امام(ره) و اندیشه استقلال خواهی؛

امام(ره) راه حل اصلی را در «مردم» می دید

مسئله استقلال ملی و نقش فعالانه بین المللی و جهانی در پهنه جغرافیایی جهان اسلام، همیشه یا مورد بدفهمی و تفسیر نادرست قرار گرفته و یا از سوی برخی مخالفان، جنبه ای افراطی به خود گرفته است. به منظور بررسی ارتباط میان "وحدت کشورهای اسلامی" در کنار حفظ و پایبندی به "استقلال ملی" از دیدگاه امام خمینی(ره) با مهندس سیدمحمد غرضی به گفتگو نشسته ایم.


در اندبشه و عمل حضرت امام(ره) می بینیم که همزمان با تاکید بر مسئله ی وحدت اسلامی، به اصل استقلال ملی هم پایبند هستند. جمع کردن این دو واقعیت در یک جا چگونه فهم می شود؟

اگر بخواهیم نگاه حضرت امام(ره) به مسئله ی استقلال و وحدت کشورهای اسلامی را درک کنیم، جمهوری اسلامی ایران بهترین نمونه است. حضرت امام(ره) از همان دوران مبارزه معتقد به ارتباطات اسلامی و برادرانه بین کشورهای اسلامی بودند. من حداقل ۳۰ سال توفیق حضور در محضر حضرت امام(ره) را داشته ام. شاید حدود سال ۵۰ من از ایشان درباره ی نحوه ی اقامه ی نماز هنگام سفر به خارج از کشور سوال کردم که ایشان بر حضور در نماز جماعت برادران اهل تسنن تاکید ویژه داشتند و فرمودند آنها برادران شما هستند. روابط ما با کشورهای اسلامی، پس از انقلاب هم واقعا برادرانه بود، سفارت اسرائیل بسته شد و تمامی روابط با مسلمانان گسترش یافت. البته بعدها مشکلاتی از جانب برخی کشورهای اسلامی از جمله عراق-و بعدا عربستان- برای ما ایجاد شد. با این حال، جمهوری اسلامی باز هم همیشه حساب ملت های مسلمان را از دولت ها جدا کرده است.

این حساب کردن روی ملت ها، اصلی اساسی در مبارزات سیاسی امام(ره) محسوب می  شود. نگاه امام(ره) به مجموعه ی دنیای اسلام در این زمینه چگونه است؟

امام(ره) معتقد بود همه ی ۱/۶ میلیارد نفر امت مسلمان باید برای دفاع در برابر هجوم به دنیای اسلام وحدت داشته باشند. یعنی ایشان همزمان با تاکید بر اصل استقلال ملی، سرنوشت کشورهای مسلمان را جدا از یکدیگر نمی دیدند و معتقد بودند اصل این است که باید آن مجموعه خودش را در برابر هجومی که به او می شود حفظ کند. این حرف را امام(ره) زنده کرد و از ایران به همه ی جهان اسلام منتشر شد.

موانع شکل گیری این وحدت در نظر امام(ره) چیست؟

طبیعتا وقتی ما با این دیدگاه به مسائل و روابط کشورهای مسلمان نگاه می کنیم، چپاولگران بین المللی، احساس خطر می کنند. چرا که خودشان نمی توانند چنین منظومه ی وحدت آفرینی تعریف کنند. ما در تاریخ دو قرن اخیر اروپا و غرب، دهها جنگ قومی، سرزمینی و ... را شاهد بوده ایم. جنگ اول و دوم جهانی، جنگ قومی است. سوسیالیسم، فاشیسم، کاپیتالیسم و غیره پس از جنگ مطرح می شود، نه قبل از جنگ. لذا آنها به سمت مقابله با وحدت اسلامی می روند. ما پس از انقلاب اسلامی می بینیم که اروپا و آمریکا اساسا با مطرح شدن یک کشور اسلامی با این دیدگاه مخالفت می کنند. آنها خیلی زود تاثیر انقلاب اسلامی را در دیگر کشورهای منطقه مشاهده کردند و قدرت سربازگیری این نوع تفکر را در برابر افکار ناسیونالیسم عربی می دانستند. لذا دست به تقابل همه جانبه با جمهوری اسلامی زدند. به صورتی که وقتی صدام تصمیم گرفت به ایران حمله کند، اول تایید همه ی کشورهای غربی را گرفت و بعد حمله کرد. من شاهد بودم که صدام گفت قبل از حمله با همه تبادل نظر کرده ام، مخصوصا با ژاک شیراک؛ رئیس جمهور وقت فرانسه که شب قبل از حمله نیز به هماهنگی با وی پرداخته بود!

