هشدارهای امام نسبت به وابستگی بازرگان و نهضت آزادی به آمریکایی‎ها

والله قسم مخالف بودم...

من به این آقایانى که اهل سدادند، اهل صلاحند، منتها اعوجاج فکرى دارند، [مى‎گویم که‎] امریکا براى شما هیچ فایده‎اى ندارد، دیگر گذشت آن وقت. امروز آنى که براى شما براى دینتان براى دنیاتان فایده دارند این ملت‎اند، این ملت پابرهنه است. آن ملت سرمایه‎دار هم به درد شما نمى‎خوردند...


محمد حسین‎زاده:

"و الله قسم، من با نخست‌وزیری بازرگان مخالف بودم ولی او را هم آدم خوبی می‌دانستم. و الله قسم، من رای به ریاست جمهوری بنی‌صدر ندادم و در تمام موارد نظر دوستان را پذیرفتم."(۱)

این فرازی است از نامه‌ی پر درد و رنج حضرت امام(ره) در ۶ فرودین ۱۳۶۸ خطاب به منتظری و عدم صلاحیتش برای تصدی رهبری نظام جمهوری اسلامی. اگرچه کلیت نامه گله و شکایت امام از شاگردی می‌باشد که بلندگوی منافقین شده است و به جمهوری اسلامی ضربه زده ولی ایشان به بیان حقایقی در مورد بازرگان و بنی‌صدر هم می‌پردازند.

زمینه‌ها و موضوعات اختلاف نظر حضرت امام و مهندس مهدی بازرگان یکی از چالش‌های اولیه پس از پیروزی انقلاب است؛ که یکی از جدی‌ترین آنها نحوه مواجهه با ایالات متحده آمریکاست و همین امر هم سبب می‌شود دولت موقت با نخست‎وزیری بازرگان، پس از تسخیر لانه جاسوسی توسط دانشجویان پیرو خط امام، که معروف به انقلاب دوم شد، استعفا بدهد!

امام بارها نسبت به نوع رابطه با آمریکا هشدارهای لازم را می‌دادند چه در دوران نخست‎وزیری بازرگان و چه بعد از آن به واسطه‌ی عملکرد او و نهضت آزادی. این یادداشت به گوشه‌ای از هشدارهای امام و اسناد ارتباط بازرگان با آمریکایی‌ها می‌پردازد.

*بی‌فایده بودن آمریکا!

در ۱۱ تیرماه سال ۱۳۶۰ امام در دیدار خانواده‌ی شهدای ۷ تیر همان سال به بازرگان و نهضت آزادی هشدار می‌‌دهند که:«من به این آقایانى که اهل سدادند، اهل صلاحند، منتها اعوجاج فکرى دارند، [مى‎گویم که‎] امریکا براى شما هیچ فایده‎اى ندارد، دیگر گذشت آن وقت. امروز آنى که براى شما براى دینتان براى دنیاتان فایده دارند این ملت‎اند، این ملت پابرهنه است. آن ملت سرمایه‎دار هم به درد شما نمى‎خوردند، آنها همه براى خودشان مى‎کشند، شماها را مى‎خواهند آلت دست قرار بدهند. این منافقین هم به درد شما نخواهند خورد، هر روزى که این منافقین قدرت پیدا کنند سر شما را هم مى‎برند؛ براى اینکه شما لا اله الا الله‎ مى‎گویید، آنها با لا اله الا الله‎ مخالف‎اند. آنها توحید را توحید طبقاتى مى‎گویند.»(۲)

امام البته هشدارهای لازم را به ملت در مورد گرایش نهضت آزادی به آمریکا داده بودند:«یک جریانى در کار است که آن جریان انسان را از این معنا مى‎ترساند که بخواهد به‎طور خزنده این کشور را باز هل بدهد طرف امریکا؛ بخواهند از این راه پیش بروند.»(۳)

محتشمی‌پور وزیر کشور دولت میرحسین موسوی در بهمن ۱۳۶۶ در نامه‌ای به حضرت امام، ضمن اشاره به تحرکات نهضت آزادی علیه انقلاب، از امام برای حضور ایشان در انتخابات مجلس سوم کسب تکلیف می‌کند و امام در نامه‌ای تاریخی مواضع خود را نسبت به ایشان اعلام می‌کنند:«پرونده این نهضت و همین‌طور عملکرد آن در دولت موقت اول انقلاب شهادت می‌دهد که نهضت به اصطلاح آزادی طرفدار جدی وابستگی کشور ایران به آمریکا است، و در این باره از هیچ کوششی فروگذار نکرده است، و حمل به صحت اگر داشته باشد، آن است که شاید آمریکای جهانخوار را، که هرچه بدبختی ملت مظلوم ایران و سایر ملت‎های تحت سلطه او دارند از ستمکاری اوست، بهتر از شوروی ملحد می‌دانند. و این از اشتباهات آنها است.

