گفت‎و‎گو با دکترمنوچهر محمدی پیرامون ترامپ و تاثیر آن در امریکا، ایران و جهان/۱

سرنوشت کندی در انتظار ترامپ؟!

درست است که صاحبان قدرت نمی‌خواستند ترامپ روی کار بیاید. صاحبان قدرت سرمایه‎گذاری روی کلینتون کرده بودند. اما آقای ترامپ می‌تواند این اهداف و سیاست‌ها را فارغ از صاحبان قدرت پیش ببرد؟ خیر. برای این که در امریکا این ساختار وجود دارد. رئیس‎جمهور اگر هم بخواهد زیادی مقاومت کند، به همان بلایی دچار می‌شود که کندی دچار شد.


شهاب صدری مجد: منوچهر محمدی استاد دانشگاه تهران و پژوهشگر مطرح انقلاب اسلامی است. تحصیلات خود را با رشته حقوق سیاسی و علوم سیاسی در ایران و سپس امریکا تا کارشناسی ارشد گذرانده و دارنده‏ ی دکترای مطالعات بین‌الملل از دانشگاه کارولینای جنوبی در شهر کلمبیا در آمریکا است. پیروزی ترامپ و حواشی ایجاد شده پس از آن را با او به گفت‎و‎گو نشستیم.

*از نگاه شما تحولات سیاست خارجه امریکا به خصوص با انتخاب ترامپ، این بار با توجه به بحث برجام و اتفاقاتی که در حلب و سوریه افتاد، در کنار تحولات جهانی و ورود مجدد انگلیسی‌ها به منطقه چطور پیش می‌رود؟ آیا تغییری در سیاست خارجی امریکا ایجاد شده است؟

سیاست خارجه امریکا وابسته به تغییر روسای جمهور نیست؛ حتی وقتی رئیس‎جمهور از جمهوری‎خواه به دموکرات تغییر پیدا کند یا از دموکرات به جمهوری‎خواه. هیچ فرقی نمی‌کند کدام جناح باشد؛ چرا که این سیاست‌ها با توجه به ساختار قدرت در امریکا اتخاذ می‌شود. این ساختار قدرت هم تابع لابی‌های قدرتمندی است که در امریکا وجود دارد. این دو لابی مهم یکی لابی صنایع پیچیده نظامی هستند و یکی لابی صهیونیستی؛ البته ما لابی شرکت‌های نفتی را هم داریم؛ یعنی از شرکت‌های هفت خواهران نفتی پنج تایش امریکایی هستند. بنابراین برایند تصمیم‎گیری در درون این ساختار، سیاست خارجی امریکا را به وجود می‌آورد.

*با این اوصاف، فراز و نشیب‎ها و تحولات سیاست خارجی آمریکا را چگونه باید تحلیل کرد؟

تحولاتی که در این سیاست خارجی به وجود می‌آید، ناشی و تابعی است از تحولات میدان و صحنه بین‎الملل. بنابراین تاکتیک‌ها عوض می‌شود؛ کل سیاست خارجی تغییری نمی‌کند. این سیاست خارجی هم بر اساس سلطه، استکبار و چپاول حقوق ملت‌هاست. هیچ حد و مرزی هم ندارد. در کشوری که بر اساس نظام سرمایه‎داری به وجود آمده، و بر اساس نظریه لیبرالیسم و اندیویدوالیسم شکل گرفته، مهم این است که به هر حال منافع پایان سال را باید این شرکت‌ها جمع کنند. این کارتل‎ها و تراست‎ها و صاحبان قدرت به تنها چیزی که فکر نمی‌کنند، حتی مصالح و منافع درازمدت خود امریکا است. اینها به منافع کوتاه‎مدت خودشان فکر می‌کنند؛ چون باید در پایان سال تراز سالیانه‌شان سود گزافی را نشان بدهد که این سود گزاف هم بین همین سرمایه‎داران تقسیم می‌شود. واقعا این‌ها افراد بی‎وطنی هم هستند. ادعا می‌کنند وطن‎پرست هستند اما دروغ می‎گویند.

