ماموریت امام (ره) به آیت الله راستی کاشانی

اوایل انقلاب بود که هفت گروه چریکی که خط خود را از مارکسیست‌ها جدا کرده بودند با هم ادغام شدند و تشکل جدیدی با نام سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی را بنا نهادند. اما حضور طیف‌های مختلف در شورای مرکزی باعث بالا گرفتن اختلافات شد از امام (ره) درخواست کردند که واسطه‌ای را معرفی کند. «شیخ حسین راستی‌کاشانی» کسی بود که امام به سازمان فرستاد.


آغاز اختلافات

اولین جرقه اختلافات در سازمان، یک ماه پس از اعلام موجودیت یعنی یازدهم اردیبهشت ماه ۱۳۵۸ به هنگام تصمیم‌گیری برای انتشار اطلاعیه‌ای به مناسبت روزکارگر زده شد. عده‌ای از اعضای سازمان هر نوع توجه به کارگر را ملهم از اندیشه‌های مارکسیستی و در نتیجه نوعی التقاط می‌دانستند. اما عمده‌ترین اختلافی که بحث‌های فراوانی را برانگیخت، موضوع بزرگداشت دکتر علی‌شریعتی بود. ماجرا از این قرار بود که گروهی پیشنهاد انتشار اطلاعیه‌ای به مناسبت سالگرد درگذشت شریعتی ارائه کردند. زمستان سال ۱۳۵۸ این موضوع مطرح می‌شود. گروهی ۴ نفره شامل بهزاد نبوی، مرتضی الویری، ساجدی و پروین نزد امام می‌روند تا نظر ایشان را در این‌باره جویا شوند.

شرح این جلسه هیچ‌گاه بازگو نمی‌شود اما یکی از اعضای حاضر در این جلسه (ساجدی) سخنان امام را حول ۲ محور می‌‌داند. نخست اینکه یک‌سری مسائل هست که اختلافی است و موجب اختلاف بین مردم می‌شود و به وحدت مردم ضربه می‌زند، دوم اینکه من (امام خمینی) ورود به مسائل اختلافی را حرام می‌دانم. ظاهرا امام اظهارنظر صریحی درباره اطلاعیه دادن یا ندادن نمی‌کنند هرچند که ساجدی و پروین که از حاضران در این جلسه هستند براین باورند که امام بزرگداشت شریعتی را از مسائل اختلافی دانسته و بالتبع حرام می‌دانسته اما در نهایت بهزاد نبوی و همفکرانش بیانیه‌ای را در سالگرد درگذشت دکتر شریعتی صادر می‌کنند.

مقدمه یک طرح

این اختلافات موجب شد، شکاف‌ها بیش از پیش در درون سازمان مشاهده شود. گاهی گزارش فعالیت سازمان به امام، ارائه و نظر ایشان جویا می‌شد اما چون ارتباط مستقیم با رهبری آن روز در درازمدت امکان نداشت و ایضا سازمان لازم می‌دانست با امام ارتباط تشکیلاتی برقرار کند، طرح ارتباط غیرمستقیم از طریق نماینده در میان اعضای سازمان مطرح شد.

انتخاب آیت الله راستی کاشانی

به هر سو این طرح در شورای مرکزی سازمان مطرح شد. پس از تصویب این طرح در شورای مرکزی، طرح برای اعلام‌نظر خدمت امام ارسال می‌شود که ایشان هم موافقت می‌فرمایند. پس از موافقت ایشان، بحث و گفت‌وگو پیرامون افراد و شخصیت‌های موردنظر برای تصدی نمایندگی امام در سازمان بالا می‌گیرد. شهیدان بهشتی، مطهری و شاه‌آبادی و حجج ‌اسلام محمد امامی کاشانی، انواری، محمدرضا مهدوی ‌کنی و راستی کاشانی از جمله گزینه‌های مورد بحث هستند. امام که تصمیم‌گیرنده نهایی است، حجت‌الاسلام راستی کاشانی را به عنوان نماینده خود در سازمان منصوب می‌کند. ‌

بهانه‌جویی

پس از معرفی راستی کاشانی به عنوان نماینده امام، جریانی در سازمان که این انتخاب را همسو با افکار خود نمی‌دید، آن را برنتافت و زمزمه مخالفت را آغاز کرد؛ همچنین برخی در این دوره از شکل‌گیری ۳ جریان در سازمان خبر می‌دهند؛ جریان موسوم به چپ که در راس آن افرادی چون بهزاد نبوی، محمد سلامتی، سعید حجاریان، هاشم آغاجری، مصطفی تاج‌زاده، علیرضا شجاعی‌زند، پرویز قدیانی، مهدی نیکدل و محسن آرمین قرار داشتند.

