خط امام؛ استقلال ملی

بنیاد دیگر اسلام، اصل استقلال ملی است

در حوزه مفاهیم سیاسی، واژه «استقلال» از دیرباز جایگاه ویژه و بلکه مقدسی، در اذهان عمومی و جوامع مختف دارد. مفهوم استقلال حتی در حیطه ی مفاهیم روانشناختی نیز از جایگاه ویژه ای برخوردار است. تا آنجا که روانشناسان، مهم ترین نشانه بلوغ انسان را رسیدن وی به استقلال شخصیتی معرفی می کنند. با این حال به نظر می رسد چارچوب و سطح اهمیت مسئله استقلال در حوزه سیاسی، مانند حوزه روانشناسی از اجماع همگانی برخوردار نباشد. بی معنا معرفی کردن مفهوم استقلال، معرفی استقلال خواهی به عنوان نشانه ای از تحجر و عقب ماندگی ملت ها و نخبگان، غیر علمی و غیر عملی دانستن تحقق استقلال در دنیای معاصر، همه و همه تلاش هایی سیاسی در همین مسیر به شمار می روند.


رهبر فرزانه انقلاب طی دیداری با اعضای مجلس  در همین زمینه می فرمایند:«[میخواهند] باور به استقلال را عوض کنند. بعضی‌ها البته ناشیگری میکنند؛ می‌بینیم گاهی اوقات در بعضی از مطبوعات، صریحا استقلال کشور را یک امر قدیمی و کهنه‌شده میدانند و میگویند امروز دیگر استقلال کشورها مطرح نیست. یعنی چه؟ یعنی در نقشه‌ی جغرافیای جهانی یک قدرتی وجود دارد، آن قدرت تصمیم میگیرد و همه عمل میکنند. این را دارند ترویج میکنند؛ نفوذ یعنی این.»(۱) استقلال ملی اما در نگاه بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی، از جایگاه ویژه ای برخوردار است، تا آنجا که به عنوان یکی از سه شعار اصلی انقلاب اسلامی مطرح و شناخته می شود. به نظر می رسد نگاه امام(ره) به مسئله استقلال، بیش از هر چیزی، واجد درون مایه های دینی و اسلامی باشد.

استقلال ملی؛ جزئی از اسلام است!

امام(ره) در تاریخ ۱۱ آذر ماه ۴۱ در مسجد اعظم قم، با هدف رد تهمت های رژیم به علما و روحانیون می فرمایند:«روحانی با اقتصاد مملکت مخالف نیست...علما با چه امر اقتصادی مخالفند؟ شما سد خواستید بسازید جلوتان را گرفتند؟ کارخانه خواستید وارد کنید نگذاشتند؟ ما می‌گوییم ذوب آهن را خراب نکنید؛ علما با استقلال مخالف نیستند؛ مذهب علما استقلال است.»(۲) امام(ره) پیش از آن نیز در نامه ای  به اسدالله علم پیرامون تصویب لایحه انجمن های ایالتی و ولایتی می نویسد:«اگر گمان کردید با تصویب نامه غلط و مخالف قانون اساسی می‌شود پایه‌های قانون اساسی را که ضامن ملیت و استقلال مملکت است، سست کرد و راه را برای دشمنان خائن به اسلام و ایران باز کرد، بسیار در خطا هستید.»(۳)

امام(ره) جای دیگر در اهمیت مسئله استقلال می گوید:«بنیاد دیگر اسلام، اصل استقلال ملى است. قوانین اسلام‏ تصریح دارند که هیچ ملتى و هیچ شخصى حق مداخله در امور کشور ما را ندارد اما رژیم این استقلال را از ما گرفته و بر باد داده است.»(۴) در واقع، امام(ره) استقلال ملی ایران را موضوعی جدای از دین مبین اسلام نمی بیند و در این مسیر، علاوه بر آنکه اسلام را دین استقلال معرفی می کند، آن را موجب بقای استقلال ایران می داند. بر این اساس، به نظر می رسد نگاه امام(ره) به مسئله استقلال، همچون نگاه ایشان به اسلام، بایستی از جامعیت خاصی برخوردار باشد. در نگاه امام(ره)، استقلال نه تنها در کنار اسلام قرار گرفته، جزئی از آن محسوب می شود، که واجد ابعاد متعددی فرض می شود.

