عنوان: پیام به نمایندگان مجلس خبرگان (رهنمودهایی به نمایندگان خبرگان رهبری)
تاریخ: ۲۲ تیر ۱۳۶۲/ ۲ شوال ۱۴۰۳
مکان: گشایش مجلس خبرگان رهبری
موضوع: رهنمودهایی به نمایندگان خبرگان رهبری و رهبران آینده
مخاطب: نمایندگان مجلس خبرگان
شناسه ارجاع: جلد ۱۸ صحیفه امام خمینی (ره)، از صفحه ۳ تا صفحه ۷

بسیاری آیت‌الله منتظری را فرد شایسته‌ای می‌دانستند اما بحث رهبری او هنگامی جدی شد که بیماری قلبی امام نگران‌کننده و بهمن ۱۳۵۸ در بیمارستان بستری شدند. هر چند به طور رسمی در سال ۱۳۶۴ قائم مقام رهبری شد اما از مدت‌ها پیش بسیاری وی را جانشین امام می‌دانستند حتی در خاطرات هاشمی رفسنجانی آمده است که سید احمد خمینی از مخالفت احتمالی جامعه مدرسین با جانشینی منتظری ابراز نگرانی کرده بود. ر.ک. دایره‌المعارف مصور تاریخ زندگی امام خمینی، جعفر شیرعلی‌نیا، نشر سایان، صفحه ۳۸۴/

در کنار ویژگی‌های مثبت، نگرانی جدی درباره اطرافیان وی وجود داشت و این موضوع قائم مقامی را تا سال ۱۳۶۴ به تاخیر انداخت. امام در پیام خود به خبرگان به نکاتی درباره رهبر آینده اشاره کردند که بسیاری معتقدند به منتظری مربوط می‌شد. در این مدت امام بارها نمایندگانی جهت مذاکره برای تغییراتی در اطرافیان به پیش آیت‌الله منتظری فرستادند. ر.ک. دایره‌المعارف مصور تاریخ زندگی امام خمینی، جعفر شیرعلی‌نیا، نشر سایان، صفحه ۳۸۶/

ر.ک. سایت جامع امام خمینی (ره)

بسم الله الرحمن الرحیم‌

با تایید خداوند متعال جل و علا و پشتیبانی حضرت ولی الله اعظم، بقیه الله ارواحنا لمقدمه الفداء- بر حسب اصل یکصد و هفتم قانون اساسی جمهوری اسلامی، مجلس مبارک خبرگان، که به وسیله آراء ملت عظیم الشان ایران، شماری از علمای اعلام و حجج اسلام- ادام الله بقائهم- برای تعیین رهبر یا شورای رهبری انتخاب شده‌اند، مفتوح گردید. مجلسی که برای ادامه نظام جمهوری اسلامی و شرعیت بخشیدن به آن نقش اساسی دارد. مجلسی که علاقه‌مندان به اسلام و جمهوری اسلامی دل بدان بسته، و مخالفان و دشمنان آن چشم به آن دوخته‌اند. آنان دل بسته‌اند که منتخبین آنها، که از علمای متعهد و آگاه به مصالح و مفاسدند، با رای مبارک خود شایسته ترین و آگاه ترین و متعهدترین فقیه یا فقها را برای این مقام، که صیانت «۱» نظام جمهوری اسلامی و هدایت آن به طور شایسته و موافق با شریعت مطهره بستگی به آن دارد، با اعتقاد به حضور خداوند متعال و نظارت او- جل و علا- بر آراء و اعمال و احوال آنان تعیین نمایند، و رضای او را بر رضای خود و دیگران مقدم دارند. و اینان چشم طمع دوخته‌اند که شاید به وسیله ایادی خود بتوانند لغزشی خدای نخواسته ایجاد کنند که در آتیه‌ای و لو دراز مدت نظام اسلامی را به انحراف کشانند.

