مرد متفاوت حوزه‌های علمیه

فقط به امورات فرهنگی و اجتماعی اکتفا نکرد و در صحنه سیاسی لبنان به عنوان مدافع حقوق شیعیان و در عین حال مردی که به دنبال عزت، استقلال و اعتلای لبنان بود نقش ایفا کرد و با تدبیر و سیاستش توانست تا حدود زیادی موفق عمل کند. او در عرصه‌ی سیاست نیز به نظام‎سازی و انجام کار تشکیلاتی مقید بود و مجلس اعلای اسلامی شیعیان لبنان را پی‌ریزی کرد تا حضور و اثربخشی شیعیان لبنان جدی‌تر و موثر‌تر واقع شود.


محمد حسین‎زاده:

اگر امروز بخواهیم به دنبال یک روحانی و طلبه بگردیم که در شکستن ساختارهای سنتی و عرف های غلط جامعه موفق بوده است و توانسته باشد نقش حقیقی یک روحانی را در هدایت معنوی یک جامعه را ایفا کرده باشد، محدود به گزینه‎های محدودی خواهیم شد که بلاشک یکی از آن اسطوره‎ها امام موسی صدر خواهد بود.

امام موسی صدر چه کرده است که هنوز هم در جامعه‌ی روحانیت کم‌نظیر است اگر بی‌نظیر نباشد؟

اول باید این نکته را در نظر داشته باشیم که آنچه حضرت امام در ایران به ثمر نشاند یک انقلاب به معنای واقعی کلمه بود. روح الله خمینی در میان طلاب حوزه علمیه خط‎شکن بود و معبری که او باز کرد سبب شد آن انقلاب معنوی که امام موسی در لبنان به راه انداخته بود به دریای انقلاب خمینی بپیوندند و ثمره‌ای به صلابت و بزرگی حزب‌الله لبنان پدید بیاورد.

با این مقدمه باید گفت امام موسی صدر در لبنان معجزه‌ کرد و این معجزه اتفاق نمی‌افتاد مگر آنکه او تمام قد و فارغ از حرف و حدیث‌های متحجرین از یک سو و جماعت روشنفکر غرب‌زده از سوی دیگر به میدان بیاید.

امام موسی می‌توانست در عراق و یا ایران بماند و تبدیل به یکی از مراجع تقلید پرطرفدار بشود؛ می‌توانست به اروپا برود و در آلمان یا فرانسه مرکز دینی بزرگی را راه‌اندازی کند؛ هم کار دین کند و هم زندگی‌ در آرامشی را برای خود و فرزندانش رقم بزند!

اصلا امام موسی می‌توانست هر جایی برود غیر لبنان جنگ زده، لبنانی که از یک سوی درگیر جنگ و اشغال صهیونیست‌هاست و از سوی دیگر جنگ داخلی خانمان‎سوزی در میان گروه‌های و احزاب آن شعله‌ور است. انتخاب لبنان  یعنی در قدم اول بازی با جان خود و در قدم بعدی با آبروی خود.

امام موسی نرفت در لبنان موعظه کند و به موعظه اکتفا کند. او اگر موعظه می‌کرد، خودش اول عمل می‌کرد؛ هر آنچه در مورد او شایعه ساخته بودند که حرمت حضورش و لباسش شکسته شود با رفتارش و کردارش و گفتارش خنثی می‌شد.

چه کسی است که نداند و معترف نباشد که امام موسی شیعه در لبنان را از قعر ذلت و خواری به صدر عزت وآقایی رساند و در عین حال مسیحی و اهل سنت را احترام کرد و آتش کینه و اختلاف را که در چنین کشورهایی با چنین ترکیب اقوام و مذاهبی همیشه محل کاشتن تخم فتنه از سوی بیگانگان بوده است مهار کرد. سالها بعد از ربوده‌شدن امام موسی صدر، حزب الله لبنان همین مسیر را در تعامل با دیگر گروه‌ها و خصوصا مردم در پیش گرفته است.

امام موسی صدر یک روحانی مترقی بود به این معنا که از بند سنت‌های بدون پشتوانه و سکون و عزلت ‌نشینی در گوشه‌ی حجره در یک شهر مذهبی خود را رهانید و دل به دریای پر تلاطم حادثه و ارتباط با سطوح مختلف مردم با سطح نیازهای مختلف اجتماعی و فرهنگی زد. ولی در عین حال او هیچ‌گاه در دام روشنفکری غرب‌زده نیافتاد  و دل به آن نباخت!

