در گفتگوی مشروح با محمدنبی حبیبی مطرح شد؛

تاسوعا و عاشواری سال ۵۷ کمر رژیم شاه را شکست

نگاهی گذار به محرم و صفر نشان می دهد که بسیاری از نهضت های مردمی در جهان اسلام بعد از واقعه عاشوار، ریشه در محرم و صفر دارد. لذا طبیعتا در کشور ما هم نقش محرم و صفر در حرکت های انقلابی و اسلامی یک نقش بی نظیر است.


به عنوان اولین سوال بفرمایید که عزاداری محرم سال ۵۷ چقدر در روند پیروزی انقلاب اسلامی موثر بود؟

نگاهی گذار به محرم و صفر نشان می دهد که بسیاری از نهضت های مردمی در جهان اسلام بعد از واقعه عاشوار، ریشه در محرم و صفر دارد. لذا طبیعتا در کشور ما هم نقش محرم و صفر در حرکت های انقلابی و اسلامی یک نقش بی نظیر است. در سال ۵۷ من خودم در راهپیمایی های روز تاسوعاو عاشورا در مسیر راهپیمایی بودم. اولا این راهپیمایی را هیئت های مذهبی راه انداختند. به این معنا که قرار شد هیئت های مذهبی به جای اینکه در خیابان، مساجد و محله های خودشان به عزاداری بپردازند، در روز تاسوعا و عاشورا به خیابان بیایند و مسیر میدان امام حسین(ع) فعلی تا میدان آزادی فعلی را طی کنند. من ساعت ها در نزدیکی چهارراه تقاطع حافظ و انقلاب بودم و شعارها را می شنیدم. معتقدم که راهپیمایی روز تاسوعا و عاشورا که توسط هیئت های مذهبی برگزار شد، کمر رژیم شاه را شکست.

شعار و نوحه های روز تاسوعا و عاشورای سال ۵۷ چه بود؟

به نظرم برای درک بهتر فضای محرم سال ۵۷ باید یک بررسی تاریخی در این زمینه داشته باشیم. از سالهای ۴۱ و ۴۲ که بر سر لایحه انجمن های ایالتی و ولایتی یک مقابله مشخص بین بسیاری از مراجع تقیلید و رژیم شاه شکل گرفت، رنگ ضد رژیم بودن عزاداری های محرم و صفر هم افزایش پیدا کرد. سابقا هیئت هایی که شعارهای سیاسی مطرح می کردند، حداقل در تهران زیاد نبود، ولی مقابله بسیاری از مراجع تقلید و موثرتر از همه، خود حضرت امام(ره) با آن لایحه، موضعگیری هیئت های مذهبی در مقابله با رژیم شاه را آشکارتر از همیشه کرد و خصوصا بین نسل جوان آن زمان، این نوع عزاداری، خیلی پرطرفدار شد. شاید کم کم همه جوانان توقع داشتند تا همه هیئت های مذهبی، شعار سیاسی ضد رژیم هم داشته باشند.

رژیم در آن قضیه مجبور به عقب نشینی شد...

بله. رژیم عقب نشینی کرد و لایحه را پس گرفت. روند نقش آفرینی هیئت های مذهبی بار دیگر در حوادث ۱۵ خرداد ۴۲ خود را نشان داد. این نهضت یک نهضت صد در صد عاشورایی بر علیه رژیم شاه و استکبار بود. یادم هست در سال ۴۲، عزاداری ها کاملا صبغه سیاسی داشت. مثلا عزاداری عاشورای سال ۴۲ که از مسجد حاج ابوالفتح میدان قیام فعلی و میدان شاه آن زمان به طرف دانشگاه تهران انجام شد، اصلا به مناسبت عاشورا نبود. خود من در آن راهپیمایی حضور داشتم. راهپیمایی بسیار عظیمی انجام شد. در روز ۱۵ خرداد هم اکثریت قریب به اتفاق شهدا، افرادی بودند که صبح زود برای عزاداری امام حسین(ع) در تکیه ها و مساجد جمع شده بودند و وقتی از دستگیری امام(ره) با خبر شدند، به خیابان ها ریختند. من خودم در صحنه بودم. عزاداران از طرف میدان شوش به طرف میدان مولوی و چهار راه سیروس سابق آمدند، پیرآهن مشکی به تن داشتند و در آنجا جمله «یا مرگ یا خمینی» شعار اصلی بود.

