واکاوی اسلام رحمانی از منظر امام خمینی(ره)/قسمت دوم؛

امام با طرح اسلام ناب، دوقطبی افراطی- رحمانی را از اساس به چالش طلبید

ایشان به جای آنکه دوقطبی نگاه افراطی و رحمانی را بربتابند، این هر دو را در یک سو و اسلام ناب محمدی را در سوی مقابل نشاندند و میان آن دو قطب، قرابتی راهبردی ترسیم کردند.


در قسمت قبل بیش از همه به تحلیل و تبیین معنا و چیستی اسلام رحمانی و آنچه از آن مراد می‎شود، پرداختیم. در این قسمت اکنون نوبت آن است که مواضع روشن امام در مقابل این جریان را از نظر بگذرانیم.

امام و اسلام رحمانی

باید گفت که حضرت امام به نوعی انقلاب اسلامی ایران را در مقابل این خوانش از اسلام می‎دانستند و در ادبیات خویش از اسلام اصیل و وحیانی با نام اسلام ناب محمدی و از اسلام رحمانی که برگرفته از تلفیق فضای لیبرالیسم با اسلام است به اسلام امریکایی یاد می‎کردند. ایشان به جای آنکه دوقطبی نگاه افراطی و رحمانی را بربتابند، این هر دو را در یک سو و اسلام ناب محمدی را در سوی مقابل نشاندند و میان آن دو قطب، قرابتی راهبردی ترسیم کردند.

حضرت امام در گفتارهای خودشان به منشا اصلی پیدایش اسلام آمریکایی اشاره می‎کنند که برآمده از هوای نفس است و اینکه هر وقت شخص بخواهد خوانش خویش و آنچه که دوست دارد را از اسلام برداشت کند و نخواهد ببیند که حرف واقعی اسلام چیست، به این بلا گرفتار می‎شود.(صحیفه امام، ج‎۲۰، ص: ۳۵۰)

در واقع اسلام رحمانی را می‎توان شعبه‎ای از اسلام آمریکایی یعنی همان اسلامی که مورد نهی صریح امام قرار داشت، تلقی کرد. اسلام آمریکایی البته ابعاد گوناگونی داشت و طیف‎های بسیاری را در برمی‎گرفت که همه مورد خطاب‎های تند و صریح حضرت امام قرار گرفتند.

معرفی دول مظاهر اسلام آمریکایی:

امام راحل همواره مصداق‎ها و نمایندگان اسلام‎های غیر اصیل و وحیانی را در سخنان خود مشخص می‎کردند تا با دیدن دول به ظاهر مسلمان شناخت برای اهل بصیرت سخت نباشد و یکی از مصداق‎های اسلام امریکایی را دولت آل سعود می‎دانستند.

"پیامبر اسلام نیازى به مساجد اشرافى و مناره‎هاى تزئیناتى ندارد. پیامبر اسلام دنبال مجد و عظمت پیروان خود بوده است که متاسفانه با سیاست‎هاى غلط حاکمان دست‎نشانده به خاک مذلت نشسته‎اند. مگر مسلمانان جهان فاجعه قتل‎عام صدها عالم و هزاران زن و مرد فرقه‎هاى مسلمین را در طول حیات ننگین آل‎سعود و نیز جنایت قتل‎عام زائران خانه خدا را فراموش مى‎کنند؟ مگر مسلمانان نمى‎بینند که امروز مراکز وهابیت در جهان به کانون‎هاى فتنه و جاسوسى مبدل شده‎اند، که از یک طرف اسلام اشرافیت، اسلام ابوسفیان، اسلام ملاهاى کثیف دربارى، اسلام مقدس‎نماهاى بی‎شعور حوزه‎هاى علمى و دانشگاهى، اسلام ذلت و نکبت، اسلام پول و زور، اسلام فریب و سازش و اسارت، اسلام حاکمیت سرمایه و سرمایه‎داران بر مظلومین و پابرهنه‎ها، و در یک کلمه «اسلام امریکایى» را ترویج مى‎کنند؛ و از طرف دیگر، سر بر آستان سرور خویش، امریکاى جهانخوار، مى‎گذارند.

مسلمانان نمى‎دانند این درد را به کجا ببرند که آل‎سعود و خادم الحرمین به اسرائیل اطمینان مى‎دهد که ما اسلحه خودمان را علیه شما به کار نمى‎بریم! و براى اثبات حرف خود با ایران قطع رابطه مى‎کنند. واقعا چقدر باید رابطه‎ی سران کشورهاى اسلامى با صهیونیست‎ها گرم و صمیمى شود تا در کنفرانس سران کشورهاى اسلامى مبارزه‎ی صورى و ظاهرى هم با اسرائیل از دستور کار آنان و جلسات آنان خارج شود؟ اگر اینها یک جو غیرت و حمیت اسلامى و عربى داشتند، حاضر به یک چنین معامله‎ی کثیف سیاسى و خودفروشى و وطن فروشى نمى‎شدند.