استقلال و ابعادی که به هم وابسته اند!

در همین راستاست که "استقلال فکری" و فرهنگی به اولین و مهم ترین بعد استقلال ملی در منظومه فکری امام(ره) مطرح می شود:«ما اگر بخواهیم مستقل باشیم باید اول افکارمان را مستقل کنیم، یعنی از آزادی فکری آغاز کنیم‌... مغزها یک مغزهای غربی تقریبا شده است و لهذا حالا که مملکت ما می خواهد استقلالی پیدا کند، مبدا همه استقلال ها، این است».(۵) در ترسیم منظومه فکری امام(ره) در حوزه استقلال، استقلال سیاسی و اقتصادی را شاید بتوان در رده های بعدی اهمیت قرار داد. استقلال نظامی و اجتماعی نیز دیگر کلیدواژه های امام(ره) در حوزه استقلال محسوب می شوند. اگر چه، کلیدواژه های پرتکرار دیگری همچون وابستگی، چپاول، غارت، استعمار، مستکبرین و ... را نیز باید ذیل مفهوم کلیدی و مبنایی استقلال از دیدگاه امام(ره) قرار داد. نگاه امام(ره) به ابعاد مختلف مفهوم استقلال را اما به سختی می توان از یکدیگر تفکیک نمود.

 به عنوان مثال، امام(ره) در باب اهمیت استقلال اقتصادی می گوید:«اگر چنانچه ما احتیاج داشته باشیم در ارزاق‌مان‏ به خارج، این وابستگى براى ما اسباب این می‌‏شود که در امور سیاسى هم وابسته باشیم. و ما باید وابستگی‌مان را از اجانب و غرب و شرق قطع کنیم. اگر ما بخواهیم که مملکت‌مان یک مملکت مستقل آزاد مال خودمان باشد، باید در این امورى که مربوط به اقتصاد است، مربوط به فرهنگ است، مربوط به امور دیگر کشور است، خودمان فعالیت کنیم، و ننشینیم دیگران انجام بدهند.»(۶) روی هم رفته شاید بتوان مجموعه ی نگاه امام(ره) به مفهوم استقلال ملی را اولا جزئی جدایی ناپذیر از دیدگاه فقهی ایشان  برشمرد. دیدگاهی که نشان دهنده فهم خاص و جامع امام(ره) از دین است. ثانیا جامعیت نگاه امام(ره) به موضوع استقلال را می بایست ذیل نگاه جامع ایشان به دین و اسلام قرار داد.

به نظر می رسد امام(ره) همچنان که به دین حداقلی قائل نیست، استقلال حداقلی را نیز مردود شمرده، آن را زمینه ساز سیطره ی دیر یا زود بیگانگان بر منافع ملی کشور در تمامی حوزه ها قلمداد می کند. برای درک درجه اهمیت مسئله استقلال در منظر امام(ره) اما شاید مرور وصیت نامه ی سیاسی-الهی ایشان بیش از هر منبع دیگری بتواند مفید باشد. چنانکه با دقت در متن وصیت نامه ی سیاسی-الهی امام(ره)، شاید بتوان گفت روح اصلی حاکم بر آن، هشدار به احتراز از انواع وابستگی ها به شرق و غرب است.

پی نوشت ها:

۱-بیانات در مراسم بیست‌ و ششمین سالگرد رحلت امام خمینی (ره)-۱۴/۳/۱۳۹۴

۲-جلد ۱-صفحه ۹۰

۳-جلد ۱-صفحه ۱۱۸

۴-جلد ۴-صفحه ۲۴۳

۵-جلد ۱۱-صفحه ۱۸۰

۶-جلد ۱۰-صفحه ۳۷۳

به اشتراک بگذارید : تلگرام   |   فیس‌بوک
نام :
ایمیل :
پیام :