ما می‌دانیم که ابرقدرت‌ها و حکومت‌های وابسته به آنان با اسلام شاهنشاهی و ملکی «۲» مخالف نیستند؛ بلکه بی‌شک آن را تایید نیز می‌کنند. اسلامی که به وسیله ایادی ابلیسی خود و جهال بصورت عالم، عرضه شود- که علمای اسلام و مسلمانان نباید در امور سیاسی و اجتماعی مسلمین دخالت کنند و نباید در امور مسلمانان اهتمام نمایند، و حکم واضح عقل موافق با قرآن را نادیده گرفته و حدیث مجاری الامور بید العلماء بالله «۳» را ضعیف و سخن شریف و اما الحوادث الواقعه فارجعوا فیها الی رواه احادیثنا. «۴» و دیگر احادیث از این قبیل را بی‌مبنا یا به تاویل کشانند- صد در صد مورد تایید آنان است. چه بهتر که دست علمای متعهد و مسلمانان بیدار را این درباریان روحانی نما و بازیخوردگان غافل از سیاست بازی شیاطین ببندند، و راه را برای چپاول و سلطه قدرت‌ها باز کنند.

آنان از اسلامی که موید آنهاست چه باک دارند؟ از اسلام علی بن ابی طالب- علیه صلوات الله و سلامه- می‌ترسند. اگر آن شهید دلباخته اسلام و اسلام‌شناس حقیقی مثل اینان فکر می‌کرد و به گوشه عزلت به عبادت خدا مشغول می‌شد و راهی جز بین مسجد و منزل نمی‌پیمود، نه جنگ صفین «۵» و نهروان «۶» پیش می‌آمد، و نه جنگ جمل «۷»، و نه مسلمانان فوج فوج به قتل می‌رسیدند و شهید می‌شدند. و اگر سید الشهدا- علیه السلام- مثل اینان فکر می‌کرد و در کنار قبر جدش به ذکر و دعا می‌پرداخت، فاجعه بزرگ کربلا پیش نمی‌آمد و دوستان ارجمند خداوند قطعه قطعه نمی‌شدند و آل الله به اسارت نمی‌رفتند. و از آنها بالاتر، اگر رسول اکرم- صلی الله علیه و آله و سلم- مانند اینان فکر می‌کرد و به نصیحت و بیان احکام عبادات می‌پرداخت، آن همه رنج و مصیبت نمی‌دید و آن همه مسلمانان به شهادت نمی‌رسیدند. و در علمای معاصر، اگر مرحوم آیت الله‌ عظیم الشان، آقا میرزا محمد تقی شیرازی «۸» با آن مقام بزرگ در علم و ورع و تقوا، همانند اینان فکر می‌کرد، در عراق جنگ بین مسلمانان و انگلیسی‌های متجاوز غاصب پیش نمی‌آمد و آن همه مسلمانان شهید نمی‌شدند، و استقلال عراق تامین نمی‌شد.

حکومت‌هایی که در عصر حاضر با دل و جان و اسم اسلام در خدمت ابرقدرت‌ها، بویژه امریکا هستند و عامل تامین منافع آنان در جهان می‌باشند، و آخوندهای درباری از خدا بی‌خبر که موید آنان و مخالف با رژیم اسلامی هستند و کوشش در هدم اسلام پرخاشگر بر ستمگران به سیره رسول الله- صلی الله علیه و آله و سلم- و علم کردن اسلام شاهنشاهی و ملوکی هستند، که مسلمانان متعهد را به جرم شکایت از ظلم امریکا و اسرائیل می‌خواهند از فریضه حج محروم کنند، باید مورد تایید شوروی و امریکا و اسرائیل باشند.

و اکنون شما، ای فقهای شورای خبرگان وای برگزیدگان ملت ستمدیده در طول تاریخ شاهنشاهی و ستمشاهی، مسئولیتی را قبول فرمودید که در راس همه مسئولیت‌هاست؛ و آغاز به کاری کردید که سرنوشت اسلام و ملت رنجدیده و شهید داده و داغدیده گرو آن است. تاریخ و نسل‌های آینده درباره شما قضاوت خواهند کرد، و اولیاء بزرگ خدا ناظر آرا، و اعمال شما می‌باشند؛ «و الله من ورائهم محیط و رقیب» «۹». کوچکترین سهل انگاری و مسامحه و کوچکترین اعمال نظرهای شخصی و خدای نخواسته تبعیت از هواهای نفسانی، که ممکن است این عمل شریف الهی را به انحراف کشاند، بزرگترین فاجعه تاریخ را به وجود خواهد آورد. اگر اسلام عزیز و جمهوری اسلامی نوپا به انحراف کشیده شود و سیلی بخورد و به شکست منتهی شود، خدای نخواسته اسلام برای قرن‌ها به طاق نسیان سپرده می‌شود، و به جای آن، اسلام شاهنشاهی و ملوکی جایگزین آن خواهد شد. شما برگزیدگان مستضعفان می‌دانید که با کوتاه شدن‌ دست ابرقدرت‌های چپاولگر از کشور اسلامی شما، آنان و وابستگان به آنها ماهیت اسلام و قدرت الهی آن را لمس نمودند، و چون افعی زخم خورده در کمین نشسته‌اند که از هر راهی بتوانند خود یا به وسیله پیروان از خدا بی‌خبر خود این نظام الهی را از مسیر خود منحرف نمایند. و بالاترین انحراف، که منجر به انحراف تمام ارگان‌ها می‌شود، انحراف رهبری است، که امروز شما نقش اول آن را دارید. شما دیدید و شنیدید که با اصل پنجم قانون اساسی چه مخالفت‌ها شد و چه جار و جنجال‌ها بپا کردند، و بحمد الله تعالی موفق نشدند ماموریت خود را انجام دهند. و اخیرا با همین تعیین خبرگان نیز مخالفت کردند و سمپاشی نمودند، و بحمد الله با شکست مواجه شدند.

