سیر تطورات مواجهه ی امام با طاغوت؛

امام خمینی (ره)؛ از مصلح دینی تا رهبر انقلابی

ویژگی های رفتاری امام خمینی (ره) با حکومت پهلوی و تفاوت بنیادی مبارزات ایشان با دیگر شخصیت های روحانی و رهبران مبارزات انقلابی از یکسو و شکل گیری تصور تاسیس حکومت آرمانی اسلامی مبتنی بر عدالت و آزادی و استقلال، گرایش به امام خمینی(ره) را به حدی رساند که در تاریخ روحانیت بی نظیر بوده است. به جرئت می توان انقلاب اسلامی را بزرگترین تحول تاریخی ای دانست که از ظهور اسلام تاکنون در ایران به وقوع پیوسته است.(۱) عدم سازش پذیری خاندان پهلوی و حرکت در مسیر حذف شعائر اسلامی از جامعه و افزایش وابستگی به غرب، روند سیر تطور رفتاری امام (ره) را از نصحیت و تلاش برای تغییر رفتار حکومت به سمت تغییر و سرنگونی سلسله پهلوی پیش برد.


شروع مبارزات امام خمینی(ره) علیه رژیم ستم شاهی

اولین نتیجه روشنگری امام (ره) علیه حکومت پهلوی، ایجاد شکاف عمیق و آشکار بین رژیم و مذهب بود. اگر تا قبل از امام (ره) مشکلی چالش برانگیز میان قم و حکومت وجود نداشت، اما شروع مبارزه امام(ره) این تصور را برهم زد.(۲) در یک دسته بندی منظم، می توان سیر تطور نوع مواجهه¬ی امام(ره) با حکومت پهلوی را در سه فصل(دوره) تبیین کرد:

 

فصل اول: حضور در حوزه و پی ریزی حرکت سیاسی جدی

سیدروح الله مصطفوی، در سالی متولد شدند (۱۲۸۱ شمسی) که ایران در چنبره روسیه و انگلیس بود. در جوانی شاهد دخالت انگلیس در به قدرت رساندن رضاخان بودند و اشغال کشور را در جنگ جهانی اول توسط متفقین به چشم دیدند. تلاش برای تجزیه ایران (تاسیس جمهوری آذربایجان و مهاباد در ۱۳۲۴ شمسی)، نهضت ملی شدن صنعت نفت، کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، جنبش های استقلال طلبانه در هند و برخی از کشورهای عربی از جمله الجزایر، تحولاتی بودند که بر منظومه فکری امام (ره) در شکل بخشی به مبارزات علیه طاغوت تاثیرگذار بودند.

چون امام خمینی(ره)، رضاشاه را دست نشانده انگلیس می دانست، نسبت به نظام سیاسی و استعماری انگلیس، موضعی خصمانه داشتند. امام(ره)، روحانیت ستیزی رضاشاه را از خطاهای مهم او می داند که «برای مملکت از همه بدتر بود.» (۳)  امام(ره) به سبب تجربه زیسته در حوزه های علمیه، تصویر روشنی از آن زمان ارائه می کنند: «در همین مدرسۀ فیضیه نمی توانستند طلبه ها روز توی حجره های خودشان بمانند.‏‎ ‎‏اینها مجبور بودند که قبل از آفتاب بروند به باغات، و آخر شب برگردند! برای اینکه‏‎ ‎‏اگر در مدرسه بودند، می آمدند پاسبان ها می ریختند مدرسه و می بردند اینها را یا خلع‏‎ ‎‏لباس می کردند.»(۴)

بیشتر نظرات حضرت امام(ره) درباره رضاخان به بیانات ایشان در سال های بعد منتهی می شود. ایشان در سخنانی می فرمایند: «‏‏این سلطنت پهلوی از اول که پایه گذاری شد برخلاف قوانین بود.‏‎ ‎‏آنهایی که در سن من هستند می دانند و دیده اند که مجلس موسسان که‏‎ ‎‏تاسیس شد، با سرنیزه تاسیس شد. ملت هیچ دخالت نداشت در‏‎ ‎‏مجلس موسسان. مجلس موسسان را با زور سرنیزه تاسیس کردند، و‏‎ ‎‏با زور وکلای آن را وادار کردند به اینکه به رضا شاه رای سلطنت‏‎ ‎‏بدهند. پس این سلطنت از اول یک امر باطلی بود.» (۵)