در هر صورت، به حسب این پرونده‌های قطور و نیز ملاقات‌های مکرر اعضای نهضت، چه در منازل خودشان و چه در سفارت آمریکا و به حسب آنچه من مشاهده کردم از انحرافات آنها، که اگر خدای متعال عنایت نفرموده بود و مدتی در حکومت موقت باقی مانده بودند ملت‎های مظلوم به‎ویژه ملت عزیز ما اکنون در زیر چنگال آمریکا و مستشاران او دست و پا می‌زدند و اسلام عزیز چنان سیلی از این ستمکاران می‌خورد که قرن‎ها سر بلند نمی‌کرد، و به حسب امور بسیار دیگر، نهضت به اصطلاح آزادی صلاحیت برای هیچ امری از امور دولتی یا قانونگذاری یا قضایی را ندارند، و ضرر آنها، به اعتبار آنکه متظاهر به اسلام هستند و با این حربه جوانان عزیز ما را منحرف خواهند کرد و نیز با دخالت بی‌مورد در تفسیر قرآن کریم و احادیث شریفه و تاویل‎های جاهلانه موجب فساد عظیم ممکن است بشوند، از ضرر گروهک‎های دیگر، حتی منافقین این فرزندان عزیز مهندس بازرگان، بیشتر و بالاتر است.»(۴)

این اختلاف نظر بین امام و بازرگان البته سابقه‌ی قبل پیروزی انقلاب دارد که بازرگان در نوفل ‌شاتو خدمت امام می‌رود و می‌گوید:«آقا! ایران سه رکن دارد: شاه، ارتش و آمریکا. شما می‎گویید شاه برود، اولا کجا برود؟ شاه رفتنی نیست، به فرض برود، با آمریکا و ارتش چه می‎کنید؟ فکر این دو رکن را کرده‎اید؟» حضرت امام(ره) هم پاسخش را می‌دهند که:«شما بگویید شاه باید برود، با مردم هم‎صدا بشوید، وقتی رفت، ارتش فرزندان همین مردم‎اند، به دامن انقلاب برمی‎گردند، آمریکا هم گورش را گم می‎کند. شما غصه اینها را نخورید، شما موضع ملت را بپذیرید که شاه باید برود.»(۵)

حسن روحانی در کتاب خاطرات خود این جلسه را به این شکل روایت می‌کند:«روز یکشنبه‌ ۳۰/۷/۱۳۵۷ آقای‌ بازرگان‌ برای‌ دیدار امام‌ به‌ نوفل‌لوشاتو آمده‌ بود. فکر می‌کنم‌ آقای‌ میناچی‌ هم‌ همراه‌ وی‌ بود. موقع‌ غروب‌ بود که‌ به‌ نوفل‌لوشاتو رسیده‌ بودند و بعد از نماز مغرب‌ و عشا در منزل‌ مقابل‌ (اندرونی‌) خدمت‌ امام‌ شرفیاب‌ شدند. ملاقات‌ حدود یک‌ ساعت‌ یا کمی‌ بیشتر طول‌ کشید. چهار پنج‌ نفری‌ بودیم‌ که‌ در اتاق جنب‌ اتاق دفتر نشسته‌ بودیم‌ که‌ آنها بعد از ملاقات‌ به‌ آنجا آمدند. حدود یک‌ ساعتی‌ هم‌ آنجا نشستند و بحث‌هایی‌ مطرح‌ شد. یکی‌ از نکاتی‌ که‌ به‌ خاطر دارم‌ این‌ بود که‌ مهندس‌ بازرگان‌ می‌گفت‌: اینکه‌ امام‌ می‌گوید شاه‌ باید از کشور برود، تا من‌ به‌ کشور برگردم‌، اشتباه‌ است‌. مگر شدنی‌ است‌؟! پشتیبان‌ شاه،‌ آمریکاست‌. شاه‌ برود، یعنی‌ آمریکا از ایران‌ برود و این‌ کار امکان‌پذیر نیست‌. گفت‌: ما که‌ هر چه‌ به‌ امام‌ گفتیم‌، قبول‌ نکرد. شما که‌ اینجا هستید و می‌توانید بیشتر با امام‌ صحبت‌ کنید، با ایشان‌ بحث‌ کنید، بلکه‌ بتوانید ایشان‌ را قانع‌ کنید. از امام‌ بخواهید نگوید تا شاه‌ نرود، من‌ به‌ ایران‌ برنمی‌گردم‌. این‌ تقریبا تعلیق‌ به‌ محال‌ است‌.