برآیند جنگ‌هایی که در طول این ۷۰ سال بعد از جنگ جهانی دوم رخ داده، این بوده که در حقیقت ملت و مردم و مالیات‎دهندگان امریکا خسارت هنگفتی خوردند؛ اما به قیمت چه؟ به قیمت سودی که صاحبان ثروت و قدرت که در آنجا حاکم هستند می‌برند. من خاطرم هست در جنگ ویتنام ۵۰ هزار سرباز امریکایی کشته شد و ۷۰۰ هزار نیرو در خاور دور به کار گرفته شد. آخر کار در حالی که آمریکا تریلیون‎ها دلار هزینه کرد، [نیروهای امریکایی] با فضاحت از پشت‎بام سفارت امریکا فرار کردند. چه کسانی در این جریان موجب طولانی شدن جنگ شدند و سود بردند؟ اینها کسانی نبودند جز شرکت‌های حمل و نقلی که می‌بایست ۷۰۰ هزار سرباز را از ینگه دنیا بردارند و بیایند در خاور دور به کار بگیرند. آن‌ها بودند که این جنگ را راه انداختند و آن‌ها هم بودند که در این جنگ بهره بردند، به اضافه صنایع پیچیده نظامی که سهم بزرگی هم در فروش تسلیهات خودشان به پنتاگون داشتند و هم در تست و آزمایش صنایع تخریبی که در ویتنام کشتار جمعی می‌کردند.

ما با شناخت این مسئله باید برویم سراغ سیاست خارجه کشور امریکا و بفهمیم که چه می‌گذرد.

*انتخابات اخیر آمریکا هم در همین برآورد می‎گنجد؟

در جریان انتخابات اخیر، یک اتفاق جدیدی افتاد. یک شخص بیزینس‎من و تاجر و کاسبی با این همه مفاسد می‌آید و فرصت‎طلبی می‌کند، بر این ساختار فاسد هجمه می‌آورد و می‌تواند علی‎رغم نظرات عجیب و غریبی که دارد – نسبت به اقلیت‌ها، نسبت به مسلمانان، نسبت به مهاجرین- و با یک ادبیات طنزگونه علیه فساد حاکم در واشنگتن وارد شود. او حتی آن اصطلاح بی‎ادبانه‎ای که "من دارم می‌روم واشنگتون که سیفون رو بکشم و همه این‌ها را به چاه توالت سرازیر بکنم" را به کار می‌برد. پس می‌توانیم بگوییم که انتخاب ترامپ خارج از اراده حاکمیت و صاحبان قدرت و ثروت در امریکا بود.

*یعنی پیش‎بینی امریکا این نبود؟

اصلا پیش‎بینی این نبود. منتهی با زرنگی‌ای که ترامپ به کار برد و بر روی خرابه‌های فاسد نظام حاکم وارد شد، توانست رای بیاورد. ترامپ با خیلی از اقلیت‌ها با عصبانیت صحبت می‌کند؛ مثلا مکزیکن‎ها، اسپانیایی‌ها که بخش مهمی از ایالات جنوبی را تشکیل می‌دهند و سیاه‎پوست‌ها. اصلا کشور امریکا کشور اقلیت‌هاست، مهاجرین بخش عمده این کشور را تشکیل می‌دهد و ما چیزی به عنوان امریکایی اصل اصلا آنجا نداریم! اما با وجود این عصبانیت و اینکه همه را به طریقی خطاب می‌کند و عصبانی می‌کند، چون به ساختار حاکم حمله می‌کند می‌تواند رای بیاورد. و جالب این است که حتی علیه سیاست‌ها و شعارهای حزب خودش هم وارد می‌شود. یعنی جمهوری‎خواهان تا مدتی حتی انکار می‌کردند که ترامپ از ماست. حتی رئیس کنگره امریکا هم یک زمانی گفت "این از ما نیست!" ولی وقتی دیدند روند افکار عمومی دارد به نفع او پیش می‌رود، آمدند در ماجرا و طرف ترامپ قرار گرفتند.

