پاسخ یک شبهه

روایت خواندنی اعضای تیم پزشکی از روز‌های همراهی با امام روح الله


اخیرا ویدئویی در فضای مجازی منتشر شد که در آن فردی که ظاهرا در دوره ای کوتاه در تیم امنیت امام بود  مدعی گردید که امام خمینی (ره) به علت آلودگی بعضی از قرص های خارجی و منجر شدن ایشان به سرطان معده شهید شدند. 

از نیت این فرد اطلاعی نداریم، در خوشبینانه ترین حالت شاید بتوان این ادعای غیر منطقی را به دلیل اشتغال ایشان در فضای امنیتی دانست که بعد از گذشت سالها فرضیه های اولیه قضیه برای ایشان به نظری تبدیل شد که چنین ادعایی نماید لیکن طرح چنین مسئله ای به دلایل گوناگون غیر منطقی، بی پایه و کذب است. 

نشریه خط امام در ایام رحلت امام در خرداد ۱۴۰۱ مصاحبه ای با  دو تن از کادر درمان امام راحل انجام داد. در این مصاحبه ( و به گواه شاهدان عینی و شهادت افراد متعدد از کادر درمانی حضرت امام)  استقرار تیم درمانی و پیگیری روند درمانی ایشان از بهمن ۵۷ تا ۱۴ خرداد ۶۸ به صورت شبانه روزی بود. همچنین در این مصاحبه اشاره شد که پس از سکته امام در فروردین ۶۵ که امام پس از دقایقی ایست قلبی کامل داشتند و پس از تقریبا ۹ دقیقه احیاء قلبی شدند مراقبت های ایشان ویژه تر گردید و قلب امام با دستگاه تلمتری۲۴ ساعته زیر نظر کادر پزشکی مستقر در خانه امام بررسی می شد. همچنین دقت تیم پزشکی در تهیه و استفاده از داروها و دقت و هوشیاری شخص امام (ره) هم در این زمینه در این مصاحبه اشاره گردید. 

اینکه ادعا شود که فرضا قرص هایی که مورد استفاده امام قرار می گرفت بعضا از داروخانه ای نامعتبر تهیه شده توهین به تیم درمان و تیم امنیت امام می باشد که اصلا معقول و منطقی نمی باشد. سوال اینجاست که اگر فرد مدعی سوال و شبهه ای در این زمینه داشت با جستجوی کوچکی در اینترنت و مطالعه مصاحبه های متعدد از افراد مختلف می توانست پاسخ خود را بیابد یا با توجه به موقعیت خود امکان دعوت از پزشکان، پرستارانی که در روند درمان حضرت امام بودند و حتی نزدیکان امام را داشتند ولی طرح چنین ادعایی با یک شیطنت رسانه ای و توسط یک شبکه ماهواره ای بدنام معاند جای سوال بیشتری دارد.

برای روشن شدن این موضوع متن کامل مصاحبه کادر درمان امام خمینی با نشریه خط امام را مرور می کنیم ؛

دکتر غلامرضا باطنی از اعضای تیم پزشکی امام است که سال ها در کنار مدیریت درمان و  نیز مدیریت بیمارستان قلب جماران منشا خدمات فراوانی بوده است.

دکتر محمدعلی خوشنویس دکترای پرستاری دارند و اکنون در بیمارستان بقیه‌الله تدریس می‌کنند. او یکی از اعضای کادر درمان امام خمینی(ره) است که تا آخرین ثانیه‌ها در کنار امام بوده؛ خوشنویس سه سال با صدای تپش‌های قلب رهبرش زندگی کرده؛ سه سال خیره شده است به مانیتوری که نوسانات خط سبز آن، لحظه به لحظه حیات امام را نشان می‌داده و اکنون دردناک‌ترین خاطره‌اش لحظه‌ای است که منحنی‌های کوچک زندگی روی آن خط سبز با سوتی ممتد، صاف شد و امام برای همیشه دنیای خاکی ما را رها کرد.

