واکاوی اسلام رحمانی از منظر امام خمینی(ره)/قسمت اول؛

از تساهل و تسامح و بی‎طرفی فرهنگی تا غرب معیارانگاری/اسلام رحمانی، پروژه مسخ دین را دنبال می‎کند

اسلام رحمانی، تلفیقی از اسلام و لیبرالیسم است و به این واسطه، باید آن را از مصادیق و نمونه‌های متاخر اسلام التقاطی قلمداد کرد. التقاط به این معنی است که قائل به اصالت آیین اسلام نباشیم و آن را بر اساس معیارها و قواعد مکتب‌های دیگر تفسیر کنیم و به این ترتیب، باطل این مکاتب را در کنار حق اسلام بنشانیم.


محمد حسین طایفی:

مقدمه:

در دوره معاصر با توجه به عقب‎ماندگی جوامع مسلمانان و گرفتار شدن این جماعت در چنگال استعمار، دغدغه تمام مصلحین و اندیشمندان مسلمان حول این محور شکل گرفت که راز عقب ماندگی مسلمانان در چیست و چه اتفاقی افتاد که ایشان از روزگار دولت‎های صفوی و عثمانی و در اوج قدرت دنیا و منطقه‎ای بودن تبدیل به دولی دست‎نشانده و ضعیف شدند که هیچ کاری حتی گذران معیشت مردم خویش را هم قادر نیستند.

در چنین اوضاعی بود که اشخاصی چون سید جمال الدین اسد آبادی و یا سید قطب و در راس آنها امام خمینی(ره) در پی چاره‎جویی برآمدند. تمام این افراد و گروه‎های دیگر، اشکال را در خوانش قبلی این جوامع از اسلام برشمردند و شروع به تعریف جدید از اسلام نمودند که به نظر ایشان تعریف صحیح و درستی از آن بود. این تعاریف و رویکردها وقتی وارد مرحله‎ی عملی و پیاده‎سازی در عالم خارج شد؛ در دنیای اسلام شکل‎گیری اخوان المسلمین و گروه‎ها و جریان‎های دیگر و در ایران رقم خوردن انقلاب اسلامی را موجب گردید.(اطلس رهبران دنیای عرب ص ۱۷۹)

در سال‎های اخیر با جبهه جدیدی که در افغانستان توسط طالبان بر علیه استکبار و نیروی متخاصم خارجی ایجاد شد، به واسطه‎ی نوع رویکرد طالبانی به اسلام و اجرای اسلام، جوی جهانی بر علیه مسلمانان به وجود آمد. این جو به گونه‎ای بود که حتی در جهان اسلام هم منتقدانی داشت. امروز هم که داعش چند سالی است در آشفتگی کشور سوریه ایجاد شده و ادعای خلافت اسلامی دارد، با همان ادعای سابق طالبانی‎ها درصدد احیای اسلام اصیل است.

مجموع این اتفاق‎ها اما باعث ایجاد جو دیگری در اندیشمندان اسلامی برای تعریف اسلام صحیح در سطح جامعه جهانی شده است. جوی که البته باز نیز از خطا و انحراف مصون نمانده. در کشور ما این رویکرد باعث ایجاد تعریف‎های دیگری از اسلام شد که یکی از آنها اسلام رحمانی است.

تعریف اسلام رحمانی:

اسلام رحمانی اصطلاحی نوظهور است که از یک دهه پیش وارد ادبیات نواندیشی دینی و سیاسی ایران شده است؛ اما بنیادهای نظری و عملی این گفتمان ریشه و پیشینه‎ای طولانی‎تر دارد. نظریه اسلام رحمانی در سطح جهان اسلام پیگیری می‎شود و نظریه‎ای محدود به ایران نیست؛ بلکه فراتر از جغرافیای اسلام، در مقیاس جهانی و در گستره‎ی همه ادیان با تفاوت‎هایی در متد و محتوا تزریق و تبلیغ می‎شود. اندیشه رحمانیت ادیان، پارامترهای ثابتی دارد که قابلیت تحقق در ادیان ابراهیمی و غیرابراهیمی را می‎یابد. فرضیه‎های پیدایش اسلام رحمانی متفاوت است. متفکران اسلام رحمانی این اندیشه را قرائتی نو و در عرض دیگر قرائت‎های رایج از اسلام می‎دانند که مولود فرآیند طبیعی نواندیشی دینی و قواعد هرمنوتیکی است. برخی این نظریه را واکنش طبیعی و به‎هنگام اندیشمندان مسلمان به قرائت‎های خشن و گروه‎های افراطی می‎دانند که در دهه اخیر قارچ‎گونه از گوشه و کنار جهان اسلام سربرآورده‎اند و کارکردشان سیاه‎نمایی اسلام در بیرون از جغرافیای اسلامی است. گروهی از صاحبنظران، جهان‎بینی رحمانی را بازخوانی و بازآفرینی اسلام سکولار و لیبرال می‎خوانند. طیفی از منتقدان نیز فلسفه و ماهیت آن را تقابل تئوریک با اسلام سیاسی و انقلابی می‎انگارند که به طور مشخص با انگیزه‎ی از صحنه راندن حاکمیت فقه و فقیه در ایران تولد یافته. پروتستانیسم اسلامی، فرضیه دیگری است که درباره این جریان به کار می‎رود. در این میان البته سطحی‎نگری‎هایی نیز در این خصوص وجود دارد.