*شعارها و حرف‎های او در طول این مدت چقدر با دیدگاه‎های جمهوری‎خواهان تناسب داشته؟

شعارهایی که ترامپ می‌دهد، اصلا شعارهایی خلاف سیاست‌های جمهوری‎خواهان است. مثلا فرض کنید حل مسئله سوریه به همراهی ایران و روسیه. تمام دعوای جمهوری‎خواهان با اوباما این بود که تو چرا لشکرکشی و حمله نظامی نمی‌کنی به اینجا؟ اما این می‌آید و می‌گوید من حمله نظامی که نمی‌کنم هیچ، بلکه با این دو کشور می‌نشینم که تروریست‌ها را سرکوب کنم! یا مثلا فرض کنید که می‌گوید ما باید بپردازیم به مسائل داخلی‌مان و چه کار داریم برویم با فلان کشوری که نمی‌سازیم برویم رژیم‎اش را تغییر بدهیم. این حرفی بود که بیل کلینتون در شعار انتخاباتی‌اش گفت "من رئیس‎جمهور امریکا هستم نه رئیس‎جمهور دنیا" ولی موفق هم نشد چنین کارهایی بکند. آقای ترامپ دارد حرف‌های عجیب و غریبی می‎زند که نه با سیاست‎های جمهوری‎خواهان تطبیق می‌کند و نه با دموکرات‌ها. وقتی که می‌آید، به صراحت جورج بوش پسر را نقد می‌کند و می‌گوید ۶ تریلیون دلاری که بوش در خاورمیانه خرج کرد و جنگ راه انداخت، اگر می‌خواست در داخل امریکا هزینه کند ۳ مرتبه امریکا نوسازی می‌شد! خب این حرف یعنی خود جمهوری‎خواهان یا نو محافظه کاران را به چالش کشانده است!

*نسبت ترامپ با صاحبان قدرت که عملا سیاست‎های آمریکا باید با آنها تنظیم شود، چگونه خواهد شد؟

درست است که صاحبان قدرت نمی‌خواستند ترامپ روی کار بیاید. صاحبان قدرت سرمایه‎گذاری روی کلینتون کرده بودند. اما آقای ترامپ می‌تواند این اهداف و سیاست‌ها را فارغ از صاحبان قدرت پیش ببرد؟ خیر. برای این که در امریکا این ساختار وجود دارد.

رئیس‎جمهور اگر هم بخواهد زیادی مقاومت کند، به همان بلایی دچار می‌شود که کندی دچار شد. این ساختار اجازه نمی‌دهد رئیس‎جمهوری بیاید و بخواهد در مقابل ساختار حاکم راه خودش را طی کند. جان کندی که خیلی هم میان مردم امریکا محبوب بود، تصمیم گرفت با صاحبان قدرت مخصوصا در صنایع فولاد مقابله کند. خیلی راحت او را ترور کردند، قاتلش را هم ترور کردند، قاتل قاتل‎اش را هم ترور کردند، و... تا ۱۳ نفر را ترور کردند که اصلا معلوم نشود که ماجرا چه بود!

ترامپ هم اگر بخواهد زیادی فضولی بکند و خلاف مصالح این ساختار عمل بکند به همین مسئله دچار خواهد شد. یا استیضاح‎اش می‌کنند یا ترور خواهد شد.

*روندی که ترامپ در پیش گرفته خصوصا با توجه به وقایعی چون ماجرای وال‎استریت، آمریکا را به کدام سو خواهد برد؟

