عنوان: سخنرانی در جمع پاسداران و بازاریان تهران (آزادی در حکومت اسلامی)
تاریخ: ۲۳ خرداد ۱۳۵۸/ ۱۸ رجب ۱۳۹۹
مکان: قم
موضوع: تشریح «آزادی» و ابعاد آن در حکومت اسلامی
مخاطب: پاسداران و بازاریان تهران‌
شناسه ارجاع: جلد ۸ صحیفه امام خمینی (ره)، از صفحه ۱۱۸ تا صفحه ۱۲۲

بسم الله الرحمن الرحیم‌

تحقق احکام اسلام، هدف اصلی‌

من امیدوارم که همه ما پاسدار اسلام و از نگهبانان دین مبین اسلام باشیم؛ و شما برادران را خدای تبارک و تعالی در جزو پاسداران اسلام و دوستان اهل بیت علیهم السلام- ثبت کند.البته همه اقشار ملت در این نهضت شرکت داشتند؛ و شما پاسدارها در این نهضت شرکت داشتید. جوانان ما همه در این نهضت شریک بودند، و امیدوارم از این به بعد هم به این شرکت باقی بمانند. مهم این است که ما تکلیف حال و آینده را بدانیم. آنچه گذشته است بحمد الله خوب گذشت؛ لکن آنچه مهم است این است که تکلیف ما در حال چه است، و در آینده.

ما باز جمهوری اسلامی را به آن طور که می‌خواهیم تحقق پیدا نکرده. البته الآن رژیم فعلی به حسب رفراندمی که شد رژیم جمهوری اسلامی است؛ لکن ما مقصودمان نبود که فقط رای بدهیم به جمهوری اسلامی و برویم کنار؛ ما جمهوری اسلامی را می‌خواهیم که احکام اسلام در آن جمهوری تحقق پیدا بکند. احکام اسلام در سرتاسر کشور؛ و ان شاء الله در سرتاسر بلاد مسلمین؛ و امید است که سرتاسر کشورهای همه جا باشد.

آزادی در اسلام‌

آنچه که مورد نگرانی هست فی الجمله این است که الآن که شما آقایان و همه اقشار احساس یک آزادی کردید و آزاد هستید، ببینیم که آیا آزادی که ما الآن داریم با این آزادی چه می‌کنیم. ما الآن از قید و بندی که رژیم سابق داشت آزاد هستیم؛ و لهذا آزادانه شما پیش ما آمدید و سابقا نمی‌توانستید؛ و ما هم آزادانه با شما صحبت می‌کنیم، و شما هم با ما صحبت می‌کنید؛ لکن ما با این آزادی باید چه بکنیم؟ آیا حالا که آزاد هستیم دیگر تمام قید و بندها را کنار بگذاریم؟ به مجرد اینکه آزاد شدیم هر چه می‌خواهیم بگوییم؟ هر چه می‌خواهیم بنویسیم؟! هر کاری می‌خواهیم بکنیم؟ این است معنای آزادی که در جمهوری اسلامی است، که قیدها و بندها دیگر برداشته باید بشود؟ هر کس هر چه می‌خواهد بگوید؟ و لو ضد ملت باشد، و لو ضد اسلام باشد، و لو بر خلاف قرآن مجید باشد؟ یا نه، آزادی که می‌خواهیم ما، آن آزادی که اسلام به ما داده است، حدود دارد آزادی.

آزادی در حدود قانون است. همه جای دنیا این طور است که آزادی که هر ملتی دارد، در حدود قانون آزادی دارد. نمی‌تواند کسی به اسم آزادی قانون‌شکنی بکند. آزادی این نیست که مثلا شما بایستید در کوچه به هر کس رد می‌شود یک ناسزایی بگویید خدای نخواسته؛ یا با چوب بزنید او را: «من آزادم!» آزادی این نیست که قلم را بردارید و هر چه دلتان می‌خواهد بنویسید، و لو بر ضد اسلام باشد، و لو بر ضد قانون باشد.

خطر سوء استفاده از آزادی‌

الآن این آزادی را خدای تبارک و تعالی که به ما عنایت کرده است، ما را برای این آزادی امتحان می‌کند. یکوقت نمی‌توانستید کاری بکنید، حالا خدا به شما این عنایت را فرموده است که آنهایی که جلوی آزادی شما را گرفته بودند، آنها را از این مملکت اخراج کرد. حالا که اخراج کرد و آزادی به شما عنایت فرمود، شما را با این آزادی امتحان می‌کند. نعمتهای خدا امتحان است برای بندگان خدا. ببینیم که آیا این نعمتی که خدا به ما عنایت کرده است، این نعمت را کفران می‌کنیم، یا شکر این نعمت را می‌کنیم. کفران این است که آزادی را ما وسیله کارهای زشت قرار بدهیم. «من آزادم، هر کاری‌ می‌خواهم می‌کنم» و لو ...! شکر نعمت این است که این آزادی را صرف بکنیم در آنچه که خدای تبارک و تعالی امر فرموده است. این آزادی که خدا به ما عنایت فرموده است، و یک هدیه الهی است، اگر چنانچه شما خیانت به این آزادی و این هدیه خدا بکنید، ممکن است خدای تبارک و تعالی هدیه خودش را پس بگیرد از ما، و ما باز برگردیم به آن حالی که سابق بودیم. باید همه ما توجه به این معنا داشته باشیم که از این آزادی سوء استفاده نکنیم.

