مسئله خیانت و جنایت قاجار و پهلوی؛

امامی که در مقابل خیانت ها سکوت نکرد!

از سال ۱۱۷۴ شمسی که آقا محمدخان سلسله قاجاریه را بنا نهاد تا رخداد انقلاب اسلامی ایران در ۱۳۵۷، نزدیک به دو قرن می گذشت. تولد امام خمینی(ره) در سال ۱۲۸۱ شمسی مصادف با پادشاهی مظفرالدین شاه و جنبش مشروطه بود. ایشان به صورت تجربی بسیاری از تحولات اواخر قاجار و شروع حکومت رضاخان را دیدند. نکته اساسی در ادبیات امام(ره) نسبت به دو حکومت وجود مشابهات و تفاوت هایی است که براساس آن به تبیین رویکرد خود به دو حکومت سلطنتی می پردازند. ایشان هرچند به سرزنش و نکوهش شاهان قاجار مبادرت می ورزند ولی رضاخان و محمدرضا را خائنینی در نظر می گیرند که کمر به نابودی روحانیت و اسلام بسته بودند. طبعا نقدهای امام نسبت به پهلوی بسیار شدیدتر و قاطعانه تر است.


امام(ره) در همین زمینه می فرمایند: «ممکن است کسی بگوید که آغامحمد قجر قاجاریه، هم مثل آنها جنایتکار بوده، اما آغامحمد قجر مثل اینها خیانتکار نبود، در تاریخ نیست که محمدخان قجر برای مملکت دیگری منافع مملکت خودش را داده باشد. جنایتکار بود، اما خیانتکار نبود. همین طور سلاطین سابق جنایتکار بودند همه‌شان، همه بد بودند، اما خیانت مثل این عنصر فاسد، هیچ یک از سلاطین ایران خیانت اینجوری نکردند. اینها، از پدر و پسر، در این مملکت خیانت ها کردند که به این زودی ما نمی‌توانیم مطلع بشویم.»(۱)

مبانی نظری رفتار امام(ره) با استبداد

به طور کلی در طول تاریخ ایران، جامعه به شکل استبدادی و نظم پادشاهی اداره می شد که ویژگی اصلی آن "شاه محوری" بود: «آنچه در تحلیل سیاسی ایرانشهری عامل تعیین کننده است، پادشاه است و دگرگونی های جهان تابعی از دگرگونی سرشت شاهی است و نه برعکس.»(۲) واتسن در عهد قاجار در این زمینه معتقد است: «دویست و پنجاه و سه پادشاه به ترتیب بر تخت سلطنت نشسته اند. اصل اساسی قانون ایران می رساند که شاه یعنی کشور و همه افراد برای خاطر سلطان زنده اند.»(۳) سلسه های قاجار و پهلوی، پادشاهی های مطلقه و استبدادی بودند که در آنها پادشاه رئیس دولت محسوب می شد و اختیارات خود را بنا به اراده خود اعمال می کرد. بر همین اساس، فقدان امنیت سیاسی، اجتماعی، فردی، نبود تحرک اجتماعی، انحصارطلبی، فساد، تعدی به حقوق فردی از سوی عمال حکومتی، تضعیف مالکیت خصوصی، از ویژگی های این حکومت ها در ایران بودند که قاجار و پهلوی با توجه به تغییرات سیاست بین الملل، تحت نفوذ استعمار نیز بودند که این عامل خود، از بین رفتن منافع ملی را تشدید می کرد. امام خمینی(ره) به عنوان یک مصلح دینی و اجتماعی در زمانی پا به عرصه مبارزات گذاشتند که حاکمان جور، منابع کشور را به تاراج برده و با عملکرد خود کشور را از کاروان پیشرفت و توسعه عقب نگاه داشته بودند. در بسیاری از بیانات امام(ره) پیش و پس از انقلاب اسلامی، بارها درباره حکومت های قاجار و پهلوی سخن می گویند و ویژگی های منفی آنها را گوشزد می کنند. در این میان تجربه زندگی در آن زمان، تاثیر شگرفی بر دیدگاه های ایشان دارد: «ما که رژیمهای سابق را دیدیم و من که از زمان قدرت قاجاریه و بعد‏‎ ‎‏هم قدرت رضاخان و اذنابش و اولادش مشاهد این کشور بودم و‏‎ ‎‏دیدم که یک حکومت جزء در یک بلد کوچک با مردم چه می کرده‏‎ ‎‏است.»( ۴)

