تبیین چرایی به حاشیه رفتن نهضت آزادی

پاسخی به آقای خوئینی ها؛ رقیب سیاسی نهضت آزادی که بود؟

آقای موسوی خوئینی ها دبیرکل مجمع روحانیون مبارز در کانال تلگرامی خود که سابقه راه اندازی آن به پس از فوت آقای هاشمی می رسد، با انتشار سوالی به نقل از یکی از خوانندگان در مقام پاسخ، با گفتن حرف هایی نه چندان دقیق، واقعیت هایی را مغلوط جلوه داده و برخی از حقایق را پوشانده اند؛ از این رو مطالبی به منظور جلوگیری از تحریف تاریخ و تحریف حضرت امام (ره) در ادامه می آید.


آقای موسوی خوئینی ها دبیرکل مجمع روحانیون مبارز در کانال تلگرامی خود که سابقه راه اندازی آن به پس از فوت آقای هاشمی می رسد، با انتشار سوالی به نقل از یکی از خوانندگان در مقام پاسخ، با گفتن حرف هایی نه چندان دقیق، واقعیت هایی را مغلوط جلوه داده و برخی از حقایق را پوشانده اند؛ از این رو مطالبی به منظور جلوگیری از تحریف تاریخ و تحریف حضرت امام (ره) در ادامه می آید.

سوال مطرح شده این است؛ "خوانندۀ محترمی فرموده‌اند که به حاشیه راندن گروه‌های سیاسی از نهضت آزادی شروع شد و بعد از آن جناح چپ و امروز در درون جناح راست شروع شده است. و در آخر پرسیده‌اند: این اتفاقات حکایت از چه چیزی می‌کند؟"

آقای خوئینی ها در پاسخ بخش اول گفته اند:"جمعیت نهضت آزادی، به‌ویژه دبیرکل این جمعیت، که رحمت خداوند بر او باد، از آغاز تشکیل این نظام، اعتقادی به ولایت مطلقۀ فقیه نداشتند و حداقل با تفسیر رایج و حاکم از این نظام موافق نبودند و در نتیجه، بین آنان و رهبری نظام اختلاف و بلکه اصطکاک پیش آمد و به‌تدریج به حاشیه رانده شدند و شاید در این به‌حاشیه‌رانده‌شدن، گروه‌های رقیب بیش از رهبری نظام نقش‌آفرین بودند و این هم در مبارزات سیاسی بین گروه‌های رقیب، امری طبیعی در دنیای سیاسی امروز دنیاست."

۱/ آقای خوئینی ها از منصوبین و نزدیکان امام (ره) در دوره پس از انقلاب بوده اند و در دوره ای با حکم ایشان دادستانی انقلاب را بر عهده داشتند. اینکه ایشان پس از ۲۸ سال از رحلت امام در پاسخ به سوالی که مشخصا امام راحل (ره) را در مظان اتهام قرار داده، اینگونه رهبری الهی سیاسی امام را به سطح منازعات سیاسی دنیایی تقلیل میدهد جای شگفتی و شرمساری است. آقای خوئینی ها طوری سخن گفته که انگار هیچ نسبتی با امام بزرگوار نداشته است. ایشان حتی از پیر و مراد خود با عنوان "رهبری نظام" یاد میکند اما در مقابل برای مرحوم بازرگان عبارت "رحمت خداوند بر او باد" را می آورد. سوال این است که آقای خوئینی ها در پی این نوع ادبیات به دنبال چیست و میخواهد چه تصویری از خود در ذهن مخاطب بسازد؟

۲/ ایشان حکم کرده اند که نهضت آزادی و مرحوم بازرگان اعتقادی به ولایت فقیه نداشته اند و در نتیجه بین آنان و حضرت امام (ره) اختلاف و اصطکاک پیش آمد و به تدریج به حاشیه رانده شدند. اینطور که ایشان بازنمایی کرده و در ادامه هم بر آن تاکید کرده مشکل اصلی منتج به حاشیه نشین شدن مرحوم بازرگان و جریان مطبوعش بر سر زعامت و رهبری ولی فقیه یعنی حضرت امام (ره) بوده است. اما خوب است که به تاریخ مراجعه کنیم و ببینیم مرحوم بازرگان در سخنرانی اش هنگام پذیرفتن حکم ریاست دولت موقت چه گفته و حضرت امام (ره) در متن حکم و سخنرانی آن روز خود چه فرموده اند.

