در گفتگوی مشروح با موسی حقانی مطرح شد؛

دفاع از منافع ملی، مرد می خواهد!

برای بررسی دیدگاه امام خمینی(ره) پیرامون استقلال ملی کشور و تاثیر آن بر نوع مواجهه ایشان با حکومت پهلوی، با دکتر موسی فقیه حقانی؛ استاد دانشگاه، مدیر گروه پژوهشی جامعه شناسی دوره پهلوی موسسه امام خمینی (ره)، معاون پژوهشی موسسه مطالعات تاریخ ایران به گفتگو نشسته ایم. حقانی معتقد است حضرت امام(ره)، ورای مبانی دینی سلب مشروعیت رژیم پهلوی، به دلیل خیانت شاه به منافع ملی کشور، وارد فاز مبارزه سخت با هدف براندازی رژیم سلطنتی شده اند. مشروح گفتگوی ما با این استاد دانشگاه پیش روی شماست.


•    در طول دوران مبارزه، دیدگاه امام(ره) نسبت به حکومت پهلوی، تا چه اندازه متاثر از خیانت رژیم به منافع ملی کشور است؟

امام(ره) مشخصا به دلیل خیانت شاه به منافع ملی کشور در ابعاد مختلف اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و ... است که وارد فاز براندازی رژیم پهلوی می شود. نظر حضرت امام(ره) در خصوص حکومت پهلوی-اعم از رضاخان و محمدرضا- از همان ابتدا این است که چون این حکومت، برکشیده بیگانگان است و توسط اجنبی روی کار آمده، مشروعیت یا مقبولیتی ندارد. حکومت پهلوی از ابتدا با سیاست های دین ستیزانه، وابستگی به بیگانه و نابودی استقلال ایران کار خودش را دنبال می کند. لذا امام(ره) اساسا برایش هیچ مشروعیت و مقبولیتی قائل نیست.

•    دیدگاه فقهی امام(ره) در زمینه حکومت، چه مناسبتی با حراست از منافع ملی کشور پیدا می کند؟

نگاه فقهای شیعه به حکومت ها در هر مقطع، بر حسب شرایط اجتماعی و میزان موفقیت شان در تامین مصالح ایران، اسلام و تشیع است. یعنی در نگاه علما، تکلیف حکومت ها صرف نظر از مشروعیت داشتن یا نداشتن، رعایت کردن حداقل ها بوده است. مثلا بتوانند از تمامیت ارضی کشور و استقلال کشور در حوزه های مختلف دفاع کنند، باعث تقویت بنیان های دفاعی کشور شوند و برای اجرای احکام اسلامی، ممانعتی ایجاد نکنند. پهلوی ها هیچ کدام از ویژگی ها را نداشتند و اساسا روی کار آمدن آنها باعث شد تا استقلال کشور از بین برود. چون به دنبال انجام مدرنیزاسیون بودند، لازم بود به طور همزمان، استقلال فرهنگی، سیاسی و اقتصادی کشور را در کنار فرهنگ اسلامی تخطئه کنند. لذا نگاه کلی امام(ره)، عدم مشروعیت و مقبولیت حکومت پهلوی است. پیش از امام(ره) ولی مرحوم شیخ عبدالکریم حائری(ره) و مرحوم آیت الله بروجردی(ره) ملاحظاتی مانند ترس از راه افتادن آشوب کور در کشور یا افتادن کشور در دست کمونیست ها را دارند که آنها را مجاب می کند با شاه کجدار و مریز رفتار کنند.

•    دلیل مشی متفاوت امام(ره) پس از رحلت آیت الله بروجردی چیست؟ آیا در این مقطع، منافع ملی با خطر بیشتری مواجه است؟

دلیل تغییر دیدگاه امام(ره) در این مقطع، تغییر شرایط است. یعنی شاه پس از رحلت آیت الله بروجردی احساس می کند دیگر کسی نمی تواند در مقابل او بایستد و او می تواند با قدرت برنامه های آمریکایی ها را اجرا کند. سرعت تحولات ضد دینی و  ضدملی افزایش پیدا می کند. فعالیت آمریکایی ها، نفوذ صهیونیست ها و فعالیت فرق ضاله این نگرانی را در حضرت امام(ره) به وجود می آورد که دیگر آن روش علمای سلف و استفاده از نصیحت برای حراست از استقلال ملی و اسلام جواب نمی دهد. چون شاه هم پیام داده بود که من باید این اقدامات را انجام دهم و عدم انجام آنها، مساوی ساقط شدن خودم است. غربی ها به صورت جدی از شاه خواسته بودند تا این اتفاقات رخ بدهد. لذا شرایط فرق می کند.