به‌ ایشان‌ گفتم‌: همین‌ امروز امام‌ در سخنرانی‌ خودشان‌ بر این‌ مسئله‌ تاکید داشتند که‌ سخن‌ همه‌ی‌ مردم‌ ایران‌ یک‌ چیز است‌ و آن‌ "مرگ‌ بر پهلوی‌" است‌. بعد هم‌ به‌ ملت‌ ایران‌ گفتند: از آمریکا و شوروی‌ نترسید.»

یکی از خیانت‌های بازرگان و نهضت آزادی در اوایل انقلاب ماجرای تلاش دولت موقت برای پس فرستادن جنگنده‌های اف۱۴ به آمریکایی‌ها بود. آمریکایی‌ها اصرار به این کار داشتند و دولت موقت هم با آنها هم‎صدایی می‌کرد. حسن روحانی یک سال پس از سقوط دولت موقت از این ماجرا به عنوان یک توطئه رمزگشایی می‌کند که:«چه کسانی بودند که می‌خواستند اف-۱۴های ما را به آمریکا پس بدهند؟ همان اف-۱۴هایی که امروز حفاظت آسمان ایران را به عهده دارند. چه کسانی مخالفت کردند؟ چه کسانی اصرار داشتند بر اینکه اف-۱۴ که سرمایه‌ای بود برای نیروهای هوایی ما، و آن وقت من در ستاد ارتش بودم. افسرانی آمده بودند و گریه می‌کردند و می‌گفتند مبادا این توطئه تحقق پیدا بکند.»

اگر بگوییم دولت موقت از سر غفلت و ناآگاهی تصمیم به پس فرستادن جنگنده‌ها کرده بوده است، نشان از ساده‌لوحی آنهاست، در غیر این صورت باید اذعان کرد ارتباطات آنها با آمریکایی‌ها یک نوع خیانت به وطن و انقلاب بوده است.

در سند دیگری آمده است که بازرگان درخواست جلسات متناوب با مامور سیا داشته است:«بازرگان از طریق انتظام اظهارداشت امیدوار است جلساتی مشابه، هر دو ماه یک بار با بیشتر... اگر ضرورت خاص پیش آمد، برگزار شوند. به بازرگان گفته شد جواب به این درخواست پس از مشورت با واشنگتن از طریق کاردار به دست خواهد رسید.»

خیانت‎های سران نهضت آزادی فقط به این مورد خلاصه نمی‌شود. اسنادی وجود دارد که بازرگان، یزدی و امیرانتظام با آمریکایی‌ها و یک رابط سازمان سیا دیدار داشته‎اند و در آن دیدارها اسناد مختلفی از سوی آن رابط به آنها داده می‌شده است. از جمله اسنادی که از احتمال حمله عراق به ایران خبر می‌داده است. مارک گازیوروسکی تاریخ‌نگار امریکایی در مقاله‌ای در این موضوع می‌گوید که:«پس از استعفا، بازرگان اطلاعات موجود در گزارش کیو(رابط سیا) را به جانشینان‌شان نداد.»

در یکی از اسناد کشف شده از لانه جاسوسی نسبت به وضعیت اقبال مردم به بازرگان اظهار بدبینی شده است، که نشان‌گر اهمیت حضور بازرگان در راس قدرت برای آمریکایی‌هاست. در همین سند آمده است:«اختلاف فزاینده‎ای میان خمینی (که برخواست‎هایش برای تصفیه نفوذ خارجی از جامعه ایرانی و اسلامی کردن کامل جامعه هرچه بیشتر پافشاری می‎کند) و بازرگان که سعی دارد همه را راضی کند (ولی موثر نیست) وجود دارد. کمیته‎های انقلاب از خمینی حرف‎شنوی دارند و از دولت موقت مستقل هستند. دولت هم سعی دارد برای خود قانون وضع کند و به صورت مستقل از خمینی پیش رود.»(۶)

این سند نشان می‌دهد که وجود اختلاف بین حضرت امام و بازرگان چه میزان برای آمریکایی‌ها اهمیت داشته است و هم‌چنین تلاش دولت موقت برای استقلال از امام امت را یادآور می‎شود.