دو میهمان نشریه خط امام از جمله اعضای کادر درمان امام خمینی (ره) تا رحلت امام بودند. ارتباط مستقیم و نزدیک آنها با حضرت امام (ره) موجب شد که خاطرات ناب و تامل برانگیز آنان از سیره و زندگی شخصی امام راحل همچنین روند درمان ایشان در سال های حیات شان در میزگرد نشریه خط امام مورد گفتگو قرار گیرد.

شما زمانی در کادر درمان امام خمینی (ره) بودید و افتخار این را داشتید که امام را درک کردید در آن چند صباحی که با ایشان بودید، از آن روزها بگویید که امام بستری شدند و چطور شد که شما برای کادر درمان امام انتخاب شدید؟

امام از پاریس به ایران آمدند، بیماری خاصی داشتند که بلافاصله تیم پزشکی همه جا در کنار امام قرار گرفت و آقای دکتر عارفی هم مسئول تیم پزشکی امام در همه جا  همراه بودند. امام در ابتدا بازگشت به ایران در قم ساکن شد. اما در آنجا، شبی دچار مشکل قلبی می شوند و  ایشان را بلافاصله از قم به تهران می آورند، آن زمان در کل کشور دو تا مرکز قلب بیشتر نبود، یکی بیمارستان قلب شهید رجایی، یکی هم بیمارستان امام خمینی.

امام را در بیمارستان شهید رجایی بستری کردند اما پیشنهاد پزشکان این بود که امام در تهران بمانند که اگر مشکلی پیش آمد سریع به بیمارستان برسانند. به همین خاطر به مدت دوهفته در یک خانه مصادره ای اقامت کردند ولی ناراحت بودند و می گفتند اینجا طاغوتی است، من حال و حوصله زندگی در این فضاها را ندارم. یک خونه ای مانند خونه فلان روحانی، اسم می برند، پدر آقای رسولی محلاتی مناسب است و  اگر همچین جای ساده ای برای من پیدا کردید، من تهران می مانم. لذا حسینه جماران را برای امام فراهم شد که پشت آن هم یک خانه بود و امام به راحتی رفت و آمد داشتند  و دیدارهای عمومی و خصوصی خودشان را آنجا انجام می دادند.

امام که در جماران مستقر می شوند بعضی از مسئولین می گویند اگر دوباره امام  به بیمارستان قلب شهید رجایی نیاز داشته باشند هم برای مردم مشکل ساز است هم برای خود امام؛ چون یک جای عمومی بود و همچنین هر روز هم یکی زنگ می زد و اظهار می کردند که فلان جا بمب گذاری شده است و ... و امام در معرض خطر بودند.لذا تصمیم گرفته شد که در کنار خانه امام یک بیمارستان ساخته شود و مسئولیت آن هم با مرحوم سیداحمد خمینی بود. امام هم مطلع نبودند چون امام به شدت مخالف این مسائل بود. در حین ساخت بیمارستان نیز  به علت نزدیکی آن با منزل امام، در پاسخ به سوال ایشان درباره احداث این محل اظهار می شد که این محل درمانگاه است و مخصوص پاسدارانی است که در آنجا کشیک داشتد. این بیمارستان با همه امکانات در سال ۶۳ آماده می شود و  از نظر ساختمانی، فیزیکی، فضای فیزیکی، تجهیزات همه به حالت آماده به کار  قرار داشتند که اگر اتفاقی در خانه برای امام افتاد بلافاصله به امام رسیدگی شود. در همه خانه امام هم زنگ هایی تعبیه شده بود و با فشردن آن  بلافاصله تیم پزشکی بالای سر امام حاضر می شد. فروردین ماه سال ۶۵ بود که امام داخل منزلشان دچار سکته قلبی و ایست قلبی شدند که بلافاصله یک تیم درمانی عملیات احیا را شروع کردند که موفقیت آمیز بود. اگر این بیمارستان و این امکانات آنجا نبود، امام سال ۶۵ از دنیا می رفتند.

