گفتاری از استاد رحیم‎پور ازغدی/۳:

کنار آمدن با تنش‌زدایی همان زندگی حیوانی است

آیا تکلیف شما این است تا مستضعفین مسلمین را که سرکوب می‌شوند، رها کنید؟ آیا چنین شیوه‌ای طریقه اسلام و انبیاست که به دنبال راحت‌طلبی بروید و چند روزی بیشتر زندگی حیوانی را ادامه دهید چرا که می‌خواهید مبارزه نکنید؟! ما با حیوانات فرق نداشته باشیم؟


...همه آنچه مطرح شد نگاه امام است در حالی که می‌بینید امروز صحبت از تنش‌زدایی با آمریکا می‌کنند. باید پرسید که در کجا ایشان صحبت از تنش‌زدایی کرده است؟ امام در وصیت‌نامه‌شان حتی به مسئله بورسیه اشاره می‌کنند و می‌فرمایند دانشجو را به کشورهایی که حداقل سابقه استعماری در ایران دارند نفرستید مانند آمریکا و انگلیس زیرا اینها بیش از ۱۰۰ سال ما را غارت کردند لذا بلدند که مجددا آدم تربیت کنند و نفوذ کنند. جالب است بدانید که بعد از جنگ، جمهوری اسلامی بیشترین دانشجوی خود را به انگلیس فرستاد و بعد هم آمریکا و سایر کشورها. بحث در اینجا بر سر ترس نیست بلکه مساله نفوذ در میان است زیرا دشمنان برنامه‌ریزی دارند. آنها از زمان مشروطه کادرسازی کردند و اولین گروه از شاگردان ممتاز که از ایران رفتند تا به اصطلاح در آنجا درس بخوانند  با این عنوان رفتند که می‌خواهند کار نظامی یاد بگیرند و با آموزش صنایع نظامی و تسلیحاتی باعث شوند کشور قدرتمند گردد. این اتفاق در انتهای دوره قاجار افتاد و جالب اینکه تمامی این افراد را در آنجا عضو فراماسونری کردند و به عبارتی آنها را جاسوس کردند.

فساد اخلاقی در خاطرات‌شان هست. یعنی وقتی از اینجا می‌رفتند بچه مذهبی بودند اما در ادامه آنها را با دیسکو و شراب و روابط نامشروع سست کردند. وقتی چنین شخصی خیابان‌های لندن را می‌دید آن را با دروازه غار قیاس می‌کرد و از خود می‌پرسید کدام بهتر است؟ و البته از خود نپرسیده بود که آنها این لندن را با پول چه کسانی ساختند؟ در واقع با پول شما و ملت‌هاست که توانستند شهرها‌ی‌شان را آباد کنند چرا که بیش از ۳۰۰ سال ملت‌ها را غارت کردند. بعد از این هم آن افراد نتیجه درستی نگرفتند که باید چه کنیم تا پیشرفت کنیم و وابسته نباشیم بلکه این نتیجه غلط را گرفتند که باید نوکر آنها شویم تا ما هم اینگونه پیشرفت کنیم؛ در حالی که هرکس نوکر این کشورها شد مانند آنها پیشرفت نکرد بلکه همیشه او را فقیر نگه داشتند زیرا سهم شماست که باید به جیب او برود.

*نباید این‌گونه فکر کنید که ابرقدرت‌ها دست از شما برداشته‌اند یا برمی‌دارند

آنها می‌خواهند شما از لحاظ علمی و اقتصادی ضعیف و عقب باشید تا بر شما مسلط باشند قطعا آنها نمی‌خواهند که شما پیشرفت کنید. برخلاف فکری که در تصور برخی افراد وجود دارد، امام می‌فرماید نباید این‌گونه فکر کنید که ابرقدرت‌ها دست از شما برداشته‌اند یا برمی‌دارند. ملتی که می‌خواهد زنده باشد، نوکر و وابسته نباشد، مستقل و آزاد باشد، تحت سلطه نباشد تا جلو رود و پیشرفت کند، لازم است که برای تمام خطرها آماده باشد. زیرا چنین ملتی دشمنان زیادی پیدا خواهد کرد. یعنی اگر بگویی می‌خواهم مستقل و آزاد باشم دشمن‌تراشی به حساب می‌آید. دشمنان می‌گویند همه شما نوکران من هستید. چه معنی دارد که بخواهید آزاد باشید؟ تنش از همین جا شروع شده است. در کجا امام صحبت از تنش‌زدایی کرده است؟

*اگر راحت‌طلبی را می‌خواهید، زمان شاه که بهتر بود!

