مواجهه امام(ره) و بنی صدر در دو پرده؛

چگونه یک رئیس جمهور فراری شد؟!

هفتم مرداد ماه، سالروز فرار مردی است که ۱۷ ماه، رئیس جمهور قانونی کشور انقلابی ایران بود. همراهی ابوالحسن بنی صدر با مسعود رجوی در آن روز به خصوص سال ۶۰، حامل معانی و عبرت های بزرگی برای تاریخ معاصر ایران است. بنی صدر، روحانی زاده محترمی بود که علاوه بر در دست داشتن فرماندهی کل قوا، طولانی ترین دوره ریاست شورای انقلاب را در کارنامه خود داشت. تفاوت او با رجوی کم نبود اما در نهایت، راه آنها به یک مقصد منتهی شد و نویسنده کتاب «اقتصاد توحیدی»، دست در دست سرکرده یک گروهک تروریستی با گرایش های کمونیستی، فرار را بر قرار ترجیح داد.


هفتم مرداد ماه، سالروز فرار مردی است که ۱۷ ماه، رئیس جمهور قانونی کشور انقلابی ایران بود. همراهی ابوالحسن بنی صدر با مسعود رجوی در آن روز به خصوص سال ۶۰، حامل معانی و عبرت های بزرگی برای تاریخ معاصر ایران است. بنی صدر، روحانی زاده محترمی بود که علاوه بر در دست داشتن فرماندهی کل قوا، طولانی ترین دوره ریاست شورای انقلاب را در کارنامه خود داشت. تفاوت او با رجوی کم نبود اما در نهایت، راه آنها به یک مقصد منتهی شد و نویسنده کتاب «اقتصاد توحیدی»، دست در دست سرکرده یک گروهک تروریستی با گرایش های کمونیستی، فرار را بر قرار ترجیح داد.

«تفرعن» و «تکبر» شخصیتی را شاید بتوان مهم ترین محرک بنی صدر در این مسیر دانست. رهبر معظم انقلاب، در کسوت نمایندگی مجلس اول، در جلسه بررسی طرح عدم کفایت سیاسی بنی صدر، در همین زمینه می گوید: «ایشان یک نظرخواهی کرده بودند که نتیجه‌اش این بود که آقای بنی‌صدر..در میان ۸۰ درصد مردم محبوبیت دارد، امام ۵۳ درصد در میان مردم محبوبیت دارد و بقیه هم که جای خود دارند. ایشان این را آوردند در شورای انقلاب و گفتند که نظرخواهی ما این را نشان می‌دهد که محبوبیت من از امام امروز در جامعه بیشتر است! و همین را ایشان در یک مصاحبه‌ی خارجی گفته بود و بعد در شورای انقلاب مطرح شد. آقای بهشتی سوال کرد که شما این را گفتی؟ گفت: «نه، این یک دروغ است.» یادش نبود که خودش در شورای انقلاب این را به ما هم گفته است و از اصل قضیه اظهار بی‌اطلاعی می‌کرد»(۱)

نویسنده کتاب «کیش شخصیت»، گویی در زمان تدوین آن کتاب، مشغول نگاشتن شرح حال آینده خود بود! همه این واقعیات، بنی صدر را در تاریخ انقلاب اسلامی به گزینه ای خاص تبدیل می کند. لذا بررسی نوع مواجهه امام(ره) با بنی صدر و دولت او می تواند حاوی درس های کلیدی و مهمی درباره سیره سیاسی بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی باشد. گونه رفتارشناسی امام(ره) با پدیده بنی صدر را شاید بتوان ذیل دو نگاه کلی "اخلاقی" و "اجتماعی" سامان داد. امام(ره) چنان که بعدها در نامه عزل مرحوم منتظری می نویسد، از ابتدا به خوبی بنی صدر را می شناخت و هرگز او را لایق مقام ریاست جمهوری نمی دانست: «والله قسم، من رای به ریاست جمهوری بنی صدر ندادم و در تمام موارد نظرات دوستان را پذیرفتم.»(۲) با این حال، در عرصه اجتماعی، گویی شخص بنی صدر، هیچگاه مسئله ی امام(ره) نبوده است!

