راز ۱۵ خرداد

به نظر می‌رسد یکی از رموز زنده نگه‌داشتن یاد و خاطره قیام ۱۵ خرداد در نگاه آینده‌نگر حضرت امام، حفظ ریشه و اصالت انقلاب اسلامی است. ۱۵ خرداد است که نشان می‌دهد خط اصلی مبارزه و ساقط کردن نظام دیکتاتوری شاهنشاهی، خط مبارزات اسلامی بوده است نه گروهک‌های مختلف با مکتب‌های و ایدئولوژی‌های مادی و منحط.


محمد حسین‎زاده:

«و من روز ۱۵ خرداد را براى همیشه عزاى عمومى اعلام مى‎کنم. و براى بزرگداشت شهداى خویش در این روز بزرگ در مدرسه فیضیه به سوگ مى‎نشینم.»(۱) این قسمتی از متن پیام حضرت امام در خرداد ۵۸ است که روز پانزده خرداد را برای همیشه عزای عمومی اعلام کردند.

 امام چرا چنین تصمیمی گرفتند در حالی که آن سال بیش از ۱۵ سال از کشتار مردم می‌گذشت؟ کشف چرایی این تصمیم کلیدی در گرو بازخوانی این روز‌ تاریخی در سخنرانی‌ها و پیام‌های ایشان است. قیامی که به فرموده‌ی آن پیر جمارانی، طلیعه‌ی انقلاب اسلامی شد.

نکته‌ی قابل تامل آنکه حضرت امام خود تاکید داشتند مردم قیام ۱۵ خرداد را، چرایی و چگونگی آن را بشناسند:

«پانزده خرداد چرا به وجود آمد؟ و مبدا وجود آن چه بود؟ و دنباله آن در سابق چه بود؟ و الآن چیست؟ و بعدها چه خواهد بود؟ ۱۵ خرداد را کى به وجود آورد؟ و دنباله آن را کى تعقیب کرد؟ و الآن کى همان دنباله را تعقیب مى‎کند؟ و پس از این امید به کیست؟ ۱۵ خرداد براى چه مقصدى بود؟ و تا کنون براى چه مقصدى است؟ و بعدها براى چه مقصدى خواهد بود؟ ۱۵ خرداد را بشناسید؛ و مقصد ۱۵ خرداد را بشناسید؛ و کسانى که ۱۵ خرداد را به وجود آوردند بشناسید.»(۲)

*ماجرا چه بود؟

رژیم در سال ۴۱ لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی که دیکته شده آمریکایی‌ها در دوره ریاست جمهوری کندی بود را تصویب کرد که بر اساس مفاد آن شرط «مسلمان بودن، سوگند به قرآن کریم و مرد بودن انتخاب کنندگان و کاندیداها» در مجلس سنا و شورا حذف گردید.

حضرت امام و علمای سرتاسر کشور به شدت به این لایحه واکنش نشان دادند و سیل اعتراضات و تلگراف‌های مردم و روحانیون رژیم را مجبور به عقب نشینی کرد.

با شکست طرح لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی، شاه به دنبال واژه‎سازی و ایجاد دو قطبی، روحانیت را ارتجاع سیاه و کمونیست‌ها و توده‌ای را ارتجاع سرخ نامید و در مقابل ایشان انقلاب سفید را طراحی کرد و آن را به رفراندوم گذاشت.

امام با افشاگری نسبت به آنچه در انقلاب سفید از سوی شاه دنبال می‌شد که هم اصول اسلامی و هم منافع ملی را به خطر می‌انداخت، رفراندوم را تحریم کردند. تحریم رفراندوم سبب شد با حضور بسیار کم‌رنگ مردم، شکست سنگینی به رژیم وارد شود.

تقابل مردم و علما با رژیم تا نوروز سال ۴۲ ادامه پیدا کرد. دوم فروردین آن سال که مقارن با شهادت امام صادق(ع) بود چندین مجلس اقامه عزای موسس مذهب شیعه برگزار شد که جلسه‌ی مدرسه‌ی فیضیه با حمله‌ی عمال رژیم به کشته و زخمی شدن چندین نفر از طلاب و مردم منجر شد.

روند تحولات مبارزه با سرعت طی می‌شد تا در ۱۳ خرداد ۴۲ امام در قم به مناسبت عاشورای حسینی در بین طلاب و مردم سخنانی آتشین را ایراد کرد.

محورهای سخنان امام شامل موارد ذیل بود: مخالفت رژیم با اساس اسلام؛ اسرائیل، دشمن اسلام و ایران؛ شاه تحت تاثیر بهایی هاست.