جناح موسوم به راست که احمد توکلی، محسن رضایی، حسین فدایی، حسین رضایی، عبدالحسین روح‌الامینی، حسین زیبایی‌نژاد، مجتبی شاکری و محمدباقر ذوالقدر آن را نمایندگی می‌کردند و جناح میانه که از برجسته‌ترین چهره‌های آن می‌توان به مرتضی الویری، رضا بصیرزاده، حسین صادقی و محمدرضوی اشاره کرد که البته این جناح بیشتر متمایل به جریان چپ بود. (یقه سفیدها، جامعه‌شناسی نهادهای مدنی در ایران امروز/ محمد قوچانی ص۱۰۰) اختلافات این ۳ جریان با فرار ابوالحسن بنی‌صدر و حذف جریان ضدانقلاب، شکل جدی‌تری به خود گرفت و زمینه را برای بروز علنی تضادهای درونی اعضای سازمان آماده ساخت. عمده شکاف‌های ایجاد شده ناشی از اختلاف برداشت‌های فکری و قرائت‌های متفاوت در سازمان بود.‌

لابراتوار اختلاف

مجموع این شکاف‌ها که از سطح کلان (تلقی از حکومت و ولایت فقیه) آغاز و تا سطوح فردی چون تصمیم‌گیری‌های اجرایی ادامه می‌یافت، منجر به شکل‌گیری دو جناح برجسته شد که نه فقط در سازمان که در کل جامعه شیوع یافت. از سوی دیگر، جناح چپ سازمان که ادامه حضور آیت الله راستی در سازمان را متناسب با برنامه‌های خود نمی‌دید، با بهانه‌گیری‌های پی‌درپی دامنه این شکاف‌ها را بیش از پیش گسترش داد.

پس از انتصاب راستی کاشانی، این جناح تمام توان خود را به کار گرفت تا شخص دیگری را جایگزین وی کند. طراحان این سناریو با طرح این مسئله که ایشان وقت کافی نداشته و نمی‌تواند به گونه‌ای در سازمان فعالیت کند، سعی کردند خدمت امام رسیده و ایشان را از این انتخاب بازدارند.

همان که گفتم

مسئولان سازمان ، سیزدهم مهرماه ۱۳۶۰ خدمت حضرت امام شرفیاب شدند. در این دیدار برخی از اعضای سازمان تلویحا ۲ درخواست را مطرح کردند: ۱ – تقاضای تلویحی تعویض نماینده امام و ۲- تقاضای تعیین ۲ نماینده امام در سازمان که یکی نماینده امام در امور سیاسی و دیگری در مسائل فقهی باشد. اما در این دیدار به محض طرح اولین تقاضا، بنیانگذار هوشیار انقلاب اسلامی می‌فرمایند: «خیر من آقای راستی را عوض نمی‌کنم تا ایشان اعراض نکرده باشند عوض نمی‌کنم. نگفته‌اند که من وقت ندارم، ایشان فرد فاضل و مهذبی هستند، من می‌گویم، شما هم بگویید ایشان فعال‌تر برخورد کنند.» (سخنان امام خمینی در دیدار مسئولان سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ۱۳/۷/۶۰)

اعضای سازمان به دیدار آیت‌الله راستی می‌روند

وی در این دیدار براین نکته تاکید می‌کند که انتقاداتی نسبت به مسائل سازمان از گذشته وجود دارد که تا زمانی که چنان اشکالاتی رفع نشود، نمی‌توان تشکیلات سازمان را به صورت کلی تایید کرد. این سخن نماینده امام، مسئولین سازمان را برانگیخت و با اصرار فراوان از وی خواستند تا نظرات اصلاحی و انتقادات خود را مطرح کند تا آنها بپذیرند و بدان‌ها عمل کنند. اصرار برخی از اعضای سازمان سبب شد تا راستی کاشانی نظرات اصلاحی خود را با مسئولین سازمان در میان بگذارد. اما برخلاف انتظار جناح مخالف نماینده امام در سازمان که قبلا برای شنیدن هرگونه انتقادی اعلام آمادگی کرده بود، از دادن نوار سخنرانی‌ها و بیانات نماینده امام به اعضا و مرتبطین سازمان خودداری و به اصطلاح این انتقادها را بایکوت کرد.

