قاعدین خسته و مسئله عقلانیت و انقلابی‎گری

میثم احدی: سر این حقیقت که تفکر و عقلانیت متوقف بر حرکت و قیام الهی شده است، در چیست؟ آیا قاعدین نمی‎توانند فکر کنند؟ محاسبات عقلانی و تفکر ما چه نسبتی با قیام و قعود دارند؟ آیا عقلانیتی که شرایط موجود را هر چند ظالمانه باشد می‎پذیرد، در محاسبات خود به نتایج اشتباه می‎رسد؟ آیا تفکر قاعدانه در دیدن واقعیات اشتباه می‎کند؟...


میثم احدی:

قل انما اعظکم بواحده ان تقوموا لله مثنى‎ و فرادى‎ ثم تتفکروا

این آیه قرآن که از نخستین روزهای نهضت مبنای حرکت امام خمینی(ره) بود، در بردارنده حقیقت مهمی است که کمتر بدان توجه شده است. در ذیل آیه به نحوی تفکر متوقف بر قیام برای خدا دانسته شده است و ظاهر این آیه از قرآن مرحله تفکر را مرحله بعد از حرکت و قیام الهی دانسته است. همین نحوه از تفکر و عقلانیت برآمده از این نگاه بود که امام خمینی را در به ثمر رسیدن نهضت اسلامی یاری کرد. پیروزی انقلاب اسلامی و ویران کردن بنایی به ظاهر مستحکم با کم‎ترین امکانات در نظر و منظر بسیاری از بزرگان امری غیر ممکن جلوه می‎کرد. مبارزه بر ضد اساس دستگاه سلطنت پهلوی حرکتی غیر عقلانی بود که بیشتر به خودکشی شبیه بود. اما بر خلاف انتظار خیلی از صاحب نظران آن روز انقلاب اسلامی پیروز شد و دستگاه حکومت پهلوی با همه عرض و طولش با سازمان امنیتی پیچیده‎اش با ارتش پیشرفته و مجهزش با عالی‎ترین مشاوران خارجی‎اش نتوانست جلوی خواست و اراده مردم را بگیرد.

سوال مهمی که قصد پرداختن به آن را داریم این است که سر این حقیقت که تفکر و عقلانیت متوقف بر حرکت و قیام الهی شده است، در چیست؟ آیا قاعدین نمی‎توانند فکر کنند؟ محاسبات عقلانی و تفکر ما چه نسبتی با قیام و قعود دارند؟ آیا عقلانیتی که شرایط موجود را هر چند ظالمانه باشد می‎پذیرد، در محاسبات خود به نتایج اشتباه می‎رسد؟ آیا تفکر قاعدانه در دیدن واقعیات اشتباه می‎کند؟ آیا اگر قیامی صورت نمی‎گرفت مشاهدات و محاسبات قاعدین اشتباه بود؟ همه این پرسش‎ها را می‎توان در ذیل رابطه دو مفهوم عقلانیت و انقلاب صورت‎بندی کرد. دو مفهومی که دقیقا به عکس آیه فوق-الذکر نوعا ادعا می‎شود با هم ناسازگاری دارند.(۱)

برای بررسی رابطه عقلانیت و انقلاب ابتدا باید تحلیلی از عمل عقلانی و مراحل یک فعل عقلانی ارائه داد. یک تصمیم‎گیری عقلانی را با ساده‎سازی زیاد می‎توان شامل سه مرحله دانست. مرحله اول شامل مشاهده درست و دقیق واقعیت‎های موجود است. شرط هر عمل عقلانی و هر تصمیم‎گیری معقول این است که از وضع موجود برآوردی مناسب داشت و در این برآورد باید واقعیت‎های موجود را درست شناخت. مرحله دوم شناخت درست و بدون خطا از قوانین و سنن حاکم بر تغییرات است. از آن‎جا که هر فعل ما تغییری در وضعی موجود است که بخشی از این تغییر تابع اراده ماست و بخش دیگر آن تابع عوامل خارج از قدرت و اراده ماست و مجموع این عوامل نتیجه هر تصمیم‎گیری و هر عمل ما را مشخص می‎کند، در نتیجه باید این هم حدود اثرگذاری اراده خود فردی و جمعی و هم چگونگی تاثیر عوامل خارج از اراده انسانی را دانست. مرحله سوم شامل تعیین غایات و هدف و جهت حرکت و تغییرات است. امروزه اینکه غایت و وضع مطلوب آرمانی به صورت بدیهی از پیش تعیین شده نیست و انتخاب آن عملی عقلانی است و بخشی از فرآیند عقلانیت است، کمتر مورد توجه قرار می‎گیرد ولی در هر صورت در تحلیلی جامع باید به این نکته توجه کرد که بخشی از عقلانی عمل کردن در عقلانیت ناظر به اهداف است. انتخاب عقلانی اهداف و غایات است که ارزش نهایی عمل عقلانی را تعیین می‎کند. اگر عملی با تحلیل درست از شرایط موجود و محاسبات دقیق مبتنی بر قواعد و قوانین حاکم بر تغییرات انجام شود، این عمل به خودی خود حامل هیچ ارزشی نیست و ارزش‎مند بودن خود را از غایتی که عمل در جهت آن سامان یافته کسب می‎کند.