من معتقدم ترامپ کار بسیار مهمی کرد، و آن اینکه با خلاف قاعده عمل کردن، یک شورش همگانی در امریکا به وجود آورد. این شورش همگانی هم به نفع ترامپ بود و هم به ضررش؛ چرا که در این ماجرا ساختار هم دارد تضعیف می‌شود. آن چیزی که به اسم تسخیر وال استریت بعد از بیداری اسلامی به وجود آمد، دارد امروز کم‎کم شکل می‌گیرد و ادعای مشارکت می‌کند. این جریان امروز در جریان تصمیم‎گیری در آمریکا سهم خودش را می‎خواهد. با این حال ساختار همچنان معتقد است باید راه خودش را طی کند، و برایشان هم مهم نیست که چه تحولی دو سال بعد رخ می‌دهد. برایشان مهم نیست که آیا حرکت شورشی که به وجود آمد، ادامه می‌یابد یا نه. اینها هر وقت سرمایه خودشان را در خطر ببینند، خیلی راحت سرمایه‌شان را از امریکا خارج کرده و بیرون می‌آیند. چون این‌ها آدم‌های بی وطنی هستند؛ وطنشان سرمایه‌شان است و هر کجا بتوانند بیشتر آن را به کار ببرند آنجا وطن و عشقشان است.

*این احتمال را نمی‎توانیم بدهیم که همان دست‌های پشت‎پرده و قدرت‌ها تحلیلی از وضعیت فعلی امریکا داشته‌اند و اصلا با ترامپ بسته بودند که او با این شعارها بیاید به عنوان یک فرد جدید با حرف‌های جدید؟

نه. چنین چیزی وجود ندارد. پیروزی ترامپ حتی با رای کم‌تر از خانم کلینتون رخ داد. ظاهرا حدود ۳۰۰ هزار رای کمتر رای آورده بود و کارت الکترال او را بالا کشید. حتی ترامپ رای ایالاتی که به صورت سنتی به دموکرات‌ها رای می‌دادند را هم برد. مثل ویسکانسین و کالیفرنیا و امثال آن‌ها. ولی این قابل پیش‎بینی نبود چون عادت کرده بودیم به اینکه در انتخابات امریکا تصمیم‎گیری از قبل صورت بگیرد و اجازه ندهند آدم غریبه وارد انتخابات شود. الان هم مانده‌اند چه کنند و مستاصل‌اند.

*چطور می‌شود چنین چیزی از دستشان در برود؟ آن هم آن لابی‌ها.

این پیروزی حاصل تاکتیک‌هایی بود که ترامپ به کار برد؛ مثل حمله به ساختار حاکم که آن را فاسد دانست، و به خصوص افشا کرد که تروریسم هم دست‎پرورده این ساختار حاکم هست. با بهره برداری از نوعی افشاگری که برای مردم پسندیده بود ولی مطلوب ساختار حاکم نبود، توانست این کار را کند. می‌بینید که هم جمهوری‎خواهان با او مخالفت کردند و هم دموکرات‌ها. یعنی جمهوری‎خواهان با پیروزی ترامپ جشن نگرفتند و خود آن‌ها هم یک حالت گیجی بهشان دست داد. اگر خاطرتان باشد بعد از آن افشاگری درباره فساد اخلاقی که ترامپ خودش هم تعریف کرده بود و پیدا بود، بسیاری از جمهوری‎خواهان پیشنهاد کردند که استعفا بدهد. گفتند بهتر است به جای تو همان آقای ساندرز گویا (معاون‎اش) بیاید جلو و هیچ دفاعی از او نکردند.

*بیشتر چه گروه‌هایی در امریکا به ترامپ رای دادند؟ اگر بخواهیم قشربندی بکنیم.

می‌شود گفت کسانی که از این ساختار حاکم به هر دلیلی ناراضی بودند، به ترامپ رای دادند.

*رایشان در واقع بیشتر سلبی بوده؟

دقیقا! دقیقا سلبی بود و نه ایجابی.

*و به همین خاطر هم شما می‎گویید که از ادامه ماجرا خبری ندارند و نمی‌دانند چه خواهد شد؟

بله. به همین علت هم می‌بینیم در ادامه بعد از انتخابش به صورت استثنایی شورش در کشورش رخ می‌دهد. هیچ وقت سابقه نداشته در امریکا به بعد از انتخابات چنین تظاهراتی رخ بدهد و از همه اقوام و گروه‌های سیاسی، فرهنگی و قومی وارد ماجرا بشوند و بیایند بگویند:«He is not my president.»

ادامه دارد...

به اشتراک بگذارید : تلگرام   |   فیس‌بوک
نام :
ایمیل :
پیام :