او از ارتباط با مسیحی‌ها و اهل سنت اجتنابی نداشت و به عنوان یک فرصت به این ارتباطات می‌نگریست و از هر فرصتی برای تاثیر‌گذاری بهره‌ می‌برد. حتی با حضورش در یک بستنی فروشی یک مسیحی، دنبال یک درس و اثربخشی اجتماعی بود.

شاخصه‌ی دیگر امام موسی ورود به دل مشکلات اجتماعی مردم بود. او برای شیعیان لبنان پدری کرد؛ خود را موظف می‌دانست که ایتام شیعه را دستگیری کند، رشد دینی و تحصیلی آنها را رقم بزند. از فقرا و نیازمندان‌شان غافل نبود.

مهم‌تر آنکه برای رسیدن به اهدافش نه تنها با نطق و سخرانی و موعظه‌ اکتفا نکرد؛ بلکه از انجام امورات احساسی و یک‌بار مصرف نیز احتراز داشت. برای آنکه کارهایش عبث و بی‌نتیجه نباشد و منحصر به حضور شخص او نیز نباشد طراحی تشکیلات و ایجاد سازمان کرد. سازمان‌های خیریه، فرهنگی و آموزشی او هنوز پس از سالها از غیبتش همچنان فعال و اثربخش هستند. سازمان امل از جمله میراث امام موسی صدر بود که در ابعاد مختلف فرهنگی، اعتقادی و سیاسی نقش ایفا می‌کرد که پس از او حزب الله به عنوان فرزند مترقی آن حرکت و در ابعاد وسیع‌تر و عمیق‌تر با هدایت معنوی حضرت امام، اهداف و قله‌های فتح نشده امام موسی را تسخیر کرد.

یکی از قدم‌های بزرگ امام موسی در لبنان دستیابی به الگوی زندگی مسالمت‎آمیز و بر پایه‌ی احترام متقابل با دیگر مذاهب و ادیان در لبنان بوده است و رایزنی‌های گسترده‌ای را با رهبران مذهبی لبنان در این زمینه انجام داد و در میان جماعات آنها سخنرانی نمود.

شاخصه‌ی دیگر امام موسی این بود که فقط به امورات فرهنگی و اجتماعی اکتفا نکرد و در صحنه سیاسی لبنان به عنوان مدافع حقوق شیعیان و در عین حال مردی که به دنبال عزت، استقلال و اعتلای لبنان بود نقش ایفا کرد و با تدبیر و سیاستش توانست تا حدود زیادی موفق عمل کند. او در عرصه‌ی سیاست نیز به نظام‎سازی و انجام کار تشکیلاتی مقید بود و مجلس اعلای اسلامی شیعیان لبنان را پی‌ریزی کرد تا حضور و اثربخشی شیعیان لبنان جدی‌تر و موثر‌تر واقع شود.

در حالی که هنوز رگه‌هایی از تفکر عدم دخالت روحانیت در سیاست در حوزه‌های علمیه زنده است، امام موسی نه تنها توانست به مسائل سیاسی در لبنان سامانی دهد و حقوق از دست رفته‌ی شیعیان را احیا کند بلکه قدرت نفوذ امام موسی از مرزهای لبنان فراتر رفت و دست شیعیان لبنان را در دیپلماسی جهان عرب باز کرد و با سوریه، مصر، لیبی ... وارد مذاکره شد و همین دست برترش سبب شد که حضورش بیش از این تحمل نشود.

لایه‌ی پنهان دیگر شخصیت امام موسی که جریان روشنفکری سعی می‌کند آن را همچنان در حجاب نگه دارد، تقویت قدرت دفاعی شیعیان لبنان با طراحی دوره‌های آموزشی نظامی-چریکی با حضور و فرماندهی شهید مصطفی چمران بوده است. هسته‌های اولیه مقاومت در مقابل اسراییل با تدبیر او و هنر چمران شکل گرفت تا در آینده تبدیل به یکی از اصلی‌ترین تهدید‌های همیشگی اسراییل شود.

تمام این اتفاقات سیاسی-نظامی-اجتماعی-فرهنگی و اعتقاداتی در حالی است که او یک روحانی ایرانی است که با هجرت به لبنان با حضورش رقم زد و رنج هجرت و زخم زبان‌های دوست و دشمن را به جان خرید تا بذر امید را دل شیعیان لبنان بکارد.

به اشتراک بگذارید : تلگرام   |   فیس‌بوک
نام :
ایمیل :
پیام :