آیا این حرکات براى جهان اسلام شرم‎آور نیست؟ و تماشاچى شدن، گناه و جرم نمى‎باشد؟ آیا از مسلمانان کسى نیست تا بپاخیزد و این همه ننگ و عار را تحمل نکند؟"( صحیفه امام، ج‎۲۱، ص: ۸۲)

لیبرالیسم امریکا آبشخور اسلام رحمانی:

مهمترین اشاره امام به این نوع اسلام تقابل آن با اسلام ناب محمدی است که در سرلشگری آن امریکا قرار دارد و حمله‎ی همه جانبه‎ای را در تمام نقاط دنیا علیه اسلام ناب پیاده کرده است.

"امروز استکبار شرق و غرب چون از رویارویى مستقیم با جهان اسلام عاجز مانده است، راه ترور و از میان بردن شخصیت‎هاى دینى و سیاسى را از یک طرف و نفوذ و گسترش فرهنگ اسلام امریکایى را از طرف دیگر به آزمایش گذاشته‎اند. اى کاش همه‎ی تجاوزات جهانخواران همانند تجاوز شوروى به کشور مسلمان و قهرمان‎پرور افغانستان علنى و رودررو بود تا مسلمانان ابهت و اقتدار دروغین غاصبین را در هم مى‎شکستند؛ ولى راه مبارزه با اسلام امریکایى از پیچیدگى خاصى برخوردار است که تمامى زوایاى آن باید براى مسلمانان پابرهنه روشن گردد؛ که متاسفانه هنوز براى بسیارى از ملت‎هاى اسلامى مرز بین «اسلام امریکایى» و «اسلام ناب محمدى» و اسلام پابرهنگان و محرومان، و اسلام مقدس‎نماهاى متحجر و سرمایه‎داران‎ خدانشناس و مرفهین بى‎درد، کاملا مشخص نشده است. و روشن ساختن این حقیقت که ممکن نیست در یک مکتب و در یک آیین، دو فکر متضاد و رودررو وجود داشته باشد از واجبات سیاسى بسیار مهمى است‎."(صحیفه امام، ج‎۲۱، ص: ۱۲۲)

راه مبارزه:

همچنین امام روشنگری و اعلام مبارزه با اسلام امریکایی را فقط در گرو روشنگری روحانیون می‎دانستند که این مهم را انجام داده و ملت ایران و دیگر ملت‎های مسلمان را بیدار کنند. ایشان همچنین سلاح روشنگری در مقابل این نوع از خوانش نسبت به اسلام را ایمان و علم و عمل و تقوا می‎دانستند و تنها راه مبارزه را ساختن خود و ملت قلمداد می‎کردند.

مشخص شد که امام اسلام امریکایی را اسلام برآمده از لیبرالیسم و کمونیسم و اسلام التقاطی و فرومایگی و خودباختگی می‎دانستند و محور انقلاب خویش را مبارزه با آن قرار دادند تا نشان دهند که اسلام بی‎عملی و بی‎تفاوت به سیاست و سرنوشت مسلمین، نشات گرفته از دل غرب و خوانش لیبرال از اسلام است.

"از شما مى‎خواهم هر چه مى‎توانید سعى و تلاش نمایید تا هدف قیام مردم را مشخص نمایید، چرا که همیشه مورخین اهداف انقلاب‎ها را در مسلخ اغراض خود و یا اربابانشان ذبح مى‎کنند. امروز همچون همیشه‎ی تاریخ انقلاب‎ها، عده‎اى به نوشتن تاریخ پر افتخار انقلاب اسلامى ایران مشغولند که سر در آخور غرب و شرق دارند. تاریخ جهان پر است از تحسین و دشنام عده‎اى خاص، له و یا علیه عده‎اى دیگر و یا واقعه‎اى در خور بحث. اگر شما مى‎توانستید تاریخ را مستند به صدا و فیلم حاوى مطالب گوناگون انقلاب از زبان توده‎هاى مردم رنجدیده کنید، کارى خوب و شایسته در تاریخ ایران نموده‎اید. باید پایه‎هاى تاریخ انقلاب اسلامى ما چون خود انقلاب بر دوش پابرهنگان مغضوب قدرت‎ها و ابرقدرت‎ها باشد. شما باید نشان دهید که چگونه مردم، علیه ظلم و بیداد، تحجر و واپسگرایى قیام کردند و فکر اسلام ناب محمدى را جایگزین تفکر اسلام سلطنتى، اسلام سرمایه‎دارى، اسلام التقاط و در یک کلمه اسلام امریکایى کردند. شما باید نشان دهید که در جمود حوزه‎هاى علمیه آن زمان که هر حرکتى را متهم به حرکت مارکسیستى و یا حرکت انگلیسى مى‎کردند، تنى چند از عالمان دینباور دست در دست مردم کوچه و بازار، مردم فقیر و زجر کشیده گذاشتند و خود را به آتش و خون زدند و از آن پیروز بیرون آمدند.