ایشان در یکی دیگر از بیانات خود عنوان می کنند: «... با روحانیت آن کرد که مغول با هیچ ملتی نکرده است، با‏‎ ‎‏بانوان مان آن ظلم ها را کرد که شما نمی توانید بشنوید، با دانشگاه ما آن‏‎ ‎‏طور عمل کردند که آنجا را به عقب کشاندند، با ارتش ما آن طور عمل‏‎ ‎‏کردند در این طول پنجاه سال و بیشتر از پنجاه سال که ارتش ما را‏‎ ‎‏وابسته به غیر کردند، استقلال ما را از بین بردند.»(۶) رفتار امام (ره) در مقابل حکومت رضاشاه با انتقاد و گلایه گذاری در حوزه و مکاتبات همراه بود. براساس خط مشی غیرسیاسی و کناره گیری شدید برای دخالت در امور سیاسی آیت الله حائری، مرجع تقلید شیعیان و رئیس حوزه علمیه قم در دهه ۱۳۱۰، بسیاری از حوزوی ها از جمله امام (ره) همان سیاست را در پیش گرفتند. با این‌وجود او با معدود علمایی که به‌صورت آشکار به اقدامات رضاشاه اعتراض می‌کردند ارتباط داشت و در قالب اشعاری به بیان عقاید خود درباره ظلم رضاخان می پرداخت. اما با وفات آیت الله حائری، آیت الله بروجردی به وساطت امام(ره) و برخی از علما، ریاست حوزه را پذیرفت که در این بین امام خمینی(ره) شیوه رفتاری خود با حکومت پهلوی را در نقد و هشدار علیه اقدامات آن، عیان تر ساخت.

روابط فی مابین امام (ره) و آیت الله بروجردی، رئیس حوزه علمیه قم و مرجع تقلید شیعیان از سال ۱۳۲۴ به بعد، بسیار محترمانه و مبتنی بر اعتماد کامل بود. آیت الله بروجردی ماموریت های مهمی را برای امام(ره) در نظر می گرفت. ایشان در دو ملاقاتی که با نمایندگان محمدرضا شاه داشتند به آنها نسبت به اقدامات  شاه به شدت هشدار می دهند. سید حمید روحانی در بخشی از کتاب خود به ملاقات امام با منوچهر اقبال، نخست وزیر وقت اشاره می کند که وی را از تغییرات در قانون اساسی منع می کنند: «ما به شما هرگز اجازه چنین تغییر و تبدیلی در قانون اساسی را نمی‌دهیم، زیرا این گونه تغییر، افتتاحیه‌ای جهت دستبرد اساسی به قوانین موضوعه این کشور خواهد شد و به دولت فرصت می‌دهد که هر وقت هر طور که سیاست و منافع او اقتضا می‌کند در قانون اساسی دست برد و طبق اغراض و امیال خود، قانونی را ملغی و قانون دیگری را جعل نماید.»(۷)

یکی دیگر از اقدامات اعتراضی امام در اوائل تشکیل حکومت محمدرضا شاه، اعتراض به تشکیل دولت اسرائیل بود: «وای بر این مملکت. وای بر این هیئت حاکمه. وای بر این دنیا. وای بر ما. وای بر این علمای ساکت. وای بر این نجف ساکت، این قم ساکت، این تهران ساکت، این مشهد ساکت. این سکوت مرگبار، اسباب این می‌شود که زیر چکمه اسرائیل به دست همین بهایی‌ها، این مملکت ما، این نوامیس ما پایمال بشود. وای بر این اسلام. وای بر این مسلمین. ای علما، ساکت ننشینید.، امروز سکوت، همراهی با دستگاه جبار است.» (۸)