امام حکومت شاهان قاجار را از پهلوی ضعیف تر می دانستند و فساد حکومت پهلوی را متمرکزتر ارزیابی می کرد: «زمان رضا شاه از باب اینکه همۀ دزدی ها منحصر به خودش بود،‏‎ ‎‏انحصار دست خودش بود. حکومت ها به این قدرت نبودند. زمان‏‎ ‎‏احمدشاه این طور نبود که خود آنها بتوانند همۀ برداشت ها را برای‏‎ ‎‏خودشان بکنند. این بود که یک دار و دسته هایی که می فرستادند این‏‎ ‎‏بساط را درست می کردند.»(۵) ‏‏حکومت قاجار در ایران زمانی پا گرفت که امپراطوری عثمانی به تدریج در حال افول در غرب آسیا بود و استعمارگران اروپایی منطقه را به زیر یوغ خود برده بودند. قاجار به دلیل ماهیت قبیلگی و‏‎ ‎‏بی دانشی خود، همراه با تهاجم بی سابقۀ فرهنگی، سیاسی و نظامی غرب به ایران، موجبات‏‎ ‎‏فروپاشی کامل کشور را فراهم ساخت.‏ قاجارها در رقابت دو دولت استعماری تزار روس و بریتانیا، دستاوردهای عظیم اسلامی و میهنی را به باد دادند و با بی تفاوتی کامل، سرزمین ها و ذخایر و معادن کشور را به استعمارگران بخشیدند. این رویه در حکومت پهلوی به شکل دیگر و با زعامت آمریکا پیش رفت.

قدرت روحانیت در زمان قاجار و پهلوی

نقش روحانیون و مراجع بزرگ شیع در ایران در مقابل حکومت و عمال دو سلسله قاجار و پهلوی گویای قدرتی است که در نهاد روحانیت نهفته است. در جاییکه این قدرت به صورت متمرکز، مستمر، بدون هیچ سازشی و قاطعانه در مقابل استبداد ایستادگی کرده، موفق به حصول به اهداف عالیه شده است. تفاوتی که مبارزات امام خمینی(ره) با مبارزات پیش از آن داشت، دارای ظرافت هایی در رهبری و دفاع از اندیشه حکومت اسلامی با استمرار مبارزه و ایمان به پیروزی بود. با این حال روحانیونی در تاریخ معاصر ایران توانستند سلطنت مطلقه را به چالش بکشند. بدون شک اگر چنین رویه ای نبود، سرزمین و ملت ایران، خیلی بیشتر متحمل خسارات و از دست رفتن منافع ملی می شدند. هجوم انگلیس به ایران در پوشش قراردادهای استعماری رویتر، رژی، دارسی،‏‎ ‎‏وثوق الدوله و... نه تنها روحانیت را از تکاپوی مبارزات سیاسی باز نداشت، بلکه در‏‎ ‎‏اقداماتی بی نظیر و در مبارزاتی که بعدها به عنوان مبارزه منفی از آن نام برده می شد، دشمنان‏‎ ‎‏غربی را در عملیات استعماری خود ناکام ساخت که از آن میان می توان به حماسه تاریخی و‏‎ ‎‏دوران ساز جنبش تنباکو به رهبری مرجع بزرگ، آیت الله میرزای شیرازی، اشاره نمود.‏ امام(ره) درباره قدرت روحانیت در زمان قاجار بر این نظرند: « ‏‏قضیۀ تنباکو، در زمان مرحوم میرزا، به اینها فهماند که با یک فتوای‏‎ ‎‏یک آقایی، که در یک ده در عراق سکونت دارد، یک امپراتوری را‏‎ ‎شکست داد.»( ۶‏)

هرچند در بزنگاه های حساس تاریخی، شاهان نالایق قاجار نتوانستند از قدرت روحانیت برای بسیج مردم بر علیه استعمارگران بهره ببرند، با این وجود نهاد روحانیت در دفاع و صیانت از مرزهای اسلام و ایران، عقب نشینی نکرد. در جنگ های اول و دوم ایران و روسیه تزاری در عهد فتحعلی شاه، که منجر به معاهده های ننگین گلستان و ترکمنچای شد، علما با فتوای خود برای دفاع از حریم اسلام با پا خاستند و به کمک مردم آمدند، با این حال، حکومت قاجار نتوانست از این نیروی الهی به خوبی بهره ببرد. این تجربیات و درس های تاریخی باعث شد تا امام (ره) در نهضت مبارزاتی خویش، مبارزه با استبداد و استعمار را تا انتها ادامه دهد تا با برپایی حکومت اسلامی، مردم را حاکم بر سرنوشت خود سازد.