معمولا مریضی که ایست قلبی می کند، ما دو یا سه دقیقه زمان داریم که ایشان را احیا کنیم  اما در مورد امام  نزدیک ۹، ۱۰ دقیقه احیا طول کشید و گروه آقای دکتر پورمقدس، تقریبا ناامید شده بودند ولی خداوند می خواهد که امام برگردند و در تاریخ پزشکی این مورد یکی از معجزات است.  خدا خواسته بود که این انقلاب در آن زمان متوقف نشود، وقتی شما سیر انقلاب را بررسی می کنید می بینید که در آن زمان اگر امام از دست می رفت شاید بدترین زمان  از نظر روند انقلاب، آینده مملکت بود.

از آن زمان حضرت امام نیاز پیدا کردند که مراقبت های ویژه ای داشته باشند و کادر قوی تر شود. پس از ۲۶ روز بستری امام به منزل منتقل شدند و چون ریتم قلبی امام دچار تغییراتی می شد لازم بود که ریتم قلبی  کنترل شود. این ریتم قلبی را چگونه باید کنترل کنند، آن موقع در وسایل هم خیلی محدودیت داشتیم و مثل الان نبود، آمدند یک دستگاه تلمتری را آوردند، دستگاه تلمتری یک وسیله ای بود که در اندازه یک موبایل بزرگ به پیراهن امام دوخته شد که به وسیله سه تا لید، به بدن امام وصل بود، از طریق این تلمتری، ما در مانیتورهایی که داشتیم، قلب امام را کنترل می کردیم یعنی حضرت امام در منزل یا دفتر کار که تشریف داشتند، ما قلب شان را با دستگاه کنترل می کردیم، به شکل ۲۴ ساعت از فروردین ۶۵ تا خرداد ۶۸ به شکل شبانه روزی بود.

بعد از حمله قلبی در مسیری که امام را از خانه به بیمارستان آوردند  ایشان هوشیاری کامل نداشتند. در این مدت هیچ کدام از رادیوها و خبر گزاری های بیگانه هیچ خبری از بیماری امام نداشتند و امام روزی که از بیمارستان مرخص شدند به همین دلیل ساخت بیمارستان را تایید کردند. در سال ۶۵ و در اوج جنگ اگر اخبار بیماری امام پخش می شد در روحیه رزمنده ها و مردم تاثیر می گذاشت و دشمن سوءاستفاده ای می کرد. به این دلیل امام ساخت بیمارستان را تایید کردند اما برای ادامه کار این بیمارستان امام یک شرط گذاشت که اینجا فقط مختص من نباشد و مردم عادی هم بتوانند استفاده بکنند.لذا در یک شرایط کنترل شده این امر محقق شد.

 آیا موردی وجود داشت که حضرت امام آریتمی داشته باشد و با خود ایشان مطرح کرده باشید که علت چیست؟

 بله، تیمی که حلقه اولیه کادر درمان مشخص بود و می رفتیم طبقه بالای منزلی که برای امام در نظر گرفته بودند، اتاقی آنجا بود و دستگاه تلمتری هم در آن اتاق بود و حضرت امام و خانواده پایین زندگی می کردند، از در ورودی که خانواده وارد می شدند، در آن فرق می کرد و در پشت داشت و این را گذاشته بودند مختص تیم پزشکی، چون یه زمانی است که قلب، همان طور که آقای دکتر فرمودند ایست می کند.