فصل دوم: از مرجعیت امام(ره)، اوج گیری قدرت سلطنت محمدرضا پهلوی تا تبعید

با وفات آیت الله بروجردی در سال ۱۳۴۰، نحوه برخورد امام(ره) وارد فاز جدی تر و بدون هیچ محدودیت مصلحت اندیشانه در برابر شاه می شود. امام(ره) از اوایل دهه چهل به تدریج به مرکز ثقل مبارزه علیه نظام شاهنشاهی در ایران تبدیل می گردند و رهبری جنبش با سخنرانی ها و هشداری های ایشان به سمت قم و روحانیت سوق داده می شود. در این دهه محمدرضا پهلوی نیز تمام تلاش خود را به کار می گیرد تا پایه های قدرتش را به کمک فروش نفت و آمریکا مستحکم تر سازد و هرگونه مخالفتی را با خشونت تمام سرکوب می کند. در این سال ها بود که به علت وابستگی شدید به غرب و بخصوص آمریکا، اصلاحات مورد نظر شاه و آمریکا در قالب ها مختلف از جمله لایحه انجن های ایالتی و ولایتی و "انقلاب سفید" رونمایی می شوند.

لایحه انجمن های ایالتی و ولایتی که در کابینه اسدالله علم در سال ۱۳۴۱ به تصویب رسید، یکی از جدی ترین تقابلات امام با حکومت پهلوی در استحاله و ضدیت با اسلام را رقم زد. بر طبق آن، سه شرط «مسلمان بودن»، «سوگند به قرآن» و «مرد بودن» در مورد رای‌دهندگان حذف شده‌ بود. امام(ره) با دعوت از علمای اسلام نسبت به این لایحه اعتراض کردند و از رژیم خواستند که آن را لغو کند. ایشان در تلگرافی که شخصا برای شاه و نخست وزیر ارسال کردند، این لایحه را خلاف قوانین اسلام و قانون اساسی دانستند. ایشان در تلگراف خود به علم نوشته بودند: « این جانب مجددا به شما نصیحت می‌کنم که به اطاعت خداوند متعال و قانون اساسی گردن نهید و از عواقب وخیمه تخلف از قرآن و احکام علمای ملت و زعمای مسلمین و تخلف از قانون اساسی بترسید.» (۹)

با فشار امام و علمای قم، در نهایت دولت علم مجبور به لغو لایحه در آذر سال ۱۳۴۱ می شود اما این امر شروعی بود بر سیاست کینه توزانه شاه نسبت به امام(ره) و روحانیت، تا حلقه محدودیت ها را علیه آنها تنگ تر کند. امام(ره) در سخنانی روشنگرانه امر نصیحت و هشدار را از واجباتی دانستند که بعدها نیز ادامه می یابد: «در این دو ماه که این پیشامد کرد، شب‌هایی شد که من دو ساعت خواب کردم... باز اگر دیدیم شیطانی از خارج متوجه ملکت باشد، ما همین هستیم و دولت همان... نصیحت از واجبات است... از شاه گرفته تا این آقایان، تا آخر مملکت، همه را باید علما نصیحت کنند.»( ۱۰)

کنش گری فعالانه و مقتدرانه امام خمینی(ره) در مخالفت با انقلاب سفید شاه، چنان با ابهت بود که حکومت را غافلگیر کرد. ایشان معتقد بودند که این انقلاب سفید نیست بلکه "انقلاب سیاهی" است که نفوذ استکبار و صهیونیسم را در کشور افزایش می دهد. بر همین اساس امام(ره) با فتوای تحریم همه پرسی اصلاحات شاه را درخواست می کنند. به دنبال آن، بازار تهران تعطیل می شود و دانشجویان دانشگاه تهران دست به تظاهرات زده و پلیس با معترضان درگیر می شود. ولی شاه درک درستی از تحولات آن زمان نداشت و رفراندوم نمایشی را برگزار و انقلاب سفید شاه آغاز شد.

رویارویی امام(ره) با اقدامات خصمانه شاه در سال ۱۳۴۱ تنها یک برنده داشت. نوروز ۱۳۴۲ از سوی امام(ره)، عزای عمومی اعلام شد تا قدرت روحانیت به رخ رژیم کشیده شود. با وقوع حادثه مدرسه فیضیه در ۱۲ فروردین ۱۳۴۲، امام (ره) همراهی با شاه و "شاه دوستی" را مساوی با غارتگری ارزیابی و در بیانیه ای شدیدالحن، خود را برای سخت ترین عواقب مخالفت با شاه آماده کرد: « من اکنون قلب خود را برای سرنیزه‌های مامورین شما حاضر کرده‌ام، ولی برای قبول زورگویی‌ها و خضوع در مقابل جباری‌های شما حاضر نخواهم‌کرد.» (۱۱)