متن پیام حضرت امام (ره) :

" جناب آقای مهندس مهدی بازرگان‏

بنا به پیشنهاد شورای انقلاب، بر حسب حق شرعی و حق قانونی ناشی از آرای‏‎ ‎‏اکثریت قاطع قریب به اتفاق ملت ایران که طی اجتماعات عظیم و تظاهرات وسیع و‏‎ ‎‏متعدد در سراسر ایران نسبت به رهبری جنبش ابراز شده است، و به موجب اعتمادی که‏‎ ‎‏به ایمان راسخ شما به مکتب مقدس اسلام و اطلاعی که از سوابقتان در مبارزات اسلامی‏‎ ‎‏و ملی دارم، جنابعالی را بدون در نظر گرفتن روابط حزبی و بستگی به گروهی خاص،‏‎ ‎‏مامور تشکیل دولت موقت می نمایم... مقتضی است که اعضای دولت موقت را هر چه زودتر با توجه به شرایطی که مشخص‏‎ ‎‏نموده ام تعیین و معرفی نمایید.‏..."

ایشان همچنین در سخنرانی شان در همان جلسه انتصاب مرحوم بازرگان در تاریخ ۱۶ بهمن ۵۷ می فرمایند: "و من باید یک تنبه دیگری هم بدهم و آن اینکه‏‎ ‎‏من که ایشان را حاکم کردم، یک نفر آدمی هستم که به واسطۀ ولایتی که از طرف شارع‏‎ ‎‏مقدس دارم، ایشان را قرار دادم. ‏ایشان را که من قرار دادم واجب الاتباع است، ملت باید از او اتباع کند. یک حکومت‏‎ ‎‏عادی نیست، یک حکومت شرعی است؛ باید از او اتباع کنند. مخالفت با این حکومت‏‎ ‎‏مخالفت با شرع است، قیام بر علیه شرع است. قیام بر علیه حکومت شرع جزایش در‏‎ ‎‏قانون ما هست، در فقه ما هست؛ و جزای آن بسیار زیاد است. من تنبه می دهم به کسانی‏‎ ‎‏که تخیل این معنی را می کنند که کارشکنی بکنند یا اینکه خدای نخواسته یکوقت قیام بر‏‎ ‎‏ضد این حکومت بکنند، من اعلام می کنم به آنها که جزای آنها بسیار سخت است در فقه‏‎ ‎‏اسلام. قیام بر ضد حکومت خدایی قیام بر ضد خداست؛ قیام بر ضد خدا کفر است."

مرحوم بازرگان هم در سخنرانی خود درهمان جلسه پس از سخنرانی حضرت امام (ره) می گوید: "خدای بزرگ را شکر می کنم که چنین اعتبار و حسن شهرتی را، که به هیچ وجه اهلیت و لیاقت آن‏‎ ‎‏را نداشتم، به من ارزانی داشته و همین موهبت الهی باعث شده که آیت الله ابراز اعتماد و ارجاع چنین‏‎ ‎‏ماموریتی را به بنده عنایت بفرمایند. و همچنین تشکر از ملت ایران می کنم، که آیت الله مکرر تاکید‏‎ ‎‏فرموده که «به نام ملت، هم صدای ملت و برای ملت» گامها و صداهای خود را برداشته و بلند کرده... قاعدتا با توجه به جثۀ نحیف و نواقص و‏ معایب خودم نمی بایستی قبول این مسئولیت را کرده و زیر بار چنین امری رفته باشم؛ ولی از یک طرف‏‎ ‎‏بنا به ضرورت و وظیفه و مسئولیت طبیعی و انتظاری که داشتند مجبور بودم، ناچار شدم قبول کنم. و‏‎ ‎‏مخصوصا با تاسی به رویه و سنتی که خود آیت الله در سراسر دوران اداره و رهبری جنبش داشته اید و با‏‎ ‎‏عزم راسخ و ایمان کامل به خدا و اعتماد به موفقیت این راه رهبری فرموده اید، من هم همین راه را‏‎ ‎‏می پیمایم. و این اولین درسی است و اولین دستوری است که از آیت الله گرفته ام. و فرمایش حضرت‏‎ ‎‏علی بن ابیطالب (ع) را به کار بسته ام و می بندم که فرموده اند: «وقتی در برابر امر خطیر و کار مشکلی قرار‏‎ ‎‏گرفتید تردید نکنید، وارد شوید به حول و قوۀ الهی مشکلات و مسائل حل خواهند شد». بنابراین عرض می کنم که با امید به خدا و امتنان از آیت الله و انتظار از ملت ایران و ملت جهان، این‏‎ ‎‏ماموریت و خدمت خطیر را قبول و تعهد کردم."