برای کسانی که در فضای انتخاباتی سال ۵۸ تنفس می کردند، پیش بینی ریاست جمهوری بنی صدر، کار مشکلی نبود.  بنی صدر پس از بازگشت به ایران، جلسات سخنرانی متعددی را در دانشگاه ها ترتیب داده، خود را به عنوان اندیشمندی مسلمان به جامعه معرفی کرده بود. لذا در سطح افکار عمومی انقلابیون، نه تنها بدبینی خاصی نسبت به او وجود نداشت، که شناخته شده ترین فرد در بین ۱۲۴ کاندیدای انتخابات محسوب می شد. در همین فضا، امام(ره) یک روز پیش از برگزاری انتخابات، طی پیامی رادیو-تلویزیونی، خطاب به مردم می گوید: «همچو‏‎ ‎‏نباشد که اگر یک کسی مثلا میل داشت رئیس جمهور بشود و حالا احتمال می دهد که‏‎ ‎‏نشود، کنار برود. یا اشخاصی که با او رفیق هستند کنار بروند و رای ندهند. بهتر این است‏‎ ‎‏که آنهایی که می دانند که نمی شوند، آنها متصل بشوند به بعض آنهایی که می دانند‏‎ ‎‏می برند. تا اینکه ان شاءالله یک رای کافی تحقق پیدا کند و ما سرشکسته نشویم به اینکه‏‎ ‎‏ملت اعتنایی به این مسائل ندارد.»(۳)

شاید برای عده ی زیادی، ترجمه سیاسی این سخن آن روز امام(ره)، در نظر افکار عمومی شاید چیزی جز رای به بنی صدر نبود. در صورتی که امام به اصل انتخابات و نجات انقلاب و کشور از برهوت بی دولتی نظر داشت. اعتقاد امام(ره) به رای مردم در تعیین سرنوشت کشور، مسئله ای تشریفاتی و تصنعی نبود. امام ضروری ترین نیاز کشور در مقطع زمانی مذکور را تشکیل دولت می دانست. انتخابی که تنها، حق و تکلیف مردم بود و هر چه زودتر باید انجام می شد. بر همین اساس، علیرغم اختلافات فکری آشکار، رفتار و مواجهه ی امام(ره) با ابوالحسن بنی صدر پس از برگزیده شدن او به ریاست جمهوری، نه در قامت بنی صدر، که در قامت نماینده ملت ایران است. بر همین اساس است که وی به فاصله کوتاهی، حکم فرماندهی کل قوا را از سوی امام دریافت می کند.

احترام به رای ملت در بالاترین سطح

امام راحل(ره) به جهت افزایش اقتدار دولت و شخص رئیس جمهور منتخب، طی اقدامی در متن حکم انتصاب بنی صدر چنین می فرمایند: «در این مرحلۀ حساس که احتیاج به تمرکز قوا بیشتر از هر مرحله است جنابعالی به‏‎ ‎‏نمایندگی اینجانب به سمت فرماندهی کل نیروهای مسلح به ترتیبی که قانون اساسی‏‎ ‎‏جمهوری اسلامی ایران تعیین کرده است منصوب می شوید.»(۴) مرور مراحل مختلف تعامل امام(ره) و بنی صدر، بیش از هر چیزی، نشان دهنده همان واقعیت پیش گفته است: احترام به رای و انتخاب ملت!

مرور زمان، هر روز بیش از پیش، ماهیت واقعی بنی صدر را آشکار می کرد، با این حال، امام(ره) جز در دیدارهای خصوصی، همواره نهایتا با تعریض و کنایه رئیس جمهور را از انجام رفتارهای غیرقانونی بیم می داد. آیت الله موسوی اردبیلی، دادستان وقت کل کشور بعدها درباره غائله ۱۴ اسفند سال ۵۹ می گوید: «بعد از آنکه جریان ۱۴ اسفند پیش آمد و من روی جهاتی کشیده شدم به آن مساله... ما این کار را پیگیری کردیم، بیشتر به مدارک زیاد و هولناک رسیدم؛ یعنی خیلی زود فهمیدیم که این یک حادثه نیست... این یک توطئه است، مقدماتی هم دارد و پی‌آمدهایی، ولی ما خیلی زود فهمیدیم... دو نفر از اعضای دفتر بنی صدر را آنها گرفتند و آنها هم اعترافاتی کردند و این اعترافات مستند بود. این برای کار ما خیلی روشنگر بود. همان جا این کار، ارتباطش با جبهه ملی، با رنجبریها (گروه رنجبران)، با لیبرالهای دیگر، با رجوی و روابطش با خارج کشف شد. ما هرچه پیش می رفتیم، مساله از صورت یک جنایت هم بیرون می‌آمد. مساله یک توطئه سیاسی بود.»(۵)

 طبیعتا امام(ره) به خوبی از این واقعیات آگاه بود. بخشی از مردم و افکار عمومی اما هنوز طرفدار بنی صدر بودند. امام(ره) برای رای و نظر مردم، جایگاهی ویژه قائل بود. لذا می خواست مردم خود درباره بنی صدر تصمیم نهایی را بگیرند. بر همین اساس نیز نهایتا تنها پس از تصویب عدم کفایت رئیس جمهور توسط نمایندگان آنها در مجلس شورای اسلامی، حکم به عزل وی می دهد. در صورتی که مطابق اصل ۱۱۰ قانون اساسی، عزل رئیس جمهور توسط رهبری پس از حکم‏ دیوان‏ عالی‏ کشور به‏ تخلف‏ وی‏ از وظایف‏ قانونی،‏ نیز مقدور بود.