با این صورت‎بندی ساده از یک عمل عقلانی می‎توان رابطه عقلانیت و انقلاب را در دو سطح بررسی کرد. در سطح اول نسبت به واقعیت‎های ثابت و مستقل از اراده و کنش انسانی، حرکت انقلابی در هر سه مرحله عمل عقلانی مدخلیت پیدا می‎کند. اینکه ما عالم را چگونه می‎بینیم و سنن و قوانین حاکم بر عالم را چگونه تحلیل می‎کنیم و در جهت چه ارزش‎هایی حرکت می‎کنیم، تابع قیام و قعود ماست. اساسا فهم ما از عالم و چگونگی مشاهده عالم توسط ما تابع سکون و حرکت ماست. در حرکت انقلابی و در شرایط قیام برای خداست که ما عالم را صحنه ربوبیت خداوند متعال می‎بینیم. در این نگاه است که نیروهای فعال در عالم و سنن حاکم بر عالم برای ما نمایان می‎شوند. انقلابی‎ها هم مثل غیرانقلابی‎ها و قاعدین اهل محاسبه هستند، ولی در این محاسبه مبنای تغییرات و عوامل موثر صرفا نیروهای کور مادی نیست، بلکه معادلات عالم در دستگاه پیچیده الهی قرار دارد و محاسبات هم در همین دستگاه صورت می‎گیرد. در این دستگاه است که انقلاب اسلامی به پیروزی می‎رسد، جنگ هشت ساله در این دستگاه و با این محاسبات مدیریت می‎شود. با این نگاه خرمشهر آزاد می‎شود. در همین نگاه است که امیرالمومنین (ع) به خلیفه دوم می‎گویند که ما در جنگ‎های زمان رسول الله (ص) به کمی خود و زیادی دشمن نگاه نمی‎کردیم.

سطح دوم رابطه عمل انقلابی و عقلانیت مربوط به ورود کنش و اراده انسانی به عالم است. در این سطح متناسب با اراده و عمل مومنانه و انقلابی عالم و رابطه عالم و آدم صورت دیگری به خود می‎گیرد. در این‎ سطح بحث صرفا محدود به این نیست که مجاهدین حقایقی را می‎بینند که قاعدین از درک آن عاجز هستند، بلکه بحث بر سر این است که عالم در نسبت با ما صورت دیگری پیدا می‎کند. قیام برای خدا و عمل انقلابی باعث فعال شدن نیروها و سننی در عالم می‎شود که این نیروها و سنن به عالم شکل دیگری می‎دهد. بیان اجمالی این سطح پیچیده از رابطه عمل و اراده انسانی با عالم را می‎توان در سنت قرآنی نصرت الهی مشاهده کرد. خداوند متعال در قرآن کرارا می‎فرمایند که کسانی را که من را نصرت می‎دهند، نصرت خواهم داد. در نتیجه اگر ما انقلابی عمل کردیم و خداوند متعال را نصرت دادیم می‎توانیم و باید منتظر نصرت الهی باشیم. در قالب همین دیالکتیک است که خداوند در قرآن می‎فرماید که اگر اهل زمین ایمان بیاورند، برکات از آسمان و زمین بر آن‎ها نازل خواهد شد.

