استقلال گرایی در تردید؛

استقلال برای ایرانی ها آب و نان می شود؟

مبارزات امام خمینی(ره) پیش و پس از انقلاب، حرکت در مسیری بود که حکومت، مردم و تمامی ارکان کشور از بیگانه مستقل شده و استقلال را به معنای واقعی کلمه، تجربه کنند. استقلال طلبی و نفی وابستگی در کنار مقابله با استبداد داخلی، به عنوان رکن دوم مبارزه امام(ره)  مورد تاکید قرار گرفت و استقلال را یکی از اصول اصلی انقلاب اسلامی و حتی نیاز اصلی برای سایر کشورهای اسلامی می دانستند. در وصیت نامه امام خمینی(ره)، بیش از ۱۳ بار از این واژه و همچنین تعابیر مشابه مانند «خودکفایی»، «نفی وابستگی»، «نفی سلطه غرب و شرق» و «نفی شرق زدگی و غرب زدگی» و ... مورد استفاده قرار گرفته اند.


در برهه های مختلف تاریخ ایران، جنبش های متعددی برای استقلال و عدم وابستگی به بیگانه، تلاش می کردند اما با این وجود اکثرشان در نهایت یا به شرق گرایش پیدا می کردند یا به غرب. اما در این میانه، امام خمینی(ره) بدون وابستگی به هیچ گروه یا کشوری، همزمان پرچم استقلال خواهی و مبارزه با استبداد را بلند کرد: «‏‏این کشور ما که قیام کرد، از اول هم که قیام کرد، جمهوری اسلامی و استقلال کامل و‏‎ ‎‏«نه شرقی و نه غربی» را اعلام به دنیا کرد و از اول اعلام کرد به دنیا که ما نه تحت حمایت‏‎ ‎‏امریکا و نه تحت حمایت شوروی و نه تحت حمایت هیچ قدرتی نیستیم.»(۱)

با این حال، آیا فرهنگ وابستگی به غرب در تمامی حوزه ها به خصوص اقتصادی و فرهنگی، توانست از اندیشه برخی از فعالین سیاسی و روشنفکران رخت بربندد؟ و چرا برخی از افراد که در انقلاب اسلامی به عنوان مبارز و فعال حضور داشتند، بعدها از بسیاری شعارها و آرمان ها همچون "عدم وابستگی به غرب" عدول کردند؟ امام(ره)  چه در «جنبه سلبی» استقلال یعنی گسستن از استعمار، و چه در «جنبه ایجابی» آن یعنی استقلال در ابعاد نظامی، اقتصادی، فرهنگی و فکری، تکلیف را مشخص کردند: «همه‌چیزمان باید مستقل بشود. استقلال با وابستگی جمع نمی‌شود. و ما فرهنگمان وابسته بشود استقلال نداریم, اقتصادمان وابسته بشود, استقلال نداریم... اول باید آن مطلب را درستش کرد, استقلال فرهنگی, استقلال اقتصادی اول باید او را درستش کرد... تا ما بتوانیم اسم خودمان را یک مملکت بگذاریم.»(۲)

اما عده ای پیشبرد کشور براساس اندیشه های امام(ره) را نوعی عقب افتادن از کاروان تمدن پیشرفت و برابر با انزوای ایران در جهان می دانستند. این درحالیست که امام توامان با حفظ استقلال کشور در همه ابعاد، ارتباط مقتدرانه با دیگر کشورها را نیز یکی از اصول سیاست خارجی می دانستند. هرچند رهبر کبیر انقلاب در روزهای پایانی حیات خویش به سستی و وابستگی روشنفکران نیز اشاره می کنند: «با کمال تاسف، نویسندگان به اصطلاح روشنفکر که به ‏سوی یکی از دو قطب گرایش دارند، به جای آنکه در فکر استقلال و آزادی کشور و ملت خود باشند خودخواهی‏ها و فرصت ‏طلبی ‏ها و انحصارجویی ‏ها به آنان مجال نمی‏دهد که لحظه‏ای تفکر نمایند و مصالح کشور و ملت خود را در نظر بگیرند.»(۳)

امام(ره) ارتباط با جهان خارج را موجب توسعه سیاسی و تقویت بنیه اقتصادی کشور دانسته و ارتباطات فرهنگی و ایدئولوژیک با دیگر کشورها -بخصوص ممالک اسلامی- را موجب افزایش تفاهم و همگرائی میان ملت ها تلقی می نمودند: «اسلام با همه کشورهایی که در جهان هستند می خواهد که دوست باشد و دولت اسلامی با همه ملت ها و با همه دولت ها می خواهد که تفاهم و ارتباط صحیح داشته باشد درصورتیکه آنها متقابلا احترام دولت اسلامی را مراعات کنند.»(۴)

تبلور اندیشه استقلال گرایی امام(ره) در سطح روابط بین الملل، حفظ «عزت» مردم و کشور در روابط خارجی است که نباید منجر به وابستگی در سایر حوزه ها شود. در حالیکه در ادوار مختلف پس از رحلت امام، این نگاه دچار فراز و فرودهایی شد. عده ای معتقد بودند تاکید زیاد بر عملکرد مستقل کشور، منجر به انزوا شده و روابط را بر پایه عدم اعتماد قرار داده است. همچنین در حالی که موج جهانی شدن فراگیر شده، صحبت از استقلال به این شکل مطلق، تنها نتیجه اش عقب ماندن از آن موج است. این گروه مثال هایی چون پیشرفت اقتصادی «چین» در سایه قبول اقتصاد بازار آزاد و لیبرالیسم و «ترکیه» که با به کاربردن سکولاریسم در حکومت و لیبرالیسم در سیاست خارجی، در حال تبدیل به یکی از قدرت های اقتصادی جهان است، را شواهدی بر نفی استقلال گرایی مطلق، بیان می کردند.

اما این دیدگاه عمیق امام خمینی(ره) مبتنی بر عنصر «خودباوری» است که اندیشه استقلال گرایی را به عنوان یک راهبرد اساسی نظام، به صورت صحیح تبیین می کند: «ما تا بنای بر این نگذاریم که خودمان هم یک آدمی هستیم برای خودمان می‏ توانیم کار کنیم، ما به آن نان جوی که خودمان درست کنیم تا بنای بر این نگذاریم که همان نان جو را می ‏خوریم و از خارج نمی‏ خواهیم، نمی‏ توانیم درست کنیم کار خودمان را تا بنای بر این نگذاریم که همان منسوجاتی که خودمان درست می ‏کنیم کافی ‏مان هست منسوجات ما ترقی نمی ‏کند. و ما باز تابع غیر باید بشویم، و دستمان پیش غیر دراز بشود.» (۵)

پی نوشت ها:

۱- صحیفه امام خمینی (ره)، جلد ۱۷، ص ۵۷

۲- همان، جلد ۱۰، صص ۴۳۹ ۴۳۸

۳- همان، جلد ۲۱، ص ۴۲۸

۴- همان، جلد ۹ ص ۷۲

۵- همان، ج‏۱۱، ص، ۲۲۲

به اشتراک بگذارید : تلگرام   |   فیس‌بوک
نام :
ایمیل :
پیام :