ارتباط شعار «نه شرقی» و پذیرفتن دیدار با نماینده گورباچف

استکبارستیزی را بدون شک می توان در زمره مهم ترین شاخصه های انقلاب اسلامی تصور کرد. شاخصه ای که بزرگترین حامل و راوی آن، کسی جز بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی نیست. مجموعه تجارب تلخ تاریخی همچون انقلاب مشروطه و کودتای ۲۸ مرداد، مجموعه ملت ایران را در میانه دهه های ۴۰ و ۵۰ شمسی، بیش از هر زمانی مهیای مبارزه با نیروهای اجنبی کرده است. با این حال، علم این استکبارستیزی بیش از هر کسی، بر دوش امام(ره) قرار دارد. امام(ره) در این مسیر، همزمان با دفاع از منافع ملی کشور، بن مایه های اصلی مبارزه خود را در دین مبین اسلام جستجو می کند. چنانکه تاریخی ترین سند مبارزاتی بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی به تاریخ ۱۵ اردیبهشت ۱۳۲۳، چنین آغاز شده است:« قال الله تعالی: قل انما اعظکم بواحده ان تقوموا لله مثنی‌ و فرادی‌»(۱) امام(ره) در ادامه همین پیام تاریخی تاکید می کند:« خودخواهی و ترک قیام برای خدا ما را به این روزگار سیاه رسانده و همه جهانیان را بر ما چیره کرده و کشورهای اسلامی را زیر نفوذ دیگران درآورده.»(۲)


امام(ره) از همان آغاز مبارزه، همزمان با استعمار شرق و غرب درگیر می شود و تفاوتی بین این دو قائل نیست. با این وجود، گسترش روزافزون نفوذ آمریکا در رژیم پهلوی باعث می شود نوک پیکان مبارزات امام(ره) آمریکا را بیش از شوروی هدف قرار دهد. امام(ره) در واکنش یه تصویب لایحه کاپیتولاسیون در آبان ماه ۴۳ در همین زمینه می فرمایند:« امریکا از انگلیس بدتر، انگلیس از امریکا بدتر، شوروی از هر دو بدتر. همه از هم بدتر؛ همه از هم پلیدتر. اما امروز سر و کار ما با این خبیثهاست! با امریکاست. رئیس جمهور امریکا بداند -بداند این معنا را - که منفورترین افراد دنیاست پیش ملت ما. امروز منفورترین افراد بشر است پیش ملت ما.»(۳) بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی، پس از پیروزی انقلاب، این جهت گیری را بیش از پیش، متوجه آمریکا کرده، طی پیام حج سال ۵۹، خطاب به حجاج بیت الله الحرام می نویسد:« امریکا دشمن شماره یک مردم محروم و مستضعف جهان است.»(۴)

اینها البته ابدا به معنای فراموش شدن شعار «نه شرقی، نه غربی» نیست. امام(ره) همواره بر این شعار کلیدی تاکید دارد و حتی در جریان تسخیر لانه جاسوسی آمریکا توسط دانشجویان انقلابی پیرو خط امام(ره) نیز در پاسخ به سوال خبرنگار هفته نامه آمریکایی تایم که می پرسد:« شما ایالات متحده را از ایران بیرون انداختید، لکن چه کسی شما را از فشارهای شوروی آزاد خواهد نمود؟» پاسخ قابل تاملی بر زبان می آورد:« ما ایالات متحده را از ایران بیرون انداختیم تا حکومت اسلام را برقرار نماییم. بیرون انداختن دولت امریکا بدین معنی نیست که شوروی جایگزین آن شود. شعارهای مردم ما نشان دهنده این حقیقت است. آنان در تمام تظاهرات و مبارزاتشان فریاد می‌زدند نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی. اگر روزی شوروی ما را تحت فشار قرار دهد ما با نیروی ایمان، با همان نیرویی که امریکا را بیرون کردیم از عهده شوروی هم برخواهیم آمد. ما متکی به خدا و نیروی لایزال مردم هستیم.»(۵)

امام(ره) همچنان که پس از تهدید دولت آمریکا به قطع روابط با ایران، تاکید می کند:« الهی که به خطر بیافتد. ما روابط با امریکا می‌خواهیم چه بکنیم. روابط ما با امریکا روابط یک مظلوم با یک ظالم است، روابط یک ‎غارت‌شده با یک ‎غارتگر است.»(۶)، در جایی دیگر می فرماید:« خیال نکنید که روابط ما با امریکا و روابط ما با نمی دانم شوروی و روابط ما با اینها یک چیزی است که برای ما یک صلاحی دارد. این مثل رابطه بره با گرگ است! رابطه بره با گرگ، رابطه صلاحمندی برای بره نیست، اینها می خواهند از ما بدوشند، اینها نمی خواهند به ما چیزی بدهند.»(۷) فرآیند مبارزه با استکبار در نگاه امام(ره) همچنان که از تعالیم اسلام نشات می گیرد:« این منازعه بین ما و امریکا نیست، بین اسلام است و کفر»(۸) همواره از یک عقلانیت خاص پیروی می کند.