برخورد رژیم از همان ابتدا با خشونت همراه بود؟

بله. با دستور شخص شاه مردم به گلوله بسته شدند. نیروهای شهربانی آمدند ولی نتوانستند کنترل کنند. بعد شاه به ارتش دستور داد تا دخالت کند. دستور هم این بود که ارتش به میدان بیاید و شلیک کند. من در همین خیابان ۱۵ خرداد فعلی و چهارراه سیروس سابق(مصفی خمینی فعلی) حضور داشتم. حضور مردم عزادار با پیرآهن های مشکی و مقابله رژیم شاه را با چشم خودم دیدم. اصولا ماهیت انقلاب اسلامی یک ماهیت عاشورایی است و در ماه محرم و صفر این ماهیت به صورت عزاداری و تجمع در حسینیه ها و مساجد بروز می کند.

به محرم سال ۵۷ برگردیم. شعارهای عاشورا و تاسوعای آن سال چه بود؟ اسناد ساواک نشان می  دهد معتقد بودند عبور از محرم به معنای نجات یافتن رژیم از سقوط است. چقدر این تحلیل را درست می دانید؟

یادم هست وقتی که ازهاری نخست وزیر شد و حکومت نظامی آغاز شد، دستور داد تجمع بیش از ۴ نفر در تهران و سایر شهرهایی که حکومت نظامی اعلام شده بود، ممنوع است. روز تاسوعا من یادم هست که عده ای از جوانان به دیوارهای خیابان انقلاب فعلی، شعار نوشته بودند که «طبق دستور حکومت نظامی، تجمع بیش از ۴ میلیون نفر ممنوع است»! شعارها ضداستکباری و ضد رژیم بود. ولی در روز عاشورا شعار مرگ بر شاه هم به شعارها و نوحه های عزاداری اضافه شد. روز تاسوعا این موضوع کمرنگ تر بود. ولی روز عاشورا صراحت اعلام مرگ بر شاه را شنیدم. مردم روی بام ها تکبیر می گفتند. من شنیدم که ازهاری در یک سخنرانی گفت:«آقا دروغ می گویند که مردم بالای پشت بام ها می روند. اینها عده ای هستند که ضبط صوت پر شده را می برند و روشن می کنند.» لذا در روز تاسوعا و عاشورا یکی از شعارهایی که عده زیادی از مردم با یکدیگر همخوانی می کردند، این بود که: «ازهاری گوساله» «ای خر چهار ستاره»-چون ازهاری سپهبد بود- «بازم بگو نواره»! این هم یکی از شعارهایی بود که یک انبساط خاطری برای راهپیمایان ایجاد می کرد.

تحلیل ساواک را قبول دارید؟

بله. آن تحلیل ساواک را من قبول دارم و تکرار می کنم که راهپیمایی عاشورا و تاسوعای سال ۵۷، کمر رژیم شاه را شکست. به نظر من مهم ترین اتفاقی که در روز تاسوعا و عاشورای ۵۷ شکل گرفت، این بود که به مناسبت عزاداری امام حسین(ع)، رهنمودهای امام(ره) به یک انرژی بی نظیری در سطح کشور تبدیل شد و مردم تقابل جدی با رژیم شاه را نشان دادند.

نحوه مدیریت حضرت امام(ره) در آن مقطع به چه صورت بود؟

تشخیص حضرت امام(ره) برای نحوه مدیریت این انرژی متراکم مردمی، بی نظیر و مثالزدنی است. بعضی از افرادی که به نظرم سوء نیتی هم نداشتند، نظرشان این بود که حضور مردم با دست خالی در خیابان و شلیک رژیم به آنها، فایده زیادی ندارد و مردم دسته دسته کشته می شوند. امام(ره) وقتی آمادگی مردم را دیدند به توصیه برخی از اشخاص که می گفتند شما دیگر به مردم نگویید که به خیابان بیایند، با استدلال قوی گفتند حالا که مردم خودشان حاضر شدند جان خودشان را برای اسقاط رژیم فدا کنند ما چطور این مشت های برافراشته را فرود بیاوریم؟ پیشنهادات این افراد را نپذیرفتند.

افرادی که پیشنهاد دادند، چه کسانی بودند؟

از کسانی که در آن زمان به پاریس رفتند و این پیشنهاد را مطرح کردند، یکی آقای دکتر سنجابی؛ دبیرکل جبهه ملی ایران بود. شنیدم یکی دیگر از افرادی که واقعا هم از روی خیرخواهی و به زعم خودشان، برای جلوگیری از کشتار مردم، این مسئله را مطرح کرده بود، مرحوم آقای بازرگان بود که امام با این پیشنهادات کلا مخالفت کردند.

به اشتراک بگذارید : تلگرام   |   فیس‌بوک
نام :
ایمیل :
پیام :