دکتر موسی نجفی در گفت و گو با خط امام:

امام به دنبال تمدن نوین اسلامی بود

در دوران حاضر جریانی وجود دارد که تلاش دارد تا انقلاب اسلامی را در جریان مدرنیته جذب کند! قرائت لیبرال از امام یا قرائت آزادی‎خواهانه و روشنفکرانه از ایشان در دوران ما بسیار زیاد شده است آن‎چنان که این بعد اصلا دیده نمی‎شود...


سیدصالح بهشتی نژاد: در سال‎های اخیر توجه به اندیشه امام خمینی(ره) در اندیشه‎ورزی‎ها مورد غفلت قرار گرفته و تنها بنا به رخداد وقایعی، اندیشه امام خمینی(ره) دست‎آویز برخی سخنرانی‎ها و توجیهات سیاسی قرار می‎گیرد. این نگاه‎های سیاسی و البته تک بعدی باعث شده، از اندیشه امام خمینی(ره) رویکرد جامعی ارائه نشود و امکان تحریف‎ها در این حوزه برای برخی معارضان فراهم گردد. بازخوانی اندیشه امام خمینی(ره) از همین‎جاست که موضوعیتی دوچندان می‎یابد.

ابعاد مغفول‎مانده از گفتمان و مکتب امام را با دکتر موسی نجفی استاد نام‎آشنای علوم سیاسی در میان گذاشتیم. از موسی نجفی تا کنون کتابهای زیادی منتشر شده است که از آن جمله می‎توان به "اندیشه تحریم و خودباوری: تحلیل متون و اسناد تاریخی اقتصاد مقاومتی در تحولات سیاسی ایران"، "اندیشه دینی و سکولاریسم در حوزه معرفت سیاسی و غرب شناسی"، "انقلاب فرامدرن و تمدن اسلامی(موج چهارم بیداری اسلامی)"، " بنیاد فلسفه سیاسی در ایران (عصر مشروطیت)"، "تاریخ تحولات سیاسی ایران"، " حوزه نجف و فلسفه تجدد در ایران"، " فلسفه تحول تاریخ در شرق و غرب تمدن اسلامی"، "مراتب ظهور فلسفه سیاست در تمدن اسلامی" و عناوین متعدد دیگر اشاره کرد.

موسی نجفی بیش از همه بر وجه تمدنی مکتب و گفتمان امام تکیه داشت و معتقد بود این وجه باید بیش از پیش پررنگ شود. او این معنا را در نسبت با مدینه‎النبی و جامعه عصر پیامبر و پس از آن نیز شرح داد. مشروح این گفت‎و‎گو را در ادامه از نظر می‎گذرانید:

*اندیشه امام ابعاد مختلفی داشته. از نگاه کدام بعد از این مجموعه شما اکنون مغفول واقع شده و باید مورد توجهی جدی‎تر واقع شود؟

امام در اندیشه خود انسجام دارند. یک استراتژی در کل اندیشه ایشان وجود دارد و آن استراتژی دین حداکثری است. دین حداکثر چه زمانی محقق می‎شود؟ از نظر ما شیعیان این دین حداکثر در زمان حضرت مهدی(عج) محقق خواهد شد یعنی در دوران مهدویت. و مهدویت یعنی دین حداکثر با هدایت معصوم یا همان انسان کامل. اما فعلا دست ما از این انسان کامل کوتاه است. پس یک درجه باید کوتاه بیاییم. درجه‎ی کوتاه آمدن کجاست؟ تمدن نوین اسلامی.

*نسبت این تمدن با آن افق مهدوی چگونه ترسیم می‎شود؟

تمدن نوین اسلامی یک درجه از مهدویت کمتر است. معصوم نیست اما دنبال همان دین حداکثری است منتهی منهای حضور امام در عصر غیبت.