با توجه به این طرح بحث در نسبت بین انقلاب و قیام برای خدا با عقلانیت دیگر صحبت از تنافر بین انقلابی بودن و عقلانی بودن نیست، بلکه بحث بر سر این است که کدام عقلانیت؟ عقلانیتی که عالم را صحنه ربوبیت خداوند متعال میبیند و به جاری بودن اراده الهی ایمان دارد و بر همین مبنا به نصرت الهی می‎پردازد و در این چارچوب عالم را مشاهده می‎کند، سنن عالم را فهم می‎کند و غایات و اهداف خود را انتخاب می‎کند. یا عقلانیت راسیونالیستی‎ای که عالم را به سطح نیروهای کور مادی و کنش و برهم‎کنش میان آن‎ها محدود می‎کند و حقیقتی ورای این عالم ماده مشاهده نمی‎کند و اساسا غایتی ورای حیات الدنیا ندارد. البته در پهنه تاریخ عقلانیت اول کمتر فرصت برای بروز داشته است و به همین جهت برای ما نامانوس‎تر است، به علاوه اینکه در ذات این نوع از عقلانیت ایمان و توکل در کنار مشاهده و محاسبه نقش محوری بازی می‎کنند و این به مذاق انسان بریده از ملکوت چندان خوش نمی‎آید. پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ و همه دستاوردهای مهم ما در این چهار دهه در چارچوب این عقلانیت انقلابی قابل فهم و تحلیل است و در چارچوب عقلانیت مادی قیام الهی در راستای انقلاب اسلامی و مبارزه برای تغییر عالم در راستای ارزش‎های الهی و انسانی نوعی حماقت و جنون است.

نکته آخر اینکه انقلاب اسلامی با پیروزی سیاسی بر سلطنت پهلوی به پایان نرسیده و ما هنوز هم در عصر انقلاب اسلامی هستیم و سقوط حکومت پهلوی گام اول از تحقق آرمان‎های انقلاب است. هر چند امروزه نگاهی در جمهوری اسلامی وجود دارد که انقلاب را صرفا به حقیقتی سیاسی برای سرنگونی شاه تقلیل می‎دهند، ولی نسبت به آرمان‎های بلند امام خمینی (ره) ما هنوز در اول راه هستیم و اساسا انقلاب اسلامی هیچ وقت پایان نمی‎پذیرد و روز پایان انقلاب و شروع ثبات روز مرگ آرمان‎های ماست. امروزه قاعدینی که از انقلاب خسته شده‎اند به بهانه غیر عقلانی بودن انقلابی‎گری اساس عمل انقلابی را مورد حمله قرار می‎دهند. دوگانه عقلانی عمل کردن یا انقلابی عمل کردن و دعوت به عقلانیت در مقابل انقلابی‎گری از اساس مبتنی بر دروغ بزرگی است که توسط قاعدین خسته از مبارزه بیان می‎شود. دروغی که عقلانیت را به عقلانیت مادی و علم را به ساینس موجود تقلیل می‎دهد. این قاعدین برای موجه نگه داشتن خود در مورد هزینه‎های انقلابی‎گری بزرگ‎نمایی می‎کنند و در مقابل هزینه‎های رفتار مبتنی بر عقلانیت عرفی مادی را بیان نمی‎کنند و چنین وانمود می‎کنند که انقلابی‎گری که غیر عقلانی است صرفا هزینه دارد و رفتار غیر انقلابی مساوی با مدیریتی عقلانی است که نه تنها هزینه‎های انقلابی‎گری را ندارد بلکه منافع مهمی نصیب کشور می‎کند. به عکس ادعای قاعدین تجربه چهار دهه پس از انقلاب اسلامی نشان می‎دهد تنها راه پیشرفت کشور انقلابی‎گری و بسط نگاه جهاد و انقلاب به همه حوزه‎هاست. نگاهی که کشور را به امنیت می‎رساند و سایه جنگ را از سر کشور برمی‎دارد، نگاه انقلابی است.

پی‎نوشت:

۱- برای نمونه می‎توان به تحلیل حجاریان از حرکت شیعه بعد از اربعین اشاره کرد. حجاریان جرکت سیدالشهدا (ع) را رفتاری ایمانی و شورمندانه و در عین حال غیرعقلانی در نظر می‎گیرد و معتقد است که پس از اربعین رفتار ائمه و سازمان‎دهی شیعه با توجه به اهمیت بقا به سمت عقلانی شدن رفت. (رجوع شود به مقاله فرهنگ عاشورا در کتاب از شاهد قدسی تا شاهد بازاری)

به اشتراک بگذارید : تلگرام   |   فیس‌بوک
نام :
ایمیل :
پیام :