نمی توانید بگردید دری پیدا بشود، ممکن بود قفل باشد، این در باز بود و ما اجازه پیدا کرده بودیم که هر زمان

در منزل امام درب مخصوصی تعبیه شده بود که محل رفت و آمد تیم درمان بود و اگرآریتمی ایجاد می شد و یا لازم بود که ما خدمت امام فوق العاده برسیم از آن در می توانستیم وارد بشویم، رمز ما هم این بود که می گفتیم بسم الله و حضرت امام می گفتند: یاالله، ما می توانستیم اجازه ورود پیدا کنیم. چندین مرتبه موقعی که حضرت امام خواب بودند این اتفاق افتاد.  در این مواقع ما خیلی استرس داشتیم و ابهت امام ما را تحت تاثیر قرار می داد اما به محض حضور بر بالین ایشان  آرامش پیدا می کردیم و این آرامش به کادر پزشکی منتقل می شد همان طور که به همه و کشور منتقل می شد. امام موقعی که به ایران تشریف آوردند بالای۷۵ سال سن داشتند و با این سن فشارهای مختلفی را تحمل می کردند، این همه نفوذی هایی که گاها پیش حضرت امام می آمدند، کنترل این ها کار ساده ای نبود، از هر کسی هم برنمی آمد، بصیرتی می خواست، نورانیتی می خواست، کمک های ماورای بشر می خواهد، امام خامنه ای هم همینطور هستند، شما نگاه کنید حضرت آقا در لحظه ها به چه شکلی تصمیم می گیرند، به چه شکلی با مردم صحبت می کنند، راه باز می کنند این ها نشان می دهد که یک چیزهای دیگری هم باید کمک کنند.

اعتماد امام به تیم پزشکی تا چه اندازه ای بود؟  عمل امام به توصیه پزشکان تا چه حد بود؟

از اردیبهشت ماه ۶۸ از آنجا سیر تشخیص بیماری امام شروع می شود و پس از آزمایشات پزشکان متوجه شدند که امام مبتلا به یک سرطان بسیار بدخیم لنفوم دستگاه گوارش شده اند. در معده امام خونریزی وجود دارد، و قدم اول عمل ایشان بود. برای انجام این عمل جراحی خیلی بررسی شد و در آن شرایط امام پیرمردی بود نزدیک ۸۰ سال سن و سابقه بیماری قلبی هم دارند. لذا خیلی سخت است که بیهوش شوند و بخواهند عمل به این سنگینی انجام بدهند، ولی در نهایت پزشکان این تصمیم را می گیرند و با سران قوای آن زمان صحبت می کنند. اما مهمتر آنکه  به خود امام بگویند. پس از طرح موضوع  امام می پذیرند و در این زمینه  به شدت تابع دستورات پزشکان بودند به طوری که تمام پزشکانی که با امام کار کردند می گفتند: ایشان بهترین بیماری بود که معالجه کردیم.  امام برای عمل دو تا شرط می گذارند: ۱/ من برای عمل به خارج از کشور نمی روم همین جا عمل کنید، ۲/ به هیچ عنوان پزشک خارجی هم قبول نمی کنم.

 الحمدالله بعد از عمل هیچ اتفاقی برای امام نیفتاد و دوسوم معده امام را برداشتند و بعد از عمل هم به مراقبت های ویژه منتقل شدند. برای عمل بیش از ۱۰۰ ساعت بررسی و مشاور صورت گرفت اما الان نظرات زیادی می دهند که اگر امام عمل نمی شدند ده سال دیگر هم زنده بودند ولی توجه ندارند که اگر امام یک فرد عادی جامعه بود عمل جراحی لازم نبود ولی ایشان در جایگاه ویژه ای قرار داشتند .

 مشکل گوارشی برای امام از چه زمانی شروع شد ؟ و تشخیص علت آن چه بود ؟

 امام در طول این ده سال به هیچ عنوان هیچ مشکل گوارشی نداشتند ولی به نظر ما همه زخم ها و مشکلات گوارشی از زمان امضاء قطعنامه برای امام شروع شد. افرادی که امام را می شناسند اظهار دارند که امام دروغ نمی گفت و لذا  وقتی می گوید جام زهر نوشیدم و قطعنامه را امضا کردم یعنی این قدر این عمل  برای امام سخت و سنگین بود.

