عنوان: سخنرانی در جمع اعضای ستاد بسیج اقتصادی (اقتدار ایران امروز)
تاریخ: صبح ۸ خرداد ۱۳۶۱/ ۵ شعبان ۱۴۰۲
مکان: تهران، جماران
موضوع: ایران امروز مقتدر و نیرومند
مخاطب: آقای بهزاد نبوی (وزیر مشاور در امور اجرایی و سرپرست ستاد بسیج اقتصادی) و اعضای این ستاد.
شناسه ارجاع: جلد ۱۶ صحیفه امام خمینی (ره)، از صفحه ۲۷۰ تا صفحه ۲۷۱

روز دوم خرداد سال ۶۱، ایرانی ها خرمشهر را محاصره کردند. روز سوم خرداد نیروهای معدودی به دروازه‌های خرمشهر رسیدند و صیاد شیرازی مردد بود که به هفتصد نیرو دستور بدهد به شهری که در آن ۱۵هزار عراقی هستند، حمله کنند یا نه. اما آن ۱۵هزار نیرو ناگهان صف بستند تا اسیر شوند و در نتیجه ظهر سوم خرداد همه‌ی مردم ایران خبر آزادی خرمشهر را شنیدند. ر.ک. دایره‌المعارف مصور تاریخ جنگ ایران و عراق، جعفر شیرعلی‌نیا، نشر سایان، صفحه ۲۱۱/

ر.ک. سایت جامع امام خمینی (ره)

بسم الله الرحمن الرحیم‌

اقتدار و قدرت جمهوری اسلامی ایران‌

کسانی که سنشان اقتضا می‌کند و زمانهای گذشته را به یاد دارند، می‌دانند که چگونه جنگ شد و به کشور ما وارد شدند و عواقب جنگ چه بود و چه چیزهایی را به دنبال داشت.

در جنگ دوم جهانی ما هیچ قدرتی نداشتیم و دیگران به کشور ما وارد شدند و من به یاد دارم که بر ملت چه گذشت. من باب نمونه، در آن موقع وسایل اولیه زندگی پیدا نمی‌شد و اگر هم بود فاسد بود. شما اگر زندگی امروز مردم را نسبت به گذشته مقایسه کنید خواهید فهمید که بر خلاف گذشته امروز نایابی نیست، بلکه گرانی است.

مهم این است که امروز همه، همه چیز را بر روی ما بسته‌اند و این خود، نعمتی برای ما بوده است. وقتی همه درها بسته شد و فکرها باز، می‌بینید که فعالیتها آغاز شد و همه جا کانون فعالیت است. مردم همچنان در کنار دولت ایستاده‌اند و هیچ گاه دولت را تنها نگذاشته‌اند و می‌بینید قریب دو سال است که جنگ را به خوبی به پیش می‌برند. فتح خرمشهر یک مساله عادی نبود. اینکه پانزده الی بیست هزار نفر به صف، برای اسارت بیایند و تسلیم شوند، مساله عادی نیست، بلکه ما فوق طبیعت است. ایران امروز به عنوان یک ایران بزرگ و نیرومند مطرح است و در همه جا بر سر زبانهاست. صدام می‌گوید ما پیروزمندانه عقب‌نشینی کردیم!! قصه نادر را شنیده‌اید که وقتی شکست خورد و به‌ سردارها گفت: بنویسید ما شکست خوردیم. میرزا مهدی خان نوشت: چشم زخمی به ارتش ما وارد آمد. وقتی که نوشته را به دست نادر دادند، آن را پرت کرد آن طرف و گفت: بنویس با ما چه کردند. او این قدرت را داشت که بگوید ما شکست خوردیم. اینها اگر قدرت جبران داشتند به شکست خود اعتراف می‌کردند، ولی شکست آنها همیشگی تا ابد است.

از طرفی امریکا تشر می‌زند که ما منافع داریم. بلی، شما منافع دارید ولی ما از دستتان گرفته‌ایم. شما از آن طرف دنیا می‌خواهید دخالت کنید. مگر دخالت چگونه است؟ دخالت شما این است که صدام و منافقین را فرستاده‌اید. معنای دخالت این نیست که ریگان خودش بیاید. شما آقایان قدر این ملت را بدانید و کوشش کنید رضایت آنها را که با ما و شما همراهی کردند حاصل کنید. من از شما که مشغول خدمت به اسلام و مسلمین هستید تشکر می‌کنم و امیدوارم در کارتان موفق باشید.