آمریکاشناسی امام خمینی(ره) در گفتگو با دکترحقانی؛

درک امام از توطئه های امریکا منطبق بر واقعیت های تاریخی است

مدیرگروه پژوهشی جامعه شناسی دوره پهلوی در موسسه امام خمینی(ره) گفت: این سخن امام که امریکا سرمنشا همه مشکلات ملت ایران است بر واقعیت های تاریخی انطباق دارد و امریکا با سیاست ها و اقدامات خود آن را به اثبات رسانده است.


رژیم امریکا، پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، یکی از متحدان اصلی خود در منطقه را از دست داد. از طرف دیگر و بر خلاف انتظار امریکا و متحدانش، ایران توانست در منطقه جایگاه خود را پیدا کند و به عنوان یکی از اصلی ترین قدرت های منطقه ای در مقابل سیاست های امریکا ظهور کند. پیروزی مردم ایران در انقلاب اسلامی، عملا شکست بسیاری از سیاست های امریکایی ها را در منطقه در پی داشت و به همین دلیل سیاست مداران امریکا کارشکنی ها و توطئه های بسیاری را علیه ملت ایران صورت دادند. امام خمینی(ره) با درک این شرایط، همواره نقش امریکا را در بروز و تداوم جنگ تحمیلی خاطرنشان و بر آن تاکید داشت. دکتر موسی حقانی، استاد دانشگاه و همچنین مدیر گروه پژوهشی جامعه شناسی دوره پهلوی موسسه امام خمینی (ره) به تشریح این نگاه امام راحل(ره) درباره نقش امریکا و غرب در جنگ تحمیلی و بروز آن می پردازد که در ادامه می خوانیم.

•    تحلیل امام نسبت به ماهیت امریکا و غرب چه بود؟ حضرت امام(ره) اعتقاد داشتند که همه مشکلات ملت ایران از طرف امریکا است...

پیش از دهه ۴۰ و آغاز نهضت مردم ایران به رهبری امام خمینی(ره)، ایشان مسائل سیاسی و فرهنگی را که در ایران رخ می داد، رصد می کردند. از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ ما شاهد افزایش نقش امریکا در ایران هستیم که به تدریج جای انگلیس را پر می کرد. حضرت امام(ره) در جریان نهضت ملی شدن صنعت نفت، هرچند موضع گیری آشکاری نداشتند، اما با حضور در منزل آیت الله کاشانی و ارتباطی که با ایشان داشتند، از کلیت این نهضت دفاع می کردند.

کودتای امریکایی علیه این نهضت بود که منجر به سلطه امریکا بر ایران شد. این سلطه در سال های آغازین دهه ۴۰ به اوج خود رسید و رفت به سمت اینکه  ساختار فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی ایران را در قالب طرح هایی به هم بزند. در دهه ۴۰ حضرت امام(ره) به از بین رفتن استقلال ایران در زمینه های مختلف و اصل سلطه امریکا بر ایران که نتیجه آن از بین رفتن استقبلال و نفوذ صهیونیسم و بهایت بود، تاکید دارند.

اینکه امام راحل(ره) اشاره کردند که همه گرفتاری ها و مشکلات ما از امریکا است، کاملا منطبق بر واقعیت های تاریخی است که در سال های آغازین دهه ۴۰ درک کردند. در ماجرای کاپیتولاسیون این نفوذ به اصطلاح عریان را دیدند و بعد از آن هم شاهد گسترش نفوذ امریکا در ایران هستیم. انقلاب اسلامی کاملا در تقابل با این وابستگی و سلطه امریکا صورت گرفت.

امریکایی ها از همان ابتدا رفتار ناسازگاری با انقلاب داشتند؛ تا لحظه های آخر سقوط رژیم پهلوی، از شاه حمایت کردند و حتی طرح هایی برای سرکوب مردم و کشتار می دادند. براساس اسناد موجود، در همان زمان هم مشغول بررسی این موضوع بودند که اگر شاه برود، در ایران چه رویکردی باید داشته باشند و گزینه هایی را برای خود درنظر گرفته بودند و هم راهبردهایی را تعریف کرده بودند. یکی از این راهبردها هم در ابتدا به رسمیت شناختن انقلاب بود. یعنی وقتی انقلاب پیروز شد و آن ها نتوانستند هیچ موضع یا اقدام جدی برای ممانعت از پیروزی انقلاب به عمل بیاورند، طرحشان این شد که علنا از ضدانقلاب حمایت نکنند اما با نفوذ در ارکان مختلف که از قبل آن ها را پیش بینی کرده بودند، انقلاب را با شکست مواجه کنند.