با وجود این مستندات و سخنان آیا میتوان این سخن را پذیرفت که شخص مرحوم بازرگان با پذیرش رهبری و زعامت حضرت امام (ره) با عنوان ولی فقیه مشکل داشته است؟ حضرت امام (ره) درباره حدود و ثغور دولت موقت و ماموریت هایش و نیز درباره شرایط انتخاب وزرای دولت موقت و نیز درباره شخص مرحوم بازرگان به روشنی اظهار نظر کرده اند تا پس از آن جای هیچ اما و اگر و گلایه ای از سوی هیچ کس نباشد. ایشان همچنین در سخنرانی خود به الهی و دینی بودن حکومت دولت موقت به سبب منصوب بودن از طرف ایشان اشاره میکنند و این حرف از جایگاه یک مرجع دینی و کسی که به واسطه ملت رهبری را در دست دارد بیان شده است.

چطور میشود مرحوم بازرگان ولایت فقیه را قبول نداشته باشد اما حکومت رسیده از طرف ولی فقیه را بپذیرد؟ آن هم با وجود جنان سخنان روشن و آشکاری که از پایگاه دینی و مردمی امام (ره) در تبیین جایگاه دولت موقت گفته شده است.

پس به روشنی مشخص است که مرحوم بازرگان و دولت وی که بر آمده از نظر او و شورای انقلاب است رهبری ولی فقیه را پذیرفته اند و اگر بخواهیم این مسلمات تاریخی را رد کنیم و بگوییم که اینطور نبوده پس حداقل باید بپذیریم که مرحوم بازرگان و افراد دولت موقت، انسان های فرصت طلب و سودجو و منفعت طلبی بوده اند که ولی فقیه را تنها تا رسیدن به قدرت قبول داشته اند و منافقانه از آن برای رسیدن به قدرت سوءاستفاده کرده اند و در آغاز خود را گونه ای شناسانده و در ادامه به گونه ای دیگر عمل کرده اند.

۳/ به روایت تاریخ افراد و چهره هایی که در پاسخ شما با عنوان "گروه های رقیب" یاد شده اند و با دولت مرحوم بازرگان و افراد آن که اکثرا برآمده از نهضت آزادی بودند رقابت و بعضا مشکل و خصومت داشتند، کسانی نبودند جز جریان سیاسی موسوم به چپ. یعنی خود شما و همفکرانتان چرا که دولت موقت را انقلابی نمی دانستید؛ جریان چپ همان گروه های رقیبی است که گفته اید؛ جریانی که در طول دهه ۶۰ و حیات امام راحل خود را مدعی بلامنازع خط امام می دانست و در به حاشیه راندن رقیبان خود تا آنجا پیش رفت که ناجوانمردانه جریان رقیب خود (جریان راست) را نماینده اسلام آمریکایی معرفی کرد و بر علیه آنان تبلیغات مسموم رسانه ای داشت. امروز شما از کدام گروه های رقیب سخن میگویید؟ خود شما و جریان سیاسی تان متهم اصلی به حاشیه راندن رقبای سیاسی در دهه ۶۰ هستید و حالا انگشت اتهام به سوی که گرفته اید؟

۴/ اصلی ترین اتفاق و دلیل برای استعفای دولت موقت چه بود؟ آیا غیر از تسخیر لانه جاسوسی تسوط دانشجویان پیرو خط امام بود؟ شما در آن زمان با حکم حضرت امام (ره) نماینده و رابط ایشان در میان انجمن های اسلامی دانشجویان بودید. دانشجویانی که تحت هدایت و رهبری شما و بدون اطلاع حضرت امام (ره) اقدام به تسخیر سفارت آمریکا کردند در حالی که شما به دروغ به آنان گفته بودید که امام (ره) موافق تسخیر سفارت است. چرا آن روز آن دروغ را گفتید و امروز این دروغ پردازی ها را در به حاشیه راندن جریانات سیاسی بر زبان می رانید؟

