روش شناسی امام(ره) برای مقابله با استکبارجهانی؛

اگر قدرت داشته باشیم تمام مستکبرین را از بین خواهیم برد

انقلاب ایران بدون نام امام خمینی(ره) در هیچ جای جهان شناخته شده نیست و افکار عمومی جهان امروز، تحت تاثیر پروپاگاندای رسانه ای غرب، ایران را بیش از هر چیز به مخالفت با دولت مستکبر آمریکا می شناسند. عامل پیوند دهنده دو واقعیت فوق، یقینا چیزی جز مبارزه بنیادین، صریح، همه جانبه، همیشگی و پر قدرت امام(ره) با تمامی مظاهر استکبار نبوده و نیست. نگاه بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی به فرآیند مبارزه با مستکبران اما از جهات متنوعی در خور تامل و مطالعه است. امام(ره) اساسا زندگی را چیزی جز دفاع از مصالح اسلام و مسلمین نمی بیند: «آنها که در برابر خطرهایی که متوجه اسلام شده است قیام نکنند، مقابله نکنند و به دفاع برنخیزند، آنها در عداد مردگانند.»(۱) چنین است که هر آنچه جز مبارزه با مستکبران، می تواند در عداد فروع حیات جای گرفته باشد: «برای من مکان مطرح نیست. آنچه مطرح است مبارزه بر ضد ظلم است. هر جا بهتر این مبارزه صورت بگیرد آنجا خواهم بود.»(۲)


در فرآیند مبارزه، نگاه امام(ره) به مولفه ی زمان نیز این چنین است. برهمین اساس، امام(ره) همچنان که آبان ماه سال ۴۳ در واکنش به طرح کاپیتولاسیون طی پیامی به ملت ایران می نویسد:«...دنیا بداند که هر گرفتاری‌ای که ملت ایران و ملل مسلمین دارند، از اجانب است؛ از امریکاست. ملل اسلام از اجانب عموما و از امریکا خصوصا متنفر است.»(۳) در واپسین ماه های حیات پربرکتش نیز تاکید می کند«تا شرک و کفر هست، مبارزه هست. و تا مبارزه هست، ما هستیم.»(۴) امام(ره) اعتقاد راسخ دارد مختل شدن فرآیند رشد جوامع اسلامی در سده های اخیر و جا ماندن آنها از قافله پیشرفت های مادی و معنوی، ریشه در فقدان روح مبارزه در متن جوامع اسلامی داشته است: «خودخواهی و ترک قیام برای خدا ما را به این روزگار سیاه رسانده و همه جهانیان را بر ما چیره کرده و کشورهای اسلامی را زیر نفوذ دیگران درآورده‏.»(۵)

واقعیت تکان دهنده تر در مشی مبارزاتی حضرت امام(ره) در برابر مستکبران، شکست ناپذیری او در تمام مقابله هاست. امام(ره) ابدا مشتاق پیروزی ظاهری نیست و جالب آنکه همین خصلت، شاه کلید پیروزی امام(ره) و نهضت تاریخی وی تا کنون بوده است: «تکلیف ما این است که در مقابل ظلم ها بایستیم، اینطور نیست که ما خوف این را داشته باشیم که شکست بخوریم. اولا که شکست نمی‏خوریم؛ خدا با ماست، و ثانیا بر فرض اینکه شکست صوری بخوریم شکست معنوی نمی‏خوریم، و پیروزی معنوی با اسلام است، با مسلمین است، با ماست‏.»(۶)

بر اساس همین نفس مطمئن و امیدواری قاطع به پیروزی حقیقی است که در تاریخ حیات پربرکت امام(ره)، هیچگاه ذره ای مماشات و لفاظی سیاسی در برابر قدرت های استعماری دیده نمی شود: «ما اگر قدرت داشته باشیم تمام مستکبرین را از بین خواهیم برد.»(۷) و «اگر دقیقا به وظیفه مان که مبارزه با آمریکای جنایتکار است ادامه دهیم فرزندانمان شهد پیروزی را خواهند چشید.»(۸) اما عمیقا اعتقاد دارد: «نهضت ایران تنها مختص ایران نبوده بلکه نهضت مستضعفین علیه مستکبرین، و در جهت حمایت از تمام کسانی [است‌] که به انسانیت و حقوق بشر احترام قائل هستند و همچنان ادامه خواهد داشت.»(۹) در نگاهی جهانی و تمدنی نیز، ابراز می کند: «سلامت و صلح جهان بسته به انقراض مستکبرین است؛ و تا این سلطه طلبان بی‏فرهنگ در زمین هستند، مستضعفین به ارث خود که خدای تعالی به آنها عنایت فرموده است نمی‏رسند.»(۱۰)