ایجاد تردید

جریان چپ در سازمان اقدامات مخالفت‌گونه خود با نماینده امام را به اشکال دیگری دنبال می‌کنند. در یکی از مراحل آنها چنین طرح می‌کنند که بین نظر و حکم نماینده امام فرق است و ما فقط احکام ایشان را لازم الاتباع می‌دانیم نه نظرات ایشان را. چندی بعد فرآیند مخالفت با راستی کاشانی را به سطح دیگری منتقل و اعلام کردندکه نماینده امام هیچ اختیاری برای دخالت در امور سازمان ندارد و کار نماینده اما تنها توشیح است. پس از مدتی هم به صراحت گفته شد که آقای راستی نماینده امام نیست بلکه امام فرموده رابط است و براین اساس هیچ یک از گفته‌هایش لازم‌الاتباع نیست. با این وضعیت، همه نظرات و انتقادات نماینده امام، دخالت در امور سازمان تلقی شد. پس از این نیز برای آنکه نظرات نماینده امام را تحت‌الشعاع قرار دهند، با استناد به نظرات برخی دیگر از علما و روحانیون، آرای راستی کاشانی، شخصی و جناحی قلمداد شد. جناح چپ سازمان از این راه تلاش داشت تا نماینده امام را حتی‌الامکان به انزوا بکشاند.

‌چه باید کرد؟

این جریان کار را به جایی می‌رساند که راستی کاشانی در ۱۸ فروردین ۱۳۶۱ به محضر امام شرفیاب شده و گزارشی از تخریب‌های علیه خود ارائه می‌کند. وی در عین کسب تکلیف از امام می‌خواهد تا این مسئولیت را به شخص دیگری واگذار کنند. حضرت امام نیز با رد این درخواست می‌فرمایند: «حتما خود شما باید باشید، صلاح نیست غیر از شما. خود شما باشید چون شما به امور سازمان آشنا هستید به کارتان ادامه دهید. بیش از پیش با هم باشید و بیشتر و بهتر از قبل هم کارتان را انجام دهید. نظارتتان را هم بیشتر کنید تا ببینم با اینها باید چه کرد.»

نماینده امام پیرو این دیدار، در اول اردیبهشت همان سال، حسین فدایی، محسن اخوت، علی عسکری، محمد فیاض، جعفر الله‌وردی، مسعود روح‌الامین و حمیدرضا کاتوزیان را به عنوان شورای مسئولان سازمان معرفی می‌کند؛ البته یک هفته پس از لغو شورای مرکزی قبلی سازمان که تحت عنوان مجلس مشورتی فعالیت می‌کرد.

پس از تعیین این شورا که به «شورای منتخب آیت‌الله راستی» شهرت یافت، جریان معارض در سازمان نه تنها از همکاری با آن شورا امتناع کرد بلکه در مقابل آیت‌الله راستی جبهه‌گیری و صراحتا اعلام موضع کرد و فرمان نماینده امام را لازم الاتباع ندانست. پس از این اعلامیه نیز این جریان با اصرار زیاد خواستار ملاقات با امام شد اما امام موافقت نکرده و آیت الله موسوی اردبیلی را از جانب خود جهت شنیدن نقطه نظرات موافق و مخالف تعیین کرد.‌ ولی چندی بعد جریان موسوم به چپ با هدف حذف آیت‌الله راستی کاشانی، نماینده امام، شایع کرد که ماموریت آیت‌الله موسوی اردبیلی موقتی نیست اما بعدها در ۱۸مرداد۶۱، این خبر از سوی آقای موسوی اردبیلی تکذیب شد.

راستی را عوض نمی‌کنم

پیرو پیام حضرت امام رحمه الله، نماینده امام رحمه الله در سازمان، افرادی را انتخاب کرده و با ایجاد یک شورا تشکیل جلسه داد، اما یک روز بعد جریان چپ سازمان اطلاعیه ای با عنوان «شورای هماهنگی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی » صادر کرد و در آن، امر نماینده امام رحمه الله را لازم الاتباع ندانست . آنان خواستار ملاقات با امام شدند، اما موفق به این دیدار نگردیدند . با بالا گرفتن اختلاف و کشمکشهای درون سازمان، آیت الله موسوی اردبیلی از طرف امام رحمه الله مامور شد، نقطه نظرات آنها را خدمت امام رحمه الله ابلاغ کند . در پی این ماموریت، شایعه ای مبنی بر انتخاب آیت الله موسوی اردبیلی و حذف آیت الله راستی کاشانی در سازمان شکل گرفت و بعد از پخش شایعه، آیت الله موسوی اردبیلی اعلام کرد: «من هیچ گونه دخالت یا نظارت و یا مشورت در امور جاری سازمان ندارم، قبلا چیزی که به من محول شده بود را انجام دادم و بس .» تکذیبیه آقای موسوی اردبیلی، ۱۸/۵/۶۱ .