ایشان می‌فرمایند راهی را پیش می‌روید که نیازمند شهید و قربانی است لذا آماده شوید و نباید تصور کنید که دشمنان دست از سر شما بر می‌دارند. حتی اگر دیدید همگی سلاح‌های خود را بر زمین گذاشته‌اند و نه با لبخند که قهقه‌کنان جلو می‌آیند تا بگویند همه چیز تمام شده و خوب است که یکدیگر را در آغوش بگیریم، بدانید که این رفتار نیز برنامه آنهاست. زیرا با زور نتوانستند، حال می‌خواهند با روش دیگری مسلط شوند و سواری بگیرند. ایشان می‌فرماید: ملت آماده باشد برای همه چیز، اگر ملت، راحت‎طلبی را می‌خواهد، زمان شاه که راحت‌تر بود و او هم مانع نماز خواندن کسی نمی‌شد. در واقع می‌فرمود اگر هدف‌تان راحت‌طلبی است تا خطری متوجه شما نباشد و ترور و تحریم‌تان نکنند پس چرا انقلاب کردید؟ شاه که بود، متدین به مسجد می‌رفت و نمازش را می‌خواند و اهل فساد هم به مراکز فساد و فحشا می‌رفتند و کار خود را می‌کردند. آزادی، پلورالیزم و تکثرگرایی بود. هرکس هر کار که می‌خواست می‌کرد؛ هرچند رضاخان به دستور انگلیس گفت که باید زنان بدون حجاب بیرون بیایند و مردان هم به آن شکل خاص لباس بپوشند و بعد از آنکه شکست خورد. غربی‌ها به شاه گفتند شیوه پدرت را کنار بگذار و صرفا به ترویج و گسترش فساد بپرداز و دیگر نه مسجدها را به زور ببند نه آخوندها را خلع لباس کن و نه زنان را به زور بی‌حجاب کن بلکه کاری کن تا زنان خودشان دست از حجاب بردارند، آخوندها خودشان دست از مرام روحانیت بردارند و.... .

*به کشورهایی که تسلیم شوروی و آمریکا هستند نگاه کنید تا متوجه شوید که چه جنایاتی علیه آنها صورت می‌گیرد

امام خطاب به ملت و انقلابیون می‌فرماید اگر راحت‌طلبی را می‌خواهید همان زمان بهتر بود زیرا ظهر که می‌شد به مسجد می‌رفتی و با امام جماعت نمازت را می‌خواندی. سپس هرکس به دنبال کار خودش می‌رفت و خلاصه اینکه راحت‌طلبی اقتضا می‌کرد علیه شاه مبارزه نکنیم. پس چرا کردید؟ همان رژیم و همان بساط وجود داشت. شما نان‌ و آب‌تان را می‌خوردید و شمیرانتان را می‌رفتید! در آن زمان شمیران محل خوش‌گذرانی بود. در ادامه می‌فرمایند آیا تکلیف ما و شما همین بود؟ آیا در مقابل خداوند انسان می‌تواند عذر بی‌خود بیاورد و بتراشد؟ فرضا کسی هم عذر تراشید و گفت ما فلان و فلان بودیم، آیا منافع‌شان تامین می‌شود؟ آیا با این شیوه که شعارش را می‌دهید در دنیا به آزادی و پیشرفت می‌رسید؟ به کشورهایی که تسلیم شوروی و آمریکا هستند نگاه کنید تا متوجه شوید که چه جنایاتی علیه آنها صورت می‌گیرد. آیا تکلیف شما این است تا مستضعفین مسلمین را که سرکوب می‌شوند، رها کنید؟ آیا چنین شیوه‌ای طریقه اسلام و انبیاست که به دنبال راحت‌طلبی بروید و چند روزی بیشتر زندگی حیوانی را ادامه دهید چرا که می‌خواهید مبارزه نکنید؟! ما با حیوانات فرق نداشته باشیم؟

*کسانی که می‎خواهند با تنش‎زدایی کنار بیایند، به دنبال زندگی حیوانی‎اند

در واقع امام درباره کسانی که می‌گویند مبارزه کافی است و بهتر است آن را تمام کنیم و با تنش‌زدایی کنار بیاییم می‌فرمایند اینها به دنبال زندگی حیوانی‌اند و می‌‌خواهند به حیوانیت برگردند. انسان تا انسان باشد، انسانیتش اجازه نمی‌دهد که در برابر آنها سکوت کند.

امام می‌فرمایند آیا می‌خواهیم با حیوانات فرق نداشته باشیم در حالی که حیوانات نیز ذکر و تسبیح دارند و معنوی‌اند "ان من شی ء الا یسبح بحمده(۱)" در واقع منظورشان این است کسانی که این‌گونه به مادیات چسبیده‌اند باید بدانند که حیوانات هم این‌گونه نیستند و بلکه معنویتی دارند. در حال تسبیح خدا هستند. در واقع ما از حیوانات نیز بدتر خواهیم شد اگر مبارزه را کنار بگذاریم. این مسائل در عین حال که بسیار مهم است جواب بسیاری از مسئولین نیز هست.