در خرداد ۱۳۴۲ و شروع ماه محرم، رهبری امام خمینی(ره) در نهضت مبارزاتی تثبیت شد. ایشان در سخنرانی ۱۳ خرداد، با شدیدترین لحن شاه را مورد خطاب قرار داد تا به وی درباره عواقب اقدامات خصمانه و ضداسلامی اش هشدار دهند: «آقا من به شما نصیحت می‌کنم، ای آقای شاه! ای جناب شاه! من به تو نصیحت می‌کنم؛ دست بردار از این کارها. آقا اغفال می‌کنند تو را. من میل ندارم که یک روز اگر بخواهند تو بروی، همه شکر کنند... اگر دیکته می‌دهند دستت و می‌گویند بخوان، در اطرافش فکر کن... نصیحت مرا بشنو، از روحانیت بشنو، از علمای اسلام بشنو. اسرائیل به درد تو نمی‌خورد. بدبخت، بیچاره!»(۱۲)

نصایح امام (ره) درقبال شاه کارساز نبود و تلاش برای اصلاح امور به سمت بن بست پیش می رفت. دستور بازداشت امام(ره) پس از آن سخنرانی صادر شد و دستگیری ایشان منتهی به قیام سرنوشت ساز ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ و بازگشت ناپذیر شدن روند سقوط شاه شد. این حادثه موجب شد که بسیاری از علما سکوت خود را بشکنند و به نهضت خمینی(ره) بپیوندند.

 

فصل سوم: قاطعیت بی بازگشت؛ مبارزات در تبعید تا فرار شاه

تصویب قانون کاپیتولاسیون در ۱۴ مهر ۱۳۴۳و اعتراض امام(ره) به آن آغاز دوران تبعید ایشان به ترکیه را رقم زد. امام(ره) در سخنرانی در ۴ آبان، بدون توجه به تهدید رژیم، اعتراض خود را بیان کردند: «ملت ایران را از سگهای آمریکا پست‌تر کردند... اگر شاه ایران یک سگ آمریکایی را زیر بگیرد بازخواست می‌کنند و چنانچه یک آشپز آمریکایی شاه ایران را زیر بگیرد... هیچ کس حق تعرض ندارد آقا من اعلام خطر می‌کنم .ای ارتش ایران! من اعلام خطر می‌کنم. ای سیاسیون ایراان! من اعلام خطر می‌کنم ... ای علمای ایران ! ای مراجع اسلام! من اعلام خطر می‌کنم ... ای نجف! ای مشهد! ای شیراز! من اعلام خطر می‌کنم..ای شاه! به داد خودت برس... آمریکا از انگلیس بدتر، انگلیس از آمریکا بدتر، شوروی از هر دو بدتر، همه از هم بدتر، همه از هم پلید‌تر.»(۱۳)

با وجود تبعید امام(ره) و برخلاف اشتباه محاسباتی رژیم پهلوی، نهضتی که خمینی کبیر(ره) در سال ۱۳۴۲ شروع کرد، هرگز از حرکت نایستاد و با وجود فراز و نشیب هایی در طول ۱۴ سال دوری امام از کشور، ایشان یگانه رهبر انقلابی شدند که از هزاران فرسنگ آن سوتر، انقلاب را به پیش بردند و در نهایت با ایثار و از جان گذشتگی ملت قهرمان ایران، شاهی که مغرورانه در مقابل نصایح امام تنها به نوکری استکبار تن داد، راه فرار را انتخاب کرد. به عقیده محسن میلانی، استاد دانشگاه در آمریکا،« با تبعید آیت الله خمینی، ویژگی های شخصیتی او همچون جسارت و رویارویی با شاه، رهبریت معنوی، قدرت تکلم با زبان قابل فهم برای مردم عادی و توانایی متحد ساختن گروه های مختلف باهم، در ذهن ملت یکجا گرد آمد و از او اسطوره ای ملی ساخت. ظهور وی به عنوان سمبل حرکت انقلابی در سال ۱۹۷۹، یک تصادف تاریخی نبود.» (۱۴)