•    عملکرد امریکایی ها درمنطقه برای مقابله با ملت ایران چطور طراحی می شد و برچه مبنایی استوار بود؟

استراتژی دیگر آن ها هم تحریک یکی از کشورهای منطقه علیه ایران بود که قرعه به کشور عراق افتاد. در طول جنگ تحمیلی علیه ملت ایران، مخصوصا از دو سال بعد از آغاز جنگ، امریکایی ها از تحریک و حمایت غیرعلنی فراتر رفتند و علنا در جنگ به نفع صدام موضع گیری کردند. به او سلاح فروختند و علاوه بر آن اطلاعات جزئی از تحرکات ایران و ظرفیت های نظامی ایران را به رژیم بعثی می دادند. در سال های پایانی جنگ هم شاهد دخالت مستقیم امریکا هستیم که به صورت علنی در خلیج فارس با نیروهای ایرانی درگیر شد و این جنایت ضدبشری، یعنی ساقط کردن هواپیمای مسافری را انجام داد.

در آن زمان امریکا کاملا در کنار صدام و ارتش بعثی، با انقلاب و ملت ایران درگیر شد. البته توطئه های دیگر و تحرکات سیاسی هم داشتند. نفوذ در گروهک ها و اقدام برای ترور رهبران انقلاب هم بخشی از این توطئه ها بود. نمونه بارز آن گروه فرقان است که یکی از اعضای آن با سفارت امریکا ارتباط داشت و وقتی این ارتباط لو رفت، معلوم شد که امریکایی ها از مدت ها قبل به فکر این روزها بودند که اگر ایران پیروز شد، چطور در عرصه های مختلف انقلاب را با مشکل و معضل مواجه کنند. به شهادت رساندن مبارزان و نیروهای پایدار انقلاب یکی از طرح های آن ها بود. تحریک گروهک ها و ایجاد جنگ داخلی در ایران و مخصوصا در خوزستان و کردستان، ردپای امریکایی ها در این ماجراها کاملا دیده می شد.

فشار اقتصادی که به ایران وارد کردند و تحریم ها از ابتدای پیروزی انقلاب تا الان، و همه مسائل دیگر دلایل کافی بود که حضرت امام (ره) به این نتیجه برسند که همه مشکلات ما از طرف امریکا ایجاد می شود. هرچند این امر با واقعیت های تاریخی هم منطبق است که این مشکلات ما برمی گردد به امریکا و سیاست هایی که امریکا هم در ایران و هم منطقه اتخاذ می کرد.

در منطقه امریکا حامی اصلی رژیم صهیونیستی است و اروپا بعد از امریکا در زمینه حمایت از این غده سرطانی که ملت مسلمانی را از سرزمین خود آوارده کرده و این شرایط را بر آن ها تحمیل کرده است، قرار دارد. این رژیم اهداف توسعه طلبانه ای هم دارد و قصد توسعه از نیل تا فرات را درسر می پروراند. یعنی کل منطقه غرب آسیا را این رژیم نامشروع می خواست زیرسلطه خود بیاورد. همه این ها برمی گردد به سیاست های امریکا در منطقه غرب آسیا که به حضرت امام (ره) به درستی سرنخ همه این مسائل را هم در رژیم امریکا و هم لابی های قدرتی که در آنجا وجود دارد، می دید.

•    دیدگاه امام(ره) درباره نقش امریکا در ادامه جنگ تحمیلی ومدیریت جنگ را چطور ارزیابی می کنید؟ اینکه امام در آن سالها فرمودند که محاصره اقتصادی ایران توسط امریکا را به عنوان یک موهبت می دانیم؛ چطور قابل ارزیابی است؟

در مقابل فشارهایی که امریکا به ایران وارد می کرد، حضرت امام(ره)  آن نیروزی لایزال مردمی را می دید در کشور و این استعداد و منابعی که در کشور وجود دارد. ما یک تجربه تلخ از دهه ۳۰ تا ۵۰ را داریم که رژیم پهلوی به امریکایی ها تکیه کرد؛ البته پهلوی ها از ابتدا به بیگانگان تکیه داشتند ولی این سال هایی که عرض کردم تیکه به امریکا بود و حاصل آن عقب ماندگی ایران و بروز بحران های جدی اقتصادی و معیشتی در کشور بود. یعنی یک دوره وابستگی تجربه شد در رژیم پهلوی و هیچ عایدی برای ما نداشت.