امام در قسمتی از سخنرانی خود می‌گوید:«امروز به من اطلاع دادند که بعضی از اهل منبر را برده‎اند در سازمان امنیت و گفته‎اند شما سه چیز را کار نداشته باشید، دیگر هر چه می‎خواهید بگویید، یکی شاه را کار نداشته باشید، یکی هم اسرائیل را کار نداشته باشید، یکی هم نگویید دین در خطر است. این سه تا امر را کار نداشته باشید، هر چه می‎خواهید بگویید. خوب اگر این سه تا امر را ما کنار بگذاریم، دیگر چه بگوییم؟!»(۳)

سخنرانی آتشین امام منجر به یورش شبانه و دستگیری حضرت امام می‌شود؛ پخش خبر همان و خروش مردم در قم و تهران و ورامین و شهرهای مختلف کشور همان. رژیم مستاصل از آتش خشم ملت، با آتش گلوله به استقبال می‌رود.

هنگامی که خانم جورجى گایر از روزنامه لوس آنجلس تایمز در سال ۵۷ در نوفل‌شاتو از حضرت امام سوال می‌کند تاریخچه و نماى تاریخى جنبش تاریخى شما در پانزده سال گذشته از زمانى که در تبعید بودید چیست، امام مبدا آن را خرداد ۴۲ معرفی می‌کند:

«اصل جنبش و مقدمات آن طولانى است. ولى آنقدر که به طور اختصار مى‎توانم بگویم این است که شاه از ابتداى سلطنت غاصبانه‎اش جنایت‎هاى بیشمارى کرد و مواردى هم پیش آمد که قدرت آن پیدا شد که او را از مملکت بیرون کنند که مع الاسف سستى کردند. شروع مبارزات پانزده ساله اخیر بدین صورت بود که شاه برخلاف مصلحت ملت کارهایى انجام داد. ابتدا علماى اسلام مخالفت کردند و این مخالفت به گرفتارى شبانه من انجامید. در ۱۵ خرداد ۴۲ از قرارى که مى‎گویند، پانزده هزار نفر کشته شدند. قریب یک سال در زندان و حصر بودم. پس از آزادى به مبارزاتم ادامه دادم و مفاسد و جنایات شاه را افشا نمودم، تا اینکه یکى از خیانت‎هاى بزرگ شاه یعنى قضیه کاپیتولاسیون پیش آمد و شاه، مستشاران امریکایى را مصونیت داد. از این جهت که این قضیه مخالف مصالح اسلام و کشور بود، من با آن شدیدا مخالفت نمودم و به دنبال آن شبانه دستگیر شدم و مستقیما به ترکیه تبعید شدم. یک سال در ترکیه بودیم. پس از آن ما را تحویل عراق دادند و قریب چهارده سال در عراق بودیم. در طول این مدت من در مواقع‎ مختلف، جنایات شاه را چه در اعلامیه و چه در خطابه اعلام مى‎کردم و هر فاجعه‎اى را گوشزد مى‎نمودم و هرگز ساکت ننشستم و بعد هم که به اینجا آمدم. و اما سازمان دادن نهضت اسلامى همگانى ملت ایران، این نهضت جنبشى است که همه مردم را شامل مى‎شود و از آنها و مردم سرچشمه مى‎گیرد، و اعتقادش به این است که این نهضت را تا به ثمر رسیدن باید ادامه داد. البته ما روحانیون، مردم را هدایت کردیم و تمام جرایم رژیم را افشا کردیم و روشنگرى روحانیون، بحمدالله مفید واقع شد و مردم روشن شدند، و یک تحول فکرى براى جامعه ایران به وجود آمد، به طورى که همه با هم یکصدا به دنبال یک راه و مقصد در حرکتند، و آن نابودى این دودمان و برچیده شدن نظام شاهنشاهى و برقرارى حکومت اسلامى است و این هدف در سراسر ایران حکمفرماست‎»(۴)

«من در حبس بودم، لکن آنطورى که براى من بعد از بیرون آمدن گفتند- قریب پانزده هزار نفر را آنها کشتند و از قرارى که باز گفتند، خود محمدرضا با هلیکوپتر عامل قتل هم بوده است خودش. اینها، این طرفدارهاى «حقوق بشر»، این پانزده هزار جمعیتى که در یک روز کشته شد اینها را مثل اینکه بشر نمى‎دانند! یا بشر مى‎دانند و براى آنها حقوق قائل نیستند.»(۵)

*راز پاسداشت ۱۵ خرداد

«در عین حالى که ۱۵ خرداد مصیبت براى ما بود لکن این موهبت هم خداى تبارک و تعالى، به ما عطا کرد که مردم بیدار شدند و لبیک گفتند به صداى روحانیون. و در همه جا، در همه مملکت این نهضت شروع کرد و مبداش از همان ۱۵ خرداد بود، و بعد کم کم تدریجا ریشه گرفت. و بعد که در این آخرى دیگر زیادتر شد و بیشتر شد نهضت مردم، پیشتر رفت نهضت مردم و قیام همگانى شد.»(۶)

امام در سخنرانی سال ۵۸ خود در مدرسه فیضیه مبدا قیام ۱۵ خرداد را روشن می‌کنند:

«۱۵ خرداد از همین مدرسه شروع شد. عصر عاشورا در همین مدرسه اجتماع عظیم بود؛ و بعد از اینکه صحبت‎هایى و افشاگری‎هایى شد، دنباله آن منتهى به ۱۵ خرداد شد ۵۱/ خرداد براى اسلام بود و به اسم اسلام بود و به مبدایت اسلام و راهنمایى روحانیت‎(۷).»

