استقلال سیاسی یا استقلال فرهنگی؛ اولویت کدام است؟

گشوده شدن دروازه های دنیای مدرن به سوی ایران، که از میانه دهه ۱۸ میلادی سرعت گرفت و در دوران قاجار به اوج رسید، شاهان ایرانی را مسحور خود ساخت. کمپانی هند شرقی و استعمارگران وقت یعنی فرانسه و پرتغال و ... با کشتی های بخار خود نه تنها کالا و اختراعات جدید را به سرزمین پارس، روانه داشتند بلکه نوع رفتار، پوشش و گفتار آنها نیز مورد توجه مردم قرار گرفت. آقازاده ها و خان زاده هایی که برای آموختن علم و دانش جدید به غرب رهسپار شده بودند، در برگشت سوغاتی های فرنگی را به ارمغان آوردند که تا داخل دربار و مجالس سنا و ملی نفوذ کرد. اما به قول امام خمینی(ره) از همه بدتر فرهنگی بود که استعمارگران با خود آوردند: «این فرهنگ، فرهنگ استعماری و انگلی است و این فرهنگ از همه چیزها حتی اسلحه این قلدرها بدتر است....» (۱)


اصطلاحاتی مانند انگلوفیل و روسوفیل و سپس انگلوساکسن ها، نشانگانی از افراد و مقاماتی بودند که از یکسو برای تامین منافع کشورهای استعمارگر در سپهر سیاسی ایران تلاش می کردند و از سوی دیگر، در یک مسابقه بی امان، تغییر سبک زندگی و رفتار مردم ایران را اساس کار و هدف خود قرار داده بودند. چنین بود که چهره هایی چون سیدحسن تقی زاده با افتخار پا را تا آنجا فرانهادند که از تغییرات اساسی در فکر و ذهن انسان ایرانی دفاع می کردند: ‏«امثال «تقی زاده» که در این ایران یک وقتی قدرت داشته اند، تقی زاده‏‎ ‎‏گفته بود که ما باید سرتاپامان انگلیسی باشد یا فرنگی باشد و باید‏‎ ‎‏اینطور باشیم تا اینکه آدم بشویم. آدم بودن را به کلاه و کفش و لباس و‏‎ ‎‏بزک و امثال ذلک می دانستند.»(۲)

امام خمینی(ره) استقلال را در یک بسته کامل در همه ابعاد فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و فکری درنظر داشت و همین راهبرد را در انقلاب اسلامی پی ریزی کرد. اما جان کلام این که پس از رهایی کشور از انقیاد سیاسی غرب، آیا توانست سایر ابعاد، روندها و رویه ها را اصلاح کند و از منبع فکری عظیم "گفتمان انقلاب اسلامی" به عینیت بخشی گفتمان و پیاده سازی آن در سطح جامعه و جهان اسلام دست یابد؟

اساسا "انقلاب فرهنگی" پس از انقلاب اسلامی و تعطیلی دو ساله دانشگاه ها، بر مبنای اهمیت بنیادین استقلال فکری و فرهنگی شکل گرفت: «هیچ ملتى نمى‏ تواند استقلال پیدا بکند الا اینکه خودش، خودش را بفهمد. مادامى که ملت ها خودشان را گم کردند و دیگران را به جاى خودشان نشاندند، استقلال نمى ‏توانند پیدا کنند. کمال تاسف است که کشور ما که حقوق اسلامى و قضاى اسلامى و فرهنگ اسلامى دارد، این فرهنگ را، این حقوق را نادیده گرفته است و دنبال غرب رفته است. همچو غرب در نظر یک قشرى از این ملت جلوه کرده است که گمان مى ‏کنند غیر از غرب هیچ خبرى در هیچ جا نیست. و این وابستگى فکرى، وابستگى عقلى، وابستگى مغزى به خارج منشا اکثر بدبختی هاى ملتهاست و ملت ماست.»(۳)

انقلاب اسلامی و اندیشه های امام راحل بستری را فراهم آورده تا انسان های آزاده نه تنها در ایران بلکه در کل جهان –مخصوصا کشورهای اسلامی- نگاهی جدید به زمینه های رشد هویت و شخصیت خویش پیدا کنند. به طور کلی، ذهنیت امام(ره) ساخت انسان مومن در مکتب گفتمانی انقلاب اسلامی بود؛ تا بار دیگر تمدن و امت اسلامی زیر پرچمی واحد و با استقلال کامل از سیطره قدرت و فرهنگ تمدن غرب، متحد شوند: «ما باید سالهاى طولانى زحمت و مشقت بکشیم تا از فطرت ثانى خود متحول شویم و خود را بیابیم و روى پاى خویش بایستیم و مستقل گردیم و دیگر احتیاجى به شرق و غرب نداشته باشیم. و باید از همان بچه ها شروع کنیم و تنها مقصدمان تحول انسان غربى  به انسانى اسلامى باشد. اگر این مهم را انجام دادیم، مطمئن باشید که هیچ کس و هیچ قدرتى نمى تواند به ما ضربه بزند. اگر ما از نظر فکرى مستقل باشیم، آنها چگونه مى توانند به ما ضربه بزنند.»(۴)

نگاه کلی به جامعه و عرصه های فرهنگی و فکری پس از چهاردهه از انقلاب اسلامی، نشانگر همان اعتقاد امام(ره) است که هرچند رهایی سیاسی از غرب و تصیم سازی مستقل از روندهای قدرت جهانی، تحقق یابد اما اقدامات فرهنگی و پیاده سازی کامل برای شکل بخشی انسان انقلابی و اسلامی نیازمند سال¬ها کار است. طرح مبحث "آتش به اختیار" از سوی رهبر فرزانه انقلاب نیز با هدف رویش های جدید و ظهور ابتکارات خلاقانه  است که می تواند موتور تولید تفکر انقلابی را در این عرصه پیاده سازند و در مسیر امت سازی اسلامی، نقش "گفتمان سازی" را به انقلاب اسلامی ایران بسپارد. هرچند پس از فروپاشی شوروی، آمریکا برای پرکردن خلاء ایدئولوژیک به وجود آمده بسیار تلاش کرده، ولی بازهم، بازیگران جریان سوم، این فرصت را یافته اند تا با گفتمان فکری-فرهنگی فراگیر و منطبق بر واقعیات جهان کنونی، برای تغییر وضع موجود تلاش کنند و فرصت انقلاب اسلامی ایران همچنان برای تغییرات اساسی تر حداقل در جهان اسلام در دسترس است.

------------------------------

پی نوشت ها:

۱- صحیفه امام خمینی (ره)، جلد ۳، ص ۳۰۶

۲- همان، جلد ۱۶، ص ۸۴

۳- همان، جلد‏۱۲، صص ۵-۴

۴- همان، جلد ۱۵، صص ۳۱۰-۳۰۹

به اشتراک بگذارید : تلگرام   |   فیس‌بوک
نام :
ایمیل :
پیام :