دغدغه هدایت گری؛ حتی پس از فرار!

بعد اخلاقی مواجهه امام(ره) با پدیده بنی صدر اما می تواند در نوع خود، تکان دهنده باشد. همواره امام(ره) در قامت پدری مهربان، با وجود علم به کاستی های رئیس جمهور، از لحظه آغاز ریاست جمهوری او تا پس از خیانت و فراری شدن اش نیز برای هدایت او تلاش می کند. یکجا امام(ره) نه در قامت یک سیاستمدار نوین، که در نقش عارفی دلسوز ظاهر می شود و با آنکه حقیقت و ماهیت بنی صدر را می داند، از هیچ تلاشی برای جذب او دریغ نمی کند. بر همین اساس، در مراسم تحلیف به رئیس جمهور می گوید: «من یک کلمه به آقاى بنی‌صدر تذکر مى‏دهم، که آن یک کلمه تذکر براى همه است: حب الدنیا راس کل خطیئه. هر مقامى که براى بشر حاصل مى‏شود، چه مقام‌هاى معنوى و چه مقام‌هاى مادى روزى گرفته خواهد شد و آن روز هم نامعلوم است.»(۶) همچنین در ۲۵ مرداد ماه ۵۹، پس از نجات رئیس جمهور از واقعه سقوط بالگرد، طی پیامی عطوفانه به وی می نویسد: «این عنایت معجزه ‏آسا دلیل آن است که شما و همراهانتان در خدمت به کشور اسلامی صدیق بوده و صدیق خواهید بود. شما، به شکرانۀ این نعمت بزرگ، زندگانی ثانوی خود را بیش از پیش وقف خدمت به اسلام و کشور اسلامی نمایید.»(۷) در جای دیگر، حتی پس از فرار بنی صدر به فرانسه، طی سخنرانی عمومی در جمع مردم، خطاب به وی می گوید: «من الآن هم نصیحت می‌کنم آقای بنی صدر را به اینکه نبادا در دام این گرگهایی که در خارج کشور نشستند و کمین کردند بیفتید، و این آبرویی که از دست دادید بدتر بشود. من علاقه دارم که تو بیشتر از این خودت را تباه نکنی...چنانچه توبه کنی و برگردی و علاقه خودت را از این گروه‌های مفسد، فاسد، جنایتکار، سلب کنی، و در یک کناری بنشینی مشغول تصنیف و تالیف بشوی، صلاح تو است!»(۸)

 امام(ره) به خوبی می دانست که فرار اولین رئیس جمهوری اسلامی در بحبوحه جنگ تحمیلی، ممکن است چه تصویری از انقلاب نوپای ایران به جهانیان ارائه کند. با این حال، او ورای این تحلیل های ظاهری، همچنان که پیش از این، با صبر استراتژیک خود در برابر بنی صدر، هدایت مردم را رقم زده بود، باز هم علیرغم همه خیانت های او، به هدایت بنی صدر می اندیشید. امری که می تواند الگویی اصیل برای سامان دادن روابط فردی و اجتماعی امروز و همه دوران های انقلاب اسلامی ایران باشد.

-------------------------------

پی نوشت ها:

۱-نطق در مجلس شورای اسلامی در جلسه بررسی کفایت سیاسی بنی‌صدر-۳۱/۳/۱۳۶۰

۲- صحیفه امام؛ جلد ۲۱؛ صفحه۳۳۱

۳-صحیفه امام؛ جلد ۱۲؛ صفحه۱۲۶

۴-صحیفه امام؛ جلد ۱۲؛ صفحه ۱۵۷

۵- گفتگوی سردبیر اطلاعات با آیت الله موسوی اردبیلی(رئیس دیوانعالی کشور), اطلاعات, ۱۵/۱۱/۶۰/

۶- صحیفه امام، ج‏۱۲، ص: ۱۴۲

۷- صحیفه امام، ج‏۱۳، ص: ۱۰۹

۸- صحیفه امام، ج‏۱۴، ص: ۴۹۲

به اشتراک بگذارید : تلگرام   |   فیس‌بوک
نام :
ایمیل :
پیام :