و امروز هم شما نباید از کید ساحران و وسوسه خناسان «۱۰» غافل باشید. راه خود را با قدرت الهی و تعهد به اسلام بزرگ و قوت ایمانی و روحی ادامه دهید؛ و به هیچ چیز الا مصالح اسلام و مسلمین فکر نکنید. و در این صورت خداوند تعالی پشت و پناه شماست.

لازم است به رهبر محترم آتیه، یا شورای رهبری، تذکری برادرانه و مخلصانه بدهم:

رهبر و رهبری در ادیان آسمانی و اسلام بزرگ چیزی نیست که خودبخود ارزش داشته باشد، و انسان را خدای نخواسته به غرور و بزرگ‌اندیشی خود وادارد. آن همان است که مولای ما، علی بن ابی طالب، درباره آن گوشزد فرموده است. اساسا انبیاء خدا- صلوات الله و سلامه علیهم- مبعوث شدند برای خدمت به بندگان خدا، خدمت‌های معنوی و ارشادی و اخراج بشر از ظلمات به نور، و خدمت به مظلومان و ستمدیدگان و اقامه عدل، عدل فردی و اجتماعی.

شما که خود را پیروان اصحاب وحی و اولیاء عظیم الشان می‌دانید و بحمد الله هستید، خود را جز خدمتگزار به ملت‌های ستمدیده ندانید. و باید بدانید که تبهکاران و جنایت‌پیشگان بیش از هر کس چشم طمع به شما دوخته‌اند، و با اشخاص منحرف نفوذی در بیوت «۱۱» شما، با چهره‌های صد در صد اسلامی و انقلابی، ممکن است خدای نخواسته‌ فاجعه به بار آورند، و با یک عمل انحرافی نظام را به انحراف کشانند، و با دست شما به اسلام و جمهوری اسلامی سیلی زنند. الله، الله، در انتخاب اصحاب خود. الله، الله، در تعجیل تصمیم‌گیری، خصوصا در امور مهمه. و باید بدانید و می‌دانید که انسان از اشتباه و خطا مامون نیست. به مجرد احراز اشتباه و خطا از آن برگردید، و اقرار به خطا کنید؛ که آن کمال انسانی است، و توجیه و پافشاری در امر خطا نقص، و از شیطان است. در امور مهمه با کارشناسان مشورت کنید، و جانب احتیاط را مراعات نمایید.

این جانب مطالبی را در سی صفحه، به عنوان وصیت، نوشته‌ام؛ و یک نسخه آن را در مجلس مبارک خبرگان امانت می‌گذارم، که پس از مرگ این جانب منتشر خواهد شد.

از خداوند متعال عاجزانه مسالت می‌نمایم که اسلام بزرگ را عظمت بیشتر بخشد؛ و توفیق وحدت را برای حفظ کیان اسلام و کشورهای اسلامی نصیب ملت‌های اسلامی فرماید؛ و جمهوری اسلامی را هر چه بیشتر تقویت نماید؛ و ما را مورد عنایت حضرت بقیه الله- عجل الله فرجه الشریف و روحی لمقدمه الفداء- قرار دهد. و السلام علی عباد الله الصالحین.

۲۲ تیر ماه ۱۳۶۲/ ۲ شوال المکرم ۱۴۰۳

روح الله الموسوی الخمینی‌