ضربه تنگستان

ما امروز می‏فهمیم که آنها به واسطه مطالعاتى که داشتند براى عشایر چه قدرتى قائل بودند. آنها ضربه‏ اى از تنگستانی ‏ها خورده بودند و در صدد این بودند که عشایر را بکلى از بین ببرند.


۱/ می‏دیدند که این عشایر براى ایران یک پشتوانه است. این عشایر مختلفى که در ایران هست، در همه جاى ایران عشایر هستند، در خوزستان هست، در کردستان هست، در کرمانشاه هست، در فارس هست، در سیستان و بلوچستان و آذربایجان و همه جا از این عشایر زیاد هستند. و اینها یک پشتوانه‏ اى بودند از براى ایران، و آنها کوشش داشتند به اینکه عشایر را سرکوب کنند، و لهذا همه عشایر را تقریبا سرکوب کردند به وسیله رضا خان. و حالا ما می‏فهمیم که عشایر چه نقشى دارند در ایران. در عین حالى که الآن بعض عشایر ایران وارد جنگ هستند، ولى این بعض عشایر کارهاى شجاعانه می‏کنند. و عشایر دیگر از قبیل عشایر بختیارى، عشایر قشقایى فارس و عشایر امثال اینها، همه اینها به اسلام وفا دارند. و داوطلب‏ اند از براى اینکه به جبهه‏ ها بروند، و امید است که احتیاج نباشد به اینکه همه عشایر ایران وارد جبهه‏ ها بشوند. و ما امروز می‏فهمیم که آنها به واسطه مطالعاتى که داشتند براى عشایر چه قدرتى قائل بودند. آنها ضربه‏ اى از تنگستانی ‏ها خورده بودند و در صدد این بودند که عشایر را بکلى از بین ببرند. این یک نقشه ‏اى بود که در آن وقت اینها کشیدند. چنانچه سرکوب روحانیون نیز همان طور بود. آنها از روحانیون در طول تاریخ صدماتى دیده بودند. و خصوصا انگلستان در باب قضیه قرارداد تنباکو صدمه دیده بود. از این جهت یکى از نقشه‏ ها هم این بود که این قدرت را از ملت بگیرند و این را سرکوب کنند و ملت را از آنها و آنها را از ملت جدا کنند.

صحیفه امام، ج ۱۳، ص ۵۲۰

۲/ نام سردار مومن و شجاعی مثل شهید «رئیسعلی دلواری» از نامهائی است که همیشه دلهای مومن را که آشنائی به وضع او و مبارزات او داشته‌اند، در سراسر این کشور به خود جذب میکرده است. و خدا را شاکریم که بعد از پیروزی انقلاب، این نامی که سعی میشد پنهان بماند و این چهره ناشناخته بماند، بر سر زبانها افتاد؛ او را شناختند، شخصیت او را ستودند، مظلومیت و شهادت مظلومانه‌ی او را همه دانستند و فهمیدند. البته امروز با آن دوران خیلی فرق کرده است. آن روز عده‌ی معدودی همراه با یک جوان شجاع ناچار بودند در مقابل قدرت استعماری و استکباری انگلیس، مظلومانه مقاومت کنند؛ اما امروز رئیسعلیهای دلواری کم نیستند، تنها هم نیستند.

بیانات رهبر انقلاب، ۱۳۸۹/۰۴/۰۵

۳/ ما یاد رئیس‌علی دلواری را از این جهت گرامی میداریم که این مرد شجاع، در راه اعتقاد دینی خود، تنها و در غربت با دشمنان جنگید؛ این برای ما چیز بسیار با ارزشی است.