راهکار غرب برای مقابله با وحدت کشورهای اسلامی چیست؟

کشورهای غربی و اروپایی اصرار به فعال کردن شکاف های قومی و طایفه ای در بین امت اسلام دارند. این در حالی است که طی ۲۰۰ سال اخیر هیچ کشور اسلامی نبوده است که مورد تهدید  یا تجاوز اروپایی ها و آمریکایی ها قرار نگرفته باشد. آنها دولت های مسلط بر کشورهای ثروتمند اسلامی را با ترساندن و باج گیری، به حیطه ی قدرت اروپا و آمریکا وارد می کنند و همزمان، کشورهای ضعیف اسلامی را مورد تعرض و تجاوز قرار می دهند. یعنی از نظر آمریکا، کشورهای ثروتمند اسلامی باید زیر سلطه ی آمریکا باشند و کشورهای اسلامی ضعیف هم باید همیشه درگیر جنگ باشند. واقعا برای به جان هم انداختن ملت های مسلمان،  سالها هزینه می کنند و کار می کنند.

روش صحیح مقابله با این دسیسه ها از نظر حضرت امام(ره) چیست؟

امام(ره) می گفت اگر هر مسلمان یک سطل آب بریزد، اسرائیل را آب خواهد برد و این واقعیت داشت. جهان اسلام جهان بزرگی است. در طول تاریخ هرگز کشورهای  اسلامی به جان هم نیفتاده اند. الا پس از اینکه ناپلئون در ۱۸۰۷ به مصر حمله کرد و اروپایی ها شروع به تجاوز به کشورهای مسلمان کردند. لذا اختلافات شدیدی که در ۲۰۰ سال اخیر به وجود آمده است، ناشی از تحریکات بیگانگان است. ممکن است اتفاق کوچکی مثل حمله عثمانی به ایران افتاده باشد، ولی طول دوره ی صلح کشورهای اسلامی بسیار طولانی ترین از دوره جنگ بوده است. سود غربی ها در همین اختلاف افکنی هاست. راهکار امام(ره) شکل گیری امت یکپارچه اسلام و گسترش روابط با کشورهای مسلمان بود. نکته ای که برخی در مقابل این نظر حضرت امام(ره) مطرح می کنند، تاکید بر نهادهایی مثل سازمان ملل و گسترش ارتباط با کشورهای غیرمسلمان است. می گویند ما باید در سیاست جهانی حل شویم. خب، بهترین نمونه سیاست جهانی، سازمان ملل است. ما می گوییم اگر سازمان ملل قادر  به برقراری عدالت جهانی بود که این همه جنگ اتفاق نمی افتاد. معتقدید ما باید روش های عمومی جهان امروز را بپذیریم، شما که می بینید سازمان ملل به جای اینکه همراه ملت ها-یا حداقل دولت ها- باشد، اینهمه جنگ اتفاق می افتد. چرا این جنگ ها به وجود می آید؟

پس ما باید روابط مان با کشورهای مسلمان را گسترش دهیم...

بله. حتما نظر حضرت امام(ره) همین بود، البته با حفظ استقلال ملی. یادم هست در سال ۶۰، بعد از اینکه تقریبا در مقطعی جنگ متوقف شده بود، هفت نفر از سران کشورهای اسلامی خدمت حضرت امام(ره) آمدند و می گفتند آتش بس کنید. امام(ره) خیلی ساده فرمودند او برود بیرون! در آن مقطع، خرمشهر و بخشی از دیگر مناطق ما هنوز در اختیار عراق بود. علت اصلی عدم وحدت کشورهای مسلمان از نظر امام خمینی(ره)، وجود حکومت های دست نشانده در کشورهای اسلامی بود. امام(ره) همچنان که در جمهوری اسلامی، مردم را به راس تصمیم گیری های کلان کشور بازگرداند، معتقد بود راه تحقق استقلال و وحدت کشورهای اسلامی هم همان راه ایران است، یعنی تکیه به مردم. در نظر امام(ره) تکیه به مردم، واجب اصلی و تکیه به بیگانه، حرام اصلی است.

به اشتراک بگذارید : تلگرام   |   فیس‌بوک
نام :
ایمیل :
پیام :