به صورتی که عقلانیت مورد اشاره را می توان در کیفیت و چگونگی مبارزه، اولویت بندی جبهه ها، منطق شروع و پایان مبارزه و تمامی جنبه های دیگر این فرآیند مشاهده نمود. امام(ره) همچنان که تفاوتی در ماهیت استکباری شوروی و آمریکا قائل نیست، بنا بر واقعیات میدانی، اولویت مبارزه را به آمریکا می دهد و در برابر ملی گرایان لیبرال طرفدار آمریکا می ایستد:«خط این بود که اصلا آمریکا منسی بشود. یک دسته شوروی را طرح می‌کردند تا آمریکا منسی بشود، یک دسته الله‌اکبر را کنار می‌گذاشتند، سوت می‌زدند و کف می‌زدند، آن هم روز عاشورا. خط این بود که این قضیه‌ی مرگ بر آمریکا منسی بشود.»(۹) امام(ره) در تعیین نقطه شروع و پایان مبارزه نیز از چنین عقلانیتی بهره می برد. واقعیتی که نشان می دهد مبارزه مقدس ملت ایران با آمریکا، مبتنی بر یک دشمنی کور و متعصبانه نبوده و نیست.

امام(ره) در همین زمینه می گوید:«ما تا آخر ایستاده‌ایم و با امریکا روابط ایجاد نخواهیم کرد، مگر اینکه آدم بشود و از ظلم کردن دست بردارد و از آن طرف دنیا نیاید در لبنان، و نخواهد دستش را به طرف خلیج فارس دراز کند. مادامی که امریکا این‌طور است...ما با آنها نمی‌توانیم زندگی بکنیم.»(۱۰) بر این اساس، نگارش نامه تاریخی امام(ره) به گورباچف و پذیرش نماینده او در تهران را نیز می توان بهتر درک نمود. امام(ره) تنها پس از پایان دخالت شوروی در مسائل ایران و خروج کامل نیروهای نظامی این کشور از افغانستان است که به گورباچف نامه می نویسد و سپس نماینده وی را به حضور می پذیرد.

بر این اساس، اتهامات واهی گروه های لیبرال و آمریکادوست به جمهوری اسلامی مبنی بر وانهادن شعار «نه شرقی» به دلیل برقرار نمودن روابط رسمی با روسیه پس از شوروی، نه تنها مسموع نیست، که مصداق بارز مغلطه ای آشکار تلقی می شود. چنانکه پیش از این گفتیم، امام(ره) خود برقراری هر گونه روابط با مستکبرین را منوط به آدم شدن آنها و عدم دخالت ظالمانه شان در امور ایران می دانستند و بر همین اساس، خود در دوران حیات مبارک شان اقدام به پذیرش نماینده گورباچف نمودند. در مقابل، امام(ره) هرگز به نمایندگان کارتر اجازه ملاقات نداده، اعضای دولت موقت و شورای انقلاب را نیز شدیدا از ملاقات با آنها منع می کنند.

پی نوشت ها:

۱-صحیفه امام(ره)-جلد ۱-صفحه ۲۱

۲- صحیفه امام(ره)-جلد ۱-صفحه ۲۲

۳- صحیفه امام(ره)-جلد ۱-صفحه ۴۲۰

۴- صحیفه امام(ره)-جلد ۱۳-صفحه ۲۱۲

۵- صحیفه امام(ره)-جلد ۱۱صفحه ۱۵۸

۶-صحیفه نور، جلد ۶، ص ۵۷٫

۷- صحیفه امام(ره)-جلد ۱۰-صفحه ۳۶۰

۸-صحیفه امام(ره)- جلد ‏۱۱، صفحه ۱۰۵

۹- صحیفه امام(ره)-جلد ۱۵-صفحه ۲۹

۱۰- صحیفه امام(ره)-جلد ۱۹-صفحه ۹۵

به اشتراک بگذارید : تلگرام   |   فیس‌بوک
نام :
ایمیل :
پیام :