورید اینکه شما سالی را عید بگیرید یا نگیرید ادا در آوردن است. از طرفی نفت خود را رایگان به آنها می‌دهید، کمک مادی و معنوی هم می‌کنید و حتی مبارزین را می‌کوبید و از پشت به آنها خنجر می‌زنید که مبادا به اسرائیل و آمریکا ضربه بزنند. همچنین تمام ملت‌های مسلمان را در بند خود نگه می‌دارید تا تسلیم غرب باشند و کلمه‌ای حرف نزنند حال اینکه سالی را عید نگیرید انحراف و تعمیه است. تعمیه به معنای فریب دادن و کلاه‌برداری است و به عبارتی همان فریب دادن افکار عمومی معنا می-دهد. در واقع امام می‌فرماید اینها می‌خواهند به ملت‌های خود و مسلمین جهان تعمیه کنند که ما با اسرائیل مخالفیم در حالی که اسرائیل با توپ و تانک، مسلمین و خاک آنها را هدف گرفته است. آیا در مقابل چنین وضعی عید نگرفتن کاری به حساب می‌آید با وجود اینکه این همه نفت و تسلیحات دارید؟ چرا به جنگ با اسرائیل نمی‌روید؟ زیرا همه شما وابسته هستید. اگر شما ده روز نفت خود را به روی غرب ببندید در مقابل شما خاضع و تسلیم می‌شوند. منتهی واقعیت این است که غرب اینها را برای همین نفت نگه داشته است.

امام می‌فرمایند: اینهاست مصیبت مسلمین، اینهاست مصیبت این نوع پیروی از اسلام که خبری از اسلام در بین آنها نیست، همان اسلامی که در قرآنش به صراحت می‌گوید اجازه ندهید سلطه‌جویان و کفار عالم بر مسلمین مسلط شوند در حالی که شما کمک می‌کنید تا اینها سلطه پیدا کنند. در واقع شما با قرآن اعلام جنگ کرده‌اید. با آن وضعیتی که لبنان و شیعیان آن دارند شما می‌خواهید در آنجا هم با اسرائیل و آمریکا سازش کنید چرا که وظیفه شما سازش است.

بعد از این است که امام می‌گویند ای مردم و ای ملت‌ها قیام کنید، ای جوانان مسلمان انقلاب کنید و اینها را بر سر جای خود بنشانید و ملت‌های مظلوم را نجات دهید. اسلام بر شما تکلیف کرده است که مظلومین جهان را نجات بدهید و این یک تکلیف الهی است. در واقع منظور امام همان انقلاب جهانی و صدور انقلاب است یعنی مبارزه با استکبار آن هم در سطح کل عالم.

ادامه دارد...

به اشتراک بگذارید : تلگرام   |   فیس‌بوک
نام :
ایمیل :
پیام :