•    مشخصا چه واقعیت هایی سبب می شود حکومت پهلوی در نگاه امام(ره)، یک حکومت ضدملی تلقی شود؟ درواقع، فرآیند اتمام مدارا و  ورود امام(ره) به فاز براندازی رژیم چگونه شکل می گیرد؟

 حضرت امام(ره) قضایای ملی شدن صنعت نفت و اتفاقاتی را که برای آیت الله کاشانی رخ داد، از نزدیک رصد می کنند. ماجرای فدائیان اسلام را رصد می کنند. لذا وقتی در ابتدای دهه ۴۰ با محمدرضا شاه مواجهه مستقیم پیدا می کند، دیدگاه ایشان کاملا منسجم و شکل گرفته است و ماهیت ضدملی رژیم پهلوی برای امام(ره) اثبات شده است. یعنی ایشان در این مقطع معتقدند نظام پهلوی حکومتی نیست که بتواند از منافع ملی و اسلام دفاع کرده، کشور را به سمت قدرتمند شدن ببرد. برای حضرت امام(ره) کاملا محرز بود که آن رژیم توانایی این عمل را ندارد. مثلا اتفاقاتی که در بازه ۱۳۰۰ تا ۱۳۴۰ رخ می دهد، باعث می شود تا ظرفیت های دفاعی ما به شدت تضعیف شود.  اما بعد از ۱۵ خرداد ۴۲ و چهارم آبان ۱۳۴۳ که کاپیتولاسیون منعقد می شود، امام(ره) در قامت یک رهبر دینی که می خواهد نظام پهلوی را ساقط کند، ظاهر می شود. از این مقطع به بعد هم تداوم مبارزه و آگاهی بخشی، تربیت نیروی انسانی، تبیین گسترده تر موضوع حکومت اسلامی ادامه دارد. در این مقطع، امام(ره) به تدریج از سال ۱۳۴۸ برای دومین بار بحث ولایت فقیه را بسیار مشروح تر و مبسوط تر مطرح می کنند.

•    به عنوان آخرین سوال، ورای اشاره امام(ره) به خیانت های حکومت پهلوی به منافع ملی در مسائلی چون کاپیتولاسیون و غیره، چه مصادیق کلان دیگری در این زمینه قابل ذکر است؟

مجال ذکر اندکی از مصادیق مورد نظر شما هم در این فرصت وجود ندارد! فرضا امام(ره) در فرآیند مبارزه با رژیم پهلوی، مرتب به متن قانون اساسی مشروطه به عنوان یک میثاق ملی استناد می کند. رژیم پهلوی سعی می کرد با تزویر، خودش را مشروع و قانونی نشان دهد. امام(ره) در برخورد با این تاکتیک، بر موادی از قانون اساسی تاکید می کند و برای نامشروع بودن رژیم پهلوی و مقبولیت نداشتن آن از خود قانون اساسی، دلیل و شاهد می آورد. یعنی امام(ره) به مردم می گوید آن حداقل هایی هم که در قانون اساسی مشروطه دیده شده است، توسط شاه اجرا نمی شود. شاهی که به تشیع به عنوان مذهب رسمی کشور بی اعتنایی می کند، استقلال ایران را در نظر نمی گیرد و رفتار غیرقانونی دارد، قانون اساسی را زیر پا گذاشته است. پهلوی ها نشان دادند که به حداقل های قانون اساسی مشروطه قائل نیستند. اساسا تلاش امام(ره) برای هدایت فکری مردم جهت حراست از منافع ملی کشور در ابعاد مختلف آن است. امام(ره) با سلطه پذیری مخالف است. بحث حضرت امام(ره) این بود که ما با ساختن یک ایران قدرتمند و قوی، این پیام را به دیگر ملت های تحت سلطه هم می دهیم که می توان بدون تکیه به شرق و غرب به بقا ادامه داد و قدرتمند شد و وقتی ملت ها به این خودباوری برسند، دیگر نمی توان جلوی آنها را با سرکوب گرفت.

•   ممنون از وقتی که در اختیار ما گذاشتید.

به اشتراک بگذارید : تلگرام   |   فیس‌بوک
نام :
ایمیل :
پیام :