  همچنین در دوره هایی برخی از افراد موثر نظام به امام فشار می آوردند، اما آن ها آرامش امام را به هم نمی زد.  در قضیه آقای منتظری وضع به صورت دیگر بود. من یادم است که  دریک زمانی ایشان آریتمی بسیار زیادی داشتند که ما ماندیم چه اتفاقی افتاده است، ما نمی دانستیم چه خبر است؛ که بعد از آن متوجه شدیم که حضرت امام در رابطه با آقای منتظری یک نامه ای داده اند و این فشارها بر روی قلب ایشان اثر گذاشت.

معمولا حضرت امام یک ساعت قبل از اذان صبح بیدار می شدند، اما در شب های عملیات از دو سه ساعت قبل از نماز صبح مشخص بود که امام بیدار هستند و عبادت و دعا می کنند. ما می دانستیم وقتی آریتمی اتفاق می افتد یا استراحت ایشان کم می شود فردا یک اتفاقی در راه است.

درطول درمان امام و در زمان حضور شما به عنوان کادر درمان ایشان چه ویژگی شخصیتی برای شما قابل توجه بود ؟

نظافت حضرت امام خیلی جالب بود، امام همیشه معطر بودند، ما تلمتری را که برمی داشتیم و تلمتری دیگری بگذاریم، این تلمتری تا یکی دو روز دست ما می چرخید و ما بو می کردیم و خوش بو بود، همیشه پاک و تمیز بودند. یک دفعه پای ایشان قارچ داشت و قرار بود که پای ایشان شسته بشود، حضرت امام گوشه ای روی صندلی نشستند و ما زمین را که تمیز می کردیم و پاهایشان را روی وسیله ای می گذاشتیم و عمل شستشو انجام می شد. یک دفعه آقای انصاری آمده بودند و من مشغول شستشو پای ایشان بودم، لکه ای روی پا نظر امام را جلب کرد. ایشان فرمودند: »آقای انصاری این لکه پای من رو می بینید ؛ اگر به قلب جوان رسیدگی نشود، وقتی پیر بشوند قلب شان این گونه می شود، اینگونه لکه دار می شود؛ بنابراین سعی کنید تا جوان هستید به کارهای معنوی خودتان برسید».

امام بعد از سال ۶۵ چندین بار به بیمارستان مراجعه داشتند ولی چون زمان جنگ بود این خبرها اصلا پخش نمی شد و اکثر فیلم هایی که از امام در بیمارستان موجود است  مربوط به دوران بستری سال ۶۵ است که امام سرحال است.  امام آخرین بار که در بیمارستان بستری شد ساعت ۳۰/۱۰ شب اول خرداد ۶۸ بود.  آن شب هم مثل بقیه شب ها نماز شب شان ترک نشد. فیلمی که موجود است امام در حال نماز که یک کیسه خون به دست امام است و به کمک دوستان رکوع و سجود انجام می دهند مربوط به این زمان است. صبح نماز صبح دوم خرداد ۶۸ آخرین نمازی بود که امام به حالت ایستاده خواندند. بعد از این عمل ایشان در بخش مراقبت های ویژه بستری شدند و اگر دقت کنید در این شرایط تخت امام به حالت کج در وسط اتاق رو به قبله  قرار دارد. ایشان  با قرآن مانوس بودند، حتی در خرداد ۶۸ که بستری شده بودند و من می رفتم خدمت شان می دیدیم که قرآن و کتاب دعا دست شان است و این فعل ایشان ترک نمی شد.