شاه قبل از ترک همیشگی کشور ایران در ۴ آبان ۱۳۵۷ در مقابل دوربین تلویزیون ملی نشست و پیام مهمی را خواند با جمله معروف: «من نیز پیام انقلاب شما مردم ایران را شنیدیم.» هرچند او می بایست این پیام را ۱۵ سال قبل از آن یعنی در سال ۱۳۴۲ می شنید. امام خمینی(ره) در سخنانی پس از پیروزی انقلاب و پس از مرگ شاه بر اثر سرطان در مصر، اشتباهات شاه را اینگونه بر می شمرند: «...این بیماری تا یک اندازه ای هم در محمدرضا بود. و همین بیماری‏‎ ‎‏اسباب این شد که از بین رفت او. این بیماری که ‏‏[‏‏شخص‏‎ ]‏‏ خودش را‏‎ ‎‏ببیند و چند تا از این تملق گوهایی که اطرافش هستند و این دلقک هایی‏‎ ‎‏که دور و برش هستند. همین ها را ببیند و ملت را اصلا به حساب نیاورد‏‎ ‎‏[‏‏و‏‏]‏‏ نفهمد که هر مملکتی ملتش اساس هستند. دولت ها اقلیتی هستند که‏‎ ‎‏باید برای خدمت این ملت باشند. و این ها نمی فهمند که دولت‏‎ ‎‏خدمتگزار ملت باید باشد، نه حاکم بر ملت. این بیماری در آن آدم هم‏‎ ‎‏بود که خودش را همه چیز می دانست، و خودش را فرمانفرما و خودش‏‎ ‎‏را همۀ ملت می دانست. دیگر برای دیگران اصلا ‏‏[‏‏ارزشی‏‏]‏‏ قائل نبود. و‏‎ ‎‏همین اسباب این شد که ‏‏[‏‏به‏‏]‏‏ این ملت آن خیانت ها را کرد.»(۱۵) می توان توصیف امام از حکومت پهلوی را در این جملات امام خلاصه کرد: «خسارات جانی این پدر و پسر برای ملت ما بار‏‎ ‎‏آورده اند، قتل عام هایی که در زمان این پدر و پسر واقع شده است و‏‎ ‎‏جوان هایی که از ما تلف شده است، قبرستان های ما را اینها آباد کردند و‏‎ ‎‏خانه ها را خراب و مملکت را خراب، مملکت ما ویرانه ای شده است‏‎ ‎‏به واسطۀ بودن این شخص و پدرش در این مملکت و حکومت کردن‏‎ ‎‏آنها. و به دست حکومت های بزرگ اینها را به ما سلطه دادند.( ۱۶)

---------------------------------------

پی نوشت ها:

۱- زیباکلام، صادق، مقدمه ای بر انقلاب اسلامی، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، چاپ ششم، تهران، ۱۳۸۶، ص ۴۷

۲- زیباکلام، همان، ص ۱۱۶

۳- امین، سید حسن، امام خمینی و نظم سیاسی بین المللی، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره)، تهران، ۱۳۷۸، ص ۳۱۵

۴- صحیفه امام خمینی(ره)، ۱۳۸۶، جلد ۷، ص ۳۵۳

۵- همان جلد ۶، صص ۱۱-۱۰

۶- همان، جلد ۱۸، ص ۳۱۹

۷- روحانی، سید حمید، بررسی و تحلیلی از نهضت امام خمینی،  راه امام، تهران، ۱۳۵۹، جلد اول، ص ۱۰۲

۸- صحیفه نور، جلد اول، ص ۲۱۳

۹- همان، جلد اول، ص ۱۵

۱۰- همان، جلد اول، ص ۱۶

۱۱- همان، جلد اول، ص ۳۹

۱۲- همان، جلد اول، صص ۹۱ تا۹۲

۱۳- صحیفه امام خمینی، ۱۳۸۶، جلد ۱، ص ۴۱۶

۱۴- میلانی، محسن، شکل گیری انقلاب اسلامی، از نهضت مشروطه تا انقلاب اسلامی، ترجمه مجتبی عطارزاده، تهران، گام نو، ۱۳۸۱، ص ۱۱۷

۱۵- صحیفه امام، ج۱۱، ص ۸۹‏

۱۶- صحیفه امام،ج ۱۱، صص ۱۲۶- ۱۲۷‏

به اشتراک بگذارید : تلگرام   |   فیس‌بوک
نام :
ایمیل :
پیام :