*و اندیشه امام؟

این اندیشه امام است. حکومت فقها همان دین حداکثری است ولی با هدایت غیر معصوم؛ فقیه جامع الشرایط، ولی فقیه. خب این دین حداکثری چگونه درست می‎شود؟ امام اولین کاری کردند این بود که مانع را برداشتند. مانع نظام شاهنشاهی بود. بعد باید نظام تشکیل می‎دادند. خب تشکیل دادند و این حرکت همین‎جا متوقف شد. اما باید توجه داشت امام به سمت این موضوع می‎رفتند که احکام اسلامی و جامعه اسلامی را تشکیل بدهند. این احکام اسلامی و جامعه اسلامی شکل بگیرد عمیق‎تر بشود و از اجمال به تفصیل حرکت کند. این همان چیزی است که ما ذیل تمدن اسلامی در نظر می‎گیریم. این در اندیشه امام است اما دیده نمی‎شود. چرا؟ امام در دوران حیات خود با دو معضل جدی مواجه می‎شوند. یکی با رژیم شاه و دیگری با جنگ تحمیلی و صدام. ولی این‎ها را بینابین صحبت‎های خود مطرح کرده اند و اگر این دو معضل نبود، بهتر می‎توانستند این تحول بزرگ را نشان دهند. ضرورت ایجاب می‎کرد برنامه‎ی نزدیک‎تر را بردارند. طرح آن اندیشه بزرگ مقدور نبود. اکنون دیگر آن دو مانع دیگر نیست. نه جنگ تحمیل وجود دارد و نه آن رژیم شاهنشاهی. امروز وقتی نگاه می‎کنید می‎بینید رگه‎هایی از آن تفکر تمدنی در اندیشه امام وجود دارد. اسلام حداکثر و حکومتی که در تمام زمینه‎ها بخواهد اسلام را پیاده کند اسمش می‎شود تمدن اسلامی و این در اندیشه امام هست.

*این اسلام حداکثر همان جمهوری اسلامی نیست؟

اگر ما این تفکر را در نظریه ولایت فقیه و جمهوری اسلامی محدود کنیم، نقطه مقابلش می‎شود لیبرال دموکراسی غرب و این کافی نیست. چون لیبرال دموکراسی خودش از یک حلقه بزرگتر ارتزاق می‎کند و آن تمدن غرب است. اگر تمدن غرب نباشد، نظام لیبرال دموکراسی معنی نمی‎دهد. اندیشمندان غربی و چهره‎هایی چون هانتینگتون به نگاه تمدنی توجه داشته و اسم آن را پایان تاریخ می‎گذارند. پس این مبتنی بر یک نظریه بزرگتر است. همان‎طور که نظریه لیبرال دموکراسی مبتنی بر نظریه بزرگتر یعنی تمدن غرب معنا پیدا می‎کند، نظریه جمهوری اسلامی نیز مبتنی بر یک نظریه بزرگتر یعنی تمدن نوین اسلامی است.

*در واقع شما معتقدید آن بعد مغفول از گفتمان امام، همان بعد تمدنی ایشان است که البته ایشان خودشان نیز فرصت نکردند به طور ویژه این معنا را طرح کنند.

بله. امام هر چند غرب را نقد کردند و هر چند بیان کردند نظام اسلامی با نظام لیبرال دموکراسی متفاوت است و این نظام غرب با نظام اسلامی تفاوت ماهوی جدی دارد اما این یک پشتوانه‎ای می‎خواهد و امام فرصت نکردند درباره اجزاء این تفاوت و تمدن اسلامی صحبت کنند چرا که زمان اجازه نمی‎داد به این پشتوانه بپردازند و اجزاء آن را تبیین کند.

*به نظر شما برای بر طرف کردن غفلتی که نسبت به این وجه از تفکر امام وجود دارد، چه باید کرد؟ آیا راهکاری در این مسیر وجود دارد؟

به نظرم راهکاری که بتواند به بر طرف کردن موضوع مغفول مانده بپردازد، فعال شده است و آن تداوم رهبری است. در حقیقت نسبت امام و مقام معظم رهبری مانند نسبت ائمه اطهار است به طوری که در دوره مدینه، اسلام عجالتا با ابعاد مختلف به طور اجمال مطرح شد اما ۲۵۰ سال طول کشید تا این باز شود. دوره امام باقر علیه السلام و امام صادق علیه السلام آن اجمال، بسط داده شد. باید توجه داشت دوره پیامبر هم تمدن مغفول ماند و شما در این دوره تمدن نمی‎بینید بلکه نظام اسلامی می‎بینید یعنی مدینه‎النبی یک نظام اسلامی ساده و یک روابط انسانی ساده است با رهبری معصوم. اما این خیلی زود به یک تمدن اسلامی تبدیل شد. البته این‎ها امام معصوم را از تمدن اسلامی حذف کردند. به خاطر همین هم تمدن اسلامی ناقص ماند اما این تمدن از دل آن مدینه‎النبی در آمد و در حقیقت تمدن اسلامی بسط یافته‎ی آن مدینه است.