توصیه شما در زمینه شناخت حضرت امام (ره) و آشنایی با سلوک و شخصیت ایشان یرای جوانان و دانشجویان چیست؟

هر کس می خواهد امام را بشناسد حسینه جماران را نظاره کند.کف آن زیلو و دیوارهای آن گچ و خاک است  روزی که امام به حسینیه جماران آمدند درب و پنجره هم نداشت و در حال ساخت بود. در یک برهه ای تصمیم گرفته شد که  اینجا را مثل بقیه حسینیه ها سنگ کاری، آینه کاری و گچ کاری کنند. امام بعد از اطلاع از این موضوع بلافاصله خودشان را به روی ایوان حسینیه می رسانند و سر آن هایی که آنجا کار می کند داد می زند، می گویند: می خواهید برای من کاخ درست کنید؟ می خواهید من را شاه کنید؟ من آمده ام اندیشه ها را بسازم، نیامدم کاخ بسازم، هر کسی دستور داده که اینجا را سنگ کنید با دست خودش بیاید سنگ ها را بکند.

امام حتی اجازه رنگ کاری و ادامه گچ کاری حسینیه را نیز ندادند و فقط به جهت رعایت حال مردم اجازه سنگ کاری قسمت پائینی دیوارها را دادند. زمانی بود که تهران طرف جماران مرتب بمباران می شد، یا تهدید به بمباران می کردند، در حیاط نزدیک منزل امام آمدند یک سنگر درست کردند، سنگر محکم و بزرگی درست کردند و بعد اعلام کردند که قرار است اینجا بمباران بشود، من یادم است که آقای دکتر پورمقدس آمدند و پیش امام رفتند و البته حاج احمد گفته بودند شما بیایید بگویید چون من هر چه می گویم توجهی نمی کنند، به امام گفته بودند اوضاع اینگونه است شما فعلا بیایید در سنگر باشید ولی هر کاری کردند امام قبول نکردند .

توصیه بنده به دانشجویان برای شناخت امام راحل دو چیز است :۱/ وصیتنامه امام را بخوانند ۲/ خانه امام و حسینیه جماران را ببینند و در این صورت است که راه را گم نمی کنیم.

آخرین لحظه که امام را ملاقات کردید چه روزی بود ؟و خاطره ای از آن زمان دارید ؟

 شبی که امام بستری شدند (اول خرداد ۱۳۶۸) با خانواده خیلی خداحافظی عجیبی داشتند. خانواده امام می گفتند که ان شاالله مثل دفعه های قبل می روید عمل می کنید و برمی گردید، امام میگویند: نه هرچیزی در این دنیا پایانی دارد و این پایان عمر خمینی است. در ۱۳ و ۱۴ خرداد همه بودیم. لحظه های آخر تلخ ترین لحظات تیم پزشکی بود. روز قبل رحلت امام یعنی جمعه، ایشان را یک لحظه از بخش مراقبت های ویژه به داخل حیات بردند تا فیلمی گرفته شود و در رسانه ها منتشر شود. اما مشکلاتی برای امام پیش آمد و پس از بازگشت قلب امام کامل از کار افتاد.  ضربان سازی که از بیرون قلب را اداره می کرد برای ایشان استفاده کردند ولی فایده ای نداشت. مظلومیت امام آنجا بود که می خواستند به مردم بگویند برای امام دعا کنید ولی نمی توانستند 

مستقیم اشاره کنند. اخبار ساعت ۸ شب با دعای «امن یجیب» شروع شد، غیرمستقیم به مردم می گفتند که برای امام دعا کنید. همه می ترسیدند که مملکت به هم بریزد. یکی از دوستان تعریف می کرد که من رادیوهای بیگانه را آن شب گوش می کردم، شب ۱۴ خرداد تمام رادیوهای بیگانه بدون استثنا می گفتند که خمینی در حال مردن است، خمینی که از دنیا برود انقلاب هم از بین می رود، خیالتان راحت باشد، افسانه خمینی تمام شد. اما شب بعد، شب ۱۴ خرداد که مقام معظم رهبری در مجلس خبرگان انتخاب شدند، در حال گوش کردن رادیو بودم، بدون استثنا همه رادیوها می گفتند که امروز در ایران یک خمینی جدید متولد شد و ما دیگر نمی توانیم با این انقلاب کاری بکنیم.

به اشتراک بگذارید : تلگرام   |   فیس‌بوک
نام :
ایمیل :
پیام :