امام(ره) همچنان که مشق مبارزه را به تاریخ می آموزد، روش سازش با مستکبران و عاقبت آن را به خوبی درک و بیان کرده است: «نکته مهمی که همه ما باید به آن توجه کنیم و آن را اصل و اساس سیاست خود با بیگانگان قرار دهیم این است که دشمنان ما و جهانخواران تا کی و تا کجا ما را تحمل می‏کنند و تا چه مرزی استقلال و آزادی ما را قبول دارند. به یقین آنان مرزی جز عدول از همه هویتها و ارزشهای معنوی و الهی‏مان نمی‏شناسند. به گفته قرآن کریم، هر گز دست از مقاتله و ستیز با شما بر نمی‏دارند مگر اینکه شما را از دینتان برگردانند.»(۱۱) بر اساس همین درک الهی و عمیق است که سازش با مستکبران را هرگز در قاموس امام(ره) نمی بینیم. امام(ره) همچنان که زندگی عاری از مبارزه را مرگ می بینند، رنج آورترین مرگ ها را نیز بسیار شیرین تر از سازش با سلطه طلبان بی فرهنگ قلمداد می کنند. چنین است که می فرماید: «کسی تصور نکند که ما راه سازش با جهانخواران را نمی‏دانیم. ولی هیهات که خادمان اسلام به ملت خود خیانت کنند!... اگر بند بند استخوانهایمان را جدا سازند، اگر سرمان را بالای دار برند، اگر زنده زنده در شعله‏های آتشمان بسوزانند، اگر زن و فرزندان و هستی‏مان را در جلوی دیدگانمان به اسارت و غارت برند هرگز امان نامه کفر و شرک را امضا نمی‏کنیم.»(۱۲) امام(ره) با چنین نیرویی اثرگذار و غیرقابل سکون، تاریخ قرن بیستم را دگرگون کرد و صد البته مسیر بشریت را در قرن بیست و یکم نشانه گذاری نمود. با این حال، امام(ره) به راستی از خود هیچ ندارد و الهی بودن مسیر و مقصد را تنها دلیل مبارزه و ضامن پیروزی تلقی می کند: «ما مظلومین همیشه تاریخ، محرومان و پابرهنگانیم. ما غیر از خدا کسی را نداریم. و اگر هزار بار قطعه قطعه شویم، دست از مبارزه با ظالم بر نمی‌داریم.»(۱۳)

واقعیت مبارزه با استکبار چنان با تار و پود حیات شخصی و اجتماعی بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی پیوند خورده است که تصور امام(ره) بدون مبارزه با استکبار، تصور امام(ره) بدون شعار «مرگ بر آمریکا» و تصور امام(ره) همراه با تعریف و تمجید از هوش و ادب مستکبران نیز می تواند مضحک و دروغین به نظر آید. درواقع، از آن روی که امام(ره) توقف مبارزه با مستکبرین را مساوی توقف حیات و مرگ انسان معرفی می کند، هرگز نمی توان به تجویز سازش با استکبار از سوی امام(ره) معتقد شد.

پی نوشت ها:

۱- صحیفه امام(ره)- جلد ۱-صفحه ۱۵۸

۲- صحیفه امام(ره)- جلد۵-صفحه ۳۰۱

۳- صحیفه امام(ره)- جلد ۱-صفحه ۴۱۱

۴-‏صحیفه امام(ره)- ج‏۲۱- ص-۸۸

۵-صحیفه امام(ره)- ج‏۱- صفحه ۲۱و۲۲

۶- صحیفه امام(ره)- جلد ۱۲-صفحه ۳۰۶

۷-صحیفه امام(ره)- ج‏۶- صفحه ۴۹۹

۸- صحیفه امام(ره)- جلد ۱۵-صفحه ۱۷۱

۹- صحیفه امام(ره)- جلد ۶-صفحه ۵۳۲

۱۰-صحیفه امام(ره)- جلد ‏۱۲- صفحه ۱۴۴

۱۱-(صحیفه امام(ره)- جلد ‏۲۱- صفحه ۹۰

۱۲-صحیفه امام(ره)- ج‏۲۱- صفحه ۹۸

۱۳- صحیفه امام(ره)- جلد ۲۱-صفحه ۸۳

به اشتراک بگذارید : تلگرام   |   فیس‌بوک
نام :
ایمیل :
پیام :