ائمه هم متوجه این موضوع و آسیب بودند و سعی کردند به طور مستمر این روند تمدنی را اصلاح کنند. زندگی ائمه ما این است. همه‎اش مبارزه علنی و مستقیم مانند قیام اباعبدالله الحسین(علیه اسلام) نیست. بعدی از آن مبارزه فرهنگی است. حرکتی که از درون دچار اضمحلال می‎شود را اصلاح می‎کنند.

رفع موضوع مغفول مانده در اندیشه امام هم همین‎گونه است. باید توجه داشت رشد نظام اسلامی نیز در گرو همین مسیر می‎باشد.

*آیا تنها رشحاتی از تمدن اسلامی را می‎توان از اندیشه امام برداشت کرد و یا تمدن اسلامی را می-توان به طور کامل از اندیشه امام بازسازی و استخراج نمود؟

تمدن اسلامی به طور کامل در اندیشه امام وجود دارد. امام خمینی حرکت انقلاب اسلامی را مانند پنج مرحله‎ی مقام معظم رهبری تقسیم نمی‎کنند. ببینید! اقدام امام برای انقلاب اسلامی تنها برداشتن شاه نبود. این موضوع را فقط من نمی‎گویم؛ بلکه همه‎ی دنیا بر این موضوع تاکید می‎کنند. این حرکت باید در تمامی علوم و تمامی فنون جاری شود. حیات امام اجازه این کار نداد کما اینکه حیات کوتاه پیامبر اجازه این حرکت عظیم را نداد ولی پیامبر هر چه بود بیان کردند و البته اجمالا. تفصیل با کیست؟ با علی علیه السلام و فرزندانشان که دوازده معصوم هستند. این موضوع درباره انقلاب اسلامی هم صادق است. امام این موضوع را مطرح کردند. الان تفصیلش به سمت اسلام حداکثری در همه‎ی خرده نظام‎های ما یعنی اقتصادی، فرهنگی و... باید صورت بگیرد تا تمدن محقق شود. تمدن‎سازی معنایش همین است. البته من می‎پذیرم که این موضوع تقریرش بسیار سخت است.

*به نظر شما تلاشی وجود دارد که بخواهد این بعد از اندیشه امام را مغفول نگه دارد و جریان انقلاب اسلامی را در مقابل مدرنیته قرار ندهد؟

به نظر چنین نیست؛ بلکه در دوران حاضر جریانی وجود دارد که تلاش دارد تا انقلاب اسلامی را در جریان مدرنیته جذب کند! قرائت لیبرال از امام یا قرائت آزادی‎خواهانه و روشنفکرانه از ایشان در دوران ما بسیار زیاد شده است آن‎چنان که این بعد اصلا دیده نمی‎شود. در واقع شرایط به گونه‎ای است که اندیشه امام در این نگاه خرد می‎شود. در چنین شرایطی امام، امام می‎ماند اما اندیشه از نگاه حداکثری می‎افتد.

*وظیفه ما نسبت به آنچه از اندیشه امام مغفول مانده و جریاناتی که در این تغافل تاثیرگذارند چیست؟

ضروری است به تبیین ابعاد اندیشه امام در حوزه تمدن نوین اسلامی پرداخته شود و ابعادش نشان داده شود. به نظر آن‎چه در شرایط کنونی ضروری است، تبیین همین ضرورت باشد. در این روزمرگی و اکنون‎زدگی نقشه راه برای تمدن نوین اسلامی دیده نمی‎شود.

*نقشه راه از نظر جنابعالی چیست؟ آیا همان آرمان است؟ و بناست به خوب‎ها و بدهای اندیشه‎ها و آینده‎ی تصوری بپردازد؟

منظور از نقشه، آرمانی است که واقعیت را تبیین می‎کند و مسیر تکاملی نهضتی است که در سیر حرکت انقلاب اسلامی دیده شود. برای تبیین این آرمان لازم است لوازم آن محقق شود چرا که تمدن نهایی در آسمان‎ها نیست بلکه بر روی زمین شکل می‎گیرد. زمانی که نطفه‎ی آن بر روی زمین شکل گرفت، آنگاه مراحل تکامل آن آغاز می‎شود و منزل به منزل باید بدان تحقق زمینی داد. چنین هدفی کار، فکر و اندیشه می‎خواهد و این فکر و اندیشه نیز نیازمند عمل است. این عمل منحصر به یک جریان و جناح سیاسی نیست و باید دقت کرد چه کسی این فکر و اندیشه را محقق می‎سازد.

به اشتراک بگذارید : تلگرام   |   فیس‌بوک
نام :
ایمیل :
پیام :