در نهایت آقای مهندس نبوی، چهره شاخص این سازمان، در حاشیه ملاقات ستاد بسیج اقتصادی با حضرت امام رحمه الله مسئله سازمان را مطرح نموده و از امام رحمه الله کسب تکلیف کرد و امام رحمه الله همچون گذشته فرمودند: «من به هیچ وجه آقای راستی را عوض نمی کنم . بروید با ایشان مسئله را حل کنید .» ۷) ملاقات بسیج اقتصادی با امام رحمه الله، ۸/۳/۱۳۶۱ .

سیزدهم شهریور۶۱ راستی کاشانی با امام ملاقات می‌کند؛ ملاقاتی مهم و تاثیرگذار که پوشاندن یا به فراموشی سپردن آن برای مخالفین نماینده امام در سازمان چندان ساده نبود. امام در پاسخ به اظهارات راستی کاشانی و نقل قول برخی از مخالفین در‌خصوص محدودیت نماینده امام در تصمیم‌گیری‌های سازمان می‌فرمایند:«اینکه نظارت نمی‌شود نظارت آن است که نظر ناظر دخیل باشد، شما محکم بگیرید هر کس خواست می‌ماند هر کس نخواست دنبال کار دیگری می‌رود.» سپس از آیت‌الله راستی کاشانی می‌خواهند نسبت به سازمان کنترل بیشتری کرده و حراست و نیز دخالت کند. به دنبال آشکار شدن نظر صریح امام در مورد نظارت و کیفیت آن و نیز حدود و اختیارات نماینده امام، ۳۷نفر از اعضای چپ سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی‌ در ۲۰ دی ماه۱۳۶۱ در نامه‌ای به آیت‌الله راستی کاشانی از عضویت در این سازمان استعفا دادند.

دوره پایان

گذار از دوران التهاب و بازگشت آرامش به فضای سیاسی کشور موجب شد تا فعالیت‌های سازمان از حالت نیمه مخفی و نیمه علنی خارج و به صورتی علنی و البته تنها در زمینه سیاسی متمرکز شود. اما رفته رفته و با توجه به شرایط جنگی کشور و اهتمام اعضای فعال و اصلی سازمان به مسئله جنگ و همزمان با تعطیلی نسبی فعالیت‌های حزب جمهوری اسلامی،‌فعالیت‌های سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی نیز رو به افول نهاد. مهرماه ۱۳۶۵ آیت‌الله راستی کاشانی در نامه‌ای به امام، از ایشان خواست تا با استعفای وی و انحلال سازمان موافقت فرمایند که ایشان نیز ۵روز بعد با این ۲ درخواست موافقت می‌فرمایند.

متن نامه های مرتبط با استعفای آقای راستی

‏‏بسمه تعالی

محضر مقدس رهبر کبیر انقلاب، بزرگ مرجع اسلام حضرت آیت الله العظمی امام‏‎ ‎‏خمینی ادام الله ظله علی رئوس المسلمین‏

با کمال احترام معروض می دارد، با اینکه در اطاعت از امر مکرر حضرت امام نسبت به نمایندگی در‏‎ ‎‏سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی بحمدالله تاکنون انجام وظیفه شده است و به لطف خداوند با توجه به‏‎ ‎‏نقطه نظرهای مبارک خطر ضعف‌هایی که ممکن بود از جانب منحرفین ایجاد شود برطرف شده است،‏‎ ‎‏ولی با اشتغالات درسی در حوزه و اطاعت از دیگر اوامر حضرت مستطاب عالی فرصت لازم برای‏‎ ‎‏ادامۀ نمایندگی آن حضرت در سازمان مذکور نیست. استدعای استعفا دارم. ضمنا چون در پیروی از‏‎ ‎‏فرمایشات حضرتعالی عده ای از اعضای محترم سازمان به جبهه رفته اند و عده ای عازم هستند،‏‎ ‎‏استدعای انحلال دارند. از خداوند منان صحت و طول عمر آن امام بزرگوار را مسئلت دارم.‏