گرانفروشی یکی از سوء استفاده‌هاست، که کسی بگوید من آزادم، حالا هر چه دلش می‌خواهد به این مستمندها اجحاف بکند و قیمتها را بالا ببرد و بازار را به وضع طاغوتی درست کند. اجحاف در معاملات، بی‌انصافی در معاملات یک امری نیست که عقل انسان بپذیرد، و خدای تبارک و تعالی راضی باشد به این معنا. باید بازارها را یک بازارهای اسلامی بکنید.

تفاوت جمهوری اسلامی با جمهوری دمکراتیک‌

جمهوری اسلامی همه چیزش باید اسلامی باشد؛ اداراتش باید اسلامی باشد؛ تحول لازم دارد؛ حالا باز نیست. دادگستری باید اسلامی باشد، قضات باید قضاتی که اسلام تعیین کرده است باشند؛ تا حالا نشده است این. فرهنگ باید یک فرهنگ اسلامی باشد؛ و از این فرهنگ وابسته و استعماری بیرون بیاید؛ و حالا نشده است باز. الآن بازار، که در دست بازاریهای به ظاهر متدین است، به اسم اینکه حالا دیگر کسی نیست که به ما فشار بیاورد و بگوید نرخ کذا، نباید اجحاف بکنند. با حاکم وقت است که جلوگیری کند؛ و ما ممکن است اجازه بدهیم جلوگیری کنند از یک اجحافاتی که می‌شود در بازار. «ما آزادیم هروئین بفروشیم، آزادیم تریاک بفروشیم، آزادیم قمارخانه باز کنیم، آزادیم شرابخانه باز کنیم، شراب فروشی باز کنیم»! همچو «آزادی» نیست. این آزادیها یک آزادیهای غربی است که این طور چیزها را می‌آورد. آزادی‌ای که در اسلام است در حدود قوانین اسلام است. آن چیزی که خدا فرموده است نباید بشود، شما آزاد نیستید که‌ اقدام کنید به آن. همچو آزادی نیست که کسی بخواهد قمار کند، بگویند «آزاد است، خودش می‌داند»! بله، اگر چنانچه آزادی دمکراتیک بود و جمهوری، جمهوری دمکراتیک بود، آن آزادیها به حسب قاعده‌اش هست. هر کس دلش می‌خواهد که دکان شراب فروشی باز کند، باز کند؛ اگر دلش می‌خواهد هم، قمارخانه باز بکند. مراکز فحشا هیچ مانعی با جمهوری دمکراتیک ندارد. اینها که جمهوری دمکراتیک می‌خواهند این را می‌خواهند. یک همچو آزادی را می‌خواهند. و ما که عرض می‌کنیم جمهوری اسلامی، این است که روی قواعد اسلام باید باشد. باید مراکز فحشا بسته بشود. جوآنها ما به مراکز فحشا وارد نشوند.

خیانت دودمان پهلوی به نسل جوان‌

جوانهای ما را بد بار آوردند؛ هروئینی بار آوردند، تریاکی بار آوردند، قمارباز بار آوردند، شرابخوار بار آوردند و یک صدمه بزرگی به کشور ما زدند که نیروی انسانی را از ما گرفتند؛ نیروهای انسانی را هدر دادند. باید در جمهوری اسلامی، نیروهای انسانی محفوظ بماند. نیروی انسانی صرف یک امر صحیح بشود تا کشور ما نجات پیدا بکند. ما الآن یک کشوری داریم که سالهای طولانی و خصوصا در این پنجاه و چند سالی که این پدر و پسر غیر صحیح، این پدر و پسر جنایتکار، در این مملکت حکومت کردند، نیروی انسانی ما را از بین بردند. الآن شما باید چراغ بردارید و بگردید دوره که انسان پیدا بکنید! نگذاشتند انسان پیدا بشود. دانشگاهها را نگذاشتند دانشگاه اسلامی باشد، دانشگاه انسانی باشد. مدارس ما را نگذاشتند درست ما درس بخوانیم. فشارها، اختناقها در آن زمان، در این زمان؛ هر کدام به یک شکلی. جوانهای ما را برایشان مراکز فحشا تهیه کردند؛ و تشویق کردند به این مراکز فحشا. مراکز فحشا را می‌گویند بیشتر از کتابخانه هست! و همین طور هم هست. حالا ان شاء الله امیدوارم جلوگیری شده باشد. در هر صورت، این صدمه‌ای که به ایران خورد از حیث نیروی انسانی، بیشتر [از] آن صدماتی است که از حیث اقتصاد خورد، از حیث جهات دیگر خورد. اقتصاد زود قابل جبران‌ است؛ اما نیروی انسانی سالهای طولانی لازم است تا یک انسانی به رشد انسانی برسد.

و من امیدوارم که همان طوری که شما پاسدارهای اسلام هستید، پاسداری از خودتان هم بکنید، پاسداری از نفس خودتان بکنید؛ نگذارید نفس سرکشی بکند، هر کاری می‌خواهد بکند. مهار کنید نفس خودتان را که تابع اسلام باشد. هر چه خدا می‌خواهد عمل بکنید.

خداوند به همه شما توفیق عنایت کند. ان شاء الله این مملکت به سر و سامان برسد، و همه سعادتمند باشید. خدا حفظتان کند.