و در پیام سال ۵۸ خود به مناسبت ۱۵ خرداد چرایی عدم فراموشی این روز را متذکر می‌شوند:«محرم چه ماه پر غائله‎اى، و چه ماه خونى، و چه ماه حماسه آفرینى! ماهى که دستگاه شاهنشاهى بنى امیه را در هم کوبید؛ و ماهى که رژیم شاهنشاهى ۲۵۰۰ ساله جنایتکاران را در هم پیچید. ملت ما نه محرم را، که شاهد قتل عامهاى وحشیانه جباران است، فراموش مى‎کند و نه ۱۵ خرداد را که سرآغاز نهضت اسلامى روحانیت است»(۸)

به نظر می‌رسد یکی از رموز زنده نگه‌داشتن یاد و خاطره قیام ۱۵ خرداد در نگاه آینده‌نگر حضرت امام، حفظ ریشه و اصالت انقلاب اسلامی است. ۱۵ خرداد است که نشان می‌دهد خط اصلی مبارزه و ساقط کردن نظام دیکتاتوری شاهنشاهی، خط مبارزات اسلامی بوده است نه گروهک‌های مختلف با مکتب‌های و ایدئولوژی‌های مادی و منحط.

« باید گفت به آنها که‎اى آقایان! که خیال مى‎کنید به غیر از اسلام در ایران مى‎تواند چیزى پیش ببرد، اى کسانى که گمان مى‎کنید [قدرتى‎] غیر اسلام رژیم را ساقط کرده است، اى کسانى که احتمال مى دهید که غیر مسلمین و غیر اسلام کس دیگر دخالت داشته است، شما مطالعه کنید، بررسى کنید اشخاصى که در ۱۵ خرداد جان دادند، سنگهاى قبرهاى آنها را ببینید کى بودند اینها. اگر یک سنگ قبر از این قشرهاى دیگر غیر اسلامى پیدا کردید، آنها هم شرکت داشته‎اند. اگر در قشرهاى اسلامى یک سنگ قبر از آن درجه‎هاى بالا پیدا کردید، آنها هم شرکت داشته‎اند. ولى پیدا نمى‎کنید. هر چه هست این قشر پایین است، این قشر کشاورز است، این قشر کارگر است، این تاجر مسلم است؛ این کاسب مسلم‎ است؛ این روحانى متعهد است. هر چه هست از این قشر است. پس ۱۵ خرداد را به تبع اسلام اینها بوجود آوردند و به تبع اسلام اینها حفظ کردند؛ و به تبع اسلام اینها نگهدارى مى کنند. کسانى که گمان مى‎کنند غیر قدرت اسلام مى‎توانست یک همچو سدى را بشکند در خطا هستند ..»(۹)

امام با اینکه خود رهبر این قیام بود و اگر او نبود حرکت ملت ایران از ظلمت به سوی نور آغاز نمی‌شد متواضعانه تمام حق را به مردم می‌دهد: «از ۱۵ خرداد تا حالا که آمدیم، خون دادیم یعنى شما خون دادید، من که نشسته‎ام اینجا. من هم هیچ حقى ندارم. شما خون دادید. شماها به میدان رفتید؛ شماها مبارزه‎ کردید؛ ماها هیچ حقى نداریم. ما باید براى شما خدمت کنیم. خودمان نباید استفاده کنیم. نه استفاده عنوانى. خاک بر سر من که بخواهم استفاده عنوانى از شما بکنم! خاک بر سر من که بخواهم خون شما ریخته بشود و من استفاده‎اش را ببرم‎»(۱۰)

پی‎نوشت:

۱-    صحیفه امام، ج‎۸، ص: ۵۱

۲-    صحیفه امام، ج‎۸، ص: ۵۳

۳-    سخنرانی امام در عاشورای ۱۳۴۲

۴-    مصاحبه با نشریه لس‌آنجلس تایمز؛ سال ۱۳۵۷، صحیفه امام، ج‎۵، ص: ۱۸۴

۵-    سخنرانی در سال ۵۸؛   صحیفه امام، ج‎۷، ص: ۳۰۷

۶-    صحیفه امام، ج‎۱۲، ص: ۳۹۷

۷-    صحیفه امام، ج‎۸، ص: ۵۳

۸-    صحیفه امام، ج‎۸، ص: ۵۱

۹-    صحیفه امام، ج‎۸، ص: ۵۵

۱۰-    صحیفه امام، ج‎۸، ص: ۵۷

به اشتراک بگذارید : تلگرام   |   فیس‌بوک
نام :
ایمیل :
پیام :