درس های خیانت شاهان قاجار و پهلوی در پیروزی انقلاب اسلامی بسیار تاثیرگذار بودند. امام(ره) با وجودی اینکه، رضاخان خود را ملی گرا و مدافع آب و خاک کشور می دانست، حکومتش را غیرقانونی و غیرملی معرفی می کرد: «...آن مجلسی که او درست کرد یک مجلس غیرقانونی، غیر ملی، برخلاف قانون اساسی بود. آن مجلس برخلاف قانون اساسی آمد رضا شاه را نصب کرد به سلطنت و [قاجاریه را] خلع کرد.» (۷) ایشان معتقد بودند که خیانت ها و جنایات رضاخان از شاهان قاجار بسیار بیشتر است، کسی که با ادعای دین و ملت پیش آمد ولی مهره و دست نشانده استعمار بود: « ‏‏شما همگی به قرارداد وثوق الدوله ، نفرین کردید و لعنت فرستادید،‏‎ ‎‏حق هم داشتید بکنید؛ لکن پس از چند روز همان نقشه را با وضع‏‎ ‎‏بدتری که همه می دانید به گردن شما بار کردند.»( ۸‏) «احمدشاه در این ‏‏آخری که گذاشتندش کنار، برای اینکه یک‏‎ ‎‏قراردادی بود که وقتی که رفت در خارج، در سر میز عرض می کنم ‏‎ ‎‏مهمانی قرارداد را دادند دستش که امضا کند، امضا نکرد. از همانجا‏‎ ‎‏اساس بیرون رفتن او و آمدن رضاشاه، از همانجا نقشه اش کشیده شد‏‎ ‎‏که این به درد ما نمی خورد که قرارداد ما را امضا نمی کند.» (۹‏)

ایام آغاز جوانی امام(ره) در زمان رضاخان سپری شد و ایشان ۱۶ سال سلطنت رضاشاه را به استضعاف کشاندن مردم می دانستند: ‏‏«شما ملاحظه وضع این پنجاه سال، یک قدری بیشتر را هم بکنید ... تمام این ملت را به استضعاف کشانید و حکومت جبار خودش را‏‎ ‎‏بر اینها قرار داد، و مردم را از همه چیز ساقط کرد و یک نفر بود. آنها آن‏‎ ‎‏یک نفر را دمش را می دیدند و کارهایشان را انجام می دادند و بعد از او‏‎ ‎‏هم محمدرضا را گذاشتند با آن همه افرادی که اطراف او بودند، و‏‎ ‎‏همه شان از آنها بودند که طبقۀ بسیار مرفه و خوشگذران و بالا و بالاها‏‎ ‎‏به اصطلاح آنها.»(۱۰‏)، «من که از اول مسائل یادم هست، ‏‏[‏‏حدود‏‏]‏‏ پنجاه و هشت سال، شماها‏‎ ‎‏هم که در بین راه ملحق شدید، زمان این شاه را ادراک کرده اید، از آن‏‎ ‎‏وقت که چشمتان را باز کردید، اختناق بوده، زحمت بوده، گرفتاری‏‎ ‎‏بوده، توی حبس بوده؛ تبعید بوده؛ از این مسائل بوده؛ گرفتاریهای‏‎ ‎‏دیگر که چپاول بوده همه چیز شما را برده اند اینها. جواهرات که‏‎ ‎‏پشتوانۀ این مملکت بوده، یک مقداریش را رضاشاه برد و انگلیسها‏‎ ‎‏بین راه از او گرفتند و بردند؛ یک مقداریش را هم ایشان حمل کرد و‏‎ ‎‏برد.»(۱۱)، «مخالف باقی ماندن شخص شاه در مقام سلطنت هستم، به دلیل‏‎ ‎‏اینکه اولا سرکار آمدن او و پدرش به وسیلۀ کودتا و با زور سرنیزه‏‎ ‎‏بوده است، و خود شاه نیز اعتراف کرده که متفقین در ایران صلاح‏‎ ‎‏دیدند که من بر سر کار باشم. یعنی ارادۀ ملت، نقشی در روی کار آمدن‏‎ ‎‏شاه نداشته است. بنابراین سلطنت وی از اساس، غیرقانونی است و از‏‎ ‎‏مشروعیت برخوردار نیست.»(۱۲)