شما باید به روشنى ترسیم کنید که در سال ۴۱، سال شروع انقلاب اسلامى و مبارزه‎ی روحانیت اصیل در مرگ‎آباد تحجر و مقدس‎مآبى چه ظلم‎ها بر عده‎اى روحانى پاکباخته رفت، چه ناله‎هاى دردمندانه کردند، چه خون دل‎ها خوردند، متهم به جاسوسى و بى‎دینى شدند ولى با توکل بر خداى بزرگ کمر همت را بستند و از تهمت و ناسزا نهراسیدند و خود را به توفان بلا زدند و در جنگ نابرابر ایمان و کفر، علم و خرافه، روشنفکرى و تحجرگرایى، سرافراز- ولى غرقه به خون یاران و رفیقان خویش- پیروز شدند."(صحیفه امام، ج‎۲۱، ص: ۲۴۱)

محل ورود اسلام رحمانی در دستگاه حاکمیت:

از مهمترین اموری که همواره امام نگران بودند اسلام امریکایی از آنجا وارد شود مسئله انتخابات بود. از منظر ایشان این اسلام در کشور جمهوری اسلامی هنگام ورود به انتخابات و با در دست گرفتن صحنه اجرایی کشور می‎توانست خودی نشان دهد.

"مردم با بصیرت و درایت و تحقیق کاندیداها را شناسایى کرده، و به‎ سوابق و روحیات و خصوصیات دینى- سیاسى نامزدهاى انتخاباتى توجه نمایند. مردم شجاع ایران با دقت تمام به نمایندگانى راى دهند که متعبد به اسلام و وفادار به مردم باشند و در خدمت به آنان احساس مسئولیت کنند، و طعم تلخ فقر را چشیده باشند، و در قول و عمل مدافع اسلام پابرهنگان زمین، اسلام مستضعفین، اسلام رنجدیدگان تاریخ، اسلام عارفان مبارزه‎جو، اسلام پاک‎طینتان عارف، و در یک کلمه، مدافع اسلام ناب محمدى- صلى الله علیه و آله و سلم- باشند. و افرادى را که طرفدار اسلام سرمایه‎دارى، اسلام مستکبرین، اسلام مرفهین بى‎درد، اسلام منافقین، اسلام راحت‎طلبان، اسلام فرصت‎طلبان، و در یک کلمه، اسلام امریکایى هستند طرد نموده و به مردم معرفى نمایند. و از آنجا که مجلس خانه همه مردم و امید مستضعفین است، در شرایط کنونى نباید کسى انتظار داشته باشد که حتما نمایندگان باید از گروه و صنف خاصى باشند. باید توجه داشت که هنوز خیلى از مسائل وجود دارد که به نفع محرومین باید حل و فصل شود. و تمیز بین کسانى که در تفکر خود خدمت به اسلام و محرومان را اصل قرار داده‎اند، با دیگران کار مشکلى نیست."(صحیفه امام، ج‎۲۱، ص: ۱۲)

جمع‎بندی:

با توجه به نکات مختصر گفته شده مشخص شد که امام این اسلام و اصل آن را می‎شناختند و سر منشا آن را نیز برآمده از استکبار شرق و غرب می‎دانستند. ایشان تمام سعی خود را در شناساندن آن و برشمردن ویژگی‎های آن نمودند و راه‎های مبارزه با آن را نیز در گرو خودسازی فردی و آگاهی دادن اجتماعی و حفظ خصوصیات و حرکت رو به جلوی این انقلاب معرفی می‎کردند.

چنانکه دیده شد حضرت امام با بصیرتی که سرلوحه این انقلاب قرار داده بودند، به خوبی از خطر اسلام‎های التقاطی که به جای اسلام ناب و اصیل به مردم نشان داده می‎شود آگاه بوده و هم منشا شروع و پیدایش آن و هم محل نفوذ آن را نشان داده بودند. ضمن اینکه هم مبنا و بنیان‎گذار اصلی آن در دنیا یعنی لیبرالیسم امریکا را معرفی و مشخص کرده بودند و یاران این حرکت را در میان دول اسلامی مشخص نمودند که در راس آن حکومت آل‎سعود در منطقه قرار گرفته است.

در پایان هم راه مبارزه و مسئولیت این امر را مشخص کرده و بر عهده روحانیت قرار دادند تا در وهله اول با شناخت اسلام ناب محمدی و سپس عرضه و معرفی آن به مردم اجتماع ایران و تمام جهانیان، راه را بر هرگونه قرائت و برداشت التقاطی ببندند.

به اشتراک بگذارید : تلگرام   |   فیس‌بوک
نام :
ایمیل :
پیام :