۵/ اسنادی که توسط دانشجویان از سفارت آمریکا کشف و بازسازی و ترجمه می شد پس از تایید شما در رسانه ها منتشر می شد و این تایید شما بود که باعث انتشار اسناد ارتباط دولت موقت با آمریکایی ها شد. همچنان که این شما بودید که با عدم تایید اسناد مربوط به رابطه بنی صدر و آمریکایی ها مانع از گرفتار شدن بنی صدر به سرنوشت دولت بازرگان شدید. اگر امروز بابت آن تایید ها دچار عذاب وجدان شده اید آشکارا حقیقت را بگویید نه آنکه مبهم و مغلوط علت محو شدن جریانات سیاسی از سپهر سیاست کشور را به دروغ بر گردن اختلاف نظر با ولی فقیه بیاندازید. ولی فقیه از همان ابتدا با فتوای دینی و رفتار سیاسی تا روز استعفا با همه اختلاف نظرها پشتیبان دولت موقت بود همچنان که پشتیبان دولت های بعدی نیز با همه کارشکنی ها و اختلافات بود.

۶/ علت به حاشیه رانده شدن مرحوم بازرگان و دولت موقت و در یک کلام نهضت موسوم به آزادی در دل تاریخ دهه ۶۰  به روشنی مشخص است و شما که از مسئولین دهه ۶۰ به شمار می روید و از منصوبین حضرت امام (ره) در آن دوره بوده اید به خوبی از آن آگاهید. اما شاید از روی گذشت زمان و تغییر و تحول احوالتان به یاد نیاورید. علت حاشیه نشین شدن نهضت آزادی را میتوان در رفتار این جریان در طول دهه اول انقلاب یافت آن جا که با دولت آمریکا روابط پنهانی برقرار میکند، آن جا که قرارداد الجزایر را بر خلاف منافع ملی با آمریکایی ها می بندد، آن جایی که در مقابل جبهه ملی و ارتداد آن و قیام علیه حکم خدا نمی ایستد و نهی از منکر نمیکند، آن جایی که از اسلام دفاع نمیکند، آن جایی که سازمان مجاهدین خلق را فرزندان خود میخواند اما در مقابل وحشی گری هایش سکوت میکند و آن جا که با در اختیار گرفتن آقای منتظری و رخنه در کنار ایشان به مقابله با نظام اسلامی می پردازد و ... چه خوب بود شما که از آگاهان به مسائل دهه ۶۰ بودید در پاسخ به سوال به تبیین همه وجوه مساله می پرداختید و لااقل به جهت رعایت انصاف به مطالب و سخنان حضرت امام (ره) در پاسختان اشاره میکردید. و علت ها را آن طور که با تاریخ و واقعیت تطبیق دارد بیان میکردید نه آن طور که میخواهید امروز از آن سوء استفاده کنید.

۷/ نهضت آزادی قدرت را در دست داشت با در اختیار داشتن دولت موقت و خوب است یاد کنیم از اتفاقاتی که دولت موقت رقم زد. پس از استعفا و قبول آن نیز نهضت آزادی در مجلس ماسسان و در مجلس اول نیز حضور جدی داشت و میتوان عملکرد چهره های این جریان را در این دو مجلس نیز بررسی کرد. نهضت آزادی در جریان دعوت جبهه ملی به تظاهرات علیه حکم قرآنی قصاص چه کرد؟ چرا اقدام به نهی از منکر نکرد؟ چرا اعلام برائت از جبهه ملی نکرد؟ و چراهای دیگر؟ همه این اقدامات نشان دهنده تناقضات رفتاری با حرف ها و اعلام مواضع این جریان دارد. جریانی که خود را مذهبی و معتقد به اسلام میداند چگونه در برابر سب اسلام می تواند سکوت کند و اقدام که هیچ حتی سخنی بر زبان نیاورد؟ انحرافات و عملکردها و برداشت های شخصی و سلیقه ای از اسلام منتج به حاشیه نشینی نهضت آزادی شد.

۸/ حضرت امام (ره) نیز به روشنی در پاسخ به آقای محتشمی پور که اتفاقا از هم فکران شماست دلایل طرد و حاشیه نشینی جریان موسوم به نهضت آزادی را تبیین کرده اند. امام راحل مرحوم بازرگان را انسان متدین و خوبی می دانستند همچنان که در سخنانشان پیداست و به همین سبب ایشان را به ریاست دولت موقت منصوب کردند. اما رفتارها و کارهایی که از دولت موقت و جریان مطبوعش در طول دهه اول انقلاب سر زد کار را به جایی رساند که ایشان در نامه معروف خود درباره این جریان این طور بنویسند.

" بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم

جناب حجت‌الاسلام آقای محتشمی، وزیر محترم کشور (ایده الله تعالی)

در موضوع نهضت به اصطلاح آزادی مسائل فراوانی است که بررسی آن محتاج به وقت زیاد است.

آنچه باید اجمالا گفت آن است که پرونده این نهضت و همین‌طور عملکرد آن در دولت موقت اول انقلاب شهادت می‌دهد که نهضت به اصطلاح آزادی طرفدار جدی وابستگی کشور ایران به آمریکا است، و در اینباره از هیچ کوششی فروگذار نکرده است، و حمل به صحت اگر داشته باشد، آن است که شاید آمریکای جهانخوار را، که هرچه بدبختی ملت مظلوم ایران و سایر ملتهای تحت سلطه او دارند از ستمکاری اوست، بهتر از شوروی ملحد می‌دانند. و این از اشتباهات آنها است.

در هر صورت، به حسب این پرونده‌های قطور و نیز ملاقات‌های مکرر اعضای نهضت، چه در منازل خودشان و چه در سفارت آمریکا و به حسب آنچه من مشاهده کردم از انحرافات آنها، که اگر خدای متعال عنایت نفرموده بود و مدتی در حکومت موقت باقی مانده بودند ملتهای مظلوم بویژه ملت عزیز ما اکنون در زیر چنگال آمریکا و مستشاران او دست و پا می‌زدند و اسلام عزیز چنان سیلی از این ستمکاران می‌خورد که قرنها سر بلند نمی‌کرد، و به حسب امور بسیار دیگر، نهضت به اصطلاح آزادی صلاحیت برای هیچ امری از امور دولتی یا قانونگذاری یا قضایی را ندارند، و ضرر آنها، به اعتبار آنکه متظاهر به اسلام هستند و با این حربه جوانان عزیز ما را منحرف خواهند کرد و نیز با دخالت بی‌مورد در تفسیر قرآن کریم و احادیث شریفه و تاویلهای جاهلانه موجب فساد عظیم ممکن است بشوند، از ضرر گروهکهای دیگر حتی منافقین این فرزندان عزیز مهندس بازرگان، بیشتر و بالاتر است.

«نهضت آزادی» و افراد آن از اسلام اطلاعی ندارند و با فقه اسلامی آشنا نیستند. از این جهت، گفتارها و نوشتارهای آنها که منتشر کرده‌اند مستلزم آن است که دستورات حضرت مولی الموالی امیرالمومنین را در نصب ولات و اجرای تعزیرات حکومتی که گاهی بر خلاف احکام اولیه و ثانویه اسلام است، بر خلاف اسلام دانسته و آن بزرگوار را نعوذبالله تخطئه، بلکه مرتد بدانند! و یا آنکه همه این امور را از وحی الهی بدانند که آن هم بر خلاف ضرورت اسلام است.

نتیجه آنکه نهضت به اصطلاح آزادی و افراد آن چون موجب گمراهی بسیاری از کسانی که بی‌اطلاع از مقاصد شوم آنان هستند می‌گردند، باید با آنها برخورد قاطعانه شود، و نباید رسمیت داشته باشند.

والسلام علی من اتبع الهدی. ‌توفیق جنابعالی را از خداوند تعالی خواستارم.

روح الله الموسوی الخمینی"

همانطور که میبیند دلایل طرد و حاشیه نشینی نهضت آزدی به روشنی در کلام امام راحل تبیین شده است و کیست که نداند که خود شما در این مساله و در درستی این دلایل از آگاهان هستید. دلایلی که هم متوجه عملکرد سیاسی این جریان در ایجاد وابستگی کشور به آمریکا است و هم متوجه تفکر و عملکرد التقاطی و برداشت های ناصواب این جریان از دین مبین اسلام. در پایان بازخوانی تاریخ دهه ۶۰ به صورت مستند و دقیق و بازخوانی صحیفه گرانقدر امام راحل (ره) مطمئنا موجب خواهد شد تا دیگر مسلمات تاریخی برای اغراض زودگذر سیاسی روز مورد دست اندازی و تحریف قرار نگیرد.

به اشتراک بگذارید : تلگرام   |   فیس‌بوک
نام :
ایمیل :
پیام :