امام(ره) معتقد بودند که مبارزه در ایران علیه استبداد و خیانت های پهلوی اگر صرفا ملی باشد و رنگ و بوی اسلامی نداشته باشد، هرگز پیروز نمی شود: «‏‏ما در طول تاریخ که دیدیم، آنهایی هم که خودمان یادمان است مثل‏‎ ‎‏قضیۀ نفت، چون اسلامی نبود، ملی تنها بود، به اسلام کاری نداشتند،‏‎ ‎‏از این جهت نتوانستند کاری انجام بدهند، آن کارهای نصفه کاره ای‏‎ ‎‏هم که انجام دادند، بعدش از دستشان گرفته شد و رفت کنار.»( ۱۳‏)

ایشان حتی در آخرین ماه های حکومت سلطنتی، تمامی بدبختی های ملت را از شاه می دانند و به او گوشزد می کند که اساس قیام و مقاومت مردم در رفتارهای سلطنت نهفته است: «آنکه اساس این‏‎ ‎‏انقلابات است، آنکه اساس این انفجارهاست خود این آقاست، خود‏‎ ‎‏این آدم است. اساس خود این است. آنکه خیانت می کند، باید اگر‏‎ ‎‏آمدند گفتند خیانت و داد و قال بلند شد ‏‏[‏‏که‏‏]‏‏ خیانت می کنند، نگویند‏‎ ‎‏محرک دارند. تو محرکی؛ به خیانتت تحریک کردی مردم را، تو به این‏‎ ‎‏مردم خیانت کردی. مردم هم در مقابلش ایستادند و حرف می زنند؛‏‎ ‎‏حرف است، الآن بیچاره ها چه بکنند. تو همۀ حیثیت این مملکت‏‎ ‎‏اسلامی را از دست دادی و بردی، و الآن هم مشغول فعالیتی برای‏‎ ‎‏بیشتر از دست دادن و بردن.( ۱۴‏)

امام(ره) با علم به خیانت ها و جنایت های پهلوی از زمان شروع مبارزات تا هنگامه سرنگون کردن نظام پادشاهی ۲۵۰۰ ساله از پای ننشست و در نهایت روشنگری، رهبری بی نظیر و قاطعانه در بیسج مردم و ایثار و پایمردی انقلابیون، خط پایانی بر ۵۰ سال غارتگری، وابستگی، استعمارگری و استثمار ملت ایران بود.

------------------------------------

پی نوشت ها:

 1- صحیفه امام خمینی(ره)، جلد ۷، ص ۳۹۰

۲- طباطبایی، جواد، درآمدی فلسفی بر تاریخ اندیشه سیاسی در ایران، تهران، دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی، ۱۳۶۸، ص ۵۱

۳- واتسن، رابرت گرنت، ۱۳۵۸، تاریخ ایران دوره قاجاریه، ترجمه ع. وحید مازندرانی، تهران، امیرکبیر ،ص ۱۴

۴- صحیفه امام خمینی (ره)، جلد ۱۹،ص ۴۸۰‏)

۵- خمینی، سیدروح الله، کشف الاسرار، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره)، تهران، ۱۳۸۷، ص ۳۳۰

۶- صحیفه امام خمینی(ره)، جلد ۸، صص۴۵۱- ۴۵۲

۷- همان، جلد ۵، ص ۶۳

۸- کشف اسرار،ص ۲۲۴

۹- صحیفه امام خمینی(ره)، جلد۵، ص۳۱۸

۱۰- همان، جلد ۱۶، ص ۲۱

۱۱- همان، جلد ۹، ص ۱۸۸‏

۱۲- همان، جلد ۵،ص ۱۷۳

۱۳- همان، جلد ۱۳، ص ۳۹

۱۴- همان، جلد ۳، ص ۳۹۱

به اشتراک بگذارید : تلگرام   |   فیس‌بوک
نام :
ایمیل :
پیام :