شما جوانان عزیز دلوار و همه‌ی مردان و زنان، درست توجه بفرمایید که در آن روزگاری که ملت ایران همه در خواب بودند - جز عده‌ی بسیار کمی در گوشه و کنارهای کشور - و بیگانگان از این غفلت مردم سوء استفاده میکردند و دشمن بر مناطق مختلفی از کشور عزیز ما تسلط پیدا کرده بود؛ در تهران، نمایندگان دولتهای انگلیس و روس، آزادانه حکمرانی میکردند و از پادشاهان آن زمان هم حساب نمی‌بردند؛ در منطقه‌ی فارس هم همین‌طور؛ در بسیاری از مناطق دیگر کشور، نمایندگان بیگانه مال مردم را میخوردند و بر آنها حکمرانی میکردند و با ملت ایران با تحقیر برخورد میکردند؛ در یک چنین شرایطی، در هر گوشه‌یی از این کشور، مردان شجاعی پیدا شدند که به حکم دین، جهاد را بر خودشان واجب دانستند و فکر نکردند که با غربت و دست خالی نمیشود کاری را انجام داد؛ مردان خدا این‌گونه‌اند. یکی از این افراد، همین رئیس‌علی شماست؛ که رئیس‌علی ملت ایران است؛ اگرچه متعلق به دلوار است. یک مرد جوان، در همین سنین جوانى شما جوانان، در مقابل انگلیسیها ایستادگی کرد.

البته امروز با آن روز خیلی فرق کرده است؛ امروز همه‌ی ملت ایران در مقابل قدرتهای متجاوز ایستاده‌اند؛ امروز ملت ایران در مقابل امریکا ایستاده است و از دشمنان - چه امریکا و چه قدرتهای دیگر واهمه‌یی در دل ندارد. امروز، روز آقایی ملت ایران است.

من به شما عرض کنم، اگر «رئیس‌علی» ها در غربت به شهادت نمیرسیدند، امروز ملت ایران به این عظمت نمیرسید؛ همچنان که اگر شما جوانان در دوران جنگ تحمیلی به جنگ نمیرفتید و به جبهه خدمت نمیکردید و شهادت را به خود نمیپذیرفتید، امروز ایران و اسلام به این عظمت نمیبود.

برادران و خواهران عزیز اهل دلوار! بدانید، همان کسانی که انگلیسیها را در زمان رئیس‌علی دلواری به منطقه‌ی بوشهر راه دادند و با رئیس‌علیها و با ملت ایران دشمن بودند، همانها در طول صد سال و دویست سال، بلایی بر سر این کشور آوردند که سالها باید زحمت بکشیم تا کشور را به آبادی و شکل صحیح خودش برسانیم.

من همیشه در صحبتهایم گفته‌ام که خدا سردمداران رژیم قاجاریه و رژیم پهلوی را لعنت کند. پهلویها در این پنجاه سال قبل از انقلاب، بلایی بر سر کشور آوردند که قابل توصیف نیست؛ قبل از آنها هم پادشاهان سلسله‌ی منحوس قاجاریه بودند که با کشور ما و ملت ما چه کردند؛ قدرتمندانی که هرچه بود، برای خوردن و استفاده‌ی خودشان و برای دوروبریهای خودشان و کاخ‌نشینان تهران میخواستند؛ یادشان نبود که شهرها و روستاهای محرومی هم در ایران هست. این کشور آباد و بااستعداد و پهناوری که میتواند دو برابر جمعیت فعلی ایران را هم بخوبی اداره کند - با این همه زمین و امکانات و معدن و آب و غیرذلک - همین‌طور آن را رها کرده بودند و به ویرانی انداخته بودند.

من همین‌قدر آمدم که شما برادران عزیز را از نزدیک ببینم و قدری از اوضاع این مرکز بخش اطلاع پیدا کنم و از این فاصله‌ی دور زمانی، اظهار ارادتی به شهید رئیس‌علی دلواری کرده باشم و یاد آن بزرگوار تاریخی را گرامی داشته باشم؛ که بحمدالله این مقصود هم برآورده شد.

بیانات رهبر انقلاب، ۱۳۷۰/۱۰/۱۳

به اشتراک بگذارید : تلگرام   |   فیس‌بوک
نام :
ایمیل :
پیام :