عنوان: مصاحبه با روزنامه لوسآنجلس تایمز درباره دولت اسلامی
تاریخ: ۱۶ آذر ۱۳۵۷/ ۶ محرم ۱۳۹۹
مکان: پاریس، نوفل لوشاتو
موضوع: کیفیت دولت اسلامی- نفی سازش با کمونیسم- رابطه با امریکا
مخاطب: جلد ۵ صحیفه امام خمینی (ره)، از صفحه ۱۸۱ تا صفحه ۱۸۴
شناسه ارجاع:

مصاحبه‌کننده: خانم جورجی گایر از روزنامه لوس‌آنجلس تایمز

سوال: [حضرت آیت الله از اینکه به من این فرصت را برای مصاحبه داده‌اید تشکر می‌کنم. شکل دولت اسلامی، که شما برای آینده در نظر دارید چگونه است و آیا این یک شکلی است در سوسیالیزم اسلامی و آیا دولت اسلامی شما، چگونه می‌خواهد یک کشور صنعتی نوین را اداره بکند؟]

جواب: اما شکل حکومت ما، جمهوری اسلامی است. جمهوری به معنای اینکه متکی بر آرای اکثریت است و اسلامی برای اینکه متکی به قانون اسلام است. و دیگر حکومتها این طور نیستند که تکیه بر قانون اسلام داشته باشند. اما اداره مملکت، کارشناسانی هستند که الآن در انزوا هستند و در زمان حکومت شاه، از باب اینکه انسانهایی امین بوده‌اند از صحنه برکنار مانده‌اند، از باب اینکه با شاه نمی‌خواستند همراهی بکنند. اینها کارشناسانی هستند که کار را انجام خواهند داد.

[حضرت آیت الله، آیا شما علاقه‌ای یا اهمیتی به همکاری با عناصر مارکسیستی می‌دهید و آیا بین هدفهای جنبش شما و مارکسیستها هیچ سازگاری وجود دارد؟ و آیا نسبت به مقاصد شوروی در ایران نگران هستید؟]

- هدفهای ما با هدفهای آنها مختلف است. ما متکی بر اسلام هستیم و بر توحید، و آنها مخالف با هر دو آنها هستند. احکام ما احکام اسلام است و آنها اسلام را نمی‌پذیرند، و لذا ما به آنها نه تنها علاقه‌مند نیستیم که همکاری هم نداریم و نخواهیم داشت. اما راجع به شوروی، نه، ما نگرانی نداریم. برای اینکه، ملتی که خودش سرپای خودش زندگی می‌کند کسی نمی‌تواند در امور آن دخالت کند.

[حضرت آیت الله، در گزارشهای مطبوعاتی آمده است که دولتهای لیبی و جبهه ملی آزادیبخش فلسطین حرکتهای ضد شاه را در ایران تقویت مالی می‌کنند. ممکن است حضرت عالی بفرمایید که سازمان آزادیبخش فلسطین و لیبی و سایر کشورها و احزاب کمونیست تا چه مقدار جنبش شما را کمک می‌کنند؟]

- ما به کمک مالی آنان احتیاجی نداریم و به کمکهای دیگر از قبیل کمکهای تبلیغاتی هم که احتیاج هست، هیچ کس کمکی نکرده است. و اما احزاب کمونیست و کشورهای دیگر چون آن دو، هیچ کاری برای ما نکرده‌اند. این است استقلال به معنای عالی کلمه.

[حضرت آیت الله، انتظار شما چیست؟ چه موقعی این تضاد و جنگ به پایان خواهد رسید؟ و آیا این جنگ و نتیجه این جنگ را چگونه انتظار دارید؟ آیا این جنگ را جنگ مقدسی می‌دانید؟]

- اما جنگ ما جنگ مقدسی است؛ برای اینکه برای اسلام است، برای خداست. و چیزی که برای خدا باشد مقدسترین امور است. و اما نتیجه ما، تا وقتی که نتیجه آخر که عبارت از کوتاه شدن دست اجانب و رفتن رژیم سلطنتی تحقق پیدا نکند، دست از مبارزات خود برنمی‌داریم. مردم به غیر آن راضی نیستند.

[به نظر حضرت عالی، حکومت اسلامی شما با مسائل بانکی و مسئله بهره چگونه برخورد خواهد کرد؟ با مسئله صنایع چگونه برخورد خواهد کرد؟ آیا حضرت عالی در افکار خودتان با عربستان سعودی نزدیکتر هستید یا لیبی؟ یا تصور می‌فرمایید که یک چیزی است متفاوت از همه اینها؟]

- اما راجع به بهره بانکی، ما بانکهایی که بی‌بهره باشد باید تاسیس کنیم. ما بهره‌ها را جایز نمی‌دانیم. اما راجع به صنایع، صنایع را در ایران به بهترین وجه پایه گذاری خواهیم کرد. و اما آنچه که امروز به عنوان صنایع است در ایران، مونتاژی بیش نیست و اصولا به درد نمی‌خورد.

[راجع به لیبی چه؟]

- آن مسئله دیگری است. ما در مسائل اسلامی که آنان به آنها عمل می‌کنند موافقت داریم.

[روابط دولت اسلامی حضرت آیت الله با امریکا چگونه خواهد بود؟ آیا شما فروش نفت را به غرب ادامه می‌دهید، و روابط شما با شوروی چگونه خواهد بود؟]

- ما با تمام دولتها، در صورتی که دخالت در امور داخلی ما نکنند و برای ما احترام متقابل قائل باشند، با احترام رفتار می‌کنیم و نفت را هم هر کس مشتری است به او می‌فروشیم. ما از زیاده‌روی و غلطرویهایی که راجع به نفت بوده است و چیزهایی که خلاف مصلحت ملت بوده است، جلوگیری می‌کنیم، و الا نفت را می‌فروشیم.