‏‏بیست و چهارم محرم الحرام ۱۴۰۷ حسین راستی کاشانی‏‏

‏‏بسمه تعالی

با خصوصیات علمی و عملی و اخلاقی خوبی که در جنابعالی است، امید است چون‏‎ ‎‏گذشته به تربیت افراد صالحی برای اسلام و جمهوری اسلامی اشتغال داشته و موفق‏‎ ‎‏باشید. با استعفای جنابعالی و درخواست انحلال سازمان موافقت می نمایم. از خداوند‏‎ ‎‏تعالی توفیق همگان را برای خدمت به اسلام و مسلمین خواهانم. والسلام علیکم و‏‎ ‎‏رحمه الله .‏

‏‏۲۹ محرم الحرام ۱۴۰۷‏

‏‏روح الله الموسوی الخمینی‏

نامه به آقای بهزاد نبوی در مورد استعفای آقای راستی کاشانی

‏بسم الله الرحمن الرحیم

محضر مقدس حضرت امام خمینی مدظله العالی‏

‏‏بعد از سلام و آرزوی طول عمر و سلامتی آن رهبر بزرگوار، عطف به استعفانامۀ اخیر‏‎ ‎‏حجت الاسلام و المسلمین جناب آقای راستی کاشانی از نمایندگی جنابعالی در سازمان مجاهدین‏‎ ‎‏انقلاب اسلامی و پاسخ آن حضرت که در جراید منتشر گردید، به استحضار می رساند؛ از آنجا که متن‏‎ ‎‏استعفانامه همراه با پاسخ حضرتعالی که در واقع موافقت با استعفا بوده، منتشر گردیده است، و نامبرده در‏‎ ‎‏متن مزبور علاوه بر طرح استعفا، مسائل دیگری نیز مطرح کرده بودند، که مغرضین پاسخ آن حضرت را‏‎ ‎‏تایید تمامی مطالب استعفانامۀ مزبور تلقی می نمایند، از حضور مبارک استدعا دارد برای جلوگیری از‏‎ ‎‏هر نوع القای شبهه و سوء استفاده در صورتی که مصلحت بدانید به نحو مقتضی و یا حتی در ذیل همین‏‎ ‎‏عریضه اعلام نظر فرمایید. ملتمس دعا.‏

‏‏بهزاد نبوی ۱۶ / ۷ / ۱۳۶۵‏‏

‏‏بسمه تعالی ‏

‏‏جناب آقای بهزاد نبوی‏

‏‏اینجانب فقط با استعفای آقای راستی و انحلال سازمان مذکور موافقت نمودم و با‏‎ ‎‏مطالب دیگری که در استعفانامه بود، به هیچ وجه موافقت نکردم.‏

‏‏۱۷ / ۷ / ۶۵‏

‏‏روح الله الموسوی الخمینی‏

حمایت از امام خمینی (ره)، راه و روش مرحوم آیت الله راستی کاشانی

سیزدهم مهرماه ۱۳۴۴ بود که امام خمینی (ره) به همراه شهید آقامصطفی خمینی از مرز ترکیه و عراق گذشت و پا به عراق گذاشت. ایشان پس از بغداد برای زیارت عتبات عالیات به سامرا و کاظمین در نزدیکی بغداد شتافت و در ادامه راهی کربلا شد. با پایان زیارت بارگاه سیدالشهدا (ع) در کربلا، در نهایت راهی نجف اشرف شد. جایی که حسین راستی کاشانی هم یکی از اساتید حوزه این شهر محسوب می‌شد.  استقبال  از امام (ره) بی‌سابقه بود و حسین هم در این میان سهمی داشت. تسنیم گزارش داده است که راستی کاشانی با تبعید امام به این شهر، درس خود را تعطیل و همراه با شاگردانش در محضر درس امام خمینی (ره) شرکت کرد. راستی کاشانی از کسانی بود که بعد از رحلت آیت‌الله بروجردی، مردم را به تقلید از امام (ره) تشویق میکرد.

ضرغامی: بعد از تبعید امام خمینی به نجف او کلاس درس خود را تعطیل کرد و با شاگردان خود به محضر درس امام شتافت. این حرکت او در آن زمان خیلی ارزشمند بود.

محسن رضایی: در عظمت آیت الله راستی همین بس، که امام راحل(ره) در وصف ایشان فرمود: "آقای راستی کسی است که در نجف، مرا از غربت خارج کرد." آیت الله راستی کاشانی در طول دوران دفاع مقدس، صمیمانه از رزمندگان و فرماندهان آن جبهه ها حمایت نمود.

به اشتراک بگذارید : تلگرام   |   فیس‌بوک
نام :
ایمیل :
پیام :