برخلاف برخی سطحی‎انگاری‎ها، اسلام رحمانی نظریه‎ای عمیق و گسترده و با تکانه‎های مهارناشدنی در عرصه‎های معرفتی، سیاسی و اجتماعی است. فراگیری ظرفیت‎های این گفتمان، اسلام سنتی و رایج را در حوزه‎های گوناگون به چالش و رقابت می‎کشد؛ بسان پروتستان و کاتولیک. از آنجا که قرائت رحمانی، نظریه‎ای دامنه‎دار با ابعاد مختلف معرفتی و سیاسی است، پژوهش‎هایی ژرف پیرامون آن ضروری به نظر می‎رسد. این نظریه با بسیاری از تحولات فکری و سیاسی امروز اسلام و جهان معاصر پیوند برقرار می‎کند و در شمار جدیدترین تولیدات جریان روشنفکری دینی خوانده می‎شود. ریشه‎یابی دقیق انگیزه، ابعاد و اهداف این رهاورد نواندیشی دینی، می‎تواند فهم عمیق‎تر آن را در پی آورد.(اسلام رحمانی ص ۳۳ حسن علیپور وحید)

اسلام؛ رحمانی یا التقاطی؟

همانطور که گفته شد حدود دو دهه است که اصطلاح اسلام رحمانی در فضای فکری و فرهنگی جامعه‌ی ما مطرح شده و به‌تدریج، دلالت‌ها و مضامین مشخصی نیز یافته است. به‌طور خلاصه، انگاره‌ی اسلام رحمانی از یک‌سو همه‌ی اسلام را دربرنمی‌گیرد و با آن مواجهه‌ی گزینشی می‌کند و از سوی دیگر، محصول تحریف محتوایی اسلام است و با حفظ برخی ظواهر، باطن و حقیقت آن را دگرگون می‌سازد و مسخ می‌کند.

به بیان دیگر، اسلام رحمانی، تلفیقی از اسلام و لیبرالیسم است و به این واسطه، باید آن را از مصادیق و نمونه‌های متاخر اسلام التقاطی قلمداد کرد. التقاط به این معنی است که قائل به اصالت آیین اسلام نباشیم و آن را بر اساس معیارها و قواعد مکتب‌های دیگر تفسیر کنیم و به این ترتیب، باطل این مکاتب را در کنار حق اسلام بنشانیم. التقاط نوعی اقتباس است که با روح معارف و حقایق اسلام ناسازگار است و آن را مسخ می‌کند. قائلان به انگاره‌ی اسلام رحمانی، به این عنوان که قرائت عصری از اسلام مطلوب است و باید نواندیشانه به اسلام نگریست و آن را با اقتضائات زمانه‌ی کنونی منطبق نمود، دست تصرف و تطاول به‌طرف اسلام دراز می‌کنند و برداشتی لیبرالیستی از اسلام می‌آفرینند که در حقیقت، بدعت است و نه اجتهاد روشمند و منطقی.(سخنان رهبری در دیدار دانشجویان در تاریخ ۲۰ تیر ۱۳۹۴)

اسلام رحمانی را اسلام دموکراتیک نیز می‌خوانند که بنا بر نظر قائلان آن، در نقطه‌ی مقابل اسلام خشونت‌طلب و تندرو و افراطی قرار می‌گیرد، اما گنجانیدن صفت رحمانی در این تعبیر، به‌معنی آن نیست که این‌گونه از اسلام (که البته در واقع اسلام نیست) تنها به‌واسطه‌ی صفت یادشده از اقسام دیگر متمایز می‌شود. روشن‌فکران شبه‌دینی لیبرال معتقدند که در اسلام خشونت‌طلب، زور، قهر، غلبه و غلظت، تعیین‌کننده است، اما اسلام رحمانی از گفت‌وگو، تکثر، آزادی و تحمل مخالفت دفاع می‌کند و انحصارگرایی و تنگ‌نظری و تحجر را برنمی‌تابد.

اگرچه رگه‌هایی از آنچه امروز اسلام رحمانی می‌خوانیم، در طول دهه‌ی پنجاه و شصت شمسی نیز در جامعه‌ی ایران و در میان روشن‌فکران شبه‌دینی وجود داشته است، اما اسلام رحمانی به‌عنوان یک جریان معرفتی-اجتماعی متمایز و شناخته‌شده، از اواخر دهه‌ی شصت یا دست‌کم در اوایل دهه‌ی هفتاد شکل گرفت و با شتاب رشد کرد. در این مدت، انگاره‌ی اسلام رحمانی، صورت نظری و مبسوط یافت و به‌تدریج در مقابل اسلام ناب محمدی (که امام خمینی رحمه‌الله‌علیه بدان قائل بود) سر برآورد و صف‌آرایی کرد.

اگر بخواهیم اسلام رحمانی را در چند مسئله اساسی خلاصه کنیم، می‎توانیم به موارد زیر اشاره نماییم:

۱-    اقلی و تاریخی بودن فرهنگ اسلامی

۲-    اکثریت‎مداری فرهنگی

۳-    تساهل و تسامح فرهنگی

۴-    بی‎طرفی فرهنگی دولت

۵-    غرب معیار‎انگاری فرهنگی

(مقاله نقدی بر پنج مولفه اسلام رحمانی، حسن هدایت)

در بخش بعد دیدگاه امام و واکنش آن عزیز را نسبت به این جریان از نظر می‎گذرانیم.

ادامه دارد...

به اشتراک بگذارید : تلگرام   |   فیس‌بوک
نام :
ایمیل :
پیام :