حضرت امام (ره) یک منطق دینی دارند در این زمینه که در قرآن هم به آن اشاره شده است که «لن یجعل الله للکافرین علی المسملین سبیلا» براساس این منطق که قاعده نفی سبیل نامیده می شود، خداوند نمی پسندد که کفار بر مسلمانان مسلط شوند. این یک منطق است که همه مراجع ما در طول تاریخ که با سلطه بیگانگان مبارزه می کردند شاید بشود گفت جدی ترین قاعده شان همین نفی سبیل است. در این قاعده شما بایدزمینه های سلطه بیگانه را از بین ببرید. یکی از این زمینه ها سلطه اقتصادی بیگانه است که حضرت امام(ره) اعقتادشان این بود که تا زمانی که ما به امریکا اعتماد داشته باشم و به آن هاتکیه کنیم اولا خلاف قول خداوند عمل کرده ایم و ثانیا آن ها اصلا اجازه نمی دهند ما رشد و پیشرفتی داشته باشیم. اساس راهبر استکبار و استعمار از ابتدای دوره قاجار تا همین الان این است که مانع پیشرفت و توسعه ایران بشوند. چون آن ها یک ایران قدرتمند در منطقه غرب آسیا را کلا مخالف اهداف خودشان می دانند. چون این قدرت می تواند همه برنامه های آن ها را به هم بزند. همانطور که انقلاب اسلامی همه برنامه های آن ها را در خصوص سلطه اسرائیل در منطقه را از بین برد. آخرین نمونه های آن همین بحث داعش و سوریه و عراق بود که ایران قدرتمند توانست همه آن ها را نقش برآب کند.

حضرت امام (ره) تاکید بر این نکته داشتند که اگر ما با آن ها قطع رابطه کنیم، تازه به این نتیجه می رسیم که باید به توانمندی های داخلی خودمان تکیه کنیم. بخشی از این را حضرت امام (ره) در مدیریت جنگ با بسیج مستضعفان و سازمان بسیج نشان دادند و دنبال کردند. بخشی هم در قالب جهاد سازندگی صورت گرفت. ما در جنگ با بسیج نیروهای مردمی توانستیم بزرگترین توطئه بین المللی علیه خودمان را خنثی کنیم. ما در جنگ فقط با عراق نمی جنگیدیم؛ با قریب به ۳۳ کشور می جنگیدیم. کشورهایی امریکا، فرانسه و انگلیس و آلمان از جهات مختلف آن ها را پیشتیبانی می کردند و در بعضی از موارد دخالت می کردند.

این مدیریت، خاص بود که حضرت امام (ره) داشتند که با بسیج مردم همانطور که انقلاب را به پیروزی رساندند، جنگ را هم به پایان برسانند که وجبی از خاک ایران، از ما جدا نشود. با تقویت جهادسازندگی و با تاکید بر اینکه ما می توانیم و این قطع رابطه به ضرر ما نیست، و به نفع ما است و ما تازه می توانیم به توانمندی های خودمان پی ببریم.

این امر طبیعی است که وقتی شما چشمتان به دست دیگران است، خود به خود از آنچه دارید غافل می شوید. وقتی از دست دیگران مایوس شدید، تازه درصدد این برمی آیید که از توانمندی های خودتان استفاده کنید و توانمندی های ایران و ملت ایران واقعا نامحدود است. در هم دفاع از خودش و هم سازندگی و پیشرفت می توانند. مخصوصا الان با ظرفیت ها و استعدادهایی که دارد به طور جدی در مسیر پیشرفت اسلامی ایرانی حرکت کنند.

حضرت امام (ره) این را دیده بودند و البته به نصرت الهی هم باور عمیق و جدی داشتند که اگر ملتی اراده کند از سایه ذلت بیگانگان و مستکبران بیرون بیاید، قطعا به سربلندی و افتخار می رسد. این باور دینی حضرت امام بود که از مجموعه این ها کمک گرفتند تا بتوانند بحران های دهه اول انقلاب اسلامی را طی کنند.

به اشتراک بگذارید : تلگرام   |   فیس‌بوک
نام :
ایمیل :
پیام :