در سند دیگری آمده است که آمریکایی‌ها می‌گویند علی‎رغم اینکه روابط‌ نزدیک‌ ما با شاه‌ و پشتیبانی‌ زیاد ما از رژیم‌ شاه‌، فراموش‌ نشده‌ است‌ و به‌ زودی‌ هم‌ فراموش‌ نخواهد شد؛ اما سیاست‌ خارجی‌ دولت‌ رسمی‌ آقای‌ بازرگان‌ به‌ سمت‌ عادی‌ کردن‌ روابط‌ با آمریکا و دیگر کشورهای‌ غربی‌ حرکت ‌می‌کند.

دیدار بازرگان با برژینسکی در الجزایر که یکی از نقاط همچنان مبهم دوران نخست وزیری بازرگان است هم موید صحت این سند است. در حالی بازرگان چنین ملاقاتی را انجام داده بود که فضای داخلی ایران به واسطه‌ی حمایت‌های آمریکا‌یی‌ها از رژیم پهلوی و شاه فراری، شدیدا ضدآمریکایی‌ بود.

روزنامه‎‌ی اطلاعات از قول حاج احمد‌آقا آن روزها می‌نویسد:«امام بی‎محابا به آمریکا می‎تازد، ولی دولت و شورای انقلاب یک اعلامیه هم علیه آمریکا نداده‎اند.»(۷)

اطلاع از سطح روابط اعضای نهضت آزادی با آمریکایی‌ها پس از تسخیر لانه جاسوسی و کشف و انتشار اسناد لانه بیشتر مشخص شد. طبق اسناد به دست آمده از سفارت، معاون نخست‎وزیر دولت موقت (عباس امیر انتظام) دارای کد و رمز وابستگی به CIA (اس‌.دی.پلاد/۱) بوده است. امیر انتظام دو ماه قبل از فتح لانه جاسوسی با هویت معاون نخست‎وزیر در روز نهم شهریور ۱۳۵۸ با «جورج کیو» مامور سیا در ایران ملاقات می‌کند و به وی می‌گوید:«آخوندها در آینده نزدیک مشکل ایجاد خواهند کرد، چون آنها با نفوذ بیگانگان در ایران سرسختانه مخالف هستند.»

در این میان یکی از اسناد قابل توجه تاریخی مقالات سید محمد خاتمی در روزنامه‎ی کیهان دهه شصت است که خاتمی بر خلاف رویه‌ی دهه‌ی هشتاد و نود خود، با صراحت تمام بازرگان و نهضت آزادی را آمریکایی‌ خطاب می‎‌کند:«تز آقای بازرگان آنجا که از انتساب آشوبگران به آمریکا بر می‌آشوبند، خود حکایتگر نوعی نگرش آمریکایی به مسائل است.»

خاتمی در مقاله‌ی تند و تیز خود خطاب به بازرگان از حمایت‌های او از منافقین انتقاد می‌کند و از نفوذ آمریکایی‌ها در دولت او پرده بر می‌دارد:«مراد از آمریکایی بودن، نحوه‌ای از دید و بینش است که به سادگی ابزار دست سیاست‌های توسعه‌طلبانه آمریکا می‌شود و به خاطر برخورداری از همین دید و بینش، جریانی که شما در راس آن قرار دارید، همواره از مواضع ضدآمریکایی جمهوری اسلامی البته با توجیهات گوناگون اظهار نارضایتی و حتی مخالفت قولی و عملی کرده است و چه نقصی در کار شما است که فردی چون امیر انتظام جاسوس و مزدور آمریکا تا سطح معاونت نخست‎وزیر و سخنگوی دولت موقت بالا می‌آید؛ لابد امیر انتظام هم آمریکایی نیست و الا کسی نمی‌گوید که شخص شما با آمریکا سروکار دارند.»(۸)

پی‎نوشت:

۱-    صحیفه امام، ج‎۲۱، ص: ۳۳۱

۲-    صحیفه امام، ج‎۱۵، ص: ۳۰

۳-    صحیفه امام، ج‎۱۴، ص: ۴۳۷

۴-    صحیفه امام، ج‎۲۰، ص: ۴۸۱

۵-    درآمدی بر انقلاب اسلامی، روح الله حسینیان، ص ۷۱۹

۶-    سند ۲۷۸۵ لانه جاسوسی

۷-    اطلاعات ۲۹ آذر ۵۸

۸-    روزنامه کیهان؛ ۱۸ مهر ۱۳۶۰

به اشتراک بگذارید : تلگرام   |   فیس‌بوک
نام :
ایمیل :
پیام :