*آیا تمام هم انسان علفش باشد؟

امام می‌فرماید تصمیم خود را بگیرید، آیا می‌خواهید جزو کسانی باشید که همشان علف‌شان است؟ آیا تمام هم انسان علفش باشد؟ تن به ذلت و خواری بدهد تا چند روزی را بیشتر زندگی مرفه داشته باشد؟ این نوعی از زندگی است که عده‌ای برای خود انتخاب کرده‌اند. در واقع امام از این افراد سوال می‌کنند که مگر جزیی از حزب علفیزم هستید؟!

امام می‌فرمایند بعضی از این افراد، مذهبی هم هستند یعنی کل برنامه‌شان این است که به مسجد برویم و نماز بخوانیم سپس برگردیم و بخوریم و بخوابیم تا دوباره به مسجد برویم و مانند قبل برگردیم تا دوباره بخوریم و بخوابیم! در واقع امام این رفتار را نیز علف‌پرستی می‌داند منتهی از نوع مذهبی آن.

*به زعم این افراد اردوی جهادی اردوی دیوانگان یا همان دارالمجانین است!

پس عده‌ای مشغول شراب و فسادند و عده‌ای هم صرفا مشغول نماز و مسجد و هیچ فهمی از مسئولیت اجتماعی هم ندارند. امام در ادامه می‌فرمایند نگاه کنید به این جوان‌هایی که در جبهه مشغول‌اند یا در روستاها در جهاد سازندگی مشغول‌اند و شب و روز خود را برای این امور وقف کرده‌اند. شنیده‌ام که برخی در جلسات‌ خود می‌گویند این جوانان مجنون شده‌اند. مگر آدم عاقلی که مهندس و دکتر است و از یک خانواده موفق می‌باشد همه چیز را رها می‌کند و می‌رود در بیابان‌ها عرق بریزد و نوکری فقرا را بکند؟ به زعم این افراد اردوی جهادی اردوی دیوانگان یا همان دارالمجانین است. جبهه را مرکز دیوانگان می‌دانند و می‌گویند معلوم نیست خمینی چه گفت که اینها را جادو کرده و همه دیوانه شده‌‌اند که چنین رفتار می‌کنند.

بعد از این امام می‌فرماید الحمدلله تحولی در این جامعه و ملت پدیدار شده است که دیگر این ملت زیر بار ابرقدرت‌ها نخواهد رفت و خودشان را برای فداکاری آماده کردند و البته باید بیش از این خود را برای خطرات بزرگ‌تر آینده آماده کنند. در برابر قدرت‌های بزرگ عالم بایستید و از ارعاب آنها نترسید. مهیا باشید برای شلوغ‌کاری‌شان، مهیا باشید برای مبارزه‌ای که در پیش است، ما باید مهیا باشیم، این عمل ارزش فداکاری را دارد. ما در آن تنگنای اقتصادی و تحریمی که پیامبر چند سالی را در آن واقع شد قرار نگرفته‌ایم. در واقع امام می‌فرماید آن تحریم‌هایی را که به ما اعمال کرده‌اند، تحریم نیست. تحریم آن چیزی است که سه سال در شعب ابی‌طالب وجود داشت یعنی به گونه‌ای مسلمین را محاصره کردند که دیگر لباس نداشتند و برای نماز خواندن از یکدیگر لباس قرض می‌گرفتند. چندین روز می‌شد که لقمه‌ای برای خوردن نداشتند. پس اینکه تفریح و عیاشی همه برقرار است را نمی‌توان تحریم نامید. امام می‌فرماید آنها نان خوردن هم نداشتند و برای یک روز زنده ماندن به صورت قاچاق چیزی را پیدا می‌کردند. اما این عمل ارزش چنین سختی‌هایی را داشت لذا تحمل می‌کردند. بنابراین تصمیم خود را بگیرید، می‌خواهید زنده باشید یا مرده؟ می‌خواهید شرافت خود را حفظ کنید یا نکنید؟ تصمیم خود را بگیرید اگر شرف می‌خواهید باید هزینه آن را بپردازید چرا که آنها دست از سرتان برنخواهند داشت. در واقع امام می‌فرماید اگر به دنبال بی‌شرفی هستید، اشتباه کردید که انقلاب کردید و هشت سال جنگیدید. باید خیلی زودتر از اینها شعارهای خود را پس می‌گرفتید.

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

پی‎نوشت:

۱-سوره اسراء، آیه ۴۴/

به اشتراک بگذارید : تلگرام   |   فیس‌بوک
نام :
ایمیل :
پیام :