- [روابط شما با شوروی چگونه خواهد بود؟]

- همان طور که با امریکا، فرقی ندارد. روابط مثل هم است.

[در مورد مسائل اجتماعی، حضرت آیت الله حضور زنان را در دانشگاه و یا کار کردن آنان در جامعه چگونه می‌بینید؟ آیا برای آنها شما محدودیتهایی قائل می‌شوید که الآن در جامعه کنونی وجود ندارد. و نظر حضرتعالی در مورد کنترل موالید و تحصیل زنان و مردان در دانشگاه به صورت مخلوط چیست؟]

- زنان در جامعه اسلامی آزادند و از رفتن آنان به دانشگاه و ادارات و مجلسین به هیچ وجه جلوگیری نمی‌شود. از چیزی که جلوگیری می‌شود فساد اخلاقی است که زن و مرد نسبت به آن مساوی هستند و برای هر دو حرام است. راجع به موالید، تابع آن است که حکومت چه تصمیمی بگیرد.

[ممکن است راجع به تاریخچه و نمای تاریخی جنبش تاریخی خودتان و توسعه‌اش در طی پانزده سال گذشته از زمانی که در تبعید بودید، برای من شرح دهید؟ چگونه در سازمان دادن چنین جنبش بسیار موثری اقدام کردید و سازمان دهندگان این جنبش چه کسانی بودند و چه نوع از روابط و تامینهای مختلف که برای دنیا باور کردنی نیست وجود داشته و دارد؟]

- اصل جنبش و مقدمات آن طولانی است. ولی آن قدر که به طور اختصار می‌توانم بگویم این است که شاه از ابتدای سلطنت غاصبانه‌اش جنایتهای بیشماری کرد و مواردی هم پیش آمد که قدرت آن پیدا شد که او را از مملکت بیرون کنند که مع الاسف سستی کردند. شروع مبارزات پانزده ساله اخیر بدین صورت بود که شاه بر خلاف مصلحت ملت کارهایی انجام داد. ابتدا علمای اسلام مخالفت کردند و این مخالفت به گرفتاری شبانه من انجامید. در ۱۵ خرداد ۴۲ از قراری که می‌گویند، پانزده هزار نفر کشته شدند. قریب یک سال در زندان و حصر بودم. پس از آزادی به مبارزاتم ادامه دادم و مفاسد و جنایات شاه را افشا نمودم، تا اینکه یکی از خیانتهای بزرگ شاه یعنی قضیه کاپیتولاسیون پیش آمد و شاه، مستشاران امریکایی را مصونیت داد. از این جهت که این قضیه مخالف مصالح اسلام و کشور بود، من با آن شدیدا مخالفت نمودم و به دنبال آن شبانه دستگیر شدم و مستقیما به ترکیه تبعید شدم. یک سال در ترکیه بودیم. پس از آن ما را تحویل عراق دادند و قریب چهارده سال در عراق بودیم. در طول این مدت من در مواقع‌ مختلف، جنایات شاه را چه در اعلامیه و چه در خطابه اعلام می‌کردم و هر فاجعه‌ای را گوشزد می‌نمودم و هرگز ساکت ننشستم و بعد هم که به اینجا آمدم. و اما سازمان دادن نهضت اسلامی همگانی ملت ایران، این نهضت جنبشی است که همه مردم را شامل می‌شود و از آنها و مردم سرچشمه می‌گیرد، و اعتقادش به این است که این نهضت را تا به ثمر رسیدن باید ادامه داد. البته ما روحانیون، مردم را هدایت کردیم و تمام جرایم رژیم را افشا کردیم و روشنگری روحانیون، بحمد الله مفید واقع شد و مردم روشن شدند، و یک تحول فکری برای جامعه ایران به وجود آمد، به طوری که همه با هم یکصدا به دنبال یک راه و مقصد در حرکتند، و آن نابودی این دودمان و برچیده شدن نظام شاهنشاهی و برقراری حکومت اسلامی است و این هدف در سراسر ایران حکمفرماست. در مرکز، همین مطلب را می‌خواهند، در شمال و جنوب و شرق و غرب هم همین موضوع را طالبند. همه فریاد استقلال، آزادی، حکومت اسلامی را سر داده‌اند و می‌خواهند. چرا نخواهند؟! شاه تمام مخازن زیرزمینی و روی زمینی آنان را به غارت داده است. استقلال سیاسی، نظامی، اقتصادی و فرهنگی آنان را بر باد داده است. آنان می‌خواهند و همگی می‌خواهیم که شاه را به جزای اعمالش برسانیم و این صدای مجازات شاه در سراسر ایران طنین انداخته است. شاه غیر از اینکه برود هیچ چاره‌ای ندارد، البته اگر به دست مردم نیفتد. امریکا و سایر کشورهایی که از او پشتیبانی می‌کنند، خطاکار و در اشتباهی بزرگ هستند و این پشتیبانی برای خودشان بسیار مضر است و باید در این امر تجدید نظر کنند.

[آیا از طرف مقامات امریکایی، هیچ نوع تماسی با حضرت عالی گرفته شده است؟]

- خیر.

[پس از پایان اقامت در فرانسه، کجا خواهید